جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Jan 27, 2006
خانواده (جامعه)
۳۳۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
شما هم مى توانيد سوار شويد، پس بفرماييد:
يادداشت
شما هم مى توانيد سوار شويد، پس بفرماييد:
ماشين لوكس سه ميليونى !
مهديه پاليزيان
آيا شما هم از ماشين هاى جديد خوشتان مى آيد؟ داشتن ماشين هاى بيست، سى و چهل ميليونى براى خيلى ها راحت و براى خيلى ها يك آرزوست. تا به حال فكر كرديد چطور مى شود آدمى كه ده ميليون هم پول ندارد، ماشين سى يا چهل ميليونى سوار شود؟ صحبت از خواب و خيال نيست. راه هاى زيادى وجود دارد كه مى شود ماشين شيك سوار شويد.هرچند روز كه بخواهيد ، ماشينى براى خودتان.
ماشين هاى كرايه اى بدون راننده راهى است كه هر كس هر وقت بخواهد مى تواند صاحب ماشين باشد و هر وقت لازم نداشت، ديگر احتياجى به نگهدارى و پول خرج كردن براى ماشين نيست. اين نوع كرايه دادن ها در اروپا سابقه اى صد ساله دارد و در ايران دو سال. اين روش -مثل خود اتومبيل- محصول جامعه صنعتى غربى است كه با تأخير زياد وارد جامعه ما شده است.
به نحوى كه شما مى توانيد در يكى از اين شهرها ماشين كرايه كنيد و در شهر ديگر تحويل بدهيد.
245526.jpg
مشترى اصلى اين ماشين ها شركتها، آژانس هاى مسافرتى يا سازمان هاى برگزار كننده سمينارها و همايش ها هستند كه براى رفت و آمد مسافران و كارشناسان و متخصصان ماشين چند روزه مى خواهند. اما مديران شركتى كه چنين كارى را مى كنند مى گويند فقط به فكر توريست و كارشناس نيستند: «مهندس جوادى» مسؤول فنى اين شركت ، مردم عادى را هم جزو مشتريان بالقوه اين خودروها مى داند: «بسيارى از مردم بخصوص قشر متوسط براى ماشين داشتن زير بار قسط هايى مى روند كه برايشان سنگين است. از طرفى نگهدارى ماشين هزينه دارد و در طول سال شايد بيشتر از چند دفعه نيازى به ماشين شخصى نباشد. آن هم با ترافيك سنگين خيابانهاى ما. هزينه كرايه اتومبيل خيلى كمتر از هزينه نگهدارى ماشين است. من خودم ماشينم را فروختم و هر وقت براى مسافرت نياز داشته باشم، يكى از ماشين هاى خودمان را كرايه مى كنم.»
به دلايل آقاى جوادى اگر تنوع طلبى آدم ها -بخصوص جوانان- اضافه شود، امتحان كردن اين ماشين ها وسوسه جالبى مى شود. آن هم اين روزها كه ماشين داشتن براى خيلى از جوانان مثل آب حياتى است و مثل كار داشتن دست نيافتنى!
فهرست اتومبيل هاى اين شركت فعلاً محدود به ماشين هاى وطنى است. منظور پى.كى و پيكان نيست؛ از پرايد و دوو ماتيز تا ماكسيما و موسو و گل.
مسؤولان شركت در برنامه هاى خود اضافه كردند برنده اى خارجى را دارند (البته الآن تويوتا كامرى هم در ليست به چشم مى خورد) اما فعلاً همين اسم ها هم ارزش امتحان كردن دارند.
كرايه ماشين ها مثل تاكسى گرفتن است، بدون چانه زدن سر قيمت. اما اينجا چيزى شبيه هفت خوان رستم بايد طى شود كه شايد خيلى ها را از رؤيا بيرون آورد و ماشين سوارى بيست ميليونى با جيب خالى را فراموش كنند.
با اين حال در طى مراحل براى استفاده از اين خودروها ابتدا بايد عضو شركت شد. عضويت دو نوع است و ماشين ها شامل چهار گروه هستند.
گروه اول اتومبيل هاى لوكس است. يعنى ماكسيما، رونيز، موسو و ... براى اجلاسهاى بين المللى و مديران كل سازمانهاى بين المللى، صاحبان شركتها و هيأت هاى بازديد كننده از پروژه ها يا خانواده هايى كه مى خواهند دسته جمعى مسافرت كنند. گروه دوم اتومبيلهاى آخرين مدل يعنى هيونداى اوانته، مزدا، زانتيا و ... است كه براى مديران كل سازمانها و ميهمانان رده بالاى آنها كرايه داده مى شود. گروه سوم هيونداى ورنا، فولكس گل، پژو پرشيا، دوو سى يلو و ... را شامل مى شود كه براى كارشناسان عاليرتبه شركتها و مصارف شخصى شان است و گروه چهارم مخصوص استفاده داخل شهرى و شخصى است كه به پرايد و ماتيز مى رسد.
قبل از اينكه يكى از اين گروهها را انتخاب كنيد ، شرايط را با دقت بخوانيد ؛ براى هر دو نوع عضويت بايد يك ضامن داشته باشيد به اضافه مبلغى براى وديعه و مبلغى هم براى ضمانت ماشين. گروه اول سه ميليون تومان وديعه نقد و چك تضمين پنجاه ميليونى. گروه دوم دو ميليون وديعه نقد و چك تضمين سى ميليون تومانى. گروه سوم وديعه يك ميليونى (ايضاً نقد) و تضمين ۱‎/۵ ميليونى و گروه آخر هفتصد هزار تومان نقد و ۸‎/۵ ميليون چك تضمين. مبلغ وديعه را به حساب شركت مى ريزيد و چك يا سفته بدون تاريخ ضمانت را تقديم شركت مى كنيد.براى عضويت نوع دوم سطور بالا را بخوانيد با اين تفاوت كه به جاى وديعه نقد ،چك مى دهيد. قبل از ذوق زدگى نوع دوم، مطلع باشيد كه نرخ اجاره عضويت نوع دوم بيشتر است.
نرخ اجاره خودرو براساس نوع ماشين و مدت زمان كرايه متفاوت است. هر چه تعداد روزهاى اجاره بيشتر باشد ،هزينه هر روز كمتر مى شود. از يك روز تا يكسال مى شود ماشين اجاره كرد. كمترين قيمت براى ماتيز و پرايد يك روزه است با ۱۹ تا ۲۳ هزار تومان و بيشترين به نام ماكسيماى اتوماتيك ، تويوتا كامرى اتوماتيك و موسو ست با ۱۰۵ تا ۱۲۰ هزار تومان. اجاره يك ساله ماتيز و پرايد ۱۴۰ تا ۱۶۰ هزار و ماكسيما و گروهش ۶۸۰ تا۷۸۰ هزار است.
غير از تعداد روزها كيلومتر شمار هم محدوديت دارد ؛ هر ۲۴ ساعت حداكثر استفاده ۲۵۰ كيلومتر است كه در اجاره يكساله ۱۵۰ كيلومتر مى شود. اگر بيشتر از اين استفاده كنيد براى هر پنج كيلومتر،دو درصد اجاره، براى هر ساعت تأخير در برگرداندن ماشين،سه ساعت اجاره گرفته مى شود. ماشين را بايد با باك بنزين پر تحويل داد وگرنه براى هر ليتر كسرى بنزين،سه برابر هزينه بنزين مصرفى پرداخت مى كنيد (گرفته مى شود!) زمان تحويل گرفتن خودرو بايد ايرادهاى خودرو را در فرم تحوياً خودرو ثبت كنيد.در غير اين صورت، خسارت هم مى دهيد و تا زمانى كه ماشين در تعميرگاه است،پنجاه درصد كرايه روزانه را هم تقبل مى كنيد.
اين همه عدد و رقم و شرط آدم را گيج مى كند و شايد خيلى ها عطاى امتحان اين ماشين ها را به لقايش ببخشند. آقاى جوادى هزينه اجاره را براساس قيمتهاى بازار مناسب مى داند؛« قيمتها با توجه به نرخ هاى شركتهاى مشابه خارجى و چند آژانس محدود داخلى و شرايط بازار تعيين شده است. هنوز اين سيستم جا نيفتاده. اگراين روش در جامعه توسعه پيدا كند، مى شود قيمتها را كم كرد. اما در وضعيت فعلى قيمتها مناسب است... با وجود تمام اين ضمانت ها كار ما ريسك است. چون فرد سه ميليون وديعه براى ماشين چهل ميليونى مى دهد با چكى كه مى تواند جعلى باشد. براى كسانيكه عضو شده اند و مشترى دائمى هستند، مشكلى نيست. اما مواردى پيش آمده كه فرد تمام شرايط را داشته اما ماشين نداديم. چون بايد اول اعتماد كنيم. ما هيچ سيستمى براى اين نوع كارها نداريم. در حالى كه در كشورهاى ديگر تمام پرداختهاى شخص با كارت اعتبارى است.بيمه شان قطعى است .آنها حتى به اندازه ما تصادف ندارند.»
خودروهاى كرايه اى فعلاً فقط اسمش شبيه نمونه هاى خارجى است.اجاره يك ماشين در بقيه كشورها با پاسپورت و كارت اعتبارى در چند دقيقه ممكن است،بدون ضامن و چك و سفته نوع اول و دوم. اما در ايران اجاره ماشين را بايد جزو برنامه هاى دراز مدت گذاشت،چون سه يا چهار روز طول مى كشد تا مراحل سخت را از سر گذراند.
استفاده از اين ماشينها در بقيه كشورها بخاطر سابقه طولانى اش مثل آژانس گرفتن كارساده اى است كه بازارش را پيدا كرده. اما در ايران با استقبال من و شما بستگى دارد تا دوام بياورد و رشد كند: «مشتريان ما هنوز خيلى زياد نيستند. صرف اقتصادى كار ما قراردادهاى طولانى مدت است. با كرايه يك روزه نمى شود كار كرد. از طرفى بيشتر مشتريهاى عضويت نوع دوم ثابت نيستند، چون لازم نيست وديعه نقدى بدهند.» به همين دليل احتياط شركت براى انتخاب مشترى چندان بى مورد نيست. بخصوص اگر نگاهى به صفحه حوادث روزنامه ها بيندازيم با انواع خبرهاى دستگيرى باندهاى جعل سند و چك فروش اموال دزدى.
اما خدمات شركت با وجود همه اين مشكلات يك امتياز ويژه دارد؛ مى توان ماشين را در شهرى كرايه كرد و در شهر ديگر تحويل بدهيد، امكانى كه بسيارى از شركتهاى مشابه خارجى ندارند. قرار است شركت استان هاى گلستان، مازندران، همدان، كردستان، بوشهر، بندرعباس، اردبيل و جزيره هاى قشم و كيش را به شبكه خود اضافه كند. توسعه كار براى شركتى كه دغدغه اصلى اش جا انداختن اين سيستم بين مردم است، گام مهمى است: «چند مؤسسه هستند كه به طور محدود اين كار را انجام مى دهند. هدف آنها صرفاً تجارى است. اما ما مى خواهيم فرهنگ استفاده از اين خودرو را نهادينه كنيم. در وضعيت فعلى جامعه ما با وجود حجم زياد ماشين ها، ترافيك و فشار مالى اى كه خريد يك ماشين حداقل شش ميليونى بر قشر متوسط وارد مى كند، چنين سيستمى بسيار مناسب است. علاوه بر آن كمك بزرگى به توسعه توريسم است.» جوادى به موفقيت اين طرح در ايران اميدوار است: «ما هنوز اول راه هستيم. اگر كار توسعه پيدا كند و بين مردم جا بيفتد، سيستم كارى مهم مى تواند روان تر شود تا بتوانيم مثل بقيه كشورها زمان تحويل ماشين را كم كنيم.»
براى تصميم گيرى درباره اينكه اين ماشين ها را امتحان كنيد يا نه،شرايط و هزينه شركت را بگذاريد كنار وسوسه رانندگى با انواع ماشين هاى لوكس چند ده ميليونى،آن هم در گردنه كندوان يا جاده صاف كوير! شايد گذشتن از هفت خوان رستم خيلى هم سخت نباشد!
يادداشت
روزهاى گرم برفى !
245538.jpg
مهدا جهانگير
برف كه مى آيد، پسرك مطمئن از تعطيلى مدرسه، با شوق و ذوق فراوان قوطى هاى خالى اسپرى را پر از آب مى كند، رنگ هاى شاد را به آنها اضافه كرده و خوب تكان مى دهد؛ بعد منتظر مى ماند تا برف همه حياط را سفيدپوش كند. آنگاه برف هاى سفيد حياط را با اسپرى نقاشى مى كند. منظره جنگل هاى بهارى، رودخانه هاى خروشان، غروب دريا و خانه كوچكشان. پدر كه از خوشحالى كودكش خوشحال است از او مى خواهد دانه هاى كوچك گياهان را كه در زمستان زياد پيدا مى شوند جمع كند. پسرك آنقدر اين كار را دوست دارد كه دوستانش را نيز با خود همراه كرده و با هم رقابت مى كنند. هر كه برنده شود يك جايزه مخصوص دارد. بچه هاى بزرگتر اما فارغ از رقابت هميشگى به كوچكترها كمك مى كنند و در پايان كيسه هيچ كس از شاه بلوط، كاج، دانه پنبه و شاخه هاى كوچك درختان خالى نمى ماند. آنها حياط را تميز مى كنند و دانه ها هم از بين نمى رود.
هنگامى كه برف، يك متر يا بيشتر ارتفاع مى گيرد، پدر و مادر نيز با پسرك همراه مى شوند. آنها براى حياط نقشه اى تهيه مى كنند و طبق نقشه يك منطقه كوچك شهرى با برف مى سازند. شهركوچك حياط آنها، خيابان، كوچه و خانه هاى كوچك دارد. براى شهرشان بيمارستان هم مى سازند.
و براى ظريف تر كردن از قاشق و لوازم ديگر استفاده مى كنند. همسايه ها هميشه فكر مى كنند آنها مهمانان ناخوانده عجيب و غريب دارند.
< < <
گاهى آسمان آنقدر مى بارد كه رفت و آمد خانواده حتى با همسايه ها محدود مى شود. گاهى خانواده در روز هاى برفى واقعاً احساس تنهايى مى كنند. پس دست به كار مى شوند و با برف يك مادر، يك پدر و بچه هاى آنها را مى سازند.
آدم برفى ها را با كلاه، روسرى و عينك تزيين مى كنند. آنها در روزهاى برفى، يك خانواده برفى در خانواده خود دارند. خانواده اى مثل خودشان.
< < < 
پدر مى داند كه چگونه مى شود قلعه هاى برفى درست كرد. جمع خانوادگى آنها با پارو و جعبه هاى چوبى، برف را مثل آجر قالب گيرى مى كنند و با كمك پسرك با آجر هاى برفى ديوار مى سازند. براى آنكه آجرها محكم تر شوند روى آنها آب مى پاشند و چند ساعتى در هواى آزاد مى گذارند. آنها براى قصر كوچكشان با سطل برج مى سازند. مادر با پارچه براى سرزمين حياط پرچم درست مى كند، پدر پرچم را روى برج قلعه نصب مى كند و پسرك حكمرانى مى كند.
< < <
زمستان كه مى آيد، بساط منقل و كباب پز خانواده به راه است. همسايه ها و دوستان هميشه مهمانى هاى برفى آنها را دوست دارند. دوستان و همسايگان براى خوردن كباب كوبيده، جوجه كباب، شيشليك و يا حتى غذاهاى فرنگى مثل هات داگ و همبرگر زمستانى دعوت مى شوند.
فره سيب زمينى كبابى هم كم از غذاهاى ديگر ندارد. وقتى به آن فلفل و نمك مى زنند و داغ داغ مى خورند.
پس از آن، مسابقه درست كردن آدم برفى يا مسابقه برف بازى راه مى اندازند و گروه بازنده به گروه برنده جايزه مى دهد. لذت خوش و بش كردن و دور هم جمع شدن به همه چيز مى ارزد.
< < < 
نان هاى مانده خانه هميشه در يك كيسه جدا جمع آورى مى شوند.
مادر، تكه هاى نان را به قطعات كوچك تقسيم مى كند و از آنها نخ عبور مى دهد. حالا وظيفه پسرك است كه آنها را از درختان و بوته آويزان كند. او ياد گرفته كه پرندگان، بى پناه ترين موجودات در فصل زمستان هستند. نان روغنى به همراه يك بشقاب دانه، غذاى بسيار مناسبى است. يك هديه زمستانى براى پرنده ها!
< < < 
مادر ابتكار ديگرى هم براى روزهاى برفى دارد. او ظرفى را از كف صابون پر مى كند و آنقدر هم مى زند تا ظرف پر از حباب شود. سپس با قرار دادن در فريزر، به سرعت سردش مى كند و در يك روز سرد زمستانى، با پسرك به حياط مى رود و با فوت كردن، حباب ها را در هواى آزاد مى تركاند.
پسر هميشه از زمان طولانى تركيدن حباب ها و صداى عجيب آن، هيجان زده مى شود.
< < <
كاسه كه پر از آب مى شود، پسرك قوطى حلبى را دقيقاً در وسط كاسه مى گذارد. او براى اين كار وسواس زيادى دارد. آن وقت كاسه آب را در حياط قرار مى دهد تا آب داخل آن يخ بزند.
هنگامى كه از يخ بستن آب كاسه مطمئن مى شود، توى ظرف حلبى، آب جوش مى ريزد و از كاسه خارجش مى كند. يخ داخل كاسه را نيز با قرار دادنش در يك ظرف آب داغ خارج مى كند و شمعى در حفره يخى قرار مى دهد. پسرك چندين بار اين كار را تكرار مى كند و چراغ هاى يخى مى سازد. يك، دو، سه، چهار، پنج،... چراغ هاى يخى مخصوص حياط هستند. پدر و مادر و پسرك، چراغ ها را در نقاط مختلف حياط مى چينند و شمع ها را روشن مى كنند. نور تاريك روشن و زيباى چراغ هاى يخى، هر سال، گرما بخش حياط زمستانى آنهاست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |