يكشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۴ -
Sun, Jan 29, 2006
زنان
۳۳۸۱
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
بررسى روشهاى سازگارى پس از يك رويداد آسيب زا
وقتى آنها مى روند
245763.jpg
دكتر ميترا حكيم شوشترى، فوق تخصص روانپزشكى كودك و نوجوان
بهبودى اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) پديده اى تدريجى، مستمر و روزانه است. معالجه و شفاى ناگهانى در PTSD وجود ندارد. از سوى ديگر بهبودى به معنى فراموش كردن تجربه رويداد آسيب زا يا آزردگى هيجانى هنگام يادآورى خاطرات نيست. برخى واكنش ها نسبت به خاطرات طبيعى تلقى مى شوند و در واقع بهبودى به معناى واكنش هاى كمتر و خفيف تر، توان بيشتر در مديريت هيجانات مربوط به رويداد آسيب زا و انطباق با آن است. وقتى بازمانده يك سانحه مستقيماً سعى مى كند با مشكلات سازگارى پيدا كند احساس بهترى از قدرت شخصى و تسلط به دست مى آورد. انطباق فعال به معنى شناخت و پذيرش آثار ناشى از تجربه سانحه و انجام راهكارهاى عملى براى بهبود شرايط است.
برخى مكانيسم هاى انطباقى راجح عبارتند از:
*  تمركز بر فواصل زمانى كوتاه درباره روش حل مسأله (تفكر فقط در مورد آنچه كه بايد فعلاً انجام شود) يا تمركز بر فواصل زمانى طولانى براى دستيابى به تصوير كمتر فاجعه آميز از يك رويداد آسيب زا (گنجاندن يك حادثه دلخراش در متن يك زندگى كامل و معنى دار)
*  حفظ كردن تصوير خود به عنوان فردى با كفايت و ديگران به عنوان افرادى حمايتگر
*  تمركز بر آثار فعلى سانحه و پرهيز از پرداختن به تصميمات و اعمال قبلى
راهكارهاى سازگارانه خاص
راهكارهاى انطباقى را مى توان به دو گروه مثبت و منفى تقسيم كرد:
راهكارهاى سازگارانه مثبت
شامل اعمالى هستند كه به كاهش اضطراب و واكنش هاى ناراحت كننده مى انجامند و موقعيت را به گونه اى بهبود مى بخشند كه به بازمانده آسيب كمترى برسد و موجب تداوم بهبود شود. اين روش هاى مثبت عبارتند از:
۱.  استفاده از حمايت هاى طبيعى و صحبت با افرادى كه بازمانده با آنان احساس راحتى مى كند آن گونه كه خود مايل است.
۲.  داشتن اطلاعات در مورد رويداد آسيب زا و چگونگى تأثير آن بربازماندگان امرى مفيد است. آگاهى از شايع بودن اختلال PTSD، موجب كاهش احساس تنهايى، ضعف و پريشانى مى شود.
۳.  صحبت با ديگر بازماندگان سانحه: براى كسب حمايت، اين روش نيز موجب كاهش حس تنهايى و انزوا مى شود و احساس مورد حمايت يا درك واقع شدن را ايجاد مى كند. علاوه بر اين موجب برقرارى اعتماد مجدد به ديگران مى شود و فرصتى را براى فرد فراهم مى كند تا در بهبود ديگر باز ماندگان خود را سهيم بداند.
۴.  تمرين كردن روش هاى آرام سازى: كه شامل آرام سازى عضلانى، تمرين هاى تنفسى، مراقبه، شنا، كشش، يوگا، دعا كردن، گوش دادن به موسيقى آرام و گذراندن وقت در طبيعت است. گرچه گاه اين روش ها با متمركز ساختن توجه براحساسات بدنى ناراحت كننده ياكاهش تماس با محيط خارجى مى توانند موجب افزايش تشويش شوند، اما در درازمدت در كاهش واكنش هاى منفى به افكار، احساسات يا ادراكات درونى مفيد هستند.
۵.  افزايش فعاليت هاى سازنده: فعاليت هاى مثبت كارى يا هنرى مى توانند به دور شدن فرد از خاطرات يا واكنش هاى آسيب زننده كمك كند. خلق آثار هنرى مى تواند راهى براى بيان احساس درونى به روشى مؤثر و سازگارانه باشد و در بهبود خلق، كاهش آسيب حاصل از PTSD و بازسازى زندگى مفيد واقع شود.
۶. مصرف داروهاى تجويز شده براى مقابله با PTSD: با اين كار مى توان موجب بهبود خواب، اضطراب، تحريك پذيرى، خشم و كاهش ميل به مصرف مواد شد.
۷.  شروع برنامه هاى ورزشى. پياده روى، پرش، شنا، وزنه بردارى، ساير اشكال ورزشى مى تواند از تنش فرد بكاهد. ورزش مى تواند موجب رهايى فرد از خاطرات دردناك يا ساير نگرانى ها شود، اعتماد به نفس را بهبود بخشد و در فرد احساس تسلط به نفس ايجاد كند.
۸.  انجام فعاليت هاى داوطلبانه در جامعه: بسيارى از بازماندگان حوادث با مشاركت در فعاليت هاى داوطلبانه توانسته اند دوباره به جامعه بازگردند. اين كار را مى توان با كمك به اجراى برنامه هايى براى كودكان، خدمات بهداشتى، سواد آموزى و فعاليت هاى ورزشى در جامعه انجام داد.
راهكارهاى سازگارانه منفى: اين اعمال به مشكل تداوم مى بخشند. اگر چه استفاده از اين روش ها در كوتاه مدت ناراحتى فرد را كم مى كند، اما كاربردشان اعتياد آور و تغييرشان دشوار است.
اين روش ها عبارتند از:
۱.  استفاده از الكل يا مواد مخدر: گرچه سوء مصرف مواد ممكن است در ابتدا خاطرات آزاردهنده را دور كند، اما مشكلاتى از قبيل وابستگى به مواد، اختلال در قضاوت فردى و توانايى هاى ذهنى، و مشكل در روابط بين  فردى ايجاد مى كند و گاه فرد را در معرض خطر خود كشى، خشونت يا تصادف قرار مى دهد.
۲.  انزواى اجتماعى: پرهيز از موقعيت هايى كه احساس ترس، تحريك پذيرى يا خشم را در فرد بر مى انگيزد و موجب گوشه گيرى او مى شود. فرد منزوى حمايت اجتماعى، دوستان و توانايى صميميت را از دست مى دهد، افسردگى و ترس او بيشتر مى شود و فرصت هاى كمترى براى هيجانات و عملكرد مثبت پيدا مى كند.
۳. اعتياد به كار: مشغول شدن افراطى با كار نيز راهى نامناسب براى كمتر پرداختن به تجارب درونى است.
۴.  خشم، رفتارهاى خشن و ترساندن ديگران با عصبانيت: اگر چه اين روش شخص را از موقعيت هاى ناراحت كننده، خلاص مى كند. اما موجب دور شدن او از ارتباطات مثبت و منابع كمك و منجر به بروز مشكلات شغلى و زناشويى مى شود.
۵.  غذا خوردن هاى افراطى يا ساير روش هاى خود تخريب گر مثل اقدام به خودكشى.
۶.  اجتناب مداوم از فكر كردن به رويداد آسيب زا مانع انطباق فرد با سانحه و پيامدهاى آن مى شود.
چگونه به انطباق بهتر خود كمك كنيم؟
* وقت خود را با ديگران بگذرانيم. وقتى افراد از يكديگر حمايت مى كنند، انطباق با حوادث آسيب زا آسان تر مى شود.
*  در مورد احساسات خود با ديگران صحبت كنيد و در شنيدن احساسات ديگران اشتياق نشان دهيد.
*  به فعاليت هاى معمول روزانه خود بازگرديد. عادات آشنا بسيار آرام بخش هستند.
*  زمانى را به گريه و سوگوارى اختصاص دهيد.
*  گروههاى حمايتى تشكيل دهيد. از خانواده، دوستان و اماكن مذهبى كمك بگيريد.
* براى حل مشكلات بزرگ، اهداف كوچك تنظيم كنيم. در هر زمان، يك كار انجام دهيد ( سعى نكنيد همه كارها را با هم انجام دهيد).
*  غذاى سالم بخوريد، ورزش و پياده روى كنيد و از روش هاى آرام سازى بهره ببريد.
*  مطمئن باشيد كه به اندازه كافى استراحت مى كنيد. در بحبوحه فشارهاى جسمى و روانى، افراد به خواب بيشترى نياز دارند.
*  كارهايى را انجام دهيد كه احساسات خوب را زنده مى كند مثلاً حمام گرفتن، پياده روى، آفتاب گرفتن، بازى با سگ و گربه.
* اگر سعى در انجام كارهاى بسيارى داريد، انجام برخى كارهاى غير ضرورى را به تعويق بيندازيد.
* كارهاى مثبتى را كه قادر به انجام آن هستيد پيدا كنيد، مثلاً خون دادن، كمك مالى به قربانيان سانحه.
*  گاهى خود را از فشار حادثه دور كنيد. تلويزيون را خاموش كنيد تا در معرض اخبار جديد قرار نگيريد و خود را با موضوعى لذت بخش سرگرم كنيد.
متأهل ها هميشه خوشبخت تر نيستند
245751.jpg
اگر قرار باشد شخص دوم در زندگى و سرنوشت ما سهيم و شريك شود اما همچنان به تنهايى تصميم گيرى كنيم ، زندگى مشترك تأثير چندانى بر آينده افراد متأهل نخواهد داشت.
به گزارش خبرنگار اجتماعى خبرگزارى مهر ، گروهى از محققان به منظور ارزيابى افراد از رضايت در زندگى به مدت ۱۵ سال بر روى بيش از ۲۴۰۰۰ نفر مطالعه كرده اند و به چگونگى هماهنگ شدن افراد به جنبه هاى مثبت و منفى زندگى پرداخته اند . زيرا يكى از مهم ترين عوامل موفقيت هماهنگ شدن با تغييرات است و اين هماهنگى نيز در گرو تغيير افكار و در پى آن تغيير روشهاى رفتارى افراد در مواجهه با مسائل گوناگون است.
نتايج حاكى از آن بود كه افراد غير قابل انعطاف نسبت به هرگونه تغيير از جمله ازدواج واكنش هاى شديد نشان مى دهند و پس از مدتى دوباره به آرزوهاى شخصى خود فكر مى كنند . در واقع كمتر به اين موضوع فكر مى كنند كه با ازدواج بايد «من» تبديل به «ما» شود و تلاش طرفين براى رسيدن به اهداف خانواده و مصلحت خانواده معطوف شود.
يك متخصص روانشناس مى گويد: «بديهى است كه برخى افراد همواره شادتر و راضى تر از ديگران هستند. مى توان كارهايى انجام داد كه روحيه شادترى داشت اما آنچه از اهميت قابل ملاحظه اى برخوردار است اين است كه عوامل خارجى مانند ازدواج يك جاده طلايى براى رسيدن به اهداف شما ايجاد نمى كند، بلكه بايد خوشحالى و رضايت را در درون خود جست وجو كنيد و در ديد و نگرش خود تغييراتى ايجاد نماييد.»
به گزارش «مهر» ، حتى اگر براى مدتى وانمود كنيد كه خيلى خوشحال هستيد اما در افكار خود تغييرى نسبت به پيرامون ايجاد نكنيد پس از مدتى نيروهايى به طور ناخودآگاه شما را به همان چيزى كه فكر مى كنيد باز مى گردانند.
براى مثال وقتى در تحقيقات در مورد ميزان رضايت و خوشحالى افراد قبل و بعد از ازدواج پرسيده مى شود با تعجب مى بينيم اين ميزان تفاوت چندانى نداشته است و در حدود يك دهم درجه تفاوت كرده است.
حتى افرادى پس از ازدواج از يكديگر جدا شده اند با گذشت حدود ۵ سال به همان وضعيت روحى كه شامل رضايت و ديد مثبت يا منفى و عدم رضايت است است باز مى گردند.
آنچه در اين ميان حائز اهميت است اين كه ازدواج مى تواند مجرايى براى آرامش بيشتر و استقلال باشد اما چنانچه ما همواره موضع خود را حفظ كنيم و بينديشيم كه راه خودمان صحيح است و بهتر از ديگرى قادر به انديشيدن و تشخيص مسائل هستيم هرگز نبايد توقع داشته باشيم كه ازدواج باعث بهبود وضعيت ما شود زيرا حاضر به تجربه راههاى ديگر نيستيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |