يكشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۴ -
Sun, Jan 29, 2006
ديپلماتيك
۳۳۸۱
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گام هاى موفق آفريقا قاره سياه در سالى كه گذشت
بهزاد محمدى
سال ۲۰۰۵ براى مردم كشورهاى آفريقا، سالى پر از بيم و اميد بود. در اين سال، مردم آفريقا بيش از هر زمان ديگرى از كمك هاى خارجى بهره بردند. موضوع ويژه اجلاس سران كشورهاى «عضو گروه۸» در سال ۲۰۰۵ ميلادى به بررسى راهكارهاى توسعه در آفريقا اختصاص داشت و براى اولين بار، رؤساى ۷ كشور آفريقايى (الجزاير، اتيوپى، غنا، نيجريه، سنگال، تانزانيا و آفريقاى جنوبى) در اجلاس گروه۸ شركت كردند. در اين سال و در جريان برگزارى اجلاس مذكور، طرح جامع كمك به آفريقا موسوم به «گزارش كميسيون آفريقا» به تصويب رسيد. براساس گزارش كميسيون آفريقا، ميزان كمك هاى اعضاى گروه ۸ تا سال ۲۰۱۰ ميلادى با ۲۵ ميليارد دلار افزايش، به ۵۰ ميليارد در سال خواهد رسيد و بدهى هاى كشورهاى فقير اين قاره نيز بخشوده خواهدشد.

براساس اين طرح، رشد اقتصادى در قاره آفريقا تا سال ۲۰۱۵ دو برابر خواهدشد و سرمايه گذارى داخلى و بين المللى در آفريقا رشد چشمگير خواهديافت.
از بعد سياسى نيز سال ۲۰۰۵ براى مردم آفريقا، سال نسبتاً مثبتى بود. در اين سال، دولت و شورشيان جنوب سودان در ژانويه سال ،۲۰۰۵ پيمان تاريخى صلح را در «نايروبى» امضا كردند و به طولانى ترين جنگ داخلى قاره آفريقا كه در طول ۲۱ سال بيش از ۶ ميليون كشته و بى خانمان برجاى گذاشت، پايان دادند. هرچند، مرگ «جان گارانگ» رهبر سابق شورشيان و معاون اول جديد رئيس جمهورى در مدت زمان كوتاهى پس از امضاى پيمان صلح، نگرانيهايى را به وجود آورد. اما گروههاى مختلف سودانى، پايبندى خود را به مفاد اين پيمان تاريخى و تقويت روند صلح به نمايش گذاشتند. منطقه درياچه هاى بزرگ نيز كه پيش ازاين منشأ اصلى بحرانهاى بخشى از قاره آفريقا به حساب مى آمد، دراين سال، صحنه اقدامات مؤثرى براى تقويت صلح وثبات بود.
- روآندا، ۱۰ سال پس از نسل كشى كه نزديك به ۸۰۰ هزار قربانى گرفت، اكنون روند بازسازى و آشتى ملى را درپيش گرفته است.
- بوروندى كه مناقشات مشابهى را تجربه كرده است، با برگزارى همه پرسى قانون اساسى، انتخابات پارلمانى و رياست جمهورى به چندين سال درگيريهاى قومى پايان داد.
- در جمهورى دموكراتيك كنگو نيز مردم اين كشور پس از گذشت بيش از ۳۰ سال جنگ داخلى و آشوب براى نخستين بار پاى صندوق هاى رأى رفتند و به قانون اساسى جديد رأى دادند. همچنين قرار است در چندماه آينده، انتخابات رياست جمهورى در كنگو برگزار شود.
- يكى ديگر از تحولات مهم قاره آفريقا در سال گذشته ميلادى، برگزارى انتخابات در ليبريا بود. در اين انتخابات، براى نخستين بار، يك زن درطول تاريخ قاره كهن آفريقا به سمت رياست جمهورى اين كشور برگزيده شد.
- تلاش براى تشكيل دولت در سومالى و همچنين حل مسالمت آميز بحران ساحل عاج وانتخاب نخست وزير دوره انتقالى اين كشور را نيز مى توان از ديگر رويدادهاى مثبت قاره آفريقا در سال ۲۰۰۵ به شمار آورد.
- در گينه بيسائو، «نينو ويرا» كه حدود ۳۰ سال پيش با كودتا قدرت را در دست گرفته بود، پس از چندين سال كناره گيرى از قدرت، در سال ۲۰۰۵ با شركت در انتخابات به عنوان رئيس جمهورى گينه بيسائو انتخاب شد.
- برگزارى انتخابات مسالمت آميز رياست جمهورى تانزانيا و زنگبار (انتخابات رياست جمهورى در زنگبار با كمترين تنش برگزارشد) و انتخابات مجلس و انتخابات سنا در زيمبابوه و همه پرسى قانون اساسى در كنيا از ديگر نكات مثبت پرونده سال ۲۰۰۵ قاره پهناور آفريقا است.
از منظر روابط جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى آفريقايى نيز سال گذشته ميلادى، سال پربارى به حساب مى آيد. سفر «سيدمحمد خاتمى» رئيس جمهور سابق به ۷ كشور آفريقايى نقطه عطفى در روابط جمهورى اسلامى ايران و قاره آفريقا به شمار مى رود.
در ابتداى سال ۲۰۰۵ ميلادى، ستاد آفريقا در وزارت امورخارجه كشورمان تصويب كرد به منظور كمك به توسعه آفريقا و افزايش روابط اقتصادى ميان جمهورى اسلامى ايران و كشورهاى آفريقايى، مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار اعتبار دراختيار كشورهاى آفريقايى قرارگيرد. درهمين سال، يكى از بزرگترين قراردادهاى همكارى مخابراتى كشورمان با شركت مخابراتى MTN از كشور آفريقاى جنوبى به امضا رسيد و اين شركت به همراه شركت ايرانى «ايران سل» به عنوان اپراتور دوم تلفن همراه در ايران شناخته شد.
در عين حال، در سال ۲۰۰۵ بسيارى از كشورهاى آفريقايى با اتخاذ مواضع همسو درمجامع بين المللى به پيشبرد اهداف سياست خارجى كشورمان در زمينه هاى مختلف كمكهاى شايانى كردند. پيشرفتها در قاره آفريقا فقط به موضوعاتى سياسى، بين المللى و روابط  با جمهورى اسلامى ايران محدود نمى شود، بلكه در بعد اقتصادى نيز پيشرفتهاى فوق العاده اى در قاره پهناور آفريقا در سال ۲۰۰۵ صورت گرفته است. هرچند، مانند سالهاى گذشته، كمك هاى توسعه اى كشورهاى خارجى و تعهد كشورهاى ثروتمند جهان براى بخشش بدهيهاى كشورهاى فقير آفريقا در رشد اقتصادى آفريقا بى تأثير نبوده، اما گزارشهاى نهادهاى بين المللى حاكى از آن است كه بهبود مديريت و افزايش درآمدهاى حاصل از فروش نفت و جذب گردشگران خارجى مهمترين نقش را در رشد و توسعه اقتصادى آفريقا داشته است. گزارش نهادهاى مالى بين المللى نشان مى دهد رشد اقتصادى آفريقا در سال ۲۰۰۵ استثنايى بوده و به رقم بى سابقه بيش از ۵ درصد رسيده است. ترديدى نيست كه تداوم رشداقتصادى اميد به آينده اى بهتر را براى آفريقا نويد مى دهد. لازم به ذكر است قاره پهناور آفريقا در سال ،۲۰۰۵ شاهد ناكاميها و نكات منفى فراوانى نيز بوده است. در زمينه مسائل زيست محيطى و بهداشتى، مالاريا و ايدز مهمترين معضل قاره آفريقا هستند. هرچند، در سال ،۲۰۰۵ از سرعت رشد بيمارى ايدز در قاره آفريقا كاسته شد، اما اين بيمارى همچنان در آفريقا بيداد مى كند، به نحوى كه طبق آمارهاى جهانى، بيش از ۳۰ درصد مردم كشورهاى جنوب آفريقا آلوده به ويروس HIV هستند.
به علاوه، فقر گسترده و فراگير، هنوز مهمترين معضل اقتصادى در قاره آفريقا به حساب مى آيد.
از بعد سياسى نيز آفريقا در اين سال، شاهد نكات منفى فراوانى بود. آفريقاى جنوبى به عنوان مهمترين كشور اين قاره، پرتنش ترين سال را از زمان فروپاشى رژيم آپارتايد تجربه كرد، به نحوى كه در ماههاى پايانى سال «تابوامبكى» رئيس جمهورى آفريقاى جنوبى معاون خود «ژاكوب زوما» را (كه مهمترين نامزد انتخابات آتى رياست جمهورى اين كشور نيز به حساب مى آمد) از كار بركنار كرد و زوما در دادگاهى به جرم فساد مالى و اخلاقى مورد محاكمه قرارگرفت.
در كنيا نيز پس از رأى مردم به عدم تغيير قانون اساسى، رئيس جمهورى اين كشور دولت را منحل كرد و دولت جديدى تشكيل داد. لازم به ذكر است رئيس جمهورى كنيا در تشكيل دولت جديد با مشكلات فراوانى مواجه شد و بسيارى از اعضاى دولت تا مدتها از حضور در آن سرباز مى زدند. ناآراميها و شورشهاى پى درپى در ساحل عاج، استمرار آشوب در «دارفور» سودان و وسعت يافتن تنشهاى چاد و سودان كه دو كشور را تا مرز جنگ پيش برد، نكات منفى قابل تأمل ديگرى در پرونده سال ۲۰۰۵ قاره آفريقا به شمار مى روند. يكى ديگر از مشكلات آفريقا در سال ۲۰۰۵ _ مانند سالهاى گذشته _ سوءمديريت و تلاش براى ماندن برسر قدرت با توسل به شيوه هاى غيردموكراتيك مانند تغيير قانون اساسى و زندانى كردن مخالفان بوده است. «يورى موسووينى» رئيس جمهورى اوگاندا در سال ۲۰۰۵ با تغيير قانون اساسى، راه را براى انتخاب خود به عنوان رئيس جمهورى اوگاندا براى سومين دوره متوالى هموار كرد. در همين سال، انتخابات رياست جمهورى در گابن و بوركينافاسو برگزارشد و رؤساى جمهور اين دو كشور بار ديگر در سمت خود باقى ماندند تا وقفه اى در دوران نزديك به ۳۰ ساله زمامدارى شان صورت نپذيرد. در كشور  توگو نيز با مرگ «اياده ماى» (رئيس جمهور پيشين) برخلاف قانون اساسى، پسرش جانشين او شد. «اياده ماى» پسر زمانى كه با مخالفتهاى شديد اتحاديه اروپا و اتحاديه آفريقا مواجه شد، با برگزارى انتخابات، خود را رئيس جمهورى قانونى توگو دانست. درمجموع و با درنظرگرفتن جميع جهات مثبت و منفى، اين گونه مى توان نتيجه گيرى كرد كه در سال ،۲۰۰۵ قاره آفريقا موفقيت چشمگيرى درجهت تقويت نهادهاى دموكراتيك و ايجاد صلح وثبات، افزايش سرمايه گذارى خارجى و رشد اقتصادى داشته، به گونه اى كه جهان نسبت به آينده اين قاره اميدوارتر شده است. به همين دليل، ادامه اين روند مى تواند در سالهاى آتى بر كاهش فقر، كنترل ايدز، كاهش درگيريها و توسل به شيوه هاى دموكراتيك تأثيرات خوبى برجاى بگذارد.
بانوى آهنين آفريقا
245757.jpg
تهيه و تنظيم: هادى جرقوئيان
باز هم انتخاباتى ديگر در آفريقا و اين بار شگفت انگيزتر از دوره هاى پيش. در گذشته هاى نه چندان دور، هنگامى كه يك سياهپوست، رئيس دولت مى شد، همگان تعجب مى كردند؛ اما در دهه هاى اخير، با پيروزى سياهپوستان در رقابتهاى انتخاباتى مختلف، اين موضوع ديگر عادى شده است. انتخابات رياست جمهورى ليبريا كه در اواخر سال گذشته ميلادى برگزار شد، در حقيقت، براى پايان دادن به جنگ هاى داخلى و برقرارى ثبات در اين كشور بود؛ اما با معرفى فرد برتر در اين رقابت، جهان و آفريقا شوكه شد: يك «زن».

روند رقابت
تاريخ استقلال ليبريا به سال ۱۸۴۷ ميلادى بازمى گردد. اين كشور در ساحل غربى آفريقا واقع شده و با كشورهاى سيرالئون، گينه و ساحل عاج هم مرز است. ليبريا با قرار گرفتن در ساحل اقيانوس اطلس شمالى، موقعيت جغرافيايى شاخصى دارد و در اين ميان، جايگاه بندر «مونروويا» (پايتخت ليبريا) نسبت به ساير شهرهاى اين كشور ممتاز است.
انتخابات سال گذشته ميلادى، اولين دور انتخابات از زمان پيروزى «چارلز تيلور» بود. تيلور، هنگامى كه در سال ۱۹۹۷ به رياست جمهورى ليبريا دست يافت، تا زمان سقوط دولتش (كه در ادامه نوشتار، مفصل توضيح داده خواهد شد)، فرصت برگزارى انتخابات را پيدا نكرد. به همين علت، رأى گيرى هاى پارلمانى و رياست جمهورى سال ۲۰۰۵ ليبريا، اهميت بسيارى داشت.
در ۱۳ آگوست ،۲۰۰۵ كميسيون انتخابات ليبريا، فهرست ۲۲ نفره  اى را از نامزدهاى رياست جمهورى اعلام كرد. بى شك، شناخته شده ترين نامزد، «ژرژ وه آ» ستاره سابق فوتبال ليبريا بود. ورود او به صحنه سياسى (كه به گفته خودش براى نجات كشورش بود) با واكنش هاى مختلفى همراه بود. تقريباً بيشتر مردم به پاكى و صداقت او ايمان داشتند و عده اى فعاليت سياسى او را به فال نيك گرفتند.
از سوى ديگر، مخالفان وه آ به دلايل متعددى تكيه داشتند: اول آنكه، او نمى تواند با صداقت خود در كشمكش هاى ليبريا دوام آورد. دوم آنكه، وه آ هيچ سابقه و پيشينه سياسى نداشت و سالهاى متمادى نيز خارج از ليبريا سكونت داشت و از نزديك با مشكلات اين كشور آفريقايى آشنا نيست. سومين نكته مورد تأكيد مخالفان، چنين بود كه وه آ به دليل برخوردارى از رفاه مادى كامل، توان درك مردم فقير ليبريا را ندارد و چهارمين مورد، داشتن تابعيت فرانسوى او بود. موارد سوم و چهارم، در سطحى وسيع مورد استفاده سياستمداران رقيب وه آ قرار گرفت و با تبليغات فراوان، سعى در كاهش محبوبيت او داشتند.
سرانجام با تمام موانع، انتخابات در تاريخ معين خود، ۱۱ اكتبر ۲۰۰۵ برگزار شد و ژرژ وه آ با ۲۸ درصد آرا، رتبه نخست و خانم «الن جانسون سرليف» با حدود ۲۰ درصد آرا، رتبه دوم را به دست آوردند؛ اما به دليل آنكه نفر اول نتوانست اكثريت مطلق آرا را به خود اختصاص دهد، انتخابات به دور دوم كشيده شد. در اين مرحله كه در تاريخ ۸ نوامبر برگزار شد، خانم سرليف توانست با كسب بيش از ۵۹ درصد آرا، به عنوان رئيس جمهورى ليبريا برگزيده شود.
پس از اعلام نتايج، وه آ به شدت معترض شد و اعلام كرد: «تقلب شده است». هواداران او به خيابانها ريختند و آرامش «نسبى» ليبريا را برهم زدند. رقيب وه آ، سرليف در پاسخ به او اظهار داشت: او (وه آ) فقط نمى خواهد يك زن، رئيس جمهور شود.
پس از آنكه ناظران بين المللى از جمله سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا و جامعه اقتصادى دولت هاى غرب آفريقا، انتخابات را سالم اعلام كردند، وه آ (با اكراه) از طرفدارانش خواست نتايج را بپذيرند و از تظاهرات دست بردارند. به اين ترتيب، قاره آفريقا نخستين رئيس جمهورى زن منتخب خود را مشاهده كرد.
مشكلات خانم رئيس جمهور
الن جانسون سرليف ۶۹ ساله و ملقب به «بانوى آهنين» است. او تحصيلات عالى خود را در دانشگاه «هاروارد» به اتمام رساند. او كه به عنوان نامزد حزب UP در انتخابات رياست جمهورى شركت كرده بود و به پيروزى دست يافت، يقيناً در آينده مشكلاتى را پيش رو خواهد داشت. بايد گفت در مقام نخستين رئيس جمهور زن منتخب در قاره سياه، عملكرد او براى جامعه بين المللى، داراى اهميت بسيارى است.
و اما مشكلات داخلى:
اقتصاد
۸۰ درصد از جمعيت ليبريا زير خط فقر زندگى مى كنند و آمار ۸۵ درصد بيكارى، اقتصاد اين كشور را فلج كرده است. از سوى ديگر، حدود ۳ ميليارد دلار بدهى خارجى ليبريا، بر مشكلات دولت جديد افزوده است. در حالى كه زيربناهاى اقتصادى مانند كارخانه ها و صنايع بزرگ و كوچك، به دليل جنگ هاى داخلى دراز مدت، از بين رفته است، احياى اقتصاد و صنايع ليبريا بسيار دشوار به نظر مى رسد.
شايد به همين علت، مردم ليبريا، الن سرليف را برگزيدند؛ زيرا او سابقه مسؤوليت در وزارت اقتصاد اين كشور را دارد و با تمام موانع آشناست. نقطه اميد رئيس جمهور جديد، تسلط بر منابع طبيعى ليبريا مانند چوب، الماس و بسيارى چيزهاى ديگر است تا با صادرات آنها، تجارت اين كشور را دوباره زنده كند.
شورشيان شمال
اين گروه شورشى با نام «LURD» مشهور هستند و رهبر آنان «سكوئو كُنّه» نام دارد. شورشيان LURD در سال ۱۹۹۹ و در شمال ليبريا اعلام موجوديت كردند. از شواهد چنين استنباط مى شود كه اين گروه، تحت حمايت گسترده دولت گينه قرار دارد و فعاليت مى كند. لازم به ذكر است همسر رهبر گروه به نام «آئيشا كُنّه» سمت مشاور رياست جمهورى گينه را برعهده دارد. LURD كنترل مناطق وسيعى از شمال ليبريا را در اختيار خود دارد و مقر اصلى آنها شهر «توبمانبورگ» است.
با وجود آن كه مسلمانان تنها ۲۰ درصد از جمعيت ليبريا را تشكيل مى دهند، اما اكثر اعضاى LURD مسلمان هستند. از ژانويه ،۲۰۰۴ اختلافات شديدى در اين گروه آشكار شد و درگيرى ها بالا گرفت. علت آن، نزاع ها و اختلافات حل نشدنى ميان سكوئو و همسرش بود. به همين خاطر، از ۲ سال قبل، LURD به دو شاخه تقسيم شد كه رياست يكى برعهده سكوئو و ديگرى، به دوش آئيشا است.
شورشيان جنوب
گروه شورشى ديگر، MODEL نام دارد و رهبرى آن را «توماس نيملى» برعهده دارد. MODEL در سال ۲۰۰۳ و در جنوب ليبريا بوجود آمد. در حقيقت، حامى اصلى آنها دولت ساحل عاج به شمار مى آيد كه در پى مطالبات خود در ليبرياست. البته مى توان گفت حمايت دولت ساحل عاج از MODEL، در تلافى پشتيبانى ليبريا از شورشيان ساحل عاج انجام گرفته است.
MODEL قسمت هاى جنوبى ليبريا را تحت اختيار خود دارد. اين گروه، بارها به اعمال خشونت عليه گروههاى اجرايى سازمان ملل متحد در مناطق تحت كنترل خود متهم شده است.
هر دو گروه شورشى (LURD و MODEL) از عاملان اصلى سقوط دولت تيلور بودند. در واقع، شورشيان LURD همزمان با پيدايش خود در سال ،۱۹۹۹ آغازگر «دومين» جنگ داخلى ليبريا بودند. پيشروى هاى اين گروه از شمال خاك ليبريا، عملاً كنترل اين قسمتها را از دست تيلور خارج كرد. اوضاع، زمانى وخيم تر شد كه شورشيان MODEL نيز از جنوب ليبريا به پا خاستند و درصدد براندازى دولت مركزى برآمدند. در آن زمان، بيش از ۷۰ درصد از خاك ليبريا در كنترل نيروهاى شورشى بود. سرانجام، شورشيان LURD در تابستان ،۲۰۰۳ مون روويا (پايتخت) را به محاصره درآورد و تيلور تسليم شد. (فشارهاى ايالات متحده آمريكا در سقوط دولت تيلور، نقش عمده اى داشت).
پس از آن، توافق صلحى ميان شورشيان و دولت مركزى ليبريا امضا شد. طبق اين توافقنامه، تيلور از مقام رياست جمهورى بركنار و به كشور نيجريه تبعيد شد. در بخشى ديگر از توافقنامه، اداره ليبريا تا زمان برگزارى انتخابات، به يك دولت انتقالى به رياست «برايانت» واگذار شد. رهبر MODEL ، توماس نيملى نيز به عنوان وزير خارجه دولت موقت منصوب شد. از طرف ديگر، براى تضمين سلامت انتخابات، مقدر شد هيچ يك از مسؤولان بلندپايه دولت موقت، حق نامزدى در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۵ را نداشته باشند.
يكى از مهمترين قسمتهاى توافقنامه صلح سال ،۲۰۰۳ طرح خلع سلاح شورشيان بود. هر دو گروه MODEL و LURD متعهد شدند سلاحهاى خود را تحويل داده و ديگر به خشونت متوسل نشوند. اما گزارشها حاكى از آن است كه LURD، تجهيزات نظامى خود را به مكانهاى امنى در مرز سيرالئون انتقال داده و هنوز آنها را نابود نكرده است. همچنين MODEL هم فعاليت قابل ذكرى جهت كنار گذاشتن تجهيزات نظامى اش انجام نداده است.
البته واكنش هاى هر دو گروه به خلع سلاح خود، طبيعى به نظر مى رسد، زيرا آنها در اين فكر به سر مى برند كه اگر خواسته هاى ايشان در دولت الن سرليف جدى گرفته نشود، مجدداً دست به كار شوند و از سلاحهاى خود عليه حكومت مركزى استفاده كنند.
آيا الن جانسون سرليف خواهد توانست شورشيان شمال و جنوب ليبريا را تا پايان عمر دولت خود، راضى نگه دارد؟
مجلس
كشور ليبريا دو پارلمان «سنا» و «نمايندگان» (به صورت جدا از هم) را براى نظارت و قانونگذارى در اختيار دارد. انتخابات مجالس سنا و نمايندگان اين كشور، همزمان با دور اول انتخابات رياست جمهورى و در ۱۱ اكتبر ۲۰۰۵ برگزار شد. با وجود آنكه احزاب UP با نامزد خود: سرليف و CDC با نامزد خود وه آ، نتايج قابل قبولى در رقابت رياست جمهورى كسب كردند، اما در مجلس سنا، هر كدام از اين دو حزب (UP و CDC) تنها ۳ كرسى پارلمانى را از آن خود كردند كه رقم قابل توجهى نيست.
در سوى مقابل، حزب COTOL با ۷ نماينده، بيشترين سهميه را در سنا به خود اختصاص داد و پس از آن NPP با ۴ نماينده در رتبه دوم قرار گرفت. همچنين، در انتخابات مجلس نمايندگان ليبريا، CDC (رقيب اصلى UP) توانست با ۱۵ نماينده، بيشترين سهم را ميان احزاب از آن خود كند. احزاب LP با ۹ كرسى و UP با ۸ نماينده ، رتبه هاى دوم و سوم را به دست آوردند.
با مرورى به آرايش احزاب در مجالس سنا و نمايندگان، متوجه مى شويم همفكران رئيس جمهور سرليف (نمايندگان حزب UP)، حضور و قدرت چندانى در پارلمانها ندارند. اين موضوع، تعامل ميان رئيس جمهور و مجالس را در آينده با مشكل مواجه خواهد كرد. از همه مهمتر ، وضعيت مجلس نمايندگان است. CDC، قدرتمندترين حزب حاضر در پارلمان نمايندگان، مدعى است نامزدش (وه آ) با «تقلب» رقابت را به رئيس جمهور كنونى واگذار كرده است. براين اساس، چه بسا، موانع متعددى در مدت ۶ سال زمامدارى الن سرليف ، در برابر وى ايجادكند.
ملكه جنگ
«تابوامبكى» (رئيس جمهورى آفريقاى جنوبى) را در كنار «اوباسانجو» (رئيس جمهور نيجريه) مى توان ديد: مراسم تحليف رئيس جمهورى جديد ليبريا. جشن سوگند الن جانسون سرليف در ۱۶ ژانويه سال جارى ميلادى در بندر مونروويا برگزار شد. رؤساى جمهورى سنگال ، غنا ، ساحل عاج و سيرالئون ، با حضور خود دراين مراسم، حمايت خود را از دولت جديد ليبريا اعلام كردند. در كنار آنان، چهره وزير امور خارجه چين كه در سفرهاى غرب آفريقاى خود به سر مى برد، كمى غريب به نظر مى رسيد. سرليف پس از سوگند خود به عنوان رئيس جمهور گفت: «حكومت من، دست دوستى و اتحاد خودرا به سوى رهبران تمام احزاب سياسى مى گشايد».
بى شك، بحث برانگيزترين شخصيت حاضر در مراسم تحليف، «كاندوليسا رايس» وزير خارجه ايالات متحده آمريكا بود . او كه به دليل روحيات جنگ طلبانه اش به «ملكه جنگ» مشهور است، به همراه «لورا بوش» (همسر جورج بوش) به مونروويا سفر كرده بود. در حقيقت، بايد گفت ملكه جنگ در جشنى به مناسبت «پايان يك جنگ» شركت كرد. رايس طى صحبت هاى كوتاهى تأكيد كرد: در بازسازى ليبريا، كنار مردم و دولت جديد مونروويا خواهندبود. به راستى ، منافع ايالات متحده آمريكا دركشور كوچك ليبريا چيست كه چنين هيأت عاليرتبه اى را به مراسم اعزام كرد؟ «آينده» روشنگر است.
***
با مرورى بر مشكلات رئيس دولت جديد ليبريا، پى خواهيم برد كه خانم الن جانسون سرليف ، جهت سامان بخشيدن به اوضاع و عبور از موانع آينده، واقعاً نيازمند صفات نهفته در لقب منتسب به اوست : «بانوى آهنين».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |