يكشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۴ -
Sun, Jan 29, 2006
ماجرا
۳۳۸۱
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
چراغ قرمز
داستان زندگى
چراغ خطر
چراغ قرمز
تصادف در محور قديم نيشابور۸ تن را مجروح كرد
شرح حادثه: در ساعت ۲۳ مورخه ۸۳‎/۱۱‎/۴ يك دستگاه اتوبوس بنز كه از مبدأ تهران به مقصد قوچان و در مسير غرب به شرق حركت مى نموده، در كيلومتر ۳۵ محور قديم نيشابور به علت عدم توانايى در كنترل وسيله نقليه ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه ، سرپيچ از مسير اصلى منحرف و واژگون مى گردد. در نتيجه وقوع اين تصادف تعداد ۸ نفر مجروح شده اند كه مجروحين به وسيله آمبولانس امداد و نجات و وسايل نقليه عبورى به مركز درمانى انتقال يافته اند.
وضعيت جوى و جاده اى : تصادف شب هنگام، در هواى صاف رخ داده است و جاده محل تصادف غيرمسكونى ، آسفالته ، با عرض ۷ متر ، دوطرفه و داراى پيچ تند و خط كشى ممتد مى باشد.
عوامل مؤثر در بروز حادثه:
۱- عامل جاده: جاده در محل وقوع تصادف كم عرض و داراى پيچ غيراستاندارد و فاقد گاردريل محافظ كنارى مى باشد .
۲- عامل وسيله نقليه: اتوبوس بنز داراى بيمه نامه و برگ معاينه فنى معتبر و تجهيزات ايمنى كافى و فاقد عيب و نقص فنى مؤثر در وقوع تصادف بوده است.
۳ - عامل انسانى : بى احتياطى و تخلف تخطى از سرعت مطمئنه در سر پيچ و در جاده لغزنده از سوى راننده اتوبوس مورد اشاره به عنوان علت تامه تصادف شناخته شده ، به عبارت ديگر عامل انسانى (راننده) نقش اصلى را در وقوع تصادف به عهده داشته است.
داستان زندگى
۱۰ سال
كوچكتر هستم
245748.jpg
مهوش شاد و شنگول بود. از روزى كه خودش را شناخته بود دنبال موفقيت و تلاش بود. هيچ روزى از زندگى اش نبود كه بدون تلاش گذشته باشد. هيچ ساعتى نبود كه او به بطالت گذرانده باشد.
دانشگاه كه قبول شده بود فكر مى كرد بيشتر مسير و جاده اميد و آرزوهايش را طى كرده است، اگر تا انتهاى راه مى رفت ديگر چيزى جز رسيدن به خانه آرامش و امن برايش نمى ماند.
دوران دانشگاه برايش آنقدر جذاب و جالب بود كه هر روز با عشق به دانشگاه مى رفت و با عشق و علاقه از آنجا به خانه باز مى  گشت. در اين دوران هر هفته خواستگارى داشت ولى انگار هيچ كدام از اين موارد نمى توانستند نظر او را جلب كنند. چيزى كه او در زندگى دنبال آن بود در وجود خواستگارانش پيدا نمى كرد.
پدر و مادر چند بار به او ايراد گرفته بودند.
هر دخترى تا سنى خواهان دارد. اگر از آن سن تو بگذرد ديگر كسى سراغ تو نمى آيد. پس بهتر است به جاى ايرادگيرى و بهانه جويى، عاقلانه فكر كنى.
مادر مى گفت: عشق بعد از ازدواج بوجود مى آيد. آخر دخترم ما كه عاشق نشديم و ازدواج كرديم الآن چه مشكلى داريم كه تو مى  خواهى عاشق شوى و بعد شوهر كنى.
اين حرف ها به گوش مهوش نمى رفت. مهوش براى خودش تفكراتى داشت و حرف هيچكس را هم در اين مورد قبول نمى كرد.
درس و دانشگاه اش تمام شد و مهوش هم بعد از دوندگى و رو زدن به آدم هاى مختلف و آشنايان بالاخره براى خودش در شركتى كار پيدا كرد. از اينكه در شركت خوبى كار پيدا كرده بود از شادى در پوستش نمى گنجيد. هر روز به سر كار مى  رفت و غروب ها بر مى  گشت ولى در تمام اين زمان ها هم به همه خواستگارانش جواب رد مى داد. مهوش احساس مى كرد در جايگاه و موقعيتى است كه مى تواند خودش انتخاب كند و خودش كسى را دوست داشته باشد و بنابراين ديگر چه نيازى بود كه بخواهد به طور سنتى ازدواج كند.
در محيط كار پس از مدت كوتاهى صميميتى خاص ميان او و دخترى به نام سيما به وجود آمده بود. سيما دخترى خوب و مهربان بود كه از نظر كارى به مهوش نزديك بود. آنها بيشتر وقتشان را در كنار هم مى گذراندند.
يك روز برفى وقتى كه مهوش قصد داشت از شركت بيرون برود تا خودش را به خانه برساند سيما با اصرار به او گفت قرار است دنبال او بيايند و از مهوش خواست در اين برف تنها نرود. مهوش با اصرار سيما وقتى برادر سيما دنبالش آمد، سوار ماشين آنها شد. در تمام مدت كه در مسير بودند، مهوش سكوت كرده و سرش را زير انداخته بود.
وقتى ماشين جلوى در خانه شان توقف كرد مهوش پياده شد و در حالى كه از برادر سيما تشكر مى  كرد، براى چند لحظه نگاهش به نگاه او خيره ماند. احساس كرد برقى وجودش را گرفته است.
سعى كرد نگاهش را روى آسفالت بيندازد.
احساس خاصى وجودش را پر كرده بود. انگار نيرويى از درون در وجود او زبانه مى كشيد. بعد از مدتى احساس كرد چقدر وابسته برادر سيما شده است. سيما هم انگار بعد از مدتى بيشتر به او خودش را نزديك مى كرد. بيشتر از برادرش مى گفت و با او سعى مى كرد در مورد ازدواج و خواسته هايش حرف بزند.
چند ماه بعد بود كه سيما براى برادرش او را خواستگارى كرده بود.
وقتى سيما و خانواده اش به خواستگارى آمده بودند، با شنيدن شرايط مخالفت كرده بودند.
مهوش اين پسر خيلى از فاكتورها را براى ازدواج با تو ندارد. چه شده كه همه چيز را ناديده مى گيرى. ببين دخترم تو ۱۰ سال از او كوچكتر هستى. درست است كه او مهندس است و شرايط خوبى دارد ولى همين اختلاف سنى بعداً برايتان مشكل ساز خواهد شد.
مهوش به حرف هاى خانواده اش هيچ توجهى نمى كرد. انگار عشق و علاقه به مجيد چشمان او را كور كرده بود. فقط و فقط مى  خواست با مجيد ازدواج كند.
خانواده مهوش در برابر اصرارهاى او بالاخره تسليم شده بودند. عقد و عروسى بلافاصله برگزار شده بود و مهوش و مجيد زندگى مشتركشان را شروع كرده بودند.
از همان هفته هاى اول مهوش در برخورد با شوهرش دچار مشكل شده بود. مجيد كارى را كه فكر مى كرد درست است انجام مى داد. برايش فرقى نمى كرد كه نظر زنش چيست. برايش تفاوتى نداشت كه او ناراحت مى شود يا نه.
روز به روز مهوش از مجيد بيشتر فاصله مى گرفت. مگر مى شد اينطور ادامه داد. خسته شده بود. هر چه با مجيد كلنجار مى رفت فايده اى نداشت. مجيد كار خودش را مى  كرد به او كارى نداشت.
- مجيد تو چرا حرف مرا نمى فهمى؟ تو چرا به نظرات من اهميت نمى دهى؟ مگر من براى تو مهم نيستم؟...
مجيد نگاهش مى كرد و با تأسف سرش را تكان مى داد.
-  كى مى شود تو بزرگ شوى؟ مثل يك دختر بچه حرف مى زنى؟
مهوش در دل مى گريست. نه مى توانست به خانواده اش حرفى بزند و نه مى توانست بيش از اين در خودش اين ناراحتى را تحمل كند. نمى دانست اختلاف سنى باعث اين مشكلات است يا اينكه عوامل ديگرى وجود دارد كه مجيد حرف او را نمى فهمد.

پاسخ كارشناسى
آيا تفاوت سنى
منجر به اختلاف زن و شوهر مى شود؟

ازدواج وجوه گوناگونى دارد كه بر يكديگر تأثيرات متقابل دارند. براى نمونه، تفاوت سنى زياد بين زن و شوهر كه يك موضوع زيست شناختى است بر جنبه هاى روانشناختى و جامعه شناسى زندگى زناشويى هم تأثير دارد. فرض كنيد مرد جوانى ۲۵ ساله با خانم ۳۵ ساله اى ازدواج كند. در درجه نخست اگر آنان بخواهند بچه دار شوند سن زن مانعى براى اين كار محسوب مى شود. اين يكى از جنبه هاى زيست شناختى موضوع است. از نظر روانشناختى هم مرد جوان به زودى در مى يابد كه زن تسلط بيشترى بر زندگى مشترك دارد و حتى نقش مادرى هم براى او ايفا مى كند (ضمن اينكه اصولاً مردى كه با زنى مسن تر از خود ازدواج كند بيش از آنكه در جست وجوى همسر باشد در جست وجوى مادر و حامى و پرستار است) از جنبه جامعه شناختى هم اين زوج با عدم پذيرش چه از سوى خانواده ها و چه از سوى دوستان خود روبرو مى شوند و انگيزه هاى ازدواج اين دو هميشه با شك و بدگمانى مورد تحليل ديگران قرار مى گيرد.
آنچه شايع  تر است ازدواج دختر جوانى با مرد مسن تر از خود مى باشد. اصولاً سن بيشتر شوهر در حد ۴-۳ سال به دلايل اجتماعى و زيست شناختى در اكثر جوامع مورد توصيه است. اگر تفاوت پنج _ شش سال باشد باز هم مورد پذيرش است. اما اينكه چه ميزان بالاتر بودن سن مرد نسبت به زن عامل خطر براى مشكلات زناشويى مى تواند باشد، روشن نيست. اگر در جنبه هاى گوناگون زندگى مشترك تفاهم و هماهنگى بين زن و شوهر باشد اختلاف سن ده سال و حتى بيشتر هم عامل خطر نيست. اما ميان زن و شوهرى كه مشكلات متعدد با يكديگر دارند، اختلاف سن هم اهميت مى  يابد و مى تواند حتى به منزله پركاهى باشد كه كمر شتر را مى شكند. در مورد دختر خانم ۳۱ ساله و مرد ۴۱ ساله اى كه شش ماه پس از ازدواج دچار مشكل عمده هستند بايد گفت اين محدوده سنى نمى تواند چه از نظر بيولوژيك، چه از نظر روانى و چه از نظر اجتماعى به خودى خود مشكلى را بين زن و شوهر ايجاد كند. شايسته است كه اين زوج، اشكال را در جنبه هاى ديگر زندگى مشترك يا شخصيت خويش جست وجو كنند.
چراغ خطر
ايمنى موتوسيكلت سواران
يكى از نكات مهمى كه رانندگان بايد به آن توجه جدى معطوف نمايند نكته اى است كه به هنگام برخوردهاى احتمالى آنان با ساير واحدهاى عبور و مرور بروز مى كند. معمولاً در برخورد يا تصادفاتى كه با موتو سيكلت به وقوع مى پيوندد ضربه ناشى از تصادف ابتدا به راكب موتوسيكلت يا سرنشين (ترك سوار) اصابت و بعد از آن به بدنه موتوسيكلت وارد مى شود. در حالى كه در وسايل نقليه اى كه مانند اتومبيل داراى اتاق مى باشند اين مورد دقيقاً بالعكس جلوه مى نمايد يعنى ضربه ناشى از برخورد ابتدا به اتاق وسيله نقليه و در صورتى كه برخورد شديد باشد به راننده منتقل مى شود. بنابراين با توضيح اين نكته موتورسواران عزيز بايد توجه داشته باشند كه موتوسيكلت وسيله اى است كه در تصادفات از ايمنى بسيار كمى برخوردار است و بايد به منظور رانندگى با اين نوع وسيله نقليه خود را به وسايل ايمنى خصوصاً كلاه ايمنى مجهز نمايند. راهنمايى و رانندگى ناجا براساس وظيفه و رسالتى كه برعهده دارد و برابر طرح هاى اجرايى پيش بينى شده،  به منظور كاهش تلفات و خسارات ناشى از تصادفات به طور پيوسته و قاطعانه از تردد موتوسيكلت سوارانى كه فاقد كلاه ايمنى باشند، جلوگيرى خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |