پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Feb 2, 2006
تاريخ
۳۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
با در هم شكستن خط دفاعى «بارلو»
افسانه شكست ناپذيرى اسرائيل در هم شكست
گروه پژهشهاى تاريخى
زيرنظر : محسن ميرزايى
در ساعت ۲ بعدازظهر روز ششم اكتبر ۱۹۷۳ (۱۴ مهرماه ۱۳۵۲) چهارمين جنگ اعراب و اسرائيل با حمله ناگهانى نيروهاى مسلح مصرى به خط دفاعى «بارلو» آغاز شد.
خبرنگار روزنامه معروف «آبزرور» - لندن چنين گزارش داد: «نخستين نشانه هاى مثبتى كه اسرائيليان از آغاز حمله مشاهده كردند ۱۵ دقيقه پيش از شروع جنگ بود، يعنى ساعت ۱‎/۴۵ دقيقه روز ۶ اكتبر ۱۹۷۳ و آن هنگامى بود كه مصريان تورهاى پوششى را از روى صدها آتشبار سنگين ۱۳۰ و ۱۵۴ ميليمترى برداشتند.
شروع جنگ همزمان بود با «يوم كيپور» Yom Kipur ،اين روز مقدس در آيين يهود روز آمرزش گناهان است و از مقدس ترين اعياد قوم يهود به شمار مى رود و يهوديان همراه با خواندن دعاهاى ويژه اين روز مقدس، ۲۴ ساعت روزه مى گيرند.
246267.jpg
نشانه هاى آغاز نبرد
گزارشگر روزنامه «آبزرور» لندن در مورد نشانه هاى آغاز اين جنگ مى نويسد:
ژنرال «ديويد العازار» رئيس ستاد ارتش اسرائيل كه شب را در «اتاق جنگ» به سر مى برد متوجه شد تصويرى كه از آگاهى هاى سازمان هاى اطلاعاتى به دست آمده نشانگر يك حمله هماهنگ قريب الوقوع از سوى مصر و سوريه است.
او به سرعت از كابينه اسرائيل اجازه گرفت كه افراد ذخيره را، كه چهارپنجم ارتش اسرائيل را تشكيل مى دهند، به طور كامل بسيج كند. با اين تقاضا موافقت گرديد و در ساعت ۷ صبح دستور بسيج داده شد.
«العازار» از دولت اسرائيل درخواست ديگرى هم كرده بود و آن اين كه در ساعت يك بعدازظهر همان روز (يعنى، چنانكه بعداً معلوم شد، يك ساعت پيش از حمله اعراب) به يك حمله پيشگيرانه دست بزند. اين تقاضا به دلايل سياسى رد شد. اين براى كابينه اسرائيل تصميم دردناكى بود. مى بايست خشم جهانيان را از حمله پيشگيرانه اسرائيل، با تلفاتى كه در اثر دست نزدن به اين حمله به نيروهاى اسرائيل واردمى شد، در دو كفه ترازو قرارداد. قرار شد بگذارند اعراب ضربه نخست را وارد كنند.
نشانه هايى كه از حمله قريب الوقوع اعراب به دست آمد به تدريج در مدت ده روز كامل شد. در روز چهارم اكتبر به نيروى هوايى آماده باش كامل داده شد و ذخيره ها فراخوانده شدند.
در پنجم اكتبر (يك روز پيش از جنگ) نيروهاى مسلح اسرائيل در بالاترين حد آمادگى به سر مى بردند و نيروهاى اسرائيلى در بلندى هاى جولان و آبراهه سوئز به دو برابر افزايش داده شدند، و با اين همه نيرويى كه در برابر آنها قرار داشت بسيار بيشتر از تعداد اسرائيليان بود.
با آنكه ستادهاى ارتش مصرواسرائيل در روز جمعه پنجم اكتبر احتمالاً در حالت آماده باش كامل به سر مى بردند، سربازان خط جبهه از ماجرا چيزى نمى دانستند. بسيارى از آنان، تنها هنگامى از حمله خبردار شدند كه توپخانه سنگين مصرى آتش گشودند و جنگنده  هاى «ميگ» به پرواز درآمدند. البته تنها سربازان نبودند كه در جولان و خط بارلو - در برابر نيرويى بيست برابر خود - غافلگير شدند. بلكه ژنرال ها نيز چنين وضعى را داشتند. پيروزى سرگيجه آور جنگ شش روزه ۱۹۶۷ حالتى از خودپسندى در اسرائيل به وجود آورده بود - و اكنون اسرائيليان خود نخستين كسانى هستند كه بدين نكته اعتراف مى كنند.
يك فرمانده بلندپايه پيشين ارتش اسرائيل به من (خبرنگار آبزرور) گفت: «وقتى شما در جايى هستيد كه با اتومبيل دو ساعت با دمشق سه ساعت با قاهره و چهار ساعت با بغداد فاصله داريد چه كسى حمله احتمالى دشمن را جدى مى گيرد؟» اين يك حالت بى خبرى و غرورآميزى بود كه بخش بزرگى از فرماندهى عالى اسرائيل را در برگرفته بود.
مصرى ها از اين نقطه ضعف و غرور با مهارت استفاده كردند. آماده باش «يوم كيپور» چهارمين آماده باشى بود كه در سال ۱۹۷۳ به ارتش اسرائيل داده شده بود و از حيث درجه آمادگى دومين آماده باش محسوب مى شد. نخستين آماده باش در سطح بسيار بالا در ماه ژوئن بود كه بسيج نيروهاى ذخيره چهارونيم ميليون ليره انگليسى براى اسرائيل خرج برداشت و در اين بار دوم، كه تنها سه هفته به انتخابات عمومى اسرائيل مانده بود، عوامل ديگرى بر ضد بسيج نيروهاى نظامى در محاسبه وارد شده بود. حكومت هايى كه بر پايه انتخابات سركار مى آيند مجبورند كه هنگام انتخابات - واقعيت هر چند هم كه تيره و غم انگيز باشد - با برنامه صلح و رفاه با رأى دهندگان مواجه شوند. اين وضع در مورد اسرائيل نيز صدق مى كرد.
دليل خوددارى اسرائيل از بسيج نيروهاى نظامى
بسيج نيروهاى ذخيره درست پيش از انتخابات و آن هم در حوالى «يوم كيپور» چيزى بود كه در صورت امكان مى بايست از آن پرهيز كرد. ناكامى در ارزيابى درست توانايى نيروهاى عرب و هدفهاى سياسى پرزيدنت سادات فرمانروايان سياسى و نظامى را برآن داشت كه تصور كنند مى توان از بسيج نيروها چشم پوشيد و اين اشتباهى بود كه اسرائيل براى آن بهاى سنگينى پرداخت.
نقطه ضعف همه ارتش ها اين است كه تنها درسهاى آخرين جنگ را به خوبى به ياد دارند.
براى اسرائيليان مهم ترين درس جنگ ۱۹۶۷ برترى نيروى هوايى آنها بود از جمله تواناييشان به اينكه دم به تله موشك هاى «سام ۲» ندهند و آنها را نابود كنند و نيروى زمينى اين درس را فراگرفت كه يك نيروى قدرتمند تانك مى تواند راه خود را از ميان هر چيزى بگشايد و پيشروى كند. نتيجه جنگ ۱۹۶۷ از لحاظ نيروى زمينى اين بود كه بر روى نيروى زرهى تأكيد شود.
نيروى زمينى بيشتر پولى را كه به دست مى آورد صرف خريدن تانك مى كرد. نتيجه اين شد كه هنگام حمله اعراب در ۱۹۷۳ در نيروهاى اسرائيل عدم تعادل مهمى وجود داشت. تانك سوگلى ميدان جنگ شده بود. فرماندهان هر دو جبهه بزودى تقاضاى توپخانه بيشتر و پياده نظام براى حمايت از آن كردند ، ولى چنين نيرويى در دسترس نبود.
درسى كه مصريان آموخته بودند
از سوى ديگر مصريان از شكست هاى خود درسى آموخته بودند. آنان به اين نتيجه رسيده بودند كه براى ارتشى كارآمد نخستين ضرورت اين است كه آموزش عالى ديده و از فرماندهى خوب برخوردار باشد . از اين رو مدارس تازه اى براى آموزش افسران برپا شد. آنان اين درس را نيز آموخته بودند كه در نبرد تانك با تانك در زمين و هواپيما با هواپيما در آسمان حريف اسرائيليان نخواهند بود. مى بايست براى جنگ وسايل تازه اى يافت. موشك ضدتانك «ساگر» و شبكه موشكى پيچيده موشك هاى زمين به هوا، كه شورويها فراهم آورده بودند، درست چيزى بود كه مصريان لازم داشتند.
پنج سال بود كه مصريان مشغول تجديد ساختار ارتش بودند و آن را تنها براى يك منظور مى ساختند، گذر از آبراهه سوئز و سنگربندى در كرانه شرقى آن و روسها در آماده كردن ارتش براى ايفاى رسالت تاريخى خود نقش اساسى داشتند.
246246.jpg
پيش از آنكه «سادات» مستشاران روسى را از ارتش مصر اخراج كند، زمانى بود كه ميان ۱۸ تا ۲۲ هزار «مشاور» و تكنيسين شوروى درمصر حضور داشتند و به همراه صد خلبان جنگى روسى كه ۵ اسكادران هواپيماى «ميگ۲۱» دراختيار داشتند منطقه اى را كه شبكه موشكى در آن ساخته مى شد حفاظت مى كردند.
تاكتيك هاى شورويها در مدارس تازه افسران آموخته مى شد. روسها همچنين براى پل زدن بر آبراهه سوئز روش هاى تازه اى پديد آوردند و براى اين كار وسايل ويژه اى ساختند و تمام بخش هاى ارتش مصر عمليات پل سازى را آنقدر تمرين كردند تا همه كس آن را از حفظ شد و نقشه عبور از آبراهه سوئز با تصميم و دقتى تمام، كاملاً به سبك روسى دنبال مى شد.
ميزان كمك هاى تسليحاتى شوروى
بلافاصله پس از جنگ شش روزه ۱۹۶۷ اتحاد شوروى درخاورميانه دست به مسابقه تسليحاتى بزرگ و تازه اى زد. در فاصله دو جنگ ۱۹۶۷-۱۹۷۳ اتحاد شوروى ۲۱۰۰ تانك مدرن به مصر و ۱۷۰۰ تانك به سوريه داد. اين ۳۸۰۰ تانك چهار برابر مجموع نيروى زرهى انگلستان بود. علاوه بر آن مصر ۶۳۰ هواپيماى جنگى دريافت كرد. به طور عمده «ميگ ۲۱» و «ميگ ۱۷» و «سوخوى ۷ و ۳۵۰» نيز به سوريه داده شد. اين هواپيماها نيز روى هم پنج برابر نيروى هوايى تاكتيكى انگلستان بود.
در همين مدت اسرائيل از انگلستان و ايالات متحده ۸۵۰ تانك دريافت كرد. و صد تانك روسى نيز در جنگ شش روزه به غنيمت گرفته بود.
اسرائيل ۹۵ هواپيماى «فانتوم» و ۱۶۰ هواپيماى «اسكاى _ هاوك» نيز دريافت كرد. سلاحهاى سنگينى كه آمريكا دراين دوران به اسرائيل تحويل داد يك چهارم آن چيزى بود كه اتحاد شوروى تنها به مصر و سوريه داده بود. (عراق و الجزاير به كنار).
در اكتبر ۱۹۷۳ مصريها و سورى ها روى هم رفته مى توانستند تانكها و هواپيماهايى را كه دو تا سه برابر سال ۱۹۶۷ بود وارد ميدان كنند.
جنگ فرسايشى ۱۸ماهه اى كه مصر در سال ۱۹۶۹ آغاز كرد و نيروهاى اسرائيلى را درآن سوى كانال سوئز شب و روز زير آتش گرفت، همچون غسل تعميدى ارتش مصر را زير بمباران دائمى هواپيماهاى اسرائيلى آبديده ساخت.
درباره علت بيرون رفتن روسها از مصر در سال ۱۹۷۱ تفسيرهاى گوناگونى شده است بعضى مى گويند آقاى «سادات» از آنها خواست كه بروند و آنها مؤدبانه رفتند. بعضى نيز مى گويند كه دكتر «كيسينجر» ترتيب اين كار را داد . بدين ترتيب كه اين نكته را براى روسها روشن كرد كه اينگونه حضور نظاميانشان در خاورميانه با تقاضاى كمك اقتصادى و فنى آمريكا براى صنايع شوروى و غله براى مردم روسيه ناسازگار است.
اسرائيليان اكنون از خود مى پرسند كه آيا اين ماجرا بخشى از نقشه فريب دادن اسرائيل به وسيله مصر و شوروى نبوده است؟ اگر چنين نقشه اى دركار بود، به موفقيت انجاميده است.
آيا اسرائيليان بى خبر بودند؟
اسرائيليان از نقشه جنگى مصر، ازجمله اينكه كماندو چگونه به نقاط حساسى چون ايستگاههاى رادار اسرائيل در سينا حمله خواهندكرد، اطلاع داشتند، آنچه آنان نمى دانستند اين بود كه ضربه كى زده خواهدشد. ارتش مصر درامتداد آبراهه همواره با ۹۰ درصد نيروى خود آمادگى داشت.
اسرائيليان مى دانستند كه اين ارتش نيازى ندارد كه پيش از گذر از آبراهه براى درست كردن دو يا سه لبه تيز حمله دست به گروه بندى هاى تازه بزند. هرواحد وسايل پل بندى خود را داشت. از اين رو بسيج نيروها طورى نبود كه دشمن بتواند تشخيص دهد كه مصريان دارند براى يك جنگ بزرگ آماده مى شوند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |