|
به مناسبت برپايى آثار
«خط / گرافيك» كوروش قاضى مراد نگارخانه زنگار بهمن ۱۳۸۴ لذت فهم تصوير از درون نوشتار
|
|
|
از لحظه اى كه اصوات بر صفحه نقش بستند و آدميان براى انتقال مكنونات خود به چيزى معتبرتر از «صوت» احساس نياز كردند، مى بايد قراردادهاى بصرى قابل تكرار و قابل شناسايى كه ترجمان اصوات و آواهاى برآمده از حنجره هايشان باشد؛ وضع مى كردند. فرايند دستيابى بشر به علايم و قراردادهاى نوشتارى كه ترجمه معناهاى موردنظرش باشد، فرايندى طولانى و البته گذرگاهى شگفت انگيز در تاريخ عبور بشر از اشكال خام و مبتدى به يك پيكربندى پيشرفته تر و متمدنانه تر بوده است. كلام ثبت شده توسط علايم قراردادى يا همان حروف الفبا، از سويى و حك و ثبت تصوير، از سوى ديگر... منجر به افزايش كارايى ذهن و انباشت آگاهى نزد جوامع بشرى باشد. كلام نوشتارى يك وظيفه كاربردى و هدفمند به عهده داشت و آن اينكه معانى موردنظر را به صراحت بيان كند. اما تصوير، داراى يك جذبه و قدرت جادويى نيز بود. هرچه بردامنه فهم بشر از معناى «خط» و كاركرد مفهومى خط مى گذشت، «خط» نيز دچار دگرديسى شده و از خط انديشه نگارانه، به خط «آوانگار» و درنهايت به اختراع الفبا تبديل شد. با اينكه اختراع الفبا از مهمترين دستاوردهاى انسان بوده است، اما بسيارى از انديشه ها و عواطف بشرى در كالبد الفبا و تعريف «خط» انتقال نايافتنى است. در واقع «الفبا» و «خط» به تنهايى ظرفيت كافى براى پذيرش، پردازش و بيان همه نيازهاى روحى و انديشگى انسان را ندارد. از اين روست كه «بيان تصويرى» شانه به شانه تكامل «خط» و با عمرى به درازاى «خط» به عنوان مفرى براى تسكين آلام بشرى، تخليه روح ناآرام او و نمايش رؤياها و واقعياتى كه ذهن او را متأثر مى كرده است، همواره مورد استفاده آدميزاد هنرمند بوده است. در آثار كوروش قاضى مراد، «تصوير» و «نوشته» با هم همراه نشده، بلكه در امتزاجى خلاق به يك بيان تصويرى مدرن تبديل شده است. قاضى مراد، بيان تصويرى را با منطق نوشتارى و نوشته را با منطق تصويرى درهم آميخته به گونه اى كه مخاطب با كمى آشنايى اوليه، لذت فهم تصوير را از درون نوشتار بيرون مى كشد. ناگفته پيداست كه مراد قاضى مراد از خلق چنين آثارى صرفاً «خوانده شدن» نبوده است. ديدن يك پديده «خواندنى» و خواندن يك پديده «ديدنى»، خلق تصاويرى چشمگير و جذاب كه از آناتومى حروف شكل گرفته و به ساختارى صرفاً بصرى تبديل شده است، مبناى خوبى براى پردازش آثارى مدرن با شناسنامه اصيل ايرانى است. دستمايه اى كه كوروش قاضى مراد قدم به قدم به چنگ آورده است. او با پشتوانه مدون و تربيت شده به عنوان خوشنويس، آنقدر جسارت و شهامت داشته تا آموزه هاى خطاطانه اش را در پى ريزى بنيان هاى نوعى «گرافيك / خط» به كار گيرد. مصرف گرافيكى اين آثار در قالب: پوستر، طرح روى جلد، لوگوتايپ، نشانه، كارت پستال، سربرگ، پاكت، كارت ... به قاضى مراد تشخص و فرديتى ممتاز مى بخشد.
|