جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Jan 27, 2006
كودك و نوجوان (۳)
۳۳۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
تفاوت پيترجكسون باساير فانتزى سازها
مصاحبه با جك بلك، هنرپيشه فيلم كينگ كنگ
تفاوت پيترجكسون باساير فانتزى سازها
كينگ كنگ واقعى
خود اوست!
245580.jpg
مترجم : م . ن
داستان «كينگ كنگ» چه جذابيتى دارد كه تا به حال سه بار و در سه مقطع مهم تاريخ سينما (دهه ،۱۹۳۰ دهه ۱۹۷۰ و آغاز هزاره سوم ميلادى) به فيلم درآمده؟
شايد ايده حيوان عظيم الجثه افسارگسيخته اى كه در شهر مى چرخد و زندگى مدرن را به هم مى ريزد و آخر سر بالاى برج بلندى _ به نشانه تمدن ساخته دست شهر _ عربده مى كشد و بر سينه مى كوبد يا مضمون بيرحمى تمدن امروزى نسبت به زندگى طبيعى و موضوعاتى از اين دست عوامل اين جذابيت باشند. اما نظر من را بخواهيد هيچكدام از اين تحليل هاى آنچنانى، انگيزه اصلى «پيتر جكسون» براى بازسازى فيلم معروف «مريان .سى .كوپر» و «ارنست.بى. شودزاك» نبوده. اگر فيلم هاى قبلى پيتر جكسون، مخصوصاً مجموعه «ارباب حلقه ها» را با دقت ديده باشيد حتماً متوجه شده ايد كه «تصوير» و «تخيل» بزرگترين علاقه مندى هاى اين كارگردان گردو قلنبه (۱) نيوزلندى هستند نه هيچ حرف و پيام اجتماعى و فلسفى مهمى كه باب دندان طرفداران پيام هاى عميق باشد!
شايد بگوييد كه تصوير و تخيل عناصر اصلى تمام فانتزى هاى سينمايى هستند و تنها به آثار جكسون اختصاص ندارند. مگر «گودزيلا» و «روز استقلال» هر دو از ساخته هاى رولاند امريخ، از اين لحاظ كم داشتند؟
پيتر جكسون با وجود استفاده فراوانش از جلوه هاى ويژه كامپيوترى كه ويژگى بارز سينماى تخيلى امروز دنياست يك فرق عمده با امريخ و اكثر فانتزى سازهاى ديگر دارد: اين كه مقهور و مرعوب كامپيوتر نيست و تصاوير و تخيلاتش شخصى و منحصربه فرد هستند. به عبارت ساده تر او صحنه ها را همين طور ساده نمى گيرد تا بعداً با هنرمندى متخصصين جلوه هاى ويژه پرشوند، جكسون كارش را خلاقانه دكوپاژ مى كند (يعنى نماها را با هنرمندى پشت هم مى چيند)، ميزانسن مى دهد (يعنى كادرها را تركيب بندى مى كند و اجزا را به دقت در صحنه مى چيند) و در سخت ترين صحنه ها با انبوهى از جلوه هاى ويژه بصرى از حركت هاى پيچيده و جذاب دوربين كه بيانگر تخيلات پيچيده بصرى او هستند غافل نمى شود. «كينگ كنگ» از اين ترفندهاى كارگردانى و تصويرسازى هاى خاص پيتر جكسون كم ندارد. حضور گوريل غول پيكر در جزيره جمجمه و بعداً در شهر نيويورك بهانه اى بوده تا كارگردان تصاوير نابى را تخيل كند و تخيلاتش را بر پرده سينما به تصوير بكشد. علاوه بر اين، جكسون توجه به شخصيت هاى داستان را از ياد نمى برد و نه تنها آدم ها را فداى تردستى هاى كامپيوترى و عظمت صحنه ها نمى كند بلكه موجودات كامپيوترى را هم شخصيتى ملموس و انسانى مى بخشد. چه «گالوم» در ارباب حلقه ها و چه «كينگ كنگ» - هر دو با اجراى اندى سركيس _ جلوه هاى اين هنرمندى پيتر جكسون هستند؛ موجوداتى مصنوعى كه انگار در عمق كالبد ديجيتالى عجيب شان روح دارند! اما شخصيت محبوب من «كارل دنهام» با بازى «جك بلك» است، فيلمسازى نيمه ديوانه و جاه طلب كه عاشق سينماست و به خاطر آن هر كارى مى كند درست مثل خود پيتر جكسون. گول قد و هيكل كوتاهش را نخوريد. كينگ كنگ واقعى خود اوست!
(۱) البته سابقاً گرد و قلنبه !
مصاحبه با جك بلك، هنرپيشه فيلم كينگ كنگ
ميمون بازى!
245556.jpg
فكر مى كنيد وقتى يك كمدين مضحك مثل جك بلك _ بازيگر فيلم مدرسه راك _ به ملاقات گوريل غول آساى پانزده مترى برود چه اتفاقى مى افتد؟ شايد به شيوه معلم مدرسه راك يه كنسرت مهيج برايش اجرا كند يا با مسخره بازى هايش هيولاى جنگلى را سر ذوق بياورد يا سر سفره موزهايش بنشيند و با او غذا بخورد يا خودش تبديل به غذاى او شود! جواب اين سؤال را در فيلم كينگ كنگ پيدا مى كنيد كه جك در نقش كارگردان خل و چل و جاه طلبى خدمه كشتى اش را به سمت جزيره اسرارآميز جمجمه Skull Island مى برد كه پر از موجودات ماقبل تاريخى است از جمله شخصيت معروف و درشت هيكل ما جناب كينگ كنگ!
جك بلك در مصاحبه اى _ كه برخلاف مصاحبه هاى سهيل و سارا كاملاً واقعى است! _ راجع به همبازى گنده اش چنين گفته است:
اين فيلم با نسخه هاى قديمى تر كينگ كنگ چه تفاوت هايى داره؟
جك بلك: اين نسخه نسبت به نسخه ۱۹۳۳ جلوه هاى ويژه بهترى داره و برخلاف نسخه ۱۹۷۸ كه جريانش در همون دهه ساخت فيلم اتفاق مى افته در دهه ۱۹۳۰ مى گذره و البته نسبت به دو نسخه قبلى هيولاهاى ترسناك ترى هم داره!
همبازى بودن با يك گوريل غول پيكر چه حسى داره!
جك بلك: خب از دور به نظر يك گوريل ترسناك مى آد اما وقتى بشناسيش خيلى شيرين و دوست داشتنى مى  شه. من يه خار از شست  پايش بيرون كشيدم و از اون به بعد حسابى با هم دوست شديم!
خنده دارترين اتفاقى كه سر صحنه فيلمبردارى افتاد چى بود؟
جك بلك: نمى تونستم يكى از ديالوگ ها رو حفظ كنم. بايد مى گفتم: «اون از يك باور معقول دفاع مى كنه!» اما من مدام از دهنم مى پريد كه: «اون از يك داور معلول دفاع مى كنه!» فكر كنم اون صحنه رو ۱۴۲ بار تكرار كرديم!
آيا يك گوريل گنده قلابى سر صحنه ها وجود داشت يا اين كه كلاً با جلوه هاى ويژه ساخته شده بود؟
جك  بلك: اندى سركيس (گالوم در ارباب حلقه ها) جاى كينگ كنگ بازى مى كرد. يك تيم از متخصصين انيميشن كامپيوترى براساس حركات اون، اين گوريل كامپيوترى رو خلق كردند. اندى خارج از كادر دوربين هم با يك لباس گوريلى جلوى ما بازى مى كرد تا حس بگيريم!
كينگ كنگ چى توى جزيره جمجمه مى خورده كه انقدر غول شده؟
جك بلك: آدميزاد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |