پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
زنان
۳۳۷۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نخستين خبرنگار زن
245382.jpg
افسانه بهرامى
مادر «نلى بلاى» (Nelie Bly) تمام مدت فكر مى كرد كه چگونه مى تواند در روز نامگذارى دخترش كارى كند كه تمامى توجه ها به او جلب شود. به همين دليل تصميم گرفت در آن روز براى او يك لباس به رنگ صورتى روشن و بلند تهيه كند تا در آن روز به تن دختر خود بپوشاند.
نام او با هوشيارى و ذكاوت لازم انتخاب شده بود و او را «اليزابت جين كوچران» ناميدند. او در ۵ مه سال ۱۸۶۴ به دنيا آمد و ملقب به صورتى شد.
او در يك خانواده مرفه به دنيا آمد پدرش مايكل «كوچران» قاضى بود و مادرش مرى جين نام داشت. خانه آنها در كوچران ميل در ايالت پنسيلوانيا قرار داشت. بعد از مدت كوتاهى از ششمين روز تولد Nelie پدرش از دنيا رفت. اين اتفاق باعث شد كه زندگى او و خانواده اش به طور كامل تغيير كند.
اگرچه قاضى كوچران فردى سرشناس و شرافتمند بود ولى بدون داشتن دارايى و ثروت درگذشت.
همسر قاضى هنگام نقل مكان از محل زندگى خود ادعايى در رابطه با اموال و حراج دارايى او نداشت. آنها به يك خانه كوچك رفتند. «صورتى» مسؤوليت اداره خواهر و برادرهاى كوچكتر را به عهده گرفت. اليزابت پس از مدت كوتاهى از مرگ پدر نلى براى تأمين زندگى ازدواج كرد و صاحب فرزند شد و در حالى كه «نلى» هنوز خود كودك بود مسؤوليت نگهدارى از بچه ها به گردن او افتاد.
مشكلات او در طول زندگى باعث شد تا دير ازدواج كند. او در غلبه بر حزن هاى دوران كودكى توانايى هاى چشمگيرى از خود نشان داد. قدرت خيال پردازى او قوى بود و داستان هايى كه تعريف مى كرد نشان دهنده اين حقيقت است.
اين ماجراها تنها بخشى از جريان زندگى نلى قبل از رسيدن وى به جهان بيرون است.
هنگامى كه وى هيجده ساله بود يك مقاله بدون اسم براى سردبير روزنامه پيتس برگ ديس پتچ (Pittsburgh Dispatch) در پاسخ به يك سرمقاله تبعيض جنسى از آقاى اراسموس ويلسون با عنوان «ناظر خاموش» نوشت. جورج مادن (George Madden) سردبير ديس پتچ تحت تأثير نامه امضا شده با اسم «دختر يتيم» قرار گرفت. جورج براى اينكه «نلى» خودش را معرفى كند در روزنامه روز شنبه آگهى زد و در آن از «نلى» تقاضا كرد خود را معرفى كند. به دنبال آن روز «صورتى» پيشرفت كرد و چهار داستان به دفتر روزنامه فرستاد و نخستين بار وارد شغل روزنامه نگارى شد. نخستين مقاله او تكذيب تبعيض جنسى ويلسون در نوشته «فضاى زنان» بود. اگرچه دستور زبان صورتى خوب نبود ولى سردبير روزنامه از وى تقاضا كرد باز هم بنويسد پس از مدتى تصميم گرفت «صورتى» را به عنوان يك عضو ثابت در اداره خودش نگه دارد براى همين لازم بود براى او اسم مستعارى انتخاب شود. چرا كه در آن زمان نويسندگى در روزنامه و شهرت عمومى براى زنان شغل مناسبى نبود، بعد از چند پيشنهاد از طرف كارگران خانه خبر مادن (Madden) لقب شخصيت در سرود «نلى بلاى Nelly Bly) را انتخاب كرد. شعرى كه سى و پنج سال قبل تر توسط استفان كولينز فوستر يكى از صاحبان پتس برگ نوشته شده بود.
نلى روى مباحث حقوق زنان متمركز شد. او ضمن اينكه مبتكر گزارشات تحقيقى بود متخصص در فاش كردن كارهاى مخفيانه جامعه بود. او وضعيت زنان زحمتكشى را مطرح كرد كه كارگران فقير كارخانه هاى پركار بودند و در عين حال تحت ستم كارفرماها و وضعيت هاى وحشتناك قرار داشتند. همين مسأله باعث شد صاحبان كارخانه ها تهديد كنند ديگر آگهى تبليغاتى به ديس پتچ نمى دهند. اين واكنش معروف تر شدن نلى را به دنبال داشت. در نتيجه براى خاموش شدن سروصدا او پذيرفت براى يك مرخصى كارى شش ماهه به مكزيك برود. او به نوشتن مقاله براى روزنامه ادامه داد و بر فقر و فساد سياسى در مكزيك متمركز شد. سرانجام اين مقاله ها باعث شدند حكومت وقت او را از كشور اخراج كند. پس از برگشتن به آمريكا، او با عبور از پتس برگ وارد نيويورك شد. شهرى كه كار در يكى از روزنامه هاى بزرگ آنجا آرزويش بود. اگرچه روزنامه «دنياى نيويورك» با سردبيرى جوزف پالتى زر براى او مكان ايده آلى براى استخدام بود او هيچ كدام از اين فرصت ها را نپذيرفت. چهار ماه پس از رسيدن به نيويورك، نلى خودش را بى پول و بيكار يافت. ولى تقاضاى بازگشت دوباره به پتس برگ را رد كرد. نلى با صحبت هاى محكم و مصرانه خود توانست رضايت نگهبانان اداره كلنل جان كوكريل (Colonel John Cockerill) مدير مسؤول روزنامه دنياى نيويورك را براى يك قرار ملاقات رسمى جلب كند. كلنل بدون امتحان كردن نلى فورى ۲۵ دلار براى ابقا خدمات اش پرداخت.
در سپتامبر ۱۸۸۷ نلى موفق شد به روزنامه دنياى نيويورك ملحق شود. اولين مأموريت او تهيه گزارشى از زنان مجنون در جزيره بلك ول [Black well] بود. اين كارهاى دليرانه و جسورانه او را به سمت آينده اى روشن در روزنامه نگارى نيويورك سوق داد. او همچنين كار «عصر رنج» را آغاز كرد جايى كه زنان خطر مى كنند، جايى كه زنان شهرت و اعتبار خود را در كنار زندگى به خاطر زور و فشارهاى دنياى مردان به خطر مى اندازند. نلى گزارشات مخفى خود را به نام «رنج» تا پاييز ۱۸۸۸ براى دنياى نيويورك فرستاد. هنگامى كه در ميزگردى هيأت مديره «دنياى نيويورك» فرستادن مردى را به دور دنيا كمتر از هشتاد روز پيشنهاد كردند او خشمگين شد و تهديد كرد اگر او را جاى آن مرد نفرستند او اين كار را براى روزنامه اى ديگر و در مدت زمان كمترى انجام خواهد داد. در چهارده نوامبر ۱۸۸۹ نلى بلاى مسافرت بزرگ جهانى اش را در ساعت ۹ و ۴۰ دقيقه و ۳۰ ثانيه صبح آغاز كرد. حق الزحمه خاصى براى نلى در نظر گرفته نشده بود. او اميدوار بود در اين مسافرت براى پيشبرد سريع كارهايش از قطار، قايق و كالسكه استفاده كند. تجربيات مسافرت نلى روزانه در نشريه دنياى نيويورك منتشر مى شد و مردم با اشتياق آن را مى خوانند.
۷۲ روز و ۶ ساعت و ۱۱ دقيقه و ۱۴ ثانيه به خانه رسيد.
با آتش بازى، رژه، گروه موزيك از او استقبال شد و او پس از اين مسافرت به اوج معروفيت رسيد.
ترس و نگرانى از بها ندادن سردبير به او باعث شد از كار استعفا دهد. داستان هاى اطراف جهان او تيراژ روزنامه را افزايش زيادى داد به طورى كه او گمان مى كرد بخشى از اين سودها حق اوست.
ولى هيچ امتيازى دريافت نكرد. او در سال ۱۸۹۳ به روزنامه دنياى نيويورك برگشت. نوشته هايش روى موضوعات حقوق زنان و مبارزه با ظلم متمركز شد. رؤسايش به او احترام مى گذاشتند چرا كه داستان هايش منجر به فروش روزنامه مى شد. و از طرفى اين نوشته ها مردم را از مشكلات اجتماعى آگاه تر مى كرد. او فساد را در بخش هاى خصوصى و عمومى آشكار كرد. باعث شد مردم مشتاق اصلاح جامعه شوند. او بلندگويى براى تمام زنان شد.
در پنجم آوريل ۱۸۹۵ نلى با مردى كه چهل سال بزرگتر از او بود ازدواج كرد و از روزنامه نگارى دست كشيد.
رابرت لى وينگستون سى من (Rober Livingston Sea Man) يك ميليونر كارخانه دار از كتسكيل نيويورك بود. اگرچه بچه هاى سى من مخالف ازدواج آنها بودند و دلايل نلى براى اين وصلت تا حدى نگاه معامله اى بود اين ازدواج تا مرگ سى من و تا ۱۰ سال بعد پايدار باقى ماند. آنها ازدواج موفقى نداشتند. بعد از مرگ سى من او تلاش اش را براى اداره شركت شوهرش متمركز كرد. او تغييرات اساسى انجام داد ولى اهداف خوب و بهسازى اساسى او در سايه عدم مهارت هاى او در مسائل بانكى و حساب تجارى باعث ورشكستگى شركت شد. در سال ۱۹۱۴ نلى براى فرار از مشكلات مالى با كشتى براى چند هفته به انگلستان رفت. او انتظار شروع جنگ جهانى اول را نداشت. هنگامى كه در اروپا بود موقعيتى به دست آورد كه در پشت صحنه جنگ مقاله بنويسد و تا سال ۱۹۱۹ در اروپا ماند.
هنگامى كه خبر مرگ مادرش به وى رسيد به خانه برگشت و شغل روزنامه نگارى را در «روزنامه عصر نيويورك» ادامه داد و سرانجام در ۲۷ ژانويه ۱۹۲۲ ساعت ۸ و ۳۵ دقيقه صبح درگذشت. تمامى روزنامه هاى نيويورك با متن هايى جانگداز مرگ اش را تسليت گفتند.
زنان و حدود رياست مردان
245346.jpg
خانواده بنيادى ترين و حساس ترين واحد اجتماعى است. محيطى است بسيار عاطفى كه روابط اعضاى آن بر محبت، عاطفه و عشق استوار است. يك خانوده سالم نويد بخش جامعه اى سالم است زيرا هر يك از افراد خانواده داراى حقوق و وظايفى هستند كه مى توانند در سايه اين حقوق و تكاليف راه پويايى و كمال را طى كنند و به اوج ايمان رهنمون شوند. توجه اسلام به عدالت و استقرار آن بخصوص در خانواده كه در زبان وحى و قرآن مجيد نيز در آيات متفاوتى بدان اشاره شده است، مبين اهميت و عظمت اين كاخ شكوهمند است. جامعه اى كه خواهان آرامش است، تلاش مى كند تضادها و تعارضها را از ميان بردارد. اين تلاش بايد از خانواده آغاز شود. وضعيت و نقش زن به عنوان همسر و مادر خانواده، با چالش هايى روبرو است كه همواره ذهن و انديشه آنان را به خود مشغول مى دارد. تغيير موقعيت و جايگاه زنان به تغيير جهان بينى و ديدگاههاى افراد جامعه نياز دارد. آنان بايد براى پرسشها و ترديدهاى خود پاسخى روشن بيابند تا بتوانند به درگيرى هاى فكرى خود پايان دهند.
رياست مرد بر خانواده و آثار و نتايجى كه به تبع آن حاصل مى شود، از جمله مسائلى است كه به بازبينى و بازانديشى نياز دارد تا بتواند در ويترين نظام اسلامى قابل عرضه باشد. به موجب ماده ۱۱۰۵ قانون مدنى: «در روابط زوجين، رياست خانواده از خصايص مرد است.» كه صاحبنظران برداشت ها و تعبيرهاى متفاوتى از آن داشته اند. برخى رياست مرد را سيطره مردان بر زنان و امر ونهى بر آنان مى دانند و براين باورند كه مردان امور زنان را برعهده دارند و حتى خروج زن از منزل و دادن صدقه و هبه و نذر را منوط به اجازه شوهر مى دانند اما در مقابل بسيارى از علماى معاصر، در تفسير «الرجال قوامون على النساء» گفته اند قوامون يعنى به امر زنان قيام كنند و به بهترين وجه در رعايت آنها بكوشند. آنان قوام بودن را مربوط به كارهاى مديريت و اجرايى شمرده وكار اجرايى را هم يك وظيفه دانسته اند، نه يك فضيلت و حكومت و سلطه و ولايت. به اعتقاد اين دسته از علما قوامون به جنبه حمايت و سرپرستى و حفظ رعايت نزديكتر است.
در توجيه رياست مرد بر خانواده گفته اند هر گروهى براى استقرار نظم و تداوم آن و برآوردن كردن نيازها و حاجت هاى خانواده، نيازمند يك رئيس و مدير است كه مرد به دليل توانايى جسمى و تأمين معاش خانواده و آشنايى و تسلط نسبت به مسائل اجتماع بر آن ارجح است. همچنين ماده ۱۱۰۴ زن و شوهر را در تشييد و تقويت مبانى خانواده و تربيت اولاد مكلف مى داند. رياست خانواده در جهت حفظ مصالح آن است و بايد منافع همه اعضاى خانواده را مدنظر قرار دهد و سوء استفاده و خودمحورى و خودكامگى بر او ممنوع است. زيرا تجاوز از حدود اختيارات و عدم رعايت حقوق افراد ديگر خانواده و سستى در انجام تكاليف آغاز بروز اختلافات است و موجب تزلزل خانواده مى شود. امروزه رياست خانواده انجام يك وظيفه است تا اجراى حق شخصى. زن مملوك و اسير مرد نيست، شأن انسانى وى اقتضا مى كند با او رفتار انسانى شود تا بتواند استعدادهايش را شكوفا سازد و از نعمت خدادادى حداكثر استفاده را در جهت رشد خود ببرد.
يكى از نتايج و آثار رياست مرد بر خانواده حق انتخاب مسكن است. «زن بايد در منزلى كه شوهر تعيين مى كند، سكنى گزيند مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد.» (ماده ۱۱۱۵) در چنين شرايطى زن مى تواند ضمن عقد ازدواج شرط كند، حق انتخاب مسكن با او باشد. در غير اين صورت حق انتخاب مسكن با مرد است كه البته مرد بايد شؤونات زن و نيازهاى او را در نظر داشته باشد.
از ديگر نتايج رياست مرد، ايجاد وظيفه تمكين بر زن است. تمكين يعنى زن خواسته هاى مشروع مرد را اطاعت كند و رياست او را در اداره خانواده بپذيرد و با شوهر خود زير يك سقف و در منزل مشترك زندگى كند و تصميمات او را در امور مربوط به تربيت فرزند، اقتصاد خانواده و اخلاق خانواده محترم شمارد.
از ديگر نتايج رياست مرد بر خانواده، تحميل تابعيت او به زن است.
مرد مى  تواند از ادامه شغل زن، در صورتى كه منافى منافع خانواده باشد، جلوگيرى كند و با مراجعه به دادگاه و اثبات منافى مصالح خانوادگى بودن شغل زن، به طور رسمى تقاضاى ممانعت ادامه اشتغال زن را بنمايد. همچنين مى تواند زن را از معاشرت هايى كه سلامت خانواده را تهديد مى كند، برحذر دارد. ولى حق نخواهد داشت زن را از معاشرت با بستگان نزديك يا انجام فرايض مذهبى يا تكاليف اجتماعى بازدارد.
اختيار مرد در اعمال رياست مطلق نيست. قانونگذار براى جلوگيرى از اضرار به زن و سوء استفاده از حق به واسطه مرد، در ماده ۱۱۱۵ قانون مدنى آورده است: اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدنى يا مالى يا شرافتى براى زن باشد، زن مى تواند مسكن عليحده اختيار كند...» و حتى اقامتگاه جدا داشته باشد. زن براى ترك منزل و دفع خطر از خود لازم نيست منتظر تصميم دادگاه بماند اما در انتخاب مسكن توافق شوهر و در صورت اختلاف تصميم دادگاه مناط اعتبار است حدود و گستره رياست مرد بر خانواده:
همانطور كه گفته شد، رياست مرد بيشتر يك تكليف است تا يك حق، به اين مفهوم كه مرد در انجام تكليف الزام قانونى دارد و نمى تواند در انجام آن سستى و يا آن را به ديگرى واگذار كند. رياست شوهر بايد در چارچوب مصالح و منافع خانواده باشد، ولى روند رو به رشد و افزايش نرخ طلاق در جامعه و بخصوص اينكه اكثر طلاق ها از نوع طلاق عسر و حرجى است كه زن براى طلاق گرفتن بايد روند سخت و نفسگير و طولانى را در محاكم طى كند و در نهايت در اكثر موارد با بخشيدن حقوق قانونى خود از قبيل مهريه و ... بتواند طلاق بگيرد، نشان دهنده نگاه مردان به زنان به عنوان افراد فرودست و فاقد حقوق است. هنوز هستند معدود مردانى كه اعمال خشونت نسبت به زنان و در رنج نگه داشتن آنان و داشتن رفتار دون شأن انسان با زنان را براى خود جايز مى دانند و با اتخاذ روشهايى كه بتواند از نگاه قوانين دور بمانند با استفاده از انواع روشهاى تحقير، اهانت، ناسزا، بهانه گيرى جانفرسا، بى اعتنايى، تهمت زدن ها،(مشكل شوهران شكاك «paranoid» كه معمولاً از نظر اجتماعى داراى موقعيت خوب هستند و چه بسا تحصيلات و شغل و درآمد خوبى نيز داشته باشند اما با تهمت هاى خانمانسوز خود روح زن را فرسوده مى سازند و بيمارى آنها درمان و دارويى ندارد و به سختى به ساير درمانهاى پزشكى پاسخ مى دهند اما اكثر مجريان قانون به اينگونه مسائل توجه كافى ندارند) حساسيتها، مزاحمت ها، رفت و آمدهاى نابهنگام و خسته كننده، ايراد گرفتن ها، كم و زياد كردن نفقه، نرساندن بموقع مايحتاج و انواع آزارهايى كه از چشم تيزبين قانونگذاران و مجريان قانون غافل مى ماند موجب آزار زن مى شود و زن ناتوان از اثبات اين آزارها در محاكم يا به دليل بى كسى و بى پناهى يا فقر اقتصادى و يا رعايت حال فرزندان تمامى اين مصائب و مشكلات را به جان مى خرد و به اين زندگى، طاقت فرسا ادامه مى دهد.
در مقابل اين گروه هستند مردان آگاهى كه با درايت و نيك انديشى خانواده را اداره مى كنند و كلام «عاشر و هن بالمعروف» هميشه در گوش جان آنان طنين انداز است و رضاى حق را طالبند پدر و همسرى مهربان و فداكار هستند و هر چه در وجهه همت دارند در طبق اخلاص گذاشته، ارزانى اعضاى خانواده مى كنند.
اما واقعيت اين است كه هنوز تعداد مردانى كه براى فرار از انجام تعهدات خود در مقابل قانون شانه خالى مى كنند و به ناتوانى آن نيشخند مى زنند، كم نيست و هنوز تهديد زنان با جمله آنقدر طلاقت نمى دهم تا موهايت مانند دندانهايت سپيد شود، هر روز شنيده مى شود و هر روز شاهد كودكانى هستيم كه اسير خودخواهى هاى پدران خود هستند و نمى توان و نبايد مسائل و مشكلات اين زنان مظلوم را ناديده انگاشت. در ماده ۱۱۰۴ قانون مدنى آمده است: «:زوجين بايد در تشييد مبانى خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند.» وقتى زن به اميد حمايت قانون به دادگاه مراجعه مى كند، مجريان قانون فقط دو كار مى توانند بكنند. درصورت ترك انفاق مرد، او را محكوم به پرداخت نفقه كنند و يا وى را محكوم به مجازات ترك انفاق و در صورت عدم الزام مرد به پرداختن نفقه به زن، با خواسته طلاق زن موافقت كنند كه دومى راه آسانى هم نيست. سؤال اين است زمانى كه زن براى طلاق با موانع و دشوارى هاى زيادى روبرو است ولى در مقابل مرد هر وقت بخواهد، مى تواند زن خود را طلاق دهد و داراى اختيارات وسيع است، قانونگذار بايد با استفاده از اهرم هاى قانونى محكمترى براى استحكام خانواده و حفظ نظم جامعه و جلوگيرى از استبداد و خودمحورى اينگونه مردان استفاده كند و در حمايت از زنان و كودكان بى گناه كه به دليل آسيب پذيرى و نداشتن توان دفاع از خود در چرخه اين بحران گرفتار مى شوند و  آسيب هاى جدى روحى و روانى به آنها وارد مى شود، بكوشد. اگر طلاق عملى نكوهيده است و به استحكام خانواده آسيب وارد مى كند چرا فقط زنان بايد ضامن بقاى اين بنا باشند و مردان هر وقت اراده كردند، بتوانند زنان و كودكان را بى خانه و آواره كنند و آنها را در قهر و كين خود بسوزانند. مرد مى تواند به آسانى خاموش كردن يك شمع، كاشانه آنها را ويران كند. البته تمهيدات قانونگذار در جهت ايجاد مانع براى مردان براى مراجعه به دادگاه و پرداخت حقوق زنان ستودنى است اما اين بسيار ناكافى است.
حقوق زن شامل مهريه، نفقه، اجرة المثل كه اگر مستحق آنها باشد،؛ مهريه  كه بعد از انعقاد عقد به زن پرداخته شود، به بوته فراموشى سپرده مى شود و زن براى حفظ زندگى زناشويى و بيم از رنجاندن خاطر شوهر حرفى از آن به ميان نمى آورد تا زمان جدايى و نهايتاً نيز مرد با طرح اعسار و يا استفاده از مستثنيات دين از آن هم خلاص مى شود.
بعد از سالها زحمت، به راحتى همه چيز را از دست مى دهد و مانند يك شىء بى ارزش به دور انداخته مى شود. در موارد ديگر نيز وضع مشابه است يا آنقدر زن را در تنگنا و فشار قرار مى دهد تا زن خود اقدام به بخشيدن مهر و همه حقوق خود كند و جان خويش را نجات دهد و چه بسا هزينه هاى بيشتر نيز بپردازد تا بچه را با خود داشته باشد. برخى مردان رياست خود را شامل اموال و مايملك و درآمد زنان خود نيز مى دانند و كمترين حق استقلال مالى براى آنها قائل نيستند.
اخبار زنانه
پوكى استخوان درزنان حوزه خليج فارس

از هر ۴ زن در كشورهاى حوزه خليج فارس ۱ نفر به بيمارى مزمن پوكى استخوان مبتلا ست .
روزنامه البيان چاپ امارات نوشت، محققان مى گويند ساختار ضعيف و شكننده استخوان در زنان كهنسال و خانمهايى كه به سن يائسگى رسيده اند خطر شكستن استخوان در ناحيه پشت و ران را در آنها افزايش مى دهد.
آنان مى افزايند، ميزان ابتلاى زنان به پوكى استخوان بعد از ۸۰ سالگى در مقايسه با مردان در همين سن كه روند پوكى استخوان در هر دو جنس مساوى مى شود ۳ برابر بيشتر است.
مصرف داروهايى چون كورتيزون، استعمال دخانيات، بيماريهاى ناشى از غده تيروئيد و امراض روده اى در تسريع روند پوكى استخوان مؤثرند.
متخصصان به زنان كشورهاى حوزه خليج فارس توصيه مى كنند به منظور كاهش خطر شكستگى ناشى از پوكى استخوان همواره باپزشك مشورت كنند و مصرف داروهايى را كه از عمليات خورده شدن استخوانها جلوگيرى كرده و به رشد استخوانهاى جديد كمك مى كنند، فراموش نكنند .

زنان باردار انگور بخورند

مصرف انگور در دوران باردارى افزون بر افزايش ضريب هوشى كودكان، تأثير چشمگيرى در تضمين سلامت زنان دارد.
نتايج تحقيقات محققان ايران نشان مى دهد، انگور به علت داشتن ويتامين ها و موادمعدنى از بسيارى از عوارض دوران باردارى مانند استخوان درد جلوگيرى مى كند.
همچنين كودكانى كه مادرانشان در دوران باردارى انگور بيشترى مصرف كرده اند در تشخيص رنگها و حل معماها زودتر عمل مى كنند و ضريب هوشى بيشترى دارند.

نگهدارى از كودك در بدو تولد

بهترين راه حفظ سلامتى كودكان و نوزادان چيست؟ محققان معتقدند كه بهترين راه حفظ سلامتى كودك اين است كه مادر به او شير طبيعى دهد و حفاظت از كودكش را خود در خانه خود برعهده بگيرد.
به گزارش دانشگاه اتاوا در كانادا محققان اين دانشگاه در تحقيقات اخير خود پى بردند كه سلامتى كودك در اثر سپردن او به مهدكودك ها و يا محل هاى نگهدارى نوزادان به شدت به خطر مى افتد.
اين محققان به مادران هشدار مى دهند كه سپردن نوزاد يا كودك به محل نگهدارى نوزادان يا كودكان به منزله افزايش خطر ابتلاى كودك به بيمارى هاى مسرى و افزايش احتياج كودك به آنتى بيوتيك است.
اين در حالى است كه شيردهى طبيعى مادر به كودك و نگهدارى از كودك در منزل توسط شخص مادر بهترين و كم خطرترين راه حفاظت از كودكان است.
محققان مذكور مى افزايند: همه  راه هاى ديگر از جمله استخدام پرستار در خانه، شيرهاى غيرطبيعى، سپردن كودك به مراكز دولتى يا خصوصى نگهدارى و... خطرات بيشتر را به همراه دارند.
محققان معتقدند حتى كودكانى كه به لحاظ وضعيت جسمانى در خطر بيشتر ابتلا به بيمارى هستند را بايد با شير مادر تغذيه كرد و بهترين راه حفاظت از آنان نيز نگهدارى توسط مادر و در منزل خود و در داخل خانواده  خويش است.
اين محققان معتقدند رعايت اين شرايط خصوصاً در مورد كودكان زير ۲‎/۵ سال ضرورى است.

كاهش استرس در زنان
پس از ازدواج و باردارى

در حالى كه زنان در سنين ۲۰ تا ۳۰ سالگى بيشترين ميزان استرس را دارند ازدواج و فرزنددار شدن باعث كاهش اساسى استرس هاى زنان است.
به گزارش اداره  دولتى بهداشت در استراليا يافته هاى آمارى حاصل از بررسى ۴۰ هزار زن استراليايى كه از سال ۱۹۹۶ تا كنون از سوى محققان و متخصصان ادارات بهداشت دولت استراليا با هدف اين تحقيق مورد بررسى قرار گرفته اند نشان مى دهد كه سنين ۲۰ تا ۳۰ سالگى اوج استرس هاى زنان مى باشد و هر گونه تصميم مهمى كه زنان در اين دوران مى گيرند به ميزان استرس هاى آن ها مى افزايد.
محققان مذكور گزارش مى دهند كه ازدواج و بچه دار شدن موجب كاهش استرس هاى زنان در ۲۰ تا ۳۰ سالگى مى شود و در بهبود وضعيت سلامت روانى و فيزيكى آن ها نيز مؤثر است.
شايان ذكر است كه يكى از مهم ترين علت هاى استرس و نگرانى زنان استراليايى افزايش وزن سالانه  آن ها گزارش شده است. مطابق يافته هاى اين تحقيق زنان جوان استراليايى سالانه به طور متوسط ۶۴۹ گرم وزن اضافه مى  كنند، اين در حالى است كه زنان ميان سال به طور متوسط ۴۹۴ گرم و زنان سالخورده سالانه ۱۶۲ گرم به طور متوسط وزن اضافه مى كنند كه اين امر نشان مى دهد كه نگرانى از اضافه وزن در طول زندگى همراه اكثريت زنان استراليايى باقى مى ماند.

استفاده از امواج راديويى
به جاى جراحى و برداشتن رحم زنان

افزون بر برداشتن رحم در جراحى هاى زنان روش هاى ديگرى براى درمان برخى بيمارى هاى آن ها وجود دارد كه با درصد قابل توجهى از موفقيت همراه است.
به گزارش ايونا، يكى از اين روش ها استفاده از امواج راديويى براى تبخير بافت پوششى جدار داخلى رحم است و اكنون از اين روش براى درمان خونريزى هاى زياد و غيرطبيعى رحم استفاده مى شود .
به گفته محققان اين روش خطر كمترى دارد و ضرورتى هم ندارد كه در بيمارستان ها انجام شود .
پزشكان معتقدند : مى توان روش نابودى سلول هاى پوششى را با استفاده از امواج راديويى جايگزين مؤثر و كم خطرى براى موارد برداشتن رحم با استفاده از شيوه جراحى دانست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |