سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴ -
Tue, Jan 31, 2006
گفت و گو
۳۳۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گفت وگو با رئيس مركز مطالعاتى و تحقيقاتى
شهرسازى و معمارى وزارت مسكن و شهرسازى
درگفت وگو با استاد دانشگاه و روانشناس بررسى شد
گفت وگو با رئيس مركز مطالعاتى و تحقيقاتى
شهرسازى و معمارى وزارت مسكن و شهرسازى
معمارى ايرانى
تلفيق معمارى سنتى و نوين
246024.jpg
ندا معمارى پور
مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى وابسته به وزارت مسكن و شهرسازى به عنوان نهاد رسمى دولتى در زمينه نظارت و هدايت طرح هاى تحقيقاتى شهرسازى و معمارى در يازدهم تيرماه سال ۷۶ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد.
تهيه ضوابط، معيارها و آيين نامه هاى شهرسازى ومعمارى اسلامى - ايرانى و اجراى طرح هاى شهرسازى ومعمارى متناسب با نيازهاى كشور از اهداف مورد مطالعه و پژوهش مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى است.
مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى همچنين براساس وظايف مشخص شده در اساسنامه خود، تحقق و بررسى در زمينه دوره هاى مختلف شهرسازى و معمارى سنتى و ملى ايران بويژه دوره هاى بعد ازاسلام و معرفى اصول و قواعد قابل تعميم و تلفيق آن با روشهاى نوين علمى وفنى، برگزارى دوره هاى آموزشى كاربردى و تكميلى در اين زمينه وايجاد بانك و پايگاههاى اطلاعاتى مناسب را براى خدمات پشتيبانى سازندگان وطراحان شهرسازى ومعمارى برعهده دارد.
«مصطفى كيانى»، رئيس مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى است. وى در شورايعالى آموزش وزارت مسكن و شهرسازى، شوراى تخصصى و برنامه ريزى گروه معمارى ومديريت گروه معمارى مؤسسه آموزش عالى سوره، عضويت داشته است و پايان نامه دكتراى خود را با عنوان «معمارى دوره اول پهلوى» ، دگرگونى انديشه ها و شكل گيرى معمارى ۲۰ ساله معاصر ايران، ارائه كرده است.

در نگاه كلان وجامع، مركز مطالعاتى وتحقيقاتى شهرسازى و معمارى چه سياست هايى را دنبال مى كند؟
مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى با هدف هماهنگ كردن، متمركز ساختن واجراى برنامه هاى مطالعاتى و تحقيقاتى در زمينه شهرسازى و معمارى، ضوابط ، معيارها و آيين نامه هاى مربوط به شهرسازى و معمارى اسلامى - ايرانى را تهيه مى كند. در چشم انداز كلى، دستيابى به معمارى و شهرسازى هماهنگ با ويژگى هاى فرهنگى كشور و ارتقاى دانش معمارى وشهرسازى و كاربردى كردن آن، از اهداف مركز و تحقيقات مورد مطالعه آن است كه اين امر به منظور تثبيت نقش وزارت مسكن و شهرسازى به عنوان نهادى سياستگذار در امور معمارى و شهرسازى انجام مى شود.
گفته مى شود سياست هاى كلانى كه مركز دنبال مى كند متوجه نهادينه كردن امر پژوهش و تحقيق در عرصه هاى مختلف شهرسازى و معمارى است. يكى ديگر از رويكردهاى مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى، كاربردى كردن آموزش و تحقيقات شهرسازى و معمارى كشور و ارتباط با معلومات دانشگاهى است. با اين هدف، جايگاه مركز مطالعاتى و تحقيقاتى و ديگر مراكز پژوهشى، در نهادهاى اجرايى و دانشگاهها تبيين مى شود كه اين روند به ايجاد برنامه ريزى هماهنگ و تقسيم و شرح وظايف رسيدگى مى كند.
ضرورت توجه به پژوهش چيست و پرداختن پژوهش چگونه به توسعه هاى پايدار مى انجامد و در اصل چه پژوهش و تحقيقاتى خاستگاه ضوابط، تهيه آيين نامه ها و معيار عمل قرار مى گيرد؟
توجه به پژوهش قبل از برنامه ريزى واجرا، از بسيارى از معضلات و عوارض ايجاد شده و ناشى از تصميم گيريهاى بدون كارشناسى پيشگيرى مى كند. به عبارت ديگر براى توجه به منابع، سرمايه ها و جلوگيرى از اتلاف انرژى قبل از هرچيز بايد به پژوهش رو كرد.
اما بيشترين موضوعاتى كه در اين حوزه به دنبال آن هستيم، پژوهش هاى كاربردى است. در اين زمينه مطالعات و پژوهش ها بايد ريشه اى باشند زيرا تاوقتى موضوعات ريشه اى مطالعه نشوند، با اهداف توسعه اى منطبق نخواهند بود.
معاونت پژوهشى و آموزشى مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى با چهارگروه مطالعاتى مطالعات و پژوهش هاى بنيادى، مطالعات و پژوهش هاى شهرسازى ، مطالعات و پژوهش هاى معمارى و مطالعات اقتصاد و مديريت شهرى، طرح هاى مختلف حوزه هاى گوناگون شهرسازى و قسمت هاى وابسته به شهرسازى و معمارى را كه به مركز مى رسند، بررسى و مطالعه مى كند. اين طرح ها براساس موضوع در گروههاى مطالعاتى مربوط به خود تقسيم بندى مى شوند. سپس براى ارزيابى و بررسى مراحل مختلف هر طرح، يك ناظر تحقيق از سوى معاونت شهرسازى و معمارى انتخاب مى شود و تعيين اعتبار لازم براى طرح ها پس از به حد نصاب رسيدن طرح ها صورت مى گيرد. در واقع پيشنهاداتى كه به مركز مى رسد؛ با رويكرد سياست هاى مديريت زيست محيطى شهرى، از دو حوزه مشخص شورايعالى شهرسازى و معمارى و معاونت معمارى و شهرسازى وزارت مسكن است.
اين پيشنهادها نيز برمبناى نيازهاى مشخص شده در شهرسازى و معمارى امروز ارائه مى شوند. پس نگاه مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى به سوى طرح هاى مطالعاتى و پژوهشى شهرسازى و معمارى است.
و مهمترين بخش طرح هاى خدماتى نيز، شرح خدمات آنهاست؛ موضوعى كه به طور دقيق بايد تعريف شود و خواسته ها و نتايج را از قبل تعيين كند. مديريت طرح هاى تحقيقاتى در اين مركز ، معيارها، ضوابط و آيين نامه هاى شهرسازى و معمارى ايرانى - اسلامى و روند تهيه طرح جامع تحقيقات شهرسازى و معمارى را مشخص مى كند به عبارتى جست وجو براى يافتن پاسخ نيازها و ضرورت ها، مشخص شدن تصميم گيرى ها و رسيدن به توسعه اى پايدار، كه هويت ها و ارزش هاى ملى در آن شناخته شده باشد، با پژوهش و تحقيق عملى مى شود و چنين تحقيقى كه براساس نيازها و ضرورت ها تهيه شود، قابل اجراست.
يكى از وظايف مركز، تحقيق و بررسى دوره هاى مختلف شهرسازى و معمارى سنتى و ملى ايران است عملكرد مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى درتلفيق معمارى سنتى با معمارى نوين و كاربرد آن در معمارى شهرسازى كنونى كشور چگونه است؟
اين عمل با در نظر گرفتن روش هاى نوين علمى و فنى و يافتن شيوه هاى اصولى براى كاربردى كردن برنامه ها و طرح هاى شهرى و معمارى در مناطق مختلف كشور انجام مى گيرد. ما بايد ببينيم معمارى معاصر ما كه ساختمان هايى موفق و اصولى در طول ۸۰ سال برجا گذاشته است، چه معيارهايى را دنبال كرده كه هم سيماى شهرى مطلوبى بجا گذاشته و هم نتايج با ارزشى از يك معمارى سنتى در كالبد معمارى نوين را ارائه كرده است. مثل موزه هنرهاى معاصر كه براساس معمارى نوين با توجه به اصول معمارى سنتى و اقليمى ساخته شد و در نوع خود بى نظير است. ما به دنبال نشانه ها و اشاره هايى هستيم كه در اين ساختمان هاى با ارزش وجود دارد و بار هويتى، فرهنگى و معمارى مخصوص سرزمين ما را مطرح مى كند با نگاهى كلى به ساختمان هايى كه اكنون ساخته شده و مورد استفاده قرار مى گيرند، مى توان سه نوع معمارى را ملاحظه كرد؛ يكى مربوط به بناهايى است كه با مصالح و مواد ساختمانى امروزى ساخته شده و هيچگونه نشانه اى از گذشته و هويت معمارى ما را ندارد، دوم ساختمان هايى كه در دوره معاصر ساخته شده ، اما به دقت از ساختمان هاى قديم كپى بردارى شده و سوم ساختمان هايى كه كپى بردارى از گذشته نيست بلكه امروز را لحاظ كرده و به گذشته هم توجه داشته است. اين نوع معمارى است كه طرفدار دارد ومى توان از آن عناصر و نشانه هاى معمارى سنتى وملى را استخراج كرد و به آيندگان نيز ارائه كرد. با اين رويكرد مركز مطالعاتى وتحقيقاتى شهرسازى و معمارى به جمع آورى بناهاى با ارزش معاصر و تحقيق بر روى آنها پرداخته تا با انجام مطالعات و رسيدن به نتايج مثبت معمارى به كار رفته در آنها، به صورت پيشنهاد و برنامه ريزى براى تدوين طرح هاى جامع و آيين نامه ها، نسبت به تهيه روش هاى كارشناسى شده و مشاوره اقدام كند.
در اين باره مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى ومعمارى ظرف پنج سال گذشته به تحقيقات مختلفى پرداخته كه در قالب ضوابط و برنامه هاى شهرسازى به اجرا در آمده كه تعدادى از آنها عبارتند از: ضوابط مكان يابى و الگوى معمارى، ساخت، مرمت و زيباسازى مساجد، تدوين برنامه جامع بازشناسى و احياى معمارى وشهرسازى اسلامى، تدوين ضوابط مكانيابى و طراحى شهرك هاى صنعتى، ضوابط مكانيابى و بلندمرتبه سازى و تكميل ضوابط طراحى و اجرا در شهرها بر حسب اولويت و ضرورت هاى شناخته شده، بازنگرى و به روزآورى آيين نامه طراحى راههاى شهرى، اصول و معيارهاى توسعه پايدار شهرى در ايران، اندازه شهر، اصول و معيارهاى تعيين تراكم شهرى، تشكيل بانك اطلاعات عوامل مؤثر در شهرسازى به طور جامع و طرح جامع تحقيقات شهرسازى ومعمارى كشور است.
وضعيت طرح هاى انجام شده يا در دست انجام در مركز مطالعاتى و تحقيقاتى شهرسازى و معمارى، تاكنون چگونه بوده است؟
تاكنون در گروههاى مطالعاتى و پژوهشى، معمارى، شهرسازى، بنيادى ومديريت شهرى در كل ۷۵ طرح رسيده است كه ۴۴ طرح خاتمه يافته و به بخش هاى مربوطه ارائه شده و ۳۱ طرح در دست انجام است.
بيشترين طرح هاى ارائه شده به مركز در سال ۷۸ با ۴۵ طرح و كمترين طرح ها در سال ۸۳ با يك طرح بوده است.
چه موانعى در مسير انجام و اجراى پژوهش ها وجود دارد و يك مركز مطالعاتى و تحقيقاتى براى محقق شدن تحقيق ها به چه نوع همكارى هايى وابسته يا نيازمند است؟
هميشه در وهله اول مشكلات متوجه ضعف اجراى قوانين در كشور بوده است. بعد از آن كلى بودن قوانين ومشخص شدن جزئيات در برخى قوانين است. هنوز ضرورت پرداختن به تحقيق قبل از انجام واجراى فعاليت هاى كلان و مهم ايجاد نشده و زمانى ارزش تحقيق مشخص مى شود كه نياز، با بحران و معضلى غيرقابل جبران به وجود آيد. رسيدن به چنين نقطه اى مستلزم پرداخت هزينه ها و خسارات فراوانى است كه با پيشگيرى كه تحقيق مى توانست انجام دهد و مواضع و بايد و نبايدها را از قبل مشخص كند، بسيارى از اين هزينه ها و منابع صرف عملياتى شدن ساير امور مى شد. ضوابط شهرسازى تعريف شده، اما هنوز در كوچه هاى ۱۲ مترى، ساختمان هاى ۱۵ طبقه ساخته مى شود! در جايى به فكر عريض و طويل كردن بزرگراهها يا يك طرفه كردن خيابانها مى افتيم كه رسيدن به اين منظور، ورود بى رويه اتومبيل، فشار بيش از حد به منابع زيست محيطى و ايجاد آلاينده ها را در پى خواهد داشت. مرتفع سازى زمينه ديگرى براى ايجاد سيماى نازيباى شهرى و تضييع حقوق شهروندى شده است. وقتى زمين ارزش سرمايه اى پيدا مى كند، خريداران و مالكان بناهاى موجود را كه بعضاً ايرادى به كيفيت ساختمان و معمارى آن وارد نيست، تخريب مى كنند و به برج سازى روى مى آورند. در گذشته خيابان هايى مثل طالقانى با استفاده ادارى در نظر گرفته شده بود وكليه مسائل شهرسازى از جمله حريم ، پياده رو ، خيابان، طول ساختمان ها ودسترسى به آنها در نظر گرفته شده بود . در چنين خيابان هايى نمى توانستيد يك مجتمع مسكونى يا تجارى را در لابه لاى ساختمان هاى ادارى پيدا كنيد ، توجه به اين موضوع ضمن رعايت آهنگ مناسب اندازه ساختمان ها و چشم انداز هنجارى از وجود بناها در كنار يكديگر، در رفت و آمدها، مراجعات و عبور و مرور وسائط نقليه نيز مؤثر بود. ضوابط شهرسازى مشخص است، اما به دليل استناد به كليات وعدم تأكيد بر اجراى موارد خاص و جزئى ، راه فاصله گرفتن از ضوابط، به طور كلى باز شده و استنباط هاى مختلف و متفاوت شخصى، اهداف قانونى را به اشكال متنوع و متفاوت از آنچه پيش بينى شده بود، جلوه گر ساخته است. حقوق فردى مشخص و لازم الاجراست، اما حقوق شهروندى چه قدر اهميت داشته و اجراى آن ضرورت پيدا كرده است؟ مشكلاتى كه در مجموع با آن روبرو هستيم در همه بخش هاى شهرى، اعم از ترافيك ،مسائل مهندسى ، طراحى و اجراى ساختمان ، اغتشاش در سيماى شهرى و تأثير روانى آن و... از عدم توجه به همين مسائل از پيش تعيين شده است. چنان كه ساختمان هايى كه از گذشته با نزديك بودن به اين معيارها ساخته شده از هويت، فرهنگ و اصول معمارى برخوردار بوده است. پژوهش در اين ميان با مشخص كردن ضرورت هاى از پيش تعيين شده و مطرح شده و تعريف مشخصى از آن، راه را براى اجرايى منطقى و صحيح باز كند، از طرفى خود زمينه پژوهشى ترسيم كننده روش هايى تازه و قابل استناد است كه مى توان در قوانين اضافه كرد.
بى ترديد رسيدن به چنين برنامه هايى بدون حضور به موقع ساير دستگاههاى اجرايى چه در بخش هاى حاكميتى و قانونگذارى چه دربخش هاى تصدى گرى واجرايى، در انتقال طرح هاى تهيه شده به حوزه هاى اجرايى با پشتوانه هاى اجبارى و قانونى ناممكن و بى نتيجه خواهد بود و ديگر اين كه زمانى كه ضرورت توجه به اجراى تحقيق بيش از پيش حس شود، اعتبارات نيز متحول و بازوهاى اجرايى گسترده تر خواهد شد.
درگفت وگو با استاد دانشگاه و روانشناس بررسى شد
جايگاه بازى  هاى كامپيوترى
در رشد كودك
246003.jpg
طبق يك روش آموزشى در غرب، از دهه ۷۰ به بعد، در كشور هاى اروپايى بخصوص آلمان، مواد درسى تا سال چهارم دبستان، به طور رسمى به آن ها آموخته نمى شود، بلكه حين بازى تدريس مى شود. هدف بازى در مدارس آن ها، تنها براى بردن نيست بلكه هدف  هاى تربيتى و آموزشى را دنبال مى كند، ولى امروزه بازى  هاى جديدى به بازار آمده كه يكى از اهدافش غلبه بر محيط است: بازى  هاى كامپيوترى! «محمود صادقى»، روانشناس و استاد دانشگاه در گفت وگوى حاضر به تبعات مثبت و منفى بازى كامپيوترى اشاره مى كند و آن ها را از نقطه نظر روانشناسى مورد تحليل و بررسى قرار مى دهد.
براساس قانون جديد درايالت فلوريداى آمريكا، فروش بازى  هاى كامپيوترى خشن به كودكان، يك جرم درجه سه محسوب مى شود. آيا مى توان حكم جرم را در مورد يك بازى مجاز دانست؟
يكى از جنبه  هاى مؤثر در فرايند رشد، بازى است. «ژان پياژه» روانشناس كودك معتقد است: «بازى، تفكر كودك است.» اين جمله از يك طرف، شأن و منزلت بازى و از طرف ديگر فلسفه وجودى بازى را عنوان مى كند. بازى، اولين و بديهى ترين چيزى است كه كودك با آن مواجه است. هر سنى، بازى خاص خودش را مى طلبد و اين موضوع بر مى گردد به ميزان رشد يافتگى هر كودكى كه بنابه سن خاص، به بازى متناسب و خاص خود پرداخته است يا نه.
بازى  هاى كامپيوترى نيز در دنياى امروز، باوجود پيامد هاى متفاوتى كه از آن ناشى مى شود، وسيله اى براى سرگرم كردن بچه  ها به مدت طولانى شده است و هيچ سن خاصى هم نمى شناسد. در حالى كه «راجرز» روانشناس معتقد است كه يك سرى از بازى  ها، بايد در سن خاص خودش صورت گيرد؛ و اين يك نياز است. يك سرى بازى  هاى سنتى در فرايند رشد كودك به شكل مثبت آن مؤثر است و فرايند رشد را تسهيل مى كند، در بعد هيجانى و احساسى كودك مؤثر است و حتى در بعد فيزيكى و جسمانى او تأثير مى گذارد كه بعد ها به شكل ورزش در مى آيد.
پس چرا در مورد بازى  هاى كامپيوترى، چنين قانونى تصويب مى شود؟
ملاحظه مى كنيد كه در بازى، كودك فرصت آشكار كردن خودش را پيدا مى كند، در واقع بازى زمينه اى را مهيا مى كند كه كودك به شكل دلخواه خودش را آشكار كند. از طرف ديگر آزادسازى انرژى است كه در نفس بازى صورت مى گيرد. ولى بدين معنا كه انرژى آزاد شده در حين بازى، دوباره به شكل بهينه، وارد ارگانيسم شده، انرژى روانى را مضاعف مى كند و شور و شوق و هيجان به محيط اطراف را به فرد درگير بازى مى بخشد. همچنين بايد به تخليه هيجانى اشاره كرد كه مجال آن در بازى فراهم مى شود. كودك، هيجانات فشرده و تراكم و حتى فشار هايى را كه به هر دليل در او جمع شده در حين بازى، بر روى ابزار يا خود بازى تخليه مى كند و عواطف و احساسات و هيجانات ديگرى بروز مى يابد. ولى در بازى  هاى كامپيوترى، بر انگيختگى هيجانات به نوع ديگرى اتفاق مى افتد، تا آنجا كه استفاده كنندگان از اين بازى  ها، گاهى، به علت استفاده بيش از حد، خود را در دنياى واقعى، جاى قهرمانان اين بازى  ها مى گذارند و دست به اعمال پرخاشگرانه و حتى جنايتكارانه مى زنند. به همين دليل است كه چنين حكمى در يكى از ايالات آمريكا براى فروش بازى  هاى كامپيوترى خشن، تصويب مى شود.
همانطور كه شما اشاره كرديد امكان بروز هيجانات و احساسات مى تواند عامل مثبتى در رشد محسوب شود، ولى حالا منظورتان از برانگيختگى هيجانات كه به نوع ديگرى دربازى  هاى كامپيوترى اتفاق مى افتد چيست؟
تخليه هيجانى يكى از اثرات مثبت هر بازى است ولى بازى  هاى كامپيوترى كه به برانگيختگى هيجانى فرد دامن مى زند مى تواند خطرناك باشد. بدين ترتيب كه بازى  هاى كامپيوترى، بر اثر هيجاناتى كه در فرد ايجاد مى كند، ارگانيسم محركات زير آستانه اى را تحريك مى كند. اغلب اوقات فرد آن چنان در بازى حل مى شود و مسائل جارى حاكم در بازى را دريافت مى كند كه همگى در بخش ارگانيسم زير آستانه اى روانى او تلنبار مى شود و بعد بر اثر كوچكترين محركى، همه آنچه در زير آگاهى ارگانيسم جمع شده را به سطح آگاهى مى آورد و آنجاست كه ممكن است دست به اعمال خشونت آميز بزند. از طرف ديگر، در بازى كامپيوترى، از آنچه كه عينى، تجربى و واقعى نيست، فاصله دارد، لذا درگيرى او نيز در حين بازى درگيرى واقعى نيست، در حالى كه در بازى گروهى، مثلاً قايم موشك، خود بچه  ها نقش دارند و مى توانند سطح ارتباطاتشان را با دوستانشان تشخيص دهند، اما در بازى  هاى كامپيوترى، خود فرد تنهاست و تسلط تام به بازى دارد و مى تواند يك قسمت را بار ها و بار ها تكرار كند تا برطرف مقابل غلبه كند و پيروز شود و نتيجه بازى را آنگونه كه خودش مى خواهد رقم بزند، لذا سطح هيجانى او به حد بالاى خود رسيده كه همان دامن زدن به برانگيختگى هيجانات است. البته كه هيجانات نقش تعيين كننده اى در بهداشت و سلامت روان دارند ولى در بازى  هاى كامپيوترى و بالاخره خشن، به شكل ديگرى است.
فرد دربازى  هاى كامپيوترى، مهاربازى را به دست مى گيرد و در عين آنكه با واقعيت ها فاصله گرفته، خودش را جايگزين شخصيت  هاى مهار ناپذير وقوى مى كند كه اين خود باعث برانگيخته شدن هيجاناتش مى شود. اين برانگيختگى بعد از اتمام بازى در او مى ماند و در عالم واقع، وقتى بخواهد به حالت تعادل برگردد، بين آنچه از خودش به عنوان يك موجود مهار ناپذير و قوى در بازى ساخته و آنچه واقعاً هست، تضادى مى بيند و همين تضاد نقطه شروع مشكلات رفتارى بعدى را به دنبال مى آورد. زيرا تضاد احساس گناه روانى را در فرد دامن مى زند و پيامد اين احساس، اضطراب را شكل داده و اضطراب هم، رفتار هاى اضطراب آميز چون فحاشى، درگير شدن، آزار رساندن و حتى منزوى شدن و افسردگى ترك تحصيل و... را به دنبال مى آورد. تصويرى كه از خودش به عنوان فردى قوى و دور از دسترسى ديگران در ذهنش ساخته، وقتى در عالم واقع قرار مى گيرد و در مقطعى كه بايد به نظم و قانون كلى تن در دهد ديگر زير بار نمى رود چون هنوز آن برانگيختگى هيجانى و تصورات ذهنى از خودش، در ذهنش باقى است. لذا از قوانين سرباز مى زند. تبعات چنين احساسى، هم متوجه خود فرد است و هم متوجه محيط پيرامون او.
فكر نمى كنيد همه تحليل  هايى كه ارائه شد، بستگى به نوع بازى كامپيوترى دارد كه فرد درگير آن است؟
بى شك همين طور است. بسيارى از بازى  هاى كامپيوترى مثل بازى شطرنج طرف مقابل را به فكر كردن، انديشيدن و حتى تفكر خلاق سوق مى دهند. به عبارتى تبعات مثبت اين بازى  ها را در شكل موجه آن نبايد فراموش كرد. بازى  هاى كامپيوترى، مهارت هاى چشم و گوش را بالا مى برند، تا آنجا كه بتوانند كاملاً هماهنگ با هم كار كنند. از طرف ديگر عكس العمل هاى سريع و بموقع را در او تقويت مى كند و تصميم گيرى عقلانى و آنى را به او ياد مى دهند. همچنين تخليه هيجانى ولى در حد مطلوب نيز مى تواند يكى ديگر از اثرات مثبت اينگونه بازى  هاى كامپيوترى باشد.
كدام يك از بازى  ها در كل، مى تواند نتايج مثبتى را كه ذكر كرديد به نحو مطلوب ترى براى فرايند رشد برآورده كنند؟
يكى از مفاهيم بسيار مهم در روانشناسى كه به مقوله بازى مربوط مى شود، تجربه دست اول است. منظور از اين تجارب اين است كه بچه  هايى كه امكان درگير شدن با طبيعت را دارند، از تفكر انتزاعى بسيار بالايى در بزرگسالانى برخوردارند، زيرا مى توانند در محيط وسيع و در عين حال عينى و واقعى، تجاربى را به دست بياورند و عناصر لازمه را براى رشد يك تفكر انتزاعى و خلاق بيابند. نمونه بارز آن در جوامع امروزى و پيشرفته، بازى در پارك ها و فضا هاى سبز است، ولى تفاوت آن با دامن طبيعت در اين است كه در پارك ها، محدوديت هايى وجود دارد كه محيط را مصنوعى مى كند.
همچنين در بازى  هاى گروهى و واقعى، اعتماد به نفس بچه  ها بالا مى رود و از همه مهمتر به بچه  ها ياد مى دهد و كمك مى كند تا پيروى از قوانين و چگونگى رعايت نوبت ديگران را ياد بگيرند، برد و باخت را بياموزند و خود را با ديگران هماهنگ كنند و به آن ها احترام بگذارند. روابط گروهى را تجربه مى كنند تا جايگاه خود را در گروه پيدا كنند و براى تثبيت شدن آن، تلاش مى كنند. عقايد و افكارشان به چالش كشيده مى شود تا در نهايت واقعيت هاى ملموس اجتماعى را درك كنند. براى مثال بازى گل كوچك كه يك بازى گروهى است، نقش مهمى در ميزان اجتماع پذيرى بچه  ها دارد و به آن ها يادآورى مى كند كه هر فرد نقش و وظيفه اى دارد كه اگر خوب انجام ندهد، شكست مى خورد. شور و شوق و هيجانى كه در بازى  هاى كامپيوترى تنها در مقطعى پيش مى آيد، زود هم از بين مى رود، ولى در بازى  هاى فردى و گروهى واقعى، تمام اين شور و شوق و هيجان كه لازمه رشد اجتماعى است، بمدت طولانى اتفاق مى افتد. در بازى  هاى جمعى، بچه  ها در جريان قوانين حاكم بر بازى قرارمى گيرند تا بايد ها و نبايد ها را در يك قالب كلى انضباط بفهمند و بعد ها آن را در اجتماع، در سطح كلانش تعميم دهند كه خود به خود موجب مشاركت اجتماعى آن ها مى شود. در حالى كه در بازى  هاى كامپيوترى، اگر هم به قوانين حاكم پى مى برد و آن ها را رعايت مى كند، صرفاً براى آن است كه بتواند پيروز شود، يك پديده در روانش شكل مى گيرد، مبتنى بر اينكه من مى توانم غالب شوم، ولى در مواجهه با رعايت نظم و انضباط حاكم بر جامعه، اغلب سر باز مى زند.
مى خواهم اينجا گريزى بزنم. شما در صحبت  هايتان به رشد بعد فيزيكى و جسمانى در بازى اشاره كرديد كه بعد ها به شكل ورزش در مى آيد، آيا مى توان ورزش را نوعى بازى تلقى كرد؟
خير. بازى با ورزش، تفاوت ماهوى دارد. اگر چه بين بازى و ورزش، رابطه خوب و مستقيمى برقرار است و بعد فيزيكى بازى در آينده به ورزش تبديل مى شود، ولى بدان معنا نيست كه با ورزش بتوان كاركرد هاى بازى را كه ذكر كردم، تأمين كرد، لذا نبايد اين دو را با هم اشتباه گرفت.
بيشتر بازى  هاى كامپيوترى واقعى نيست، تصاويرى با رنگ هاى مصنوعى و صدا هاى ساختگى، ولى در پس همين ظواهر، عامل جذابى در اينگونه بازى  ها وجود داردكه نوجوانان و جوانان را تا اين حد به خود مشغول مى كند. اين عامل چيست؟
هيجان. بازى  هاى كامپيوترى از يك سطح بسيار بالاى هيجانى برخوردارند. با توجه به گرافيك، موزيك و طراحى آن، حتى مى توانند بزرگسالان را هم ساعت هاى متمادى به خود مشغول كنند.
ولى در بازى  هاى ديگر هم مى توان اين هيجان را يافت.
درست است، ولى سطح هيجانى به اين شدت نيست. در بازى  هاى جمعى، فرد مجبور است كه براى شركت در بازى، به نظم حاكم بر بازى تن دردهد و بسيارى از قوانين را رعايت كند، لذا هيجاناتش تا حدى مهار مى شود، ولى در بازى كامپيوترى هر نوع اقدامى را مى تواند براى تسلط به بازى انجام دهد، در نتيجه هيجاناتش به حد بالاى خود مى رسد. بخصوص موزيكى كه در حين بازى پخش مى شود، در بالا بردن هيجان مى تواند بسيار مؤثر باشد، در حالى كه بيشتر بازى  هاى گروهى، فاقد موزيك است. همچنين رنگ آميزى تند و تحريك كننده اى كه براى طراحى اين نوع بازى  ها به كار مى گيرند، عالم خيال انگيزى را دوچندان مى كند، ضمن اينكه ترس در اين فضا بسيار لذت بخش است. تحليل دقيق روانشناسى، در اين مورد وجود دارد كه عامل ترس، اضطراب را دامن مى زند و در كاركرد بعضى غدد، تغييراتى به وجود مى آورد، در حالى كه در بازى  هاى واقعى، چنين ترس و هيجان و اضطرابى تا به اين سطح وجود ندارد.
علت رواج بازى  هاى كامپيوترى در جامعه بخصوص جوامع جهان سوم كجاست؟ اگر قسمى از تبعات اينگونه بازى  ها، پرخاشگرى و به هم ريختن نظم اجتماع است، اين ها همه معلول علت اند، علت كجاست؟
اين بازى  ها محصول جوامع صنعتى، پيشرفته، متمدن و رشديافته است. فرهنگ آپارتمان نشينى و اصولاً فرهنگ شهرنشينى با محدوديت هاى خاص خود، باعث شده كه روابط گروهى در بازى  ها، ديگر مثل سابق شكل نگيرد و رواج اين نوع بازى  ها افزايش يابد. امكان كنترل محال است. نمى توان جلوى پويايى علم و تكنولوژى را گرفت، ولى مى توان فرهنگسازى درست براى بهبود انجام داد. بدين ترتيب كه به صورت گزينشى، بازى  هايى را رواج داد كه تبعات مثبتى چون فكر كردن و پرورش تفكر خلاق را به همراه دارند. مطمئناً پيامد هايى كه يك بازى فوتبال يا شطرنج براى افراد دارد، خيلى متفاوت با پيامد هايى است كه از بازى «نبرد در زندان هاى آلمان» حاصل مى شود.
مى گويند واقعه ۱۱ سپتامبر، بازتاب فيلم  هاى خشن و جنايتكارانه بود كه از تلويزيون كشور هاى غربى پخش مى شد. با توجه به چنين نظريه اى، به نظر شما آيا بازى  هاى كامپيوترى خشن و جنگى نيز مى تواند داراى چنان تبعاتى باشد؟
در مقام مقايسه بين اين دو رسانه، بايد يك تحقيق علمى صورت بگيرد، ولى در حد تئورى مى توان گفت كه از آنجا كه تلويزيون به يك منبع قابل وثوق وصل است و كاملاً در دسترس بوده و همگانى است، لذا اعتماد بيشترى را جلب مى كند و تأثيراتش هم بيشتر است. از طرف ديگر مانورى كه در تلويزيون مى بينيم، كمتر در بازى  هاى كامپيوترى است، زيرا آدم هاى درگير در فيلم هاى تلويزيونى، آدم هاى واقعى اند و از همه مهمتر در فيلم هاى تلويزيونى، امكان دستكارى و گزينش وجود ندارد، هيجانى كه از مشاهده يك فيلم خشن به بيننده دست مى دهد، تخليه نمى شود، لذا اين هيجان انباشته شده، ممكن است در اجتماع به شكلى بروز كند و نتايج بدى به بار آورد، در حالى كه در بازى  هاى كامپيوترى در درجه اول، آدم هاى درگير در بازى واقعى نيستند و در درجه دوم امكان تسلط وجود دارد. اگر فرد در يك نبرد كامپيوترى، مى ميرد و مغلوب مى شود، ولى اين امكان وجود دارد كه آنقدر آن بازى را تكرار كند تا يك بار هم غالب شود. بدين ترتيب اغلب اوقات مى تواند هيجانات برانگيخته شده ناشى از بازى را در خود بازى تخليه كند .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |