پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
فرهنگ و انديشه
۳۳۷۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاهى به كتاب «هوسرل در متن آثارش»
تأليف عبدالكريم رشيديان
كتاب انديشه
نگاهى به كتاب «هوسرل در متن آثارش»
تأليف عبدالكريم رشيديان
فيلسوفى كه نمى توان ناديده گرفت
245319.jpg
محمدرضا مسعودى
ادموند هوسرل، از فيلسوفان پيشتاز و پيشگام معاصر است كه تأثير تأملات فلسفى او را در بسيارى از مكاتب و جريان هاى امروزين فلسفه جهان مى توان مشاهده كرد. با اين همه آثارى كه از هوسرل و يا درباره او نوشته شده باشد در زبان پارسى كمتر از عدد انگشتان يك دست است.
اما اخيراً كتابى با عنوان «هوسرل در متن آثارش» تأليف دكتر عبدالكريم رشيديان، استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتى، از سوى نشر نى منتشر شده است كه جاى خالى هوسرل در ادبيات فلسفى ايران را پر مى كند. اين كتاب كوششى براى آشنا كردن خواننده با انديشه هاى فلسفى يكى از بزرگترين متفكران قرن بيستم است. انديشه هايى كه بخش مهمى از فضاى فلسفى قرن گذشته را شكل داده اند تا آنجا كه درك فلسفه معاصر غربى بدون آن ناممكن يا دست كم بسيار ناقص است. در اين كتاب انديشه هاى هوسرل با تكيه مستقيم بر آثار او بازگويى و تحليل مى شود به گونه اى كه خواننده هر چه بيشتر در فضاى فكرى اين فيلسوف قرار مى گيرد. فصلهاى گوناگون اين كتاب تقريبا كليه مضامين اصلى پديده شناسى هوسرل را به تفصيل به خواننده عرضه مى كند.
هوسرل را به حق مى توان «فيلسوف ناديدنى» قلمداد كرد. چرا كه در ايران كمتر به او پرداخته شده و آثار كمى نيز از وى ترجمه شده است. چه برسد به اين كه كسى بخواهد براى هوسرل تك نگارى انجام بدهد و آراى او را در بوته تحليل قرار دهد. اما اين بار دكتر رشيديان كه آثار مهمى از وى در زمينه هاى فلسفى منتشر شده اقدام به تأليف و انتشار كتابى نموده كه جاى تأمل و توجه دارد. رشيديان پيش از اين كتابهاى ترس و لرز اثر كى ير كگار، نقد قوه حكم اثر كانت، متن هايى از مدرنيسم تا پست مدرنيسم، تأملات دكارتى اثر ادموند هوسرل، مونادولوژى و چند مقاله فلسفى ديگر اثر لايب نيتس، اخلاق پروتستانى و روح سرمايه دارى اثر ماكس وبر را ترجمه و منتشر كرده است.
رشيديان بهانه تأليف كتاب را دانشجويانش مى داند و معتقد است براى آنكه جاذبه فلسفه را به نزد دانشجويان بكشاند بايد آنها را مستقيما به سراغ كتابهاى اصلى فيلسوف برد و همراه با آنها البته در چارچوب هاى سنجيده و با اهدافى مشخص، به شرح و بسط مضامين فلسفى مورد نظر پرداخت. چرا كه هوسرل سلوك فلسفى خويش را به راه پيمايى در راهى پر سنگلاخ تشبيه مى كند و خواننده نيز به هنگام خواندن اين كتاب بايد اين نكته را پيش چشم داشته باشد. همچنين رشيديان بر اين باور است كه هوسرل فيلسوفى است ناديده گرفتنى. تأثير او بر فلسفه معاصر فقط با دو فيلسوف ديگر، ماركس و ويتگنشتاين قابل مقايسه است. اما با گذشت بيش از صد سال از شكوفايى فلسفى اين فيلسوف و تا شصت سال پس از درگذشت او هنوز هيچ كتابى از او به فارسى ترجمه نشده بود و اين شاخصى گويا است از دورى ما از انديشه هاى بنيادى فلسفه معاصر غرب. اگر چه فيلسوفان ديگر نيز، جز اندك شمارى از آنها وضعيتى بهتر از اين نزد ما ندارند.
هوسرل را مى توان جزو آن دسته فيلسوفانى دانست كه در طول حيات فلسفى خود تحولات بسيارى را از سر گذرانده است. . سير تحول انديشه هاى هوسرل خود پرسشى است جذاب كه واكنشهاى متفاوتى را برانگيخته است. اغلب مفسران او سه دوره را در تحول فكرى هوسرل متمايز مى كنند كه با دوره هاى اقامت او در شهر هاله، گوتينگن و فرايبورگ مشخص مى شود. بعضى مفسران يكى از اين دوره ها را محور كل انديشه هوسرل و راهنماى درك دوره هاى ديگر مى دانند اما اين رويكرد اولا به پويش تاريخى انديشه هوسرل چندان بها نمى دهد ضمن آنكه اين امر با تأكيد هاى مكرر خود هوسرل كه خويشتن را آغازگرى دائمى مى داند ناسازگار است و ثانياً ناپيوستگى هاى واقعى انديشه هوسرل را نيز تا حدودى ناديده مى گيرد.
زندگى هوسرل گويى بخشهايى از فلسفه است. او در نگارش آثارش و اجراى سخنرانى هايش با فلسفه مى زيسته و فلسفه براى او گامى در راه بوده است. هوسرل از استادانش يعنى وايراشتراس و برنتانو سخت تأثير پذيرفته به طورى كه از وايراشتراس به عنوان شخصيتى برجسته كه در اموزش او نقشى بسزا داشته است ياد مى كند. هوسرل مى خواست همان كارى را كه وايراشتراس در رياضيات انجام داده بود در فلسفه انجام دهد، يعنى آن را برخلاف فيلسوفان ثنوى بر بنيانى واحد استوار سازد.
فلسفه هوسرل گويى دوشادوش روانشناسى و رياضيات در حركت است و او از روانشناسان و رياضى دانان بزرگى نيز تأثير گرفته است. يكى ديگر از كسانى كه هوسرل با آراى او حشر و نشر بسزايى داشته برنتانو است. حتى وقتى كه كتاب فلسفه حساب: پژوهشهاى روانشناختى و منطقى هوسرل در سال ۱۸۹۱ منتشر شد هوسرل اين كتاب را به برنتانو اهدا كرد. در اين كتاب هوسرل با بررسى تفصيلى مفهوم عدد آن را خصلتى مقولى يا صورى از جهان عينى مى داند و حساب را تكنيكى نمادين در دست شناخت براى تسلط بر ميدان نامتناهى اعداد به شمار مى آورد. هوسرل اعداد و روابط آنها را با ساخت بنيادى جهان و شناخت ما از واقعيت در ارتباطى فشرده قرار مى دهد و در عين حال مى كوشد براى اين پرسش كه چگونه حساب و اصولاً همه نظامهاى نمادين صورى شده بر واقعيت اطلاق مى شوند پاسخى پيدا كند. هوسرل در دو بخش اين كتاب دو هدف را دنبال مى كند: تحليل مفاهيم پايه اى حساب، روشن سازى منطقى روش هاى نمادينى كه در حساب به كار مى روند.
در دهه ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۰ هوسرل در مقالات متعددى به نقد ديدگاه هاى اصالت روانشناختى و رياضى از منطق پرداخت. اين مقالات عملاً تمهيدى براى نگارش پژوهشهاى منطقى به شمار مى روند. نخستين بار در پژوهشهاى منطقى بود كه هوسرل فلسفه خود را پديده شناسى ناميد و آن را علم العلومى دانست كه در تكامل بعدى اش به يگانه فلسفه حقيقى و ممكن تبديل شد. اين كتاب را مى توان از يك سو جمع بندى دوران معينى از انديشه ورزى فلسفى هوسرل و به تعبير خود او ثمره سالها كار و از سوى ديگر بنيانى براى تكامل بعدى انديشه او در سمت و سوهاى مختلف آن به حساب آورد. پژوهشهاى منطقى گرچه قبل از شكل گيرى كامل رويكرد پديده شناختى هوسرل نوشته شد اما بسيارى آن را مهمترين و بنيادى ترين اثر او مى دانند. اين اثر بر متفكران بزرگى نظير ديلتاى، ناتروپ، اينگاردن، هايدگر، راسل و ديگران تأثير نهاد. بعضى از معاصران هوسرل و مهمتر از همه برنتانو هوسرل را در اين اثر به دليل موجود دانستن امور و حقايق مثالى دچار نوعى گرايش افلاطونى مى دانستند؛ زيرا براى برنتانو مكان حقيقت در حكم و داورى قرار داشت در حالى كه هوسرل حقيقت را امرى مثالى و مستقيم از هر گونه حكم انسانى مى شمرد. كتاب «هوسرل در متن آثارش» از بخشهاى متعددى كه به مفاهيم بنيادين فلسفه هوسرل مى پردازد تشكيل شده است. برخى از اين بخشها عبارتند از: اصالت طبيعت، معنا، اپوخه، اگو، قصديت، نوئسيس و نوئما، پديده شناسى عقل، تقويم، مراتب تقويم عينيتها، آگاهى و زمان و زيست جهان.
مؤلف در اين كتاب، سخت بر نگارشى فلسفى _ فارسى پايبند است. به طورى كه متن كتاب در صدد كاوش مفاهيم بنيادى فلسفى است. اما اين كتاب را نبايد سخت خوان قلمداد كرد البته از سوى ديگر كتابى آسان خوان هم نيست. بلكه مؤلف كتابى را به نگارش درآورده كه فهم فلسفى براى خوانندگان فارسى زبان به دور از مغلق گويى و پيچيدگى باشد.
دكتر رشيديان مفهوم رويكرد طبيعى را كه از مفاهيم مبنايى فلسفه هوسرل است، سرآغاز پژوهش خود قرار داده و براى اين كار دو دليل را نيز مطرح مى كند: نخست آنكه پديده شناسى هوسرلى به معناى حقيقى آن فقط با كوشش براى تعليق اين رويكرد آغاز مى شود و ديگر آنكه اين كوشش نه تنها يكبار براى هميشه گريبان پديده شناسى را از چنگال رويكرد طبيعى رها نمى كند بلكه اين رويكرد از آغاز تا پايان همراه آن باقى مى ماند تا پديده شناسى در هر گام از تحول اش خود را به اشكال مختلف در تقابل با آن تعريف كند. رويكرد طبيعى همان باور طبيعى آدميان است به وجود پيرامونشان به مثابه امرى واقعى. هوسرل معتقد است كه رويكرد طبيعى، اعتقاد و باور طبيعى آدميان است به وجود جهان واقعى. چنين اعتقادى در بنيان هر ادراكى كه از طريق آن وجود واقعى اعيان وضع مى شود قرار دارد. هوسرل با توصيفى از زبان اول شخص، رويكرد طبيعى را براى شخصى كه در جهان غوطه ور است وصف مى كند. ارتباط من با اين جهان در رويكرد طبيعى ارتباطى است غير مفهومى، بى واسطه و شهودى. بى واسطه بودن به اين معناست كه متعلق ادراك مستقيماً در حضور آن قرار مى گيرد و شهودى بودن به نحوه معينى از درك عين توسط آگاهى دلالت مى كند. اما اگر رويكرد طبيعى متضمن اعتقاد به واقعى بودن و حضور يا پيرامونى طبيعى است كليه علومى كه در دل اين رويكرد شكل مى گيرند و پيرامون هاى ويژه و يا مثالى گوناگون را مى سازند يعنى هم علوم طبيعت هم علوم رياضى، كماكان در چارچوب رويكرد طبيعى محصور مى مانند.
مولف در ادامه پژوهش خود مفاهيمى مانند اپوخه و پديده شناسى و آگاهى و زمان را شرح مى دهد و در انتها به بحث زيستجهان مى رسد. با نگارش كتاب بحران در علم اروپايى و فلسفه پديده شناختى، هوسرل پديده شناسى را به تأمل در ساحت جديدى وادار كرد. ايده آليسم استعلايى كه در آغاز بيشتر مفتون هويت رياضى و جهان هاى مثالى و محض بود از اين پس دريافت كه جهانهاى فرهنگى و اجتماعى نيز نه تنها مى توانند موضوع پديده شناسى استعلايى قرار گيرند بلكه چه بسا الگوهاى مناسبترى براى درك مسائل تقويم فراهم كنند. رويكرد تازه هوسرل در بحران و برگشت به تاريخ و جهان زندگى به عنوان موضوعى براى تأمل پديده شناختى ظاهراً با رويكرد غير تاريخى و ماهيت گراى او در تأملات دكارتى در تعارض قرار داشت. اكنون وجه تاريخى تجربه كه در تقليل پديده شناختى كنار گذاشته شده بود گويى با تحميل مجدد خويش در كانون تأمل هوسرل قرار مى گرفت.
كتاب انديشه
آمريكا
245322.jpg
ژان بودريار
ترجمه :
عرفان ثابتى
انتشارات ققنوس

ژان بودريار فيلسوف شاخصى در حلقه فيلسوفان پست مدرن است. به تبع انتساب او به اين حلقه، طبيعى است كه دغدغه ها و دلمشغولى هايش رنگ و طعمى متفاوت از فيلسوفان متعارف داشته باشد. اگر فيلسوفان كلاسيك خوش داشتند به مفاهيم كلى، منطقى و انتزاعى دل ببندند و فيلسوفان مدرن خوش داشتند به جاى سلوك در عالم تجريد، در جهان زبان و معرفت شناسى گام بردارند فيلسوفان پست مدرن ترجيح مى دهند دردل مفاهيم ملموس و مشت پركنى غوطه ور شوند كه هيچ نسبتى با ذهن گرايى و تجريد ندارند. گاه در فوتبال تأمل مى كنند تا راز رشد رؤيايى آن را دريابند، گاه در تلويزيون تأمل مى كنند تا جادوى تأثير آن را كشف كنند؛ گاه درباب فضيلت هاى آسانسور تأمل فلسفى مى كنند و گاه ...
بودريار هم ازاين قماش است. در كتاب حاضر، «آمريكا» را به عنوان يك پديده جغرافيايى و فرهنگى پيش چشم خود نهاده و زير و بم آن را به كاوش فلسفى گرفته است. به عنوان يك اروپايى نوشته است: «آمريكا نسخه اصلى مدرنيته است. ما نسخه دوبله شده يا داراى زيرنويس هستيم. آمريكا از مسأله اصل و نسب طفره مى رود، نه اصل و نسبى را پرورش مى دهد و نه اصالتى اسطوره اى را؛ هيچ گذشته و حقيقت بنيادينى ندارد.» (ص ۱۰۲)
از اين دست عبارات، فراوان در كتاب يافت مى شود، عباراتى كه بصيرتى شگرف در باب پديده آمريكا به عنوان نوترين نقطه جغرافيايى جهان؛ و اصلى ترين نسخه مدرنيته به دست مى  دهد. كتاب بودريار، كوچك و كم حجم است. شايد حتى مناسب بى خوابى شب هاى بلند زمستانى هم باشد اما درك و دريافت دل انگيزى از آمريكا، در همين صفحات اندك گنجانده شده است. كتاب، فقط شش دفتر دارد: نقطه محو شدن (۱۴ صفحه)، نيويورك (۱۶ صفحه)، آمريكاى ستاره گون (۶۲ صفحه)، آرمانشهر تحقق يافته (۳۸ صفحه)، پايان قدرت آمريكا؟(۱۴ صفحه) و بيابان بى پايان (۷صفحه).


|   شناسنامه   |   آرشيو   |