جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Feb 3, 2006
هنر (گزارش اصلى)
۳۳۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
از نگاهى ديگر
نگاهى به ده فيلم شاخص جشنواره بيست و چهارم
از نگاهى ديگر
احياى دوباره
سينماى اجتماعى
على مصلح حيدرزاده
«سينماى اجتماعى» چنان مفهوم گسترده اى است كه شايد كمتر فيلمى را بتوان خارج از محدوده اش تعريف كرد. با اين حال بنابه عرف، فيلم اجتماعى مشخصه هايى دارد كه تماشاگران عام و خاص سينما با آن آشنايى دارند.
بر اساس اين ويژگى ها به جرأت مى توان گفت كه جشنواره بيست و چهارم، نويدبخش رونق دوباره سينماى اجتماعى ايران بود. تمامى فيلم هاى مطرح اين دوره در چارچوب اين مفهوم مى گنجند و حتى «به نام پدر» هم كه بار ديگر نظرگاه حاتمى كيا به جنگ را به نمايش مى گذارد، بدون توجه به جنبه هاى اجتماعى داستانش قابل بررسى نيست.
سينماى اجتماعى ايران پس از يك دوره اوج كه از سال ۷۶ آغاز شد، طى دو سه سال اخير رو به افول بود. البته هرسال تك جرقه هايى ظاهر مى شدند و علاقه مندان سينما را به هيجان مى آوردند، اما هرگز به يك جريان منسجم تبديل نمى شد. بهترين فرصت ارزيابى هم دوره هاى اخير جشنواره فجر بود كه به عنوان ويترين، مجموعه كالاهاى دندان گيرى از اين جنس در آن عرضه نمى شد و سپس در نمايش عمومى هم غلبه انواع ديگر سينما به خوبى قابل مشاهده بود. اما آثار جشنواره امسال هرچند به لحاظ كيفى چندان با دوره هاى اخير تفاوت چندانى نداشت، درعوض شكل جديدى از طرح مسائل اجتماعى در سينما و سينماگرانى را كه به شيوه هايى نو به جامعه نزديك مى شوند، معرفى كرد و از همه مهم تر اين كه تعداد و تنوع اين اشكال و افراد قابل توجه است.
يك نكته اميدواركننده ديگر اين است كه به  نظر مى رسد اين جريان جديد را قرار است فيلمسازان جديد و تازه نفس ايرانى به پيش ببرند.
شاخص ترين آنها اصغر فرهادى است كه به مرز پختگى در انتخاب و پرداخت موضوع هاى اجتماعى موردنظرش رسيده و در «چهارشنبه سورى» نگاه دقيق و درعين حال منصفانه اى به بخشى از مسائل طبقه متوسط شهرنشين دارد. مونا زندى هم در اولين گام توانسته تاحدى از پس مضمون دشوار جايگاه زن در مناسبات خانوادگى و اجتماعى برآيد. مازيار ميرى در «به آهستگى» هرچند دچار نوعى كندى در روايت داستان پركشش خود شده و ازسوى ديگر در گره گشايى نمى تواند انتظار تماشاگر را برآورده كند، اما نگاه سالم و همدردانه اى به شخصيت هاى حاشيه اى و سرخورده اش دارد. رفيع پيتز هم در «زمستان است» از نگاه توريستى اش به آدم ها كاسته و توانسته تصوير ديده نشده اى از جوانان شهرستانى ارائه دهد كه از كليشه مرد زحمتكش متعصب دور است. اينها نمايندگان شاخص نسل چهارم سينماى ايران  در جشنواره بيست و چهارم بودند.
از نسل سوم هم حاتمى كيا يك بار ديگر تسلط خود به موضوع پيامدهاى جنگ در جامعه و تقابل و تعامل نسل ها را نشان داد. هرچند پايان بندى فيلم مورد مناقشه قرار گرفت، اما به هرحال بازگشت حاتمى كيا به اين حيطه غنيمت است. ابوالحسن داودى تصوير بسيار تلخى از نسل سوم در «تقاطع» به تصوير مى كشد كه در پايان كمى تعديل مى شود. اما داودى مسأله عدم درك متقابل ميان نسل ها را باورپذير به تصوير مى كشد. عليرضا داوودنژاد هم در «هوو» با لحنى شاد و سرخوشانه به پديده روبه فراگيرى مردان دوزنه نزديك مى شود و حرفش را مى زند.
حتى اگر به تك تك فيلم هاى نامبرده علاقه نداشته باشيم _ كه نداريم _ ظهور جريان جديدى از سينماى اجتماعى را كه امكان برقرارى ارتباط با مخاطب عام را دارد، نمى توانيم نفى كنيم. ظاهراً پس از چند سال اين سينما خودش را از زير سايه سينماى كمدى بيرون كشيده است. آيا جشنواره امسال فيلم كمدى قابل توجهى را كه شانس اول موفقيت در اكران عمومى به نامش ثبت شود، معرفى كرد؟
نگاهى به ده فيلم شاخص جشنواره بيست و چهارم
شاخصه هاى يك سال پر از بيم و اميد
246447.jpg
كيان محمدى
جشنواره بيست و چهارم هم به پايان رسيد. جشنواره اى كه باز هم در نقطه پايان خيلى ها گفتند سال به سال دريغ از پارسال، اما واقعاً چنين نبود. جشنواره بيست و چهارم حداقل در مقايسه با سه چهار سال اخير فيلمهاى مهمى را نمايش داد و از همين حالا تكليف چند فيلم مهم اكران سال ۸۵ را مشخص كرد. فيلم هايى كه هم گيشه خواهند داشت و هم با اقبال نسبى منتقدان روبرو شده اند. آنچه مى خوانيد مرورى است چند خطى بر فيلم هاى مهم امسال...


چهارشنبه سورى: اجتماع امروز
بى شك مهم ترين اتفاق جشنواره بود. سومين فيلم بلند اصغر فرهادى هم فيلم محبوب مردم بود و هم اجماع منتقدان را با خود داشت. ضمن اينكه در داورى نهايى هم توانست سه جايزه اصلى يعنى بهترين كارگردانى، بهترين بازيگر زن و بهترين تدوين را به دست آورد. فيلم درباره ورود يك دختر جنوب شهرى به زندگى يك خانواده تقريباً مرفه تهرانى است. خانواده اى كه دچار اختلاف در زندگى زناشويى است و دختر دقيقاً در اوج بحران وارد ماجرا مى شود. فيلمنامه درخشان فرهادى و رمانى حقيقى به همراه بازى هاى فوق العاده گروه بازيگران در تركيب با اجرايى سنجيده و حساب شده مهم ترين ويژگى هاى چهارشنبه سورى بود. فيلمى كه ثابت كرد فرهادى مى تواند يكى از اميدهاى سينماى اجتماعى ايران در سالهاى آينده باشد.
به نام پدر: آشتى دو نسل
بهترين فيلم جشنواره به انتخاب داوران كه سيمرغ بهترين فيلم بخش مسابقه سينماى آسيا را هم به دست آورد، تازه ترين اثر ابراهيم حاتمى كيا پس از فيلم به نمايش درنيامده به رنگ ارغوان بود. فيلم البته به نسبت فيلم پيشين لحن آرامى دارد و داستان پدرى است كه پاى دخترش بر اثر انفجار مين آسيب ديده است. اوج فيلم جايى است كه پدر مى فهمد مين را خودش در آن منطقه كاشته و بعد، فصل اعتراضش به خدا كه سخت يادآور سكانس معروف از كرخه تا راين است، به نوعى حاتمى كيا را در يك دوره كارى تازه تثبيت مى كند. دوره اى كه او ديگر ستيزه جو نيست و سعى دارد به آشتى نسل خودش و نسل سوم فكر كند. درست برخلاف موج مرده كه نسل سوم محكوم بود و راشد آرمان خواه، همه حق را با خود داشت. به نام پدر يك ملودرام است و اين هم در كارنامه حاتمى كيا نكته مهمى است.
آفسايد: غريب و غريبه
اصل نمايش فيلمى از جعفر پناهى در جشنواره امسال خودش مهم بود اما به هر حال اين كه فيلم در بخش ميهمان به نمايش درآمد خود نكته اى است. آفسايد شايد بهترين اثر كارنامه پناهى باشد. فيلمى كه او در آن با تلفيق دو دغدغه سينماى داستانگو و سينماى واقع نگر خواسته است به يك وضعيت سوم برسد كه هم حرفه اى است و هم از همه عوامل يك پروژه حرفه اى بهره نمى برد. آفسايد فيلم جذابى است، حتى براى مخاطب عام و اين مسأله نشان مى دهد كه پناهى حالا تا حدى به تماشاگر هم فكر مى كند. او در يادداشتى قبل از جشنواره گفته بود در جشنواره غريبه نيست اما غريب است و نمايش فيلمش در بخش ميهمان همين را ثابت كرد هرچند ظاهراً استقبال از فيلم او فراتر از انتظار خودش بود. آفسايد اگر اجازه نمايش بگيرد از اتفاقات اكران سال آينده است.
به آهستگى: معناگراى مطلق
دومين فيلم بلند مازيار ميرى كه توانست سيمرغ بلورين بهترين فيلم و بهترين بازيگر مرد بخش بين الملل را از آن خود كند، از جمله كارهايى است كه در موج ساخت فيلم هاى معناگراى اين سالها ساخته شده است. فيلم، داستان مرد ساده اى است كه وقتى به خانه بازمى گردد پى مى برد زنش خانه را ترك كرده و جست وجو براى يافتن او تم اصلى قصه را شكل مى دهد. ريتم آرام در كنار تلاش براى دادن ساختارى كنكاش گونه، فيلم ميرى را تبديل به درامى كرده كه مخاطبش را خسته مى كند اما پيگيران جدى جريان سينماى معناگرا بى شك فيلم را دوست خواهند داشت. بازى محمدرضا فروتن كه يك تنه همه بار فيلم را به دوش مى كشد، برگ برنده فيلم ميرى است و البته از فيلمنامه پرويز شهبازى هم خيلى ها تعريف مى كنند و او يك ديپلم افتخار هم براى اين فيلمنامه گرفت هرچند مشكلات اساسى فيلم از همين فيلمنامه مى آيد.
تقاطع: پازل زندگى در پايتخت
بازگشت ابوالحسن داودى به جريان اصلى سينما پس از چند سال كار اجرايى در عرصه مديريت سينما موفق ترين اثر كارنامه او را برايش رقم زد. تقاطع داستان آدم هاى متفاوتى است كه در تهران امروز زندگى مى كنند و يك تصادف كه به مرگ دو نفر منجر مى شود زندگى اين آدم ها را تحت تأثير خودش قرار مى دهد. مهم ترين ويژگى تقاطع تعداد بازيگران مطرح فيلم در نقش هاى مختلف است كه همگى هم بازى هاى متوسط و خوبى ارائه داده اند و فيلم تقريباً بازى بد ندارد. تقاطع در كارنامه ابوالحسن داودى در ميان فيلم هاى جدى او جاى مى گيرد و البته نواقص هميشگى اين دست كارهاى او را ندارد. به اين ترتيب كارگردانى كه در اين سالها گفته مى شد بيشتر بايد كمدى بسازد و در اين زمينه موفق تر است، سرانجام بهترين فيلم كارنامه اش را در نقطه مقابل ساخت تا حسرت هاى زمان فيلم مرد بارانى اين بار هم تكرار نشود.
ستاره ها: واكنش هاى متفاوت
ستاره ها نظرات متفاوتى را ميان اهالى سينما و منتقدان برانگيخت. از يك سو عده اى جو حاكم بر فيلم و تصويرى كه اين اثر جيرانى از سينما ارائه مى داد را نپسنديدند و جيرانى را به نوعى «خودزنى » محكوم كردندو از سوى ديگر فيلم مدافعانى هم داشت كه آن را در كارنامه جيرانى اثر متفاوتى به حساب مى آوردند. به هرحال از سه جلد ستاره ها دو جلد در جشنواره به نمايش درآمد كه نكته مهم در باره آنها بازى هاى بازيگران بود كه از بينشان عزت الله انتظامى نامزد دريافت جايزه هم شد. با اين آراى متناقض، ستاره ها نتوانست نظر داوران را به خود جلب كند هرچند در آراى مردمى فيلم جيرانى اوضاع بهترى داشت و در ميان پنج فيلم اول مردمى قرار گرفت. اما احتمالاً واكنش ها در باره سه جلد ستاره ها در زمان اكران بيش از اينها خواهد بود.
هوو: و سرانجام عليرضا داودنژاد
اينكه عليرضا داودنژاد به سينماى مورد علاقه اش بازگشته را بايد به فال نيك گرفت حتى اگر اين فيلم تازه با مصائب شيرين فاصله داشته باشد اما به هر حال در همان حال و هواست و نشان مى دهد داودنژاد دست از تلاش در اكشن سازى برداشته است. فيلم او اثرى سرخوشانه و جذاب است كه تماشاگرش را به راحتى مى خنداند و مطمئناً گيشه موفقى هم در سال آينده خواهد داشت. فرمولى كه داودنژاد در اين فيلم از آن بهره برده همان فرمول ساخت فيلم هاى خانوادگى و ارزان است هرچند در اينجا با توجه به تعدد لوكيشن ها نمى توان چندان مطمئن بود كه فيلم ارزان تمام شده است. هوو بيش از هرچيز مرهون گروه بازيگرى و موسيقى اش است و جز اين يك فيلمبردارى خوب از مجتبى رحيمى دارد كه غيرقابل انتظار است. به هر حال اين را باور كرده ايم كه بچه هاى بد در كارنامه داودنژاد يك اتفاق بوده و او در همين مسير مصائب شيرين و هوو فيلمساز موفقى است.
كافه ستاره: تجربه كار اپيزوديك
سامان مقدم نشان داده كه سينما را مى شناسد و هرگاه سر حوصله باشد مى تواند فيلم هاى تماشاگرپسندى بسازد. كافه ستاره هم اثبات اين مسأله است كه اين دستيار سابق كيميايى كارگردانى بلد است و البته اگر بخواهد فيلم خوبى بسازد به سراغ همان مؤلفه هايى مى رود كه از سينماى كيميايى ياد گرفته است و حاصل دورى گزيدن از اين مؤلفه ها مى شود فيلمى مثل مكس كه فقط براى گيشه ساخته شده است. كافه ستاره داستان زندگى سه زن است، هيچ هاى اساسى در قصه كه جذابيت روايت آن، حاصل فيلمنامه اى منسجم و حساب شده است. فيلم بازى هاى خوبى از همين سه زن هم دارد افسانه بايگان كه پس از مدت ها غيبت بار ديگر به سينما بازگشته، رؤيا تيموريان كه فيلم در امتداد بازى هاى موفقش در اين سالها است و هانيه توسلى كه نشان مى دهد همچنان در انتخاب هايش گزيده كار و جسور است. فيلم مقدم هم احتمالاً مى تواند از آثار پرفروش سال آينده باشد.
كارگران مشغول كارند: آرامش پس از توفان
دومين فيلم بلند مانى حقيقى چنان كه گمان مى رفت در جشنواره مورد توجه قرار نگرفت. فيلم با يك داستان خطى ساده درباره چهار مرد ميانسال كه در راه يك تفريح سعى مى كنند سنگى را از بالاى كوه به پايين پرتاب كنند و بعد همين شوخى اوليه آنها، جدى مى شود روايتش را پيش مى برد و در كنار اين روايت سعى مى كند روى جزئيات قصه اش را براى مخاطب جذاب كند. گروه چهار نفره بازيگران، آتيلا پسيانى، احمد حامد، اميد روحانى و محمود كلارى، در شوخى هاى فيلم كم نمى گذارند و نقش هاى مكمل هم تا حدى خوب انتخاب شده اند.
زمستان است: دولت آبادى با چاشنى اخوان ثالث
هرچند گفته مى شد زمستان است براساس داستان كوتاه سفر محمود دولت آبادى ساخته شده اما در واقع فيلم براساس سه تم شكل گرفته است. داستان سفر، شعر زمستان است و تصنيفى كه محمدرضا شجريان آن را بر موسيقى حسين عليزاده خوانده است. ريتم كلى فيلم پيتز با تغييراتى كه در داستان دولت آبادى داده دقيقاً بر همين مبنا شكل گرفته و به اين ترتيب اثر به طور مستقل اقتباسى از داستان دولت آبادى به حساب نمى آيد. فيلم رفيع پيتز ريتم كند و آرامى دارد كه خب خصيصه ديگر كارهاى اين فيلمساز هم هست اما تصاوير چشم نواز محمد داودى در تركيب با موسيقى عليزاده و صداى شجريان، اين اثر را به يكى از قابل تحمل ترين فيلم هاى اين گروه -  سينماى آرام روشنفكرانه - تبديل كرده است. درباره ميترا حجار هم، اين كه گفته مى شد در اين فيلم بازى ويژه اى ارائه داده است اما او هم در سردى فيلم گم شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |