دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۴ -
Mon, Jan 30, 2006
جوان
۳۳۸۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
يك پيشنهاد
تنهايى ، افسردگى و جوانان
يك پيشنهاد
عكس هاى محرم
با نزديك شدن به محرم، حال و هواى شهرها هم تغيير مى كند. اكثر مراكز هنرى هم برنامه هاى ويژه اى براى اين ايام درنظر مى گيرند. اگر در اين هفته وقت كنيد و سرى به گالرى لاله بزنيد مى توانيد عكس هاى «كرنى زنان» در ايام محرم كه در اطراف شهرستان لنگرود و لاهيجان گرفته شده را ببينيد. سى عكس سياه و سفيد كه حسن رجبى نژاد از سال گذشته در فكر نمايش آنها بوده است. اين عكس ها قسمت پنجم از مجموعه «انسان ايرانى» است كه ۴ قسمت قبل در سال هاى گذشته به نمايش درآمده اند. براى ديدن آثار اين نمايشگاه مى توانيد از روز نهم بهمن به گالرى لاله در خيابان دكتر فاطمى، ضلع شمالى پارك لاله، جنب موزه فرش مراجعه كنيد.
با نزديك شدن به محرم، حال و هواى شهرها هم تغيير مى كند و ايام سوگوارى، فرهنگسراها و گالرى ها برنامه هاى مختلفى را اجرا مى كنند.
تنهايى ، افسردگى و جوانان
زندگى را
فراموش نكن
245898.jpg
مينو ضابطيان
هميشه از «تنهايى» گله داشت. فكر مى كرد در اين دنياى بزرگ هيچكس نيست كه نگرانش باشد و كوچكترين توجهى به او بكند. مى گفت: «حتى از كودكى هم از داشتن يك كانون گرم خانوادگى محروم بودم و هرگز محبت ديدن و محبت كردن را ياد نگرفتم!» مثل بعضى از جوانهاى ديگر فكر مى كرد شايد خارج از اين كشور راهى براى از بين رفتن حس تنهايى و پوچى پيدا شود. به همين خاطر مدتى در چند كشور زندگى كرد. اما خيلى زود متوجه شد، آن جا هيچ چيز براى پركردن حس هميشگى او وجود ندارد. آن جا حتى تعلقى كه به سنگ و گل و درخت و ... داشت از بين رفته بود و واقعاً خارج از سرزمين خودش هيچكس را پيدا نكرد كه او را دوست داشته باشد. چون فراموش كرده بود يك طرف ريسمان دوستى ها و مهربانى ها در دست خود او است و تا زمانى كه اين «خود» تغيير نكند كشش و پيوستگى با آن طرف رشته دوستى، چندان پايدار نيست! آنقدر با دوست داشتن و عشق ورزيدن بيگانه بود كه حتى از دوستى با خود هم غافل شده بود ترجيح مى داد شب ها گرسنه بخوابد چون تمايلى به غذا پختن براى يك نفر آدم (خودش) نداشت. به زندگى مجردى و مستقل دل خوش كرده بود، اما حتى حوصله نظافت اتاقش را نداشت. مگر قرار بود كسى او را دوست داشته باشد تا به ديدنش بيايد. با همين تصور از چشم هاى خود غافل شده بود كه هر روز و هر لحظه مهمان آن فضاى آشفته بود!
حس تنهايى:
حس «تنهايى» احساس بسيار قدرتمندى است. احساسى كه مى  تواند منجر به افسردگى و بيمارى شود. گرچه اين حس گاهى اوقات افراد سالمند، بيمار يا معلول را تحت تأثير قرار مى دهد اما به جرأت مى توان گفت كه در ميان جوانان هم بسيار شايع است. اما چرا؟
در دنياى مدرن امروزى، در بسيارى از كشورها، فشارهاى ناشى از تغييرات جديد در روش زندگى باعث مى شود بسيارى از جوانان به دور از خانواده و دوستان به جهت پرداختن به كار يا تحصيل، زندگى كنندو فشار ناشى از زندگى و عدم وجود وقت كافى مانع از ايجاد ارتباطات خوب با ديگران مى شود. همين دنياى مدرن و فرهنگ هاى نا آشنا در بسيارى از كتاب ها وفيلم ها پر كردن اين خلأ را در گرو دوستى با جنس مخالف مى كنند و تنها ارتباط را يك ارتباط «رمانتيك» مى دانند. غافل از آنكه در بسيارى از موارد به علت عدم ثبات اين روابط و شكست در اين زمينه، فضايى براى ايجاد ارتباطات و دوستى هاى مفيدتر نمى ماند و چون دوستان واقعى و معمولى وجود ندارند احساس تنهايى، بيهودگى وبى ارزشى چند برابر مى شود.
دكتر «chris Andrew» كه يك مشاور مسائل روانشناسى است ، چنين مى گويد: «احساس تنهايى و دلتنگى حسى همه گير وجهانى است، من بيماران جوان زيادى دارم. خصوصاً كسانى كه ازدواج نكرده اند و احساس تعلق به خانواده اى را ندارند. آنها حس مى كنند هيچ چيز در دنيا كامل و مورد قبول آنها نيست و تعلقى به زيبايى ها و مسائل عادى و طبيعى يك زندگى معمولى ندارند و در كمال تعجب ديده مى شود كه اين حس تنها در ميان افراد خجالتى ديده نمى شود. بسيارى از كسانى كه حتى در جمع مى خندند، لطيفه مى گويند و به عبارتى مجلس را در دست مى گيرند هم حس تنهايى و عدم وجود ارتباط را داشته و دارند. آنها از داشتن يك ارتباط واقعى با ديگران هراس دارند. حتى ممكن است به نظر رسد كه تعداد زيادى دوست و هم صحبت دارند اما در حقيقت در درون خود آزار ديده اند.
اما چه مى توان انجام داد؟
- به ياد داشته باشيد كه شما تنها كسى نيستيد كه دچار چنين احساسى شده است، شايد ۲۵% مردم در اطراف شما همين حس را داشته باشند. بنابراين قدم نخست را برداريد.
- آيا در اين دنيا به كار يا فعاليتى علاقه داريد؟ پس گروه يا جمعى را كه با شما علاقه مشترك دارند، بيابيد و به آنها ملحق شويد. (پيوستن به يك گروه هنرى، ورزشى، فرهنگى، مذهبى و ...)
- به دنبال يافتن پاسخ و راه حل در روابط نباشيد. بسيارى از افراد، خصوصاً دختران جوان بعد از اين ارتباطات احساس افسردگى دارند.
شخصى كه آنها مى يابند تنها به يك بعد از اين ارتباط مى انديشد و هيچ چيز براى رفع حس تنهايى آنها ندارد. ارزش شما بيش از اين است. (به داستان «Denise» در پايان اين مقاله توجه كنيد!»
- حتى در يك ارتباط پايدار و ازدواج، نبايد همواره تصور كنيد كه زوج شما تمام نيازهاى عاطفى شما را در نظر بگيرد. او ممكن است بسيارى از نيازها و خواسته هاى شما را تأمين كرده و در نظر گيرد چرا كه بهترين دوست شماست. اما شما همچنان بايد ارتباطات خوب و سالمى با ديگران هم داشته باشيد تا بتوانيد در اين دوستى ها كمك و حمايت بگيريد.
- زندگى كردن با تصورات و رؤياهاى ساختگى براساس ارتباطات موجود در فيلم ها، تلويزيون، ماهواره، كتاب و ارتباطات وسيع اينترنتى بسيار ساده است اما واقعى نيست!
شخصيتهاى فيلمها مانند انسانهاى واقعى و دنياى اطراف ما صحبت و عمل نمى كنند. دنياى آنها خالى و بسيار متفاوت از دنياى واقعى است. در دنياى واقعى زندگى كنيد!
- مفيد بودن و مورد استفاده قرار گرفتن پاسخ مثبت و مناسبى براى رفع حس تنهايى است. آيا راهى براى كمك به سايرين سراغ داريد؟ مى توانيد داوطلب انجام كارى باشيد؟ از كار در بيمارستان گرفته تا ملاقات افراد سالمند، شركت در گروههاى خيريه و .... كه ليست آنها پايان ندارد. يا با كمترين تلاش چرا، ياد نمى گيريد شنونده خوبى باشيد؟ كسى كه بتواند احساس سايرين را درك كند و به آنها كمك كند با كمك به ديگران مى توان دوست پيدا كرد و تنهايى رافرارى داد.
- منتظر شخصى نباشيد تا به شما تلفن زده ، نامه بنويسد و يا email بزند. شما ارتباط را آغاز كنيد و اگر به نظر مى رسد كه او بسيار درگير و مشغول كار است. آن را به معناى رد و عدم پذيرش خود به حساب نياوريد. بار ديگر امتحان كنيد!
- به سراغ نوشيدنى ها، داروها يا موادى كه ممكن است احساس تنهايى را چند ساعتى از بين ببرد نرويد. چرا كه اين چند ساعت مى گذرد، مشكلات جديدى متولد مى شود و پاسخ مشكل اوليه و اصلى پيدا نخواهد شد.
- ممكن است به علت كارهاى نادرست و يا حرف هاى اشتباهى كه از ديگرى ديده يا شنيده ايد يا خود در حق او انجام داده ايد، ارتباطتان را قطع كرده باشيد. اما چندان مهم نيست. به دنبال راهى براى دوستى مجدد باشيد - و آنقدر مغرور نباشيد كه از گفتن «متأسفم» فرارى باشيد. حتى اگر فكر مى  كنيد اشتباه از جانب طرف مقابل است!
زندگى زيباست
انسان موجودى اجتماعى است. او اينگونه خلق شده و محتاج و نيازمند ديگران است. «تنها بودن براى انسان خوب نيست» اين جمله در نخستين نوشته هاى برجاى مانده از انسان ديده مى شود. ارتباطات ما با سايرين به راحتى خراب شده و از بين مى رود و علت آن در بسيارى از موارد اشتباهاتى است كه خود ما مرتكب شده يا خودخواهى هايى است كه چون آفت بر جانمان افتاده است. اما فراتر از تمام اين ارتباطات، ارتباطى عميق تر موجود است، ارتباطى كه هرگز آسيب نمى بيند و آن ارتباط با خدا خالق و آفريننده تمام دنيا است. او كه از رگ گردن به ما نزديكتر است. پس تنها ارتباط با او نيرويى درونى مى دهد كه مى توان زندگى را به خوبى در دست گرفت و مشكلات را حل كرد. به همين علت بسيارى از مردم دريافته اند كه پيدا كردن خدا به معناى گم كردن تنهايى است! امتحان كنيد.
داستان Denise
«Denise» يك دختر دانشجوى اهل برزيل است. كه در ساعات بيكارى تدريس خصوصى پيانو مى كند. او در دوران دانشجويى با پسرى نامزد بود كه اين نامزد ى۳ سال ادامه داشت. اما سرانجام روزى با دلخورى از هم جدا شدند. او مى گويد: «تمام اميدها، آرزوها و رؤياهايم برباد رفت و زندگى را تمام شده تصور كردم. هيچ دليلى براى زندگى نداشتم. شديداً احساس تنهايى مى كردم، هيچ چيز ديگرى نمى توانست خلأ ايجاد شده در زندگيم را پر كند. فكر كردم شايد ياد و فكر خدا بتواند به من كمك كند و اينگونه نيز شد.
... آنچنان به او نزديك شدم كه او را همه جا مى ديدم در اتاقم، درخيابان، در دانشگاه و ... ديگر تنها نبودم. مى توانستم با اين دوست خاص و كامل صحبت كنم و بهترين دوست را داشتم و در نهايت دريافتم كه مهمترين نعمتى كه از آن برخوردار شده ام، نعمت يادگيرى و درك عشق است. درك دوستى و عشق و بخشيدن اين عشق و دوستى به سايرين است. من به خوبى متوجه شدم كه چرا «مادر ترزا» مى گويد: «تنهايى و احساس عدم تعلق به ديگران بدترين فقر و تهيدستى است».
دنبال چه مى گردى
donchemig@yahoo.com
من آوا صبورى هستم. سال ۸۱ در دبيرستان شريعتى اصفهان با پريسا نجفى آشنا شدم و از سال ۸۲ تا الآن هم از او خبرى ندارم. هر كس كه مى داند او كجاست، به من mail بزند.
آوا صبورى
Avasaboori@yahoo.ie
من به دنبال هم دانشگاهيم خانم دواچى، رشته كشاورزى گرگان مى گردم. سال ۷۹-۷۸ ما با هم دوست بوديم. اگر اين مطلب را مى خواند به من mail بزند.
رفيعى
h-rafiee@yahoo.com
زمانى كه شاگرد مدرسه اى بودم، در بندر امام خمينى همكلاسى اى داشتم به نام نيما نديم. از آن سال ها پانزده سالى مى گذرد و من مدت هاست كه او را نديده ام. خيلى دلم مى خواهد خبرى از او داشته باشم. اگر كسى او را مى شناسد يا خبرى از او دارد به من mail بزند.
Nili-kaveh@hotmail.com
من در دبى زندگى مى كنم. دنبال رفيقم عباس موسوى مى گردم كه ۱۰ سال پيش همسايه ما بودند. دوست دارم دوباره او را پيدا كنم. لطفاً به من اطلاع دهيد.
Samir-khaledi@yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |