|
|
|
|
|
|
|
خداحافظى با شكوه عقاب
|
|
|
|
دنيزلى از پاس مى رود؟
|
|
|
|
|
ركاب براى مدال آسيايى
احدكاظمى دومين دوچرخه سوار ايرانى تيم جانيت تايوان امسال براى اين تيم ركاب نمى زند. هرچند كاظمى به قول خودش امسال به خاطر مدال بازى هاى آسيايى دوحه ۲۰۰۶ قطر قيد پازدن براى تيم تايوانى و دستمزد دلارى را زده است، اما طبق شنيده ها جانيتى ها از عملكرد او در فصل قبل راضى نبودند و براى فصل جديد با احد قرارداد نبستند. با اين حال، كاظمى حرف ديگرى مى زند: «من مدال بازيهاى آسيايى ندارم. براى همين طبق برنامه ها آماده مى شوم تا در دوحه مدال بگيرم.»
|
|
|
|
|
بنا چه شد؟
اول برگ برنده طالقانى بود. زيرا تيم بنا تنها مدال طلاى جهانى بوداپست را گرفته بود. طالقانى اين مسأله را كلى بزرگ كرد. درحالى كه فدراسيون كشتى تمايلى به بردن حميدسوريان به مسابقات جهانى نداشت. اما با اصرارهاى بنا سوريان، به بوداپست رفت و طلا گرفت. همين مسأله روابط طالقانى _ بنائى را نزديك كرده. اما حرف هاى اين روزها بنا و انتقادش از طالقانى چندان به مذاق رئيس فدراسيون خوش نيامده. گفته مى شود حاجى طبق يك عادت اين منتقد را از پيش رو برداشته. اگر چه خودش ادعا مى كند كه از اين موضع اطلاعى ندارد. اما بنا ديگر سرمربى تيم ملى كشتى فرنگى نيست. با اينكه خيلى ها حذف او از اين سمت را اشتباه بزرگ طالقانى مى دانند. اما حاجى همچنان مى گويد كه در اين كار دستى نداشته.
|
|
|
|
|
مديون دو
يك بار ديگر ظاهر شد؛ اين را مديون عدد ۲ است. عددى كه نامش را بر سر زبانها انداخت، وقتى دوشنبه شب آن را مقابل نام تراكتورسازى ديد. براستى دنياى فوتبال كوچك است. دو سال از يادها دور مى مانى اما... يك دفعه همه از تو حرف مى زنند. فرشاد پيوس امروز دوباره اغلب را به ياد خود انداخت. نه، اشتباه نكنيد او عليه كسى حرف نزد يا دچار مشكلى نشد، نه بلكه پيوس با شكست صدرنشين ليگ برتر نامش را بر سر زبانها انداخت؛ اتفاقى كه دوشنبه شب همه را انگشت به دهان گذاشت. باورش مشكل بود، برد ۲ بر صفر تراكتورسازى مقابل سايپا را مى گوييم در جام حذفى. نتيجه اى كه پيوس و تيم اش را به يك هشتم نهايى اين جام رساند. حالا او دوباره آن بالاهاست، مردى كه از يادها رفته بود.
|
|
|
|
|
خداحافظى با شكوه عقاب
عابدزاده: رفتم ولى برمى گردم
|
|
|
محمود مولايى ... مراسمى به شكوه روز خداحافظى. سوت آغاز پنج دقيقه بعد به صدا درآمد. لحظه دويدن اولى كان به سمتش ... بالاك آمد و بعد سلطان. بعد ... و بعدى ها. انگار پلان پايانى بود. برداشت آخر از فيلمى كه يك بار تا لب مرگ رفته بود. آن لحظه غم انگيز كه البته نقطه تاريكى در كارنامه اش نبود كه نقطه اوجش بود. لحظه حضور اهالى فوتبال بر بالينش و البته مردم عادى. چشم هاى عده اى خيس و عده اى دست به دعا. اما قرار نبود اتفافى برايش بيفتد. تقدير براى او پايان خوشى در نظر گرفته بود. پايانى خوش تر. انگار همه چيز مهيا بود. حتى مسائل سياسى هم نتوانست جلوى سفر بايرن مونيخ به تهران را بگيرد. درست در روزهايى كه رومانى، اسپانيا و بعد اوكراين پيشنهاد فدراسيون را براى بازى هاى دوستانه نپذيرفتند بايرن با تمام ستاره هايش مقابل گلر تاريخى فوتبال ايران صف كشيد، يك به يك دست دادند. انگار در روز خداحافظى براى بدرقه اش آمده بودند. اصلاً انگار ندارد، كه واقعاً آمدند تا او باشكوه برود. ... و سرانجام خداحافظى عقاب. احمدرضا عابدزاده بيست و سوم دى ماه رسماً از فوتبال خداحافظى كرد. در روز مسابقه پرسپوليس - بايرن مونيخ، با سروصداى زياد. در حالى عابدزاده پيشتر در سكوت خداحافظى كرده بود. پنج سال پيش، اواخر ليگ ۷۹. بعد از يكى از بازى هاى پرسپوليس، در گوشه اى در رختكن انگار خسته شده بود. اما؛ نه اين حرف ها نبود. نمى خواستم فنايى نابود شود. مدتى بعد همين داود فنايى، گلر پرسپوليس دوباره پاى عقاب را به زمين كشيد. در رقابتى مهم تر و در جام باشگاه هاى آسيا برابر الاتحاد عربستان. بازى مهمى براى پرسپوليس بود. تيمى كه در آن مسابقه دروازه بانى در اختيار نداشت. فنايى از حضور برابر الاتحاد محروم بود و عابدزاده نمى خواست دوباره به زمين برگردد. اما وضعيت به قدرى بحرانى بود كه عقاب به خواسته على پروين به زمين رفت. با وجود اين، ديگر نمى خواست بازى كند. اين اتفاق مدتى بعد، در سال ۸۰ افتاد. اين بار پس از مسابقه پرسپوليس - سپاهان و البته در اصفهان. جايى كه عابدزاده در تيمى به نام تام چهره شد. عابدزاده براى پايان هم اصفهان را در نظر گرفته بود. اگرچه خداحافظى دوباره اش هم ناگهانى بود، و هنگامى كه دو گل از سپاهان دريافت كرد تاب نياورد و در سكوتى ديگر براى دومين بار خداحافظى كرد. عابدزاده مدتى بعد، در همين روزها ناگهان سكته مغزى كرد و تا مدتها بيمار بود. روزهايى كه طعم مرگ را چشيد و دوباره زندگى. اما زندگى دوباره گلر افسانه اى را به شوق آورده بود كه بازى كند. اصرار او عجيب بود؛ «مى خواهم به خاطر مردم يك سال ديگر بازى كنم». در حالى كه در شرايط مسابقه نبود. پزشك او صلاح نمى ديد كه عابدزاده بازى كند. همين مسأله او را كم كم منصرف كرد. اما او همان «احمدرضا عابدزاده» بود. گلرى كه در فوتبال ايران به افتخارات زيادى رسيد. * * * اولين بازى ملى عابدزاده در ۱۹۸۷ برابر كويت اتفاق افتاد. در مسابقه اى كه ايران يك بر صفر حريف را شكست داد. اما آخرين بازى عابدزاده، مسابقه مهمى بود؛ بازى ايران - آلمان در جام جهانى ۹۸. مسابقه اى كه ژرمن ها با دو گل بيرهوف پيروز شدند. جام جهانى، بدون ترديد بزرگ ترين تجربه عابدزاده بود. گلرى كه در بازيهاى آسيايى ۱۹۹۰ پكن با تيم ملى قهرمان شد و البته همان سال با استقلال قهرمان جام باشگاه هاى آسيا هم شده بود. عابدزاده، در طول دوران فوتبالش در دو تيم مطرح تهرانى بازى كرده است؛ «البته من از اولش هم پرسپوليسى بودم اما براى اينكه استقلال زودتر به من پيشنهاد داد به اين تيم رفتم، اما بعد برگشتم». با اين حال، او در ليگ هم با آبى ها به موفقيت رسيد و هم با قرمزها؛ چهار بار قهرمانى با پرسپوليس دو بار با استقلال. با همه اينها، احمدرضا عابدزاده براى هميشه از فوتبال خداحافظى كرد. لحظه اى كه اوليور كان به سمتش دويد، در آغوش گرفتش؛ «غافلگير شدم. فكرش را نمى كردم...» ... مگر قبل از شروع مسابقه با كان برخوردى نداشتى؟ چرا. اتفاقاً هر دويمان كاپيتان بوديم. با هم برخورد داشتيم. اما فكر نمى كردم در آن لحظه به سمتم بيايد. براى همين يك لحظه غافلگير شدم. كان گلر بزرگى است. يعنى از قبل هماهنگ نشده بود؟ نه، بابا. اصلاً قرار نبود بازى كنم... بعد چطور شد؟ هيچى. انصارى فرد گفت مى خواهم بازى كنى. مى خواست يك بار ديگر مردم بازى ام را ببينند. خودت چطور؟ مى خواستى دوباره توى دروازه بايستى؟ دوست داشتم. بد نبود. به هر حال پنج دقيقه اى تو زمين بودم. لذت خاصى داشت. از اول هم قرار بود اين مسابقه، بازى خداحافظى ات باشد؟ نمى دانم. ولى انصارى فرد لطف كرد. فكر نمى كنم در ايران تا حالا بازى خداحافظى به اين شكل براى بازيكنى برگزار شود. فكر مى كنم براى اولين بار بود. خيلى خوشحالم. براى سومين بار بود كه خداحافظى مى كردى، يعنى بازهم برمى گردى؟ دير يا زود برمى گردم مطمئناً فوتبال بازى نمى كنم. مى روم ولى برمى گردم. شايد مربيگرى كنم. البته هيچ وقت التماس كسى را نكردم. هميشه روپاى خودم بودم. بايد از من بخواهند. الآن چه كار مى كنى؟ تمرين مى كنم. هر روز به سالن بدنسازى مى روم. از تمرين دور نيستم.
|
|
|
|
|
دنيزلى از پاس مى رود؟
يك تركيه اى خبرساز
|
|
|
مصطفى دنيزلى سرمربى ترك تبار پاس يك سال و چند ماه است كه در ايران به سر مى برد اما در همين مدت كم او تبديل به چهره اى خبرساز شده است. شايد اولين جرقه زمانى زده شد كه بعد از نتايج ضعيف تيم ملى او را به عنوان جانشين اصلى برانكو ايوانكوويچ معرفى كردند. البته در همين زمان مشخص بود كه وسوسه جام جهانى سرمربى پاس را تحت تأثير خود قرار داده چرا كه تنها بعد از گذشت چند روز يك روزنامه تركيه اى به نقل از او نوشت: «مى خواهم در جام جهانى روى نيمكت تيم ملى ايران بنشينم.» اين حرفهاى مصطفى دنيزلى تا روزها در رسانه هاى داخلى انعكاس داشت و همه روى آن مانور مى دادند. اما اين مسأله مهم خيلى زود از صدر اخبار رسانه ها پايين آمد تا اين بار بحث تمديد قرارداد دنيزلى يك بار ديگر نام او را بر سر زبانها بيندازد. پيش از بازى پاس مقابل استقلال بود كه روزنامه هاى ترك از احتمال جدايى اين مربى از پاس خبر دادند و نوشتند: «او از پيشنهاد مالى اين باشگاه راضى نيست و قصد دارد به تيم ديگرى برود.» ولى اين موضوع هم خيلى زود تكذيب شد چرا كه دنيزلى يك روز پس از نوشته هاى روزنامه هاى ترك در نشستى چند ساعته با مسؤولين اين باشگاه به توافق رسيد و همان جا به آنها قول قهرمانى داد. حالا اگر فكر مى كنيد ديگر اين مربى چهره خبرسازى نيست سخت در اشتباه هستيد. چون با گذشت يك ماه از شايعه جدايى دنيزلى از پاس، اين بار هم خبر رسيد مسؤولان فدراسيون فوتبال تركيه درصدد آنند كه دنيزلى را به جاى فاتح تريم سرمربى تيم ملى اين كشور كنند؛ خبرى كه در روزهاى اخير از سوى مسؤولين باشگاه پاس تأييد شد. اما اتفاق جديدى را به دنبال نداشته است ظاهراً تماس مسؤولين تركيه اى از هفته گذشته آغاز شده زمانى كه «هالوك اولوسوى» بر صندلى رياست فدراسيون فوتبال تركيه تكيه زده. رئيس جديد كه رابطه نزديكى با مصطفى دنيزلى دارد در اولين حركت خود اعلام كرده شايد مربى ديگرى را به جاى فاتح تريم بياورد، هر چند تا اين لحظه چنين اتفاقى عملى نشده اما رسانه هاى تركيه و داخلى در روزهاى اخير از بازگشت مصطفى دنيزلى سرمربى فعلى پاس به تيم ملى تركيه خبر داده اند. چه اين خبر از سوى سردار آجورلو مديرعامل باشگاه تهرانى هم تأييد شده است. «خب، تماس هاى زيادى با دنيزلى گرفته اند. همه چيز در حد يك ارتباط تلفنى بود. فعلاً هيچ دعوتنامه رسمى به دست او يا باشگاه نرسيده.» اما ظاهراً تماس هاى تلفنى هم تا حدودى معامله را جوش داده است. شهزاد ناظمى مدير برنامه هاى مربى ترك مى گويد: «احتمال حضور دنيزلى در تيم ملى اين كشور زياد است! صحبتهايى شده و توافقاتى داشته اند ولى هنوز چيزى قطعى نيست. اگر توافقات نهايى انجام شود احتمالاً دنيزلى دو شغله مى شود.» اين در حالى است كه براى سردار آجورلو مديرعامل پاس قضيه تا حدودى غيرعادى به نظر مى رسد. او با اطمينان مى گويد: «كسى در اين باره با ما صحبتى نكرده ولى مطمئناً دنيزلى اين كار را نمى كند. او با ما قرارداد دارد و هيچ چيز را زير پا نمى گذارد.» ولى اين پايان ماجرا نيست. مرد خبرساز تركيه اى هنوز درصدر اخبار سير مى كند و بعيد نيست در روزهاى آينده تبديل به يك سوژه جذاب شود. با اين حال آجورلو مى گويد: «مطمئن باشيد، او مى ماند.»
|
|
|
|