پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Feb 2, 2006
موسيقى
۳۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
درباره ولفگانگ آمادئوس موتزارت
به بهانه نامگذارى سال موتزارت
سمفونى ابهام
246228.jpg
كامليا مسيح
۲۷ ژانويه ۲۰۰۶ دويست و پنجاهمين سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت، آهنگساز اتريشى است كه در كليه مجامع هنرى دنيا به سال موتزارت اختصاص داده شده است.
تالار وحدت دو ماه قبل از آغاز اين سال به استقبال عجولانه اى رفت و فستيوالى به نام موتزارت با آثارى از اين آهنگساز و با شركت هنرمندان باارزش كشورمان و همكارى هنرمندان اتريشى و نيز چند خواننده از ارمنستان، برگزار كرده.
در اجتماعى كه موتزارت شخصيتى شناخته شده نيست، اى كاش برگزاركنندگان اين «فستيوال» قبل از اينكه برنامه اى ارائه دهند، به فكر مى افتادند تا حدى اجتماع را از طريق جرايد با نام و شخصيت اين آهنگساز مشهور و بى نظير آشنا كرده و سپس آثار او را به اجرا بگذارند تا «فستيوال موتزارت» معنا و مفهومى پيدا كند.
در هر حال هنرمندان و برگزاركنندگان برنامه ها فرصت ندادند، تا حدى اين معرفى بموقع و بجا انجام گيرد.
حال كه سال موتزارت با فعاليت در تمام مراكز هنرى دنيا آغاز شده است، وظيفه خود مى دانم شرح كوتاهى از بيوگرافى اين آهنگساز را در اختيار دوستداران موسيقى و علاقه مندان به هنر بگذارم.
به اميد اينكه فستيوالى نيز در سال موتزارت برگزار شده و اين بار به دليل در دسترس نبودن اركستر موردنياز براى اجراى آثار، از ساز ارگ به عنوان ساز آسمانى استفاده نشود و يا حداقل دليل جايگزين كردن آن را آسمانى بودن اين ساز اعلام نكنند كه به شنوندگان تصويرى غلط از اين تغيير و تبديل داده شود!
* * *
ولفگانگ آمادئوس موتزارت ۲۷ ژانويه ۱۷۵۶ در شهر سالزبورگ اتريش متولد شد. پدرش لئوپولد موتزارت، نوازنده ويولن بود و با اركسترى همكارى داشت و آثارى نيز از جمله چند سمفونى و كنسرتو نوشته است. او با آناماريا دخترى از اهالى سالزبورگ ازدواج كرد و صاحب هفت فرزند شد كه از آنها فقط ولفگانگ و نانرل (دختر) باقى ماندند.
ولفگانگ خيلى زود، يعنى در سن ۳ سالگى تمايل و استعداد هنرى خود را نشان داد و فقط ۶ سال داشت كه اولين اثر خود را كه يك منوئت براى پيانو بود، ساخت. اين اثر توسط پدرش بر روى كاغذ آورده شد و در حال حاضر در خانه موتزارت در شهر سالزبورگ نگهدارى مى شود.
ولفگانگ قبل از اينكه تحت تعليم پدرش قرار گيرد و فراگيرى موسيقى را به طور جدى آغاز كند، قادر به نواختن ويولن بود و حتى نتها را نقاشى مى كرد.
لئوپولد براى تحصيل دو فرزندش در زمينه موسيقى از هيچ كارى كوتاهى نكرد و با جديت براى پرورش آنها فعاليت كرد. هر چند فرزندانش با اين روش از بى مسؤوليتى و زيبايى دنياى كودكى به كلى محروم شدند و بارى سنگين و مسؤوليتى دشوار بر دوش آنها گذشته شد.
ولفگانگ آمادئوس موتزارت بيش از نيمى از عمر كوتاهش را براى اجراى كنسرت در سفر بود. اولين سفر او براى اجراى برنامه به مونيخ بود كه در اين زمان كودك ۶ ساله اى بيش نبود. ولفگانگ در سفر دوم خود كه به مقصد وين (۱۷۶۳) انجام شد، به همراه نانرل در حضور ملكه مارياترزا برنامه اى با موفقيت اجرا كرد. ولفگانگ ويولن مى نواخت و خواهرش با پيانو او را همراهى مى كرد. ولفگانگ در اين سفر مبتلا به بيمارى سرخك شد، با اين همه بدون توجه به اين بيمارى كنسرت طبق برنامه در وقت مقرر انجام شد.
كنسرت هايى كه اين دو كودك خردسال در مونيخ و وين انجام دادند، خيلى زود توجه قصرنشينان را به خود جلب كرد، همه مشتاق بودند، شاهد هنرنمايى آنها باشند. اين موفقيت باعث شد، لئوپولد پا را فراتر بگذارد و سالزبورگ را به همراهى ولفگانگ و نانرل به قصد پاريس ترك كند. آنها در ميان راه، در تمام كاخ ها و براى درباريان برنامه هايى اجرا كردند و همه جا نيز با استقبال مواجه شدند.
ولفگانگ اولين اثر خود را در پاريس ارائه داد و در صفحه اول اين اثر سن و محل تولدش را به خط خود نوشت. نت اين اثر نيز در «خانه موتزارت» حفظ شده است.
نبوغ و استعداد اين كودك خردسال براى مجامع هنرى قابل قبول نبود و همه جا شايع شد، اين اثر نوشته پاپاموتزارت است. ولفگانگ براى اينكه ثابت كند، تصنيف كننده اين اثر خود اوست مجبور به گذراندن امتحاناتى شد تا توانايى هنرى اش تأييد شود. او هرآنچه را كه از او خواسته مى شد، در نهايت لطفات و زيبايى تهيه مى كرد و ارائه مى داد تا حدى كه اين سؤال براى استادان پيش آمد كه چطور ممكن است، كودكى در سن او احساساتى را كه هنوز از آنها آگاهى ندارد، در موسيقى خود بيان كند؟
موتزارت در طول عمر كوتاهش بيش از ۶۰۰ اثر در زمينه هاى متفاوت، از سازى و آوازى خلق كرد كه به همين دليل تاريخ موسيقى او را پركارترين و پربارترين آهنگساز مى شناسد. كمتر آهنگسازى را مى شناسيم كه تنوع كارى وسيعى چون موتزارت داشته باشد. سرعت او در تهيه يك اثر غيرقابل تصور بوده است. او از معدود آهنگسازانى بود كه فرصتى براى تصحيح و يا تغيير در آثارش را نداشت.
موتزارت ۶۲۶ اثر موسيقى خلق كرده است. اين آثار شامل ۴۱ سمفونى ۲۷۱ كنسرتو پيانو، ۳۲ سونات براى پيانو، تعداد زيادى كنسرتو براى ويولن، و سازهاى بادى، كوئينت و كوارتت براى سازهاى زهى، قطعات پيانويى، آثار آوازى و بالاخره تعداد بيشمارى آثار اپرايى و بالاخره يك ركويم كه آخرين اثر او است.
اين آثار سالها پس از مرگ او جمع آورى شده و به نظم درآمدند. دنياى موسيقى، اين كار باارزش و سنگين را مديون لودويك فون كوشل (L.V. Koechl) است، و به همين دليل نيز كليه آثار موتزارت با كلمه K شماره گذارى شده اند.
موتزارت در سفر به مانهايم عاشق خواننده جوانى شد كه مانند همه مسائل خصوصى زندگى اش با دخالت پدر، از ازدواج با او منصرف شد و چند سال بعد با كنستانى وبر (Constanz) ازدواج كرد.
آنها صاحب ۶ فرزند شدند كه چهار فرزند به دليل بيمارى از بين رفتند و فقط دو پسر از آنها باقى ماندند كه آن دو نيز كوچك ترين فعاليت هنرى نداشته و حتى صاحب فرزندى نشدند و بدين ترتيب از اين نابغه هنرى بازمانده اى به جا نماند.
متن آثار اپرايى موتزارت به زبان ايتاليايى هستند و فقط اپراى نى سحرآميز كه آخرين اثر اپرايى اوست، به زبان آلمانى نوشته شده است.
در سال ۱۷۹۰ موتزارت اپراى كورى فان توته و سپس اپراى نى سحرآميز را تصنيف كرد.
اولين شب اجراى نى سحرآميز در وين با موفقيت غيرقابل توصيفى روبرو شد. موتزارت در هنگام اجراى اين اثر در اتاقى سرد و تاريك در بستر مرگ بود و صحنه هاى اين اپرا را مجسم كرده و آرزو مى كرد، يكبار ديگر اين اثر خود را بر روى صحنه ببيند.
چند هفته پس از اجراى نى سحرآميز در اولين ساعات ۵ دسامبر ۱۷۹۱ ولفگانگ آمادئوس موتزارت در حالى كه نتهاى ركويم بسترش را احاطه كرده بودند، آخرين نفس خود را كشيد و ركويم را ناتمام گذاشت.
زندگى موتزارت مجموعه اى از نقطه هاى ابهام است. مرگ زودرس او معمايى است كه هرگز حل نشد، تصنيف ركويم آخرين اثرش كه يك قطعه مذهبى است و براى آمرزش روح مردگان است، معماى ديگرى از زندگى او محسوب مى شود.
گفته مى شود ركويم از جانب فرد ناشناس به او سفارش داده شده كه عده اى اين ناشناس را ساليرى (رقيب موتزارت) مى دانند. ضمن آنكه او مرگ خود را پيش بينى كرده و بنابه گفته خودش طعم مرگ را بر روى زبانش چشيده بود و براى نوشتن يك ترانه مرگ تمايل داشت. موتزارت ركويم را در حالى كه از شدت تب مى سوخت، خلق كرد و از آنجا كه حدس مى زد، اين اثر را به انتها نخواهد رساند، از زوس ماير (Suessmeier) كه شاگرد و دوست خوب او بود، تقاضا كرد در كنار او باشد تا خواسته هايش را براى خلق ركويم به او توضيح دهد.
وى همانطور كه پيش بينى كرده بود، براى نوشتن ركويم از آخرين لحظه هاى زندگى اش استفاده كرد و تا قسمت نهم اين اثر را شخصاً نوشت. زوس ماير با شناختى كه با توضيحات موتزارت از اين اثر پيدا كرده بود، اين اثر را با مهارت قابل تحسينى خاتمه داد. و امروزه ركويم يكى از آثار بسيار محبوب موتزارت به شمار مى آيد.
خاكسپارى و مكان دفن موتزارت نيز معماى ديگرى از زندگى او است. جنازه او در روزى بسيار سرد و بارانى، در حضور تعداد قليلى از دوستانش به بيرون از خانه حمل شد. ساليرى و زوس ماير او را تا نيمه راه قبرستان سن ماركس همراهى كردند و در نهايت آنها نيز به دليل هواى نامناسب از نيمه راه بازگشتند و بدين طريق هرگز كسى نفهميد پيكر اين هنرمند باارزش و نابغه قرن ۱۸ در كجا به خاك سپرده شد.
غيبت كنستانس در تشييع جنازه همسرش را مى توان پذيرفت زيرا او ششمين فرزند خود را به دنيا آورده بود و در استراحت به سر مى برد اما دنبال نكردن و پيگيرى نكردن او براى يافتن مكانى كه همسرش به خاك سپرده شد، غيرقابل بخشش است.
سالها بعد در قبرستان مركزى شهر وين، آرامگاهى به يادبود موتزارت ساخته شد كه يكى از پربازديدترين مكان هاى ديدنى اين شهر است.
نام او براى اتريش و مردمانش افتخارى است و گذشته از مقام والا و خاصى كه اين موسيقيدان در تاريخ موسيقى دارد، دنيا اتريش را با نام موتزارت مى شناسد و منبع درآمد بسيار قابل توجهى براى اين كشور محسوب مى شود. در حالى كه در زمان حيات و دوره بسيار كوتاه زندگى اش كمترين درآمد را از زادگاهش داشت و نيز كمترين حمايت را از جانب هموطنانش دريافت كرد. تا جايى كه باران و سرما مانع آن شد كه يك نفر در خاكسپارى او حضور داشته و برايش طلب آمرزش كند.
روح او با تمام اين تلخى ها و ابهامات در موسيقى او حضور دارد و زنده است و به انسانها مى آموزد زندگى داراى معنا و مفهومى است، حتى اگر ندانيم زندگى خاكى در كجا و چگونه پايان مى پذيرد.
سال ۲۰۰۶ صد و پنجاهمين سالگرد فوت ربرت شومان و صدمين سال تولد ديمترى شوستاكوويچ نيز هست. مجامع هنرى دنيا با اجراى آثار اين سه موسيقيدان بزرگ ياد آنها را زنده و روحشان را شاد مى كنند.
در ايران نيز درفرهنگسراى نياوران روزهاى ۶ و ۷ بهمن رسيتال پيانويى توسط رافائل ميناسكانيان با اجراى آثارى از موتزارت و شومان به دوستداران موسيقى ارائه شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |