مرتضى قديمى
چشم دوخته ايد به صفحه تلويزيون و شش دانگ حواستان به بازى فوتبالى است كه به صورت مستقيم پخش مى شود. تيم محبوبتان يك گل زده است و حسابى سر كيف هستيد كه تيم مقابل در محوطه هجده قدم پنالتى مى گيرد. دو بازيكن به هم مى خورند و بازيكن شماره ۹ تيم مقابل روى زمين غلت مى خورد و از درد به خودش مى پيچد. داور كارت قرمز به دست دارد. تيم پزشكى بالاى سر بازيكن مصدوم مى رسد.
بازى يك - يك مى شود و حسابى حالت گرفته مى شود. بازيكن مصدوم سرحال تر از قبل وارد بازى مى شود و تمام آن لحظات پر از درد را فراموش مى كند.
با خودت فكر مى كنى، مگر تيم پزشكى ظرف چند دقيقه با او چه كردند؟ با خودت فكر مى كنى حتماً آن بازيكن سر داور كلاه گذاشته و از اين كه مى بينى بازى برده تبديل به مساوى شده عصبانى مى شوى!
اما واقعاً تيم پزشكى براى مصدوم كار خاص و خارق العاده اى انجام دادند و يا اينكه آن بازيكن داور را فريب داد و توانست نتيجه را تغيير دهد؟
در اغلب بازى هاى ورزشى، به ويژه در مسابقات فوتبال شاهد برخوردهاى شديد بين بازيكن ها بوده ايم كه با رسيدن دكتر بالاى سر آنها و پس از گذشت چند دقيقه، آن فرد به وضعيت مناسب قبلى مى رسد.
شايد ديدن آن لحظات كه فرد مصدوم از درد به خودش مى پيچد و اينكه بعد از چند دقيقه دوباره مى تواند به زمين برگردد براى خيلى ها اين سؤال را ايجاد كند كه دكترهاى بازى هاى ورزشى چه مى كنند و چه توانايى خاصى دارند؟
در هر صورت اين هفته سراغ عليرضا شهاب، فيزيوتراپيست تيم ملى فوتبال كشورمان رفتيم تا ضمن آشنايى با او از شغل و تخصص او بدانيم.
عليرضا وقتى نتايج كنكور دانشگاه را گرفت اين فرصت را داشت تا به رشته باكلاس داروسازى دانشگاه آزاد يا رشته فيزيوتراپى دانشگاه دولتى فكر كند و يكى از اين دو تا را انتخاب كند.
او با آنكه در خصوص پرداخت هزينه هاى رشته داروسازى مشكل نداشت، پس از تحقيق در خصوص فيزيوتراپى آن را انتخاب كرد و سعى كرد تمام خاطرات دوران كودكى و نوجوانى اش را در مورد رشته شيمى فراموش كند. مى گويد: يادم نمى رود؛ عاشق شيمى بودم و هر وقت فرصت مى كردم خمير دندان و آمپول و پمادى با هم مخلوط مى كردم و تركيب جديد را داخل ظرف هاى آزمايشگاهى حرارت مى دادم تا شاهد فعل و انفعالات شيميايى باشم. علاقه مندى اش به شيمى و داروسازى تا قبل از ورود به دانشگاه همچنان ادامه يافت اما سرانجام فيزيوتراپى را انتخاب كرد.
عليرضا كه با وارد شدن در رشته فيزيوتراپى آرام آرام به اين رشته نيز علاقه پيدا مى كند، طورى كه ديگر بيشتر اوقاتش صرف مطالعه و تحقيق در رشته تحصيلى اش مى شود. او از آنجا كه پدرش بازنشسته تربيت بدنى بود، خواسته يا ناخواسته نيم نگاهى هم به مسائل ورزشى داشت و شايد به همين دليل بود كه ضمن تحصيل در رشته فيزيوتراپى به شناخت و بررسى آسيب هاى ورزشى علاقه نشان داد تا آنجا كه پايان نامه اش را نيز در خصوص آناتومى مچ پا نوشت.
جوان اين هفته «شبيه زندگى» بعد از فراغت از تحصيل در كلينيك هاى فيزيوتراپى مشغول به كار شد و البته مدتى را هم در مدارس تربيت بدنى تحقيق هايش را دنبال كرد. او معتقد است: «گاهى اوقات بعضى از اتفاق ها ناگهان مسير زندگى آدم را عوض مى كنند».
آن اتفاق براى عليرضا، ورودش به مجموعه پزشكى تيم ملى فوتبال كشور بود. او كه حسابى به رشته اش علاقه نشان مى داد و از طرف ديگر مشكلات و مسائل پزشكى ورزشى را نيز دنبال مى كرد، نامه اى براى سازمان تربيت بدنى نوشت تا به عنوان فيزيوتراپيست تيم هاى ورزشى مشغول به كار شود.
كمتر از دو هفته بعد با او تماس مى گيرند و كارش آغاز مى شود. اوايل كار كمى هيجان زده به نظر مى رسيد چرا كه وارد اردوى تيم ملى شده بود و كليه كسانى را كه تا روز قبل فقط از تلويزيون مى ديد و چهره آنها را در مجلات ديده بود، حالا از نزديك مى ديد و كنار آنها بود و در ضمن مسؤوليت خطيرى در قبال آنها داشت. مى گويد: «اگر راهنمايى ها و انتقال تجربيات دكتر خانلرى در مجموعه پزشكى تيم ملى نبود، شايد به اين سرعت نمى توانستم به جايگاه مناسبى در اردوى تيم ملى برسم».
علاقه مندى فراوان عليرضا به شغل خودش و در عين حال حضورش در يك موقعيت متفاوت، باعث مى شود در كارش بسيار پيشرفت كند. با آنكه اغلب سرش شلوغ بود اما مطالعه و در عين حال تحقيق در زمينه پزشكى ورزشى را رها نمى كند و اينطور مى شود كه براى افزايش آگاهى هاى خودش در رشته تربيت بدنى فوق ليسانس مى خواند. او مى گويد: يك فيزيوتراپيست زمانى كه در دانشگاه مشغول به تحصيل است، بيشتر با تئورى مسائل اين رشته آشنا مى شود و با وجود اينكه واحدهايى را نيز به صورت عملى مى گذراند اما در واقع زمانى به پختگى كامل مى رسد كه به تجربه چيزهايى را دريابد. تجربه در بعضى از رشته ها بسيار مهم و ضرورى است.
او كه قبل از ورود به مجموعه پزشكى تيم ملى تجربه مناسبى كسب كرده بود و در عين حال تئورى خوبى از رشته خودش در دانشگاه به دست آورده بود، تصور مى كرد نيازمند توانايى هاى ديگرى هم هست.
عليرضا در خصوص مسؤوليت ها و مدل عملكرد يك فيزيوتراپيست مى گويد: «در فيزيوتراپى چند وسيله درمانى داريم كه اغلب از طريق انتقال جريان ها توسط دستگاه ها تلاش مى شود دردها كاهش پيدا كند. اما امروزه تلاش مى شود تا حد امكان كمتر از دستگاه ها استفاده شود. زيرا استفاده از دست ها هنر يك فيزيوتراپيست است و كسى در اين رشته موفق تر و البته هنرمندتر است كه كمتر از دستگاه ها استفاده كند. يك فيزيوتراپيست با تجربه صرفاً به كمك دست هايش و با حركت دادن مفصل ها مى تواند گيرنده هاى درد را پيدا كند و با ماساژ دادن و ايجاد حركت هاى ويژه درد را كاهش دهد».
او ادامه مى دهد: «ادامه تحصيل در رشته تربيت بدنى باعث شد توانايى هاى من به عنوان يك فيزيوتراپيست افزايش پيدا كند. چرا كه بيمار من يا فردى كه قرار است با او در ارتباط باشم، مصدوم ورزشكار است. تحصيل در رشته تربيت بدنى باعث شد بتوانم در زمينه فيزيوتراپى موفق تر عمل كنم. عليرضا تصور مى كند يك فيزيوتراپيست به واسطه ارتباط نزديكى كه با بيمار يا مصدوم دارد، بايد بتواند ضمن درمان او يك رابطه حسى و روانى نيز با وى برقرار كند طورى كه فرد مصدوم فيزيوتراپيست را باور كند.
او معتقد است در بسيارى از موارد فرد مصدوم را صرفاً روان درمانى مى كنند و تقريباً مشكل فيزيكى خاصى پيش نيامده است. از بازى ورزشى مثال مى زند و مى گويد: اغلب اين اتفاق پيش مى آيد كه بازيكنى در طول بازى و يا اواخر بازى روى زمين مى افتد و تصور مى كند مصدوم شده است، در صورتى كه تنها بسيار خسته است و مصدوميت خاصى ندارد و اين وظيفه فيزيوتراپيست است كه بتواند همراه با ماساژ دادن و استفاده از چند حركت درمانى روحيه ورزشكار را افزايش دهد و او را به اين باور برساند كه مى تواند به بازى ادامه دهد.
عليرضا شهاب كه حالا ديگر بعد از گذشت چند سال خودش را عضوى از تيم ملى فوتبال ايران مى داند، علاوه بر اين كه هميشه نگران ساق بازيكن تيم ملى است، بازى هاى تيم نيز برايش بسيار مهم تر شده اند. او بازى هاى المپيك چين را فراموش نمى كند، زمانى كه تيم ايران به فينال نرسيد و او هم مثل ديگران بغض كرد.
در تمام بازى هاى وزرشى، تيم پزشكى بايد هميشه از ابتدا تا انتهاى بازى در كنار زمين حضور داشته باشد.
عليرضا مى گويد: «تيم بايرن مونيخ كه چندى پيش در دوبى اردو زده بود ۲ پزشك، ۳ فيزيوتراپيست و ۴ ماساژور داشت. در حالى كه تيم ملى ايران را صرفاً دو پزشك و ۳ فيزيوتراپيست همراهى خواهند كرد».
او كه ضمن توانمندى در زمينه فيزيوتراپى در زمينه ماساژ درمانى نيز به مهارت هايى رسيده است، مى گويد: «يك فيزيوتراپيست بايد حركات ماساژ درمانى را نيز ياد بگيرد چرا كه يك فيزيوتراپيست ورزشى بايد ضمن افزايش انعطاف پذيرى بدن ورزشكار مصدوم، درد او را كاهش داده و بدن و عضلات او را به سطح اوليه بازگرداند».
او مى گويد: «ماساژ باعث افزايش جريان خون مى شود و استفاده دقيق از حركات مختلف باعث مى شود، عضلات به آرامش و انبساط برسند».
جوان اين هفته «شبيه زندگى» اوقاتى كه تيم ملى اردو دارد، با آنهاست و زمانى هم كه براى بازى به جايى مى روند، تيم را همراهى مى كند. او مى گويد: بعد از اوقاتى كه بچه ها تمرين دارند لحظات بازى آنها براى تيم پزشكى بسيار حساس و مهم است. چرا كه در طول بازى بايد حواسمان متوجه اعضاى تيم باشد كه اگر خداى ناكرده دچار آسيب شدند، بتوانيم تشخيص و درمان مناسبى انجام دهيم.
او مى گويد: «يك فيزيوتراپيست وظيفه دارد، هنگام آسيب ديدگى يك بازيكن از همان بيرون زمين متوجه نوع برخورد باشد و بعد از ورود به زمين تا لحظه برگشت دوباره ورزشكار به بازى با او در ارتباط باشد. به همين دليل اغلب در حين انجام بازى متوجه نتيجه بازى نمى شويم چرا كه فقط نگاهمان با بازيكن هاست تا در صورت برخوردها، متوجه چگونگى برخورد شويم».
عليرضا در خصوص تمارض هاى بازيكنان كه گاهى براى وقت كشى صورت مى گيرد، مى گويد: «اجازه ورود تيم پزشكى به عهده داور است و در عين حال نمى توانيم به مصدوم بگوييم، تمارض كرده است. تيم پزشكى وظيفه دارد بالاى سر مصدوم حاضر شود حالا يا واقعاً دچار صدمه شده و يا اينكه نه، در حالت دوم بايد بازيكن را از لحاظ روانى تقويت كنيم تا دوباره با بازى ادامه دهد».
وقتى از فيزيوتراپيست تيم ملى در خصوص آلمان سؤال مى شود مى گويد: «بايد همه دست به دست هم بدهيم و منتظر خبرهاى خوش باشيم».