چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۴ -
Wed, Feb 1, 2006
ماجرا
۳۳۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
چراغ خطر
زندگى كبود
چراغ قرمز
چراغ خطر
يك موتوسيكلت، يك خانواده؟!
حل معضلات ترافيكى جامعه داراى جنبه هاى مختلفى است كه نپرداختن به هر جنبه موجب محو يا كمرنگ شدن اثر ساير عوامل موجود در امر ترافيك مى باشد.
يكى از معضلات در پاره اى از مواقع، تردد موتوسيكلت سوارانى است كه براى سريعتر رسيدن به مقصد و يا كم هزينه نمودن سفر، از وسيله نقليه خود براى جابه جايى افراد خانواده استفاده مى كنند.
در جامعه ما موتوسيكلت هاى مدرن و جديدى توليد مى شوند، اما متأسفانه فرهنگ استفاده صحيح از اين وسيله نقليه، نهادينه نشده است. موتوسيكلت وسيله نقليه اى است كه مى توان با آن يك نفر را و در صورت داشتن زين اضافه و كلاه ايمنى (هم راننده و هم مسافر) حداكثر دو نفر را جابه جا كرد.
همانگونه كه مى دانيم راه اصلى فرهنگ سازى و نهادينه نمودن رفتارها، آموزش صحيحى است كه منجر به تغيير رفتار گردد و اين امر براى اجراى صحيح قوانين و مقررات مى بايست از طريق آموزش در مقاطع مختلف تحصيلى، مطبوعات و رسانه هاى جمعى ديگر صورت گيرد.
رانندگان موتوسيكلت ها براى فرار از معضل ترافيك از اين وسيله استفاده مى كنند. در صورتى كه كوچك بودن موتوسيكلت، نداشتن تعادل براى جابه جايى چند نفر و عدم رعايت مقررات راهنمايى و رانندگى، از عوامل عمده منجر به تصادف اين گونه وسايل نقليه مى باشد، شايد اين افراد خانواده و كودكان خردسال خود را از ياد برده اند.
زندگى كبود
زندگى با
مرد عنكبوتى
246117.jpg
پيمانه از اينكه با يك مهندس ازدواج مى كند، خوشحال بود. زندگى با مردى در آن شرايط و امكانات براى او جز رفاه و آسايش چيزى نداشت. مراسم عروسى شان را بابك مفصل برگزار كرده بود. پيمانه به خودش مى  باليد، در بهترين تالار و بهترين پذيرايى در ميان ميهمانان مى درخشيد.
پيمانه و بابك بعد از رفتن به دبى و تمام شدن ماه عسل به خانه شان برگشته بودند. خانه بابك آپارتمان بزرگ و مجللى بود كه بعد از عقدكنان خريده بود.
پيمانه زندگى اش را زيبا و با سليقه چيده بود. زندگى شان آرام و زيبا بود. چقدر از اينكه سرنوشت او را يارى كرده بود، شاد بود.
پيمانه صبح زود از خانه بيرون مى  رفت تا به محل كارش برود. وقتى پيمانه مى رفت، بابك هم آماده مى شد تا به شركت برود. پيمانه تا عصر در محل كارش بود و وقتى كه به خانه بر مى گشت، سريع به آشپزخانه مى رفت و شروع به آشپزى مى كرد. پيمانه از اينكه مى ديد شوهرش تا ديروقت كار مى كند احساس آرامش مى كرد. بابك اهل كار و تلاش و زندگى بود. زن تمام توانش را مى گذاشت و همه چيز را آماده مى كرد تا اينكه شوهرش با آرامش در خانه باشد.
مدتى از زندگى مشتركشان مى گذشت. پيمانه باردار شده بود. از اينكه به زودى صاحب فرزند مى شد، خوشحال بود. در زندگى او و بابك وجود يك كودك كم بود. با تولد فرزندشان ديگر هيچ غم و مشكلى در زندگى نداشتند.
پيمانه پس از تولد پسرشان توان ادامه كار در بيرون از خانه را نداشت. خسته بود. وضع مالى شان طورى نبود كه به حقوق او احتياج داشته باشند پس مى  توانست با آسودگى در خانه پيش پسرش باشد. پيمانه وقتى به شوهرش اين پيشنهاد را داد بابك با تندى با او برخورد كرد.
-يعنى چه؟ مى خواهى خانه نشين شوى؟
-تو كه به كار و حقوق من احتياج ندارى.
-  يعنى چه؟ بايد سر كار بروى من نمى خواهم تو خانه  دار باشى.
پيمانه با وجود مقاومت در برابر بابك ناچار به سر كار برگشته بود. يك روز وقتى در محل كار فشارخونش پايين آمد، ناچار زودتر به خانه برگشت. هنوز پيش از ظهر بود. به خانه كه رسيد و پله ها را بالا آمد با ديدن كفش هاى بابك پشت در آپارتمان يكه خورد. چطور شده بود كه مرد به خانه برگشته بود. آرام در را باز كرد و وارد آپارتمان شد. هيچ خبرى از شوهرش نبود به طرف اتاق خواب رفت نگاهش به در بالكن افتاد كه باز بود. با كنجكاوى و آرام به در بالكن نزديك شد. بابك گوشه بالكن خودش را پنهان كرده و به خانه همسايه سرك مى كشيد. براى يك لحظه خون در رگ هايش منجمد شد. پيمانه خودش را پنهان كرد، چه شده بود كه بابك اين موقع روز به خانه برگشته بود و در خانه همسايه سرك مى كشيد. خوب كه به حركات بابك ريز شد، متوجه شد كه او اتاق خواب همسايه را زير نظر گرفته است. پيمانه اشك در چشمانش جمع شد. وقتى زن همسايه بابك را در بالكن ديد كه خانه اش را زير نظر گرفته كنار پنجره آمد.
-  مرد حسابى خجالت نمى كشى؟ تا كى  مى  خواهى اينطور برخورد كنى؟ آن زن بيچاره را هر روز سر كار مى فرستى و بعد خودت به خانه مى آيى و با نگاه كثيفت خانه هاى مردم را مى پايى؟ ...
پيمانه سرش به دوران افتاده بود. پس بابك هر روز اين كار را مى كرد و همسايه ها به خاطر اينكه دلشان به حال پيمانه مى سوخت، اين موضوع را به روى او نمى آوردند. به همين خاطر بود كه بابك اصرار داشت پيمانه حتماً سر كار برود.
بابك و پيمانه دچار اختلاف شده بودند. ديگر صداى بگومگوهايشان به گوش همسايه ها مى  رسيد. پيمانه ديگر خسته شده بود. بابك دست از اين كارها بر نمى داشت. از روزى كه متوجه شده بود پيمانه جريان را فهميده اين كارها را علنى تر مى كرد. زن هر وقت مى خواست شوهرش را ببيند بايد روى پشت بام مى رفت.
روزى كه مأموران كلانترى بابك را دستگير كردند، پيمانه مات و مبهوت او را نگاه مى كرد.
زن همسايه وقتى التماس هاى پيمانه را ديد گفت:
-  روى پشت بام سايه مردى را مى ديدم. يكدفعه وحشت كردم و با خيال اينكه دزد است به پليس تلفن زدم.
پيمانه دو هفته تنها بود. احساس ناخوشايندى در مورد بابك در وجودش زبانه مى كشيد. اما اميدوار بود كه با برگشتن شوهرش در اخلاق او تغييرى ايجاد شده باشد. بابك بعد از برگشتن از بازداشت، درخواست هاى نامعقولى از پيمانه مى كرد.
پيمانه از بابك مى ترسيد. وحشت وجودش را پر مى كرد. چرا بابك اينطور شده بود. چرا اين قدر تغيير كرده بود. ديگر جلوى در و همسايه احساس حقارت مى كرد. فكر مى كرد همه با ديدن او با اشاره انگشت نشانش مى دادند و سرشان را تكان مى دادند. پيمانه ديگر نمى توانست در محله راحت رفت و آمد كند. يا به او گله از رفتار شوهرش مى كردند و يا اينكه به خاطر اينكه نمى توانست شوهرش را جمع كند تحقيرش مى كردند پيمانه افسرده و شكست خورده به دادگاه خانواده رفت. تنها راه براى نجات از اين وضعيت اين بود كه هيچ پيوندى با بابك نداشته باشد.
نمى دانست آيا شوهرش به خاطر اين رفتار دچار مشكل روحى و روانى است پيمانه مى ترسيد و نمى دانست چطور ثابت كند شوهرش براى نگاه دزدانه به داخل خانه هاى مردم، مرد عنكبوتى شده است.




پاسخ كارشناسى




دكتر كامران خوشنودى - روانپزشك -
انحرافات و نابهنجارى هاى جنسى خيال پردازى هاى غيرمعمول اميال شديد جنسى و رفتارهايى هستند كه معمولاً حالت تكرارى داشته و از لحاظ جنسى تحرك كننده هستند. اين فعاليت ها عموماً معطوف به تحقير خويشتن يا شريك جنسى است و يا روى كودكان يا اشيا متمركز است. اين اميال و رفتارها بايد حداقل ۶ ماه طول كشيده و باعث ناراحتى چشمگير فردى و اختلال عملكرد اجتماعى و شغلى و... گردد و يا ممكن است شامل اعمال خلاف قانون شود، جرايم جنسى جنايى نيز به اين گروه بيمارى ها تعلق دارند.
تأثير خيالپردازى ها و نمود آنها در رفتار شخص از حيطه جنسى فراتر مى رود و زندگى شخصى را در بر مى گيرد.
كاركرد عمده رفتار جنسى طبيعى در انسان كمك به برقرارى پيوند - ابراز و تقويت عشق بين زوجين و توليد مثل است ولى انحرافات جنسى رفتارهاى انحرافى هستند كه افراد آن را پنهان نگاه مى دارند و ممكن است اعمال آنها به ديگران آسيب برساند و بالاخره احتمال برقرارى پيوند بين دو انسان را از بين ببرد.
با توجه به گوناگونى انحرافات جنسى در اينجا صرفاً به توضيح بيمارى مرد عنكبوتى اكتفا مى كنم:
اين فرد مبتلا به بيمارى تماشاگرى جنسى (scopophilia) است.
اين بيمارى در مردها شايع تر است و تمايلى به فاش كردن حضور خود ندارند و پنهانى اين كار را مى كنند و از طرفى قصد رابطه جنسى با مشاهده شوندگان را ندارند و اين علاقه در طول يك دوره حداقل ۶ ماهه و به صورت عود كننده است. ديدن تصاوير مستهجن چه به صورت عكس يا فيلم يا در اينترنت نيز اگر به صورت تكرار شونده باشد انحرافات جنسى محسوب مى شود.
درمان اين بيماران به صورت هاى مختلف روان درمانى بينش گرا و رفتار درمانى و دارو درمانى بخصوص اگر انحراف جنسى همراه با بيمارى اسكيزوفرنى يا اختلالات افسردگى باشد، مؤثر است. البته وقتى درمان مؤثر خواهد بود كه بيماران خودشان براى درمان مراجعه كنند و نه اينكه از سوى مؤسسات قانونى ارجاع شوند.
چراغ قرمز
تصادف منجر به فوت در اتوبان قزوين - زنجان
شرح حادثه: در ساعت ۱۰ مورخه ۸۳‎/۱۰‎/۳۰ يكدستگاه سوارى پيكان از سمت قزوين به طرف زنجان و در مسير غرب به شرق حركت مى نموده، در كيلومتر ۲۸ محور اتوبان قزوين - زنجان به علت تغيير مسير ناگهانى ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده با يك دستگاه اتوبوس بنز (سرويس دانشگاه آزاد ابهر) كه در همان جهت و در مسير غرب به شرق در حركت بوده برخورد مى نمايد. در نتيجه وقوع اين تصادف تعداد يك نفر فوت و ۱۷ نفر مجروح شده اند كه مجروحين بوسيله آمبولانس هاى امداد و نجات به بيمارستان تأمين اجتماعى تاكستان و قزوين انتقال يافته اند.
شرايط جوى و جاده اى: آزادراه قزوين - زنجان و بالعكس با توجه به ريزش برف در شب گذشته لغزنده و با توجه به نمك پاشى جاده از طرف اداره راه و ترابرى برفها آب شده و جاده خيس بوده است.
عوامل مؤثر در بروز حادثه: ۱- عامل انسانى: با بررسى هاى به عمل آمده عامل انسانى، تغيير مسير ناگهانى سوارى پيكان ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده در به وجود آمدن حادثه مؤثر بوده است.
۲- عامل وسيله نقليه: سوارى پيكان و اتوبوس از لحاظ لاستيك در وضعيت خوبى بوده اند ولى اتوبوس سرويس دانشگاه آزاد ابهر از صفحه تاخوگراف استفاده نكرده است.
۳- عامل جاده اى: لغزنده بودن جاده آثار خسارت و جراحات را تشديد نموده است.
توصيه ايمنى: علت اصلى تصادف بى احتياطى از طرف راننده سوارى پيكان به علت تغيير مسير ناگهانى ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده تشخيص داده شده است. با توجه به اينكه رعايت سرعت مطمئنه از بروز بسيارى از تصادفات خونبار مى كاهد به رانندگان محترم توصيه مى شود قوانين راهنمايى و رانندگى را جدى بگيرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |