جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Feb 3, 2006
هنر (سينما)
۳۳۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
سينماى جوان
گفت وگو با تقى نعمتى كارگردان «با او»
برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه جشنواره فجر
فجر بيست و چهارم در چهار برداشت
چهره
سينماى جوان
گفت وگو با تقى نعمتى كارگردان «با او»
برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه جشنواره فجر
به كيارستمى مديونم
مرجان رياحى
«با او» بعد از حضور در بيست و دومين جشنواره فيلم كوتاه تهران و دريافت جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران، در بخش مسابقه فيلم هاى كوتاه سينماى ايران در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر حضور داشت و توانست در رقابت با ساير فيلم ها جايزه بهترين فيلم كوتاه جشنواره را به دست آورد. اين فيلم داستان راننده اى است كه در مسير روستا معلمى را سوار مى كند و در طول مسير اتفاقات عجيبى برايش پيش مى آيد.
حضور در جشنواره فجر تا چه حد برايتان اهميت داشت؟
به اعتقاد من، حضور در هر رويداد فرهنگى چه داخلى و چه خارجى مى تواند افتخارى براى فيلمساز محسوب شود، بخصوص اگر اين رويدادها از اعتبار بالايى برخوردار باشد مثل فستيوال فجر. هم انگيزه حضور بالا مى رود، هم اينكه تعهد فرهنگى آدم ها ايجاب مى كند كه در رونق گرفتن اين رويدادها در حد خودشان سهيم باشند و اهميت حضور در فستيوال فجر هم از اين جنبه برايم بيشتر حائز اهميت است.
* جايگاه فيلم كوتاه و مستند را در جشنواره فجر چگونه مى بينيد؟
همين كه در جشنواره فيلم فجر بخشى را به فيلم كوتاه اختصاص داده اند خودش نشان از اهميت اين بخش است. ولى چون چند سال بيشتر نيست كه اين بخش به اين جشنواره اضافه شده طبيعتاً كم و كاستى هايى را نيز با خود خواهد داشت به نظر من بايد سياستگذارى، داورى و حتى برگزارى اين بخش را كسانى بر عهده بگيرند كه در زمينه فيلم كوتاه فعال ترند. هرچند معتقدم فيلم كوتاه را نبايد جدا از پيكره كلى سينما تلقى كرد.
* فكر مى كنيد فيلم كوتاه و مستند تا چه حد در جشنواره فجر ديده و مورد توجه قرار مى گيرد؟
جشنواره فيلم فجر يكى از پرمخاطب ترين جشنواره هاى كشور است و شانس ديده شدن فيلم كوتاه هم دراين جشنواره بيشتر است. طبيعتاً در هر جشنواره اى هر بخش مخاطبان خاص خودش را دارد. جشنواره فجر و مسؤولان عرصه فيلم كوتاه كشورمان تمام سعى شان بر اين بايد باشد كه پخش گسترده اين به بخش (فيلم كوتاه) پس از جشنواره نيز اهتمام ورزند در اين صورت مى توان ذهنيت مخاطب عام را نسبت به فيلم كوتاه تغيير داد و جايگاه اين نوع سينما را به عنوان سينماى مستقل بسط و گسترش داد.
* هواى مه آلود نقش مهمى در روايت داستان شما دارد. تأثير اين نوع هوا را بر داستان فيلمتان توضيح دهيد؟
هواى مه آلود و اتمسفر موجود در طبيعت در اكثر فيلم هايم به يكى از شخصيت هاى اصلى تبديل شده. در فيلم «با او» هم شخصيت فيلم با اتفاقى كه برايش پيش مى آيد دچار نوعى ترديد و دوگانگى مى شود و اين هوا در تشديد حس شخصيت فيلم فوق العاده كار كرد موفقى بازى مى كند. در فلسفه هواى مه آلود نوعى ابهام و رمز و راز آلودگى وجود دارد. هر كسى در چنين شرايط جوى كه قرار مى گيرد، دچار وهم عجيبى مى شود، آدم احساس مى كند، آسمان و زمين به هم چسبيده است. چون در قصه ما حس ماورايى حاكم بود، احساس كردم اين جنس هوا مناسب ترين بستر براى وقوع اتفاق است.
* شما تصويربردارى فيلم را هم به عهده داشتيد ظرافت تصوير و نور به اعتقاد شما چقدر در درست كارگردانى كردن اثر مؤثر است؟
تك تك عواملى كه دست به دست هم مى دهند، در نهايت درون قاب تصوير جا مى گيرد. اگر يك قاب تصوير و متن نور مناسب آن از زيباشناسى خاص خودش برخوردار نباشد به نوعى هم زحمت بازيگر هدر رفته هم زحمت طراح صحنه هم زحمت عوامل ديگر. مخاطب سينما در نگاه اول فقط تصوير فيلم را مى بيند و بعد عناصر ديگر قاب را. در كنار اهميت تصوير صدا هم برايم اهميت فراوان دارد.
* فيلم شما چه از نظر مضمون و كاراكتر اصلى و لوكيشن تشابه زيادى به فيلم باغ هاى كندلوس ايرج كريمى دارد تا چه اندازه از آن فيلم الهام گرفته ايد؟
باور كنيد اصلاً من اين فيلم را نديده ام، نه تنها اين فيلم بلكه هيچ فيلمى از آقاى كريمى نديده ام كه بتوانم الهام هم بگيرم، هر چند الهام گرفتن در فيلمسازى را رد نمى كنم حتى فرم ساختارى اين فيلم و كارهاى ديگرم الهام گرفته از سينماى آقاى كيارستمى است. هر چند هيچ وقت هم حضورى ملاقاتش نكرده ام ولى صادقانه  مى گويم تمام آموخته هايم از سينما را مديون ايشان هستم و اميدوارم روزى شرايطى پيش بيايد كه بتوانم به نوعى ديگر تلافى كنم.
فجر بيست و چهارم در چهار برداشت
بدون فاتح مطلق
خسرو نقيبى
ابراهيم حاتمى كيا كه از روى پله ها بالا رفت ، يادمان افتاد كه هشت سال است او براى گرفتن جايزه بهترين فيلم روى صحنه تالار وحدت نرفته است. اين زمان كوتاه است يا بلند؟ در جشنواره اى مثل فجر - با اينكه ۲۴ سال از نخستين دوره اش مى گذرد - پاسخ اين سؤال و سؤالاتى از اين دست هيچ گاه روشن نيست.
برداشت اول
246366.jpg
جشنواره امسال مثل هرسال با حاشيه همراه بود و اين حواشى، باز مثل هرسال از هيأت انتخاب سرچشمه گرفت. از همان روزهاى نخست بازبينى فيلم ها شنيده شد كه اعضاى هيأت انتخاب قرار نيست براساس نام ها فيلم ها را برگزينند و شنيده شد كه فيلم هاى فيلمسازانى چون عليرضا رئيسيان ، محمدعلى نجفى ، تهمينه ميلانى و پوران درخشنده در بخش مسابقه به نمايش درخواهند آمد اما در عمل وقتى فهرست اعلام شد فيلمسازانى كه در بخش رسمى و دولتى سينما فعال بودند از اين فهرست حذف و تنها ميلانى ، درخشنده و چندسينماگر بخش خصوصى از حضور در بخش رقابت بازماندند .
دراين فهرست فيلم هاى ديگرى هم بودند: شبانه ساخته كيوان على محمدى و اميد بنكدار، چه كسى امير را كشت فيلم پرستاره مهدى كرم پور و آفسايد تازه ترين فيلم جعفر پناهى . از اين ميان كرم پور فيلمش را از جشنواره بيرون كشيد و دو فيلم باقيمانده وقتى به نمايش درآمدند، تفاوت هاى فاحشى با بسيارى از آثار حاضر در بخش مسابقه داشتند. هيأت انتخاب مثل هر سال ، انتخاب هاى پرحاشيه داشت، مثل همه سالهاى قبل از برگزارى يك نشست و توضيح درباره شكل انتخابها طفره رفت و سرانجام هم يك حاشيه عجيب داشت. حسين زندباف كه عضو اين هيأت بود ، تدوين فيلم شاهزاده ايرانى را كه به بخش مسابقه راه يافت انجام داده بود و اين برخلاف مقررات اصلى جشنواره است . جالب اينكه نام زندباف ميان نامزدهاى بخش تدوين هم قرار گرفت.
برداشت دوم
امسال اولين دوره اى بود كه ميان مخاطبان و منتقدان يك هم سويى نگاه ديده مى شد. نگاهى گذرا به فهرست فيلم هاى محبوب مردم و فيلم هايى كه دراين چند روز با استقبال نويسندگان سينمايى روبرو شدند نشان مى دهدكه تكليف فيلم هاى خوب و بد امسال مشخص بوده؛ چهارشنبه سورى، به نام پدر، تقاطع و آفسايد آثارى بودندكه مقابل سالن هاى نمايش دهنده آنها صف هاى طويل بسته شد و نقدهاى مثبتى هم درباره آنها نوشته شد.
با اين حال امسال هم به سنت اين چندسال ديگر خبرى از صف هاى عريض مقابل سينماها نبود. جز اين سه چهار فيلم تقريباً هيچ فيلمى براى مخاطبان چندان كنجكاوى برانگيز نبود. دراين بين به نظر مى رسد اكران به موقع اين فيلمها مى تواند به گيشه سال بعد رونق ببخشد. اگر چنان كه گفته شده چهارشنبه سورى حدود يك ماه ديگر اكران شود و حاتمى كيا از توفان جوايزش بهره ببرد چنانكه پناهى از نامى كه از آفسايد ميان مردم برجاى نهاد...
برداشت سوم
جشنواره فجر سال هاست كه برگزار مى شود ؛ از همان اولين سال هاى پس از پيروزى انقلاب . در آن سالها قرار بود جشنواره كارنامه يكساله سينماى ايران را بازتاب دهد و جوايزش تعيين كننده خط فكرى سينمايى باشد كه ايران دوران جديد را انعكاس دهد. از آن روزها بيست و چهارسال مى گذرد و حالا جشنواره فجر مهم ترين رويداد سينمايى كشور و يك اتفاق سالانه براى سينمايى است كه برگزارنشدنش را نمى توان باور كرد. با اين حال اين جشنواره هنوز كمبودهاى اوليه دارد. كمبودهايى از اين جنس كه هنوز هم برخى بى برنامگى ها بخش انكارناپذير برگزارى اش است و براى بدل شدن به يك جشنواره استاندارد جهانى با مشكلات فراوانى دست به گريبان است.
اتفاق امسال اما بيش از هميشه نشان داد كه جشنواره كجاى راه قرار دارد. امسال به دليل تقارن ايام دهه فجر و ايام سوگوارى ماه محرم جشنواره دوازده روز جلوتر از زمان هميشگى برپا شد و اين يعنى همزمانى با زمان برگزارى جشنواره تئاتر. همين هم سبب شد كه اختتاميه معمول كه در روز نهم جشنواره برپا مى شود با زمان اختتاميه جشنواره تئاتر همراه شود و تئاترى ها هم بالطبع تالار وحدت را براى خودشان نگه داشتند.
اختتاميه فجر - كه اصرار بر برگزارى اش در تالار وحدت مشخص نيست - به روز هشتم منتقل شد تا حتى سنتى ترين اتفاقات جشنواره هم - كه همان در روز نهم برگزارشدن اختتاميه است - شكل هميشگى اش را از دست بدهد.
برداشت چهارم
جشنواره فجر به پايان رسيد و جوايزش هم ظاهراً به گونه اى تقسيم شد تا كسى نرنجد! همه چيز تقسيم شد و فيلم هاى مهمى كه دراين ميان سرشان بى كلاه ماند زياد نبود. سيمرغ بهترين فيلم را به حاتمى كيا دادند ، كارگردانى را به فرهادى اهدا كردند تا حاميان چهارشنبه سورى نااميد نشوند و به آهستگى و وقتى همه خواب بودند را در بخش بين الملل تحويل گرفتند.
به فيلم مونا زندى هم كه در چندين رشته نامزد بود يك جايزه ويژه هيأت داوران دادند تا اين فيلم هم ناكام نماند.تجربه نشان داده اين ساده ترين شكل براى جلوگيرى از اعتراض هاى بعدى است ؛ جشنواره بدون فاتح مطلق معمولاً جشنواره آرامى است و امسال اتفاقاً از آن دوره هايى بود كه جشنواره هيچ فاتح مطلقى نداشت.
چهره
به نام ابراهيم حاتمى كيا
246363.jpg
قصه حضور فيلمساز متولد ۱۳۴۰ تهران، ابراهيم حاتمى كيا، فارغ التحصيل رشته فيلمنامه نويسى از دانشكده سينماتئاتر دانشگاه هنر، فيلمبردار «گروه روايت فتح» ، سازنده فيلم تلويزيونى «هويت» و فيلمهاى سينمايى چون «ديده بان»، «مهاجر»، «وصل نيكان»، «از كرخه تا راين»، «خاكستر سبز»، «بوى پيراهن يوسف»، «برج مينو»، «آژانس شيشه اى»، «روبان قرمز»، «موج مرده»، «ارتفاع پست» و مجموعه تلويزيونى «خاك سرخ» همچنان ادامه دارد.
***
«به نام پدر» ابراهيم حاتمى كيا، امسال از معدود اتفاقات جشنواره بود. جشنواره بيست و چهارم، اگر «به نام پدر» را هم نداشت، احتمالاً چيزى كم داشت و «به نام پدر» قصه تداوم جنگ تا سال ،۱۳۸۴ قصه تقابل نسل ها و روايت نسلى است كه همچنان يك پايش در فضاى جنگ تحميلى است. نسلى كه در سال ۱۳۸۴ هم در امان نيست و دلهره ها و تشويش هايش همچنان تداوم دارد. «به نام پدر» با بازى پرويز پرستويى (كه ديگر عضو ثابت آثار ابراهيم حاتمى كياست تا جايى كه در نشست مطبوعاتى «به نام پدر» سرش را پايين بيندازد و لبخند آرامى بزند و بگويد «تا ابد هرچه از اين نقش ها پيشنهاد كنند، بازى مى كنم، هرچند كه گفتنش شايد خوب نباشد»)، با بازى مهتاب نصيرپور و گلشيفته فراهانى كه مثل هميشه خوب است و حاتمى كيا از بازيش خوشنود و راضى است و كامبيز ديرباز و جوايزى كه در روز افتتاحيه جشنواره به خود اختصاص داده است، بى شك يكى از آثار قابل تأمل در اكران امسال خواهد بود. هرچند كه مخاطب امسال جشنواره و طرفداران پروپاقرص حاتمى كيا، امسال تا آخرين روز اعلام نهايى فيلم هاى بخش مسابقه و مهمان، در انتظار اثر به نمايش درنيامده او «به رنگ ارغوان» ماندند، با اين حال حضور همواره خبرساز حاتمى كيا براى آنها امسال نيز مغتنم بود. «حاتمى كيا» كه هنوز بارقه هاى درخشش آژانس شيشه اى را همه جا با خود مى برد، در هر اثرش لحن ويژه خود را به رخ مى كشد. حتى اگر نه طرفدار نگاهش باشيد و نه مخاطب هميشگى حرفهايش. با اين حال نمى توانيد تأثيرگذارى ديالوگ فيلم هايش، استغاثه هاى خشمگين و مونولوگ هاى قهرمانانش را از ياد ببريد. همچنان كه نمى توانيد بازى بازيگرانش را ، توجه او را به جزييات، غافلگيرى ها و فيلمنامه هاى حساب شده اش را به راحتى از فراموش كنيد.
خبرسازان
246468.jpg
كمال تبريزى
جايش در جشنواره بيست وچهارم خالى بود. كمال تبريزى كه هميشه فيلمهايش جزو اتفاقهاى هر دوره جشنواره بود امسال تمام وقتش را براى ساخت سريال شهريار گذاشته است. اما تبريزى با حضور در هيأت داوران بخش بين المللى جشنواره سعى كرد حضورى متفاوت را در جشنواره تجربه كند. اما نكته جالب اين ماجرا زمانى اتفاق افتاد كه در ضيافت ناهارى كه بخش بين المللى بنياد سينمايى فارابى براى داوران و ميهمانان خارجى برگزار كرده بود، هنگامى كه امير اسفنديارى گروههاى داورى را به بالاى صحنه دعوت مى كرد تا از آنها تقدير كند و هم آنها چند كلمه اى صحبت كنند، زمانى كه فولكر شلوندورف از ميهمان نوازى ايرانى ها تشكر كرد، كمال تبريزى ميكروفن را در دست گرفت و از اين فرصتى كه نصيبش شده تا در كنار فولكر شلوندورف نكات تازه اى ياد بگيرد، اظهار رضايت و خرسندى كرد و ابراز اميدوارى كرد تا در سالهاى آينده هم با دعوت از چنين چهره هايى، سينماگران ايرانى بتوانند نكات تازه اى بياموزند.اين حركت تبريزى را بگذاريد كنار رفتار و حركات اساتيدى كه غير از خودشان كسى را قبول ندارند و...


هديه تهرانى
ستاره بى چون و چراى اين سالهاى سينماى ايران با بازى در نقش عصبى، آشفته و در قامت زنى شكننده در برابر مشكلات زناشويى، بازگشتى حيرت انگيز را در كارنامه بازيگرى اش ثبت كرد.تهرانى پس از نقش آفرينى هاى كوتاه در فيلمهاى دوئل و جايى براى زندگى و حضورى غريب و متفاوت در شبانه با انتخاب چهار شنبه سورى ثابت كرد كه سعى در شكستن كاريزماى كليشه اى اش دارد. درك درست از نقش، صرف انرژى فراوان و هدايت درست اصغر فرهادى هم به يك اندازه در موفقيت تهرانى نقش داشتند.زمانى كه در اختتاميه جشنواره بيست وچهارم حسين پاكدل نام هديه تهرانى را اعلام كرد، همه حاضران در تالار وحدت مشتاق ديدن چهره او و همينطور آماده شنيدن صحبت هايش بودند اما تهرانى در آن لحظه در سنندج در حال دستيارى بهمن قبادى براى فيلم جديدش بود تا در كنار نقش  آفرينى كوتاه، تجربه جديدى را هم با دستيارى كردن به كارنامه اش اضافه كند. به همين دليل مادرش براى گرفتن دومين سيمرغ دخترش به روى سن آمد تا حداقل كسى از خانواده اش آن لحظه به ياد ماندنى را تجربه كند.


مونا زندى
دستيار سابق رخشان بنى اعتماد با ساخت اولين فيلم بلندش اتفاقات جديدى را رقم زد.
هشت نامزدى در بخش اصلى مسابقه هاى ايران و يك نامزدى در بخش بهترين فيلم اول، نه نامزدى حيرت انگيز فيلم عصر جمعه بود.
بهترين فيلم، بهترين فيلمبردارى، بهترين تدوين، بهترين كارگردانى، بهترين فيلمنامه، بهترين بازيگر نقش اول زن، بهترين چهره پردازى، بهترين طراح صحنه و لباس و بهترين فيلم اول رشته هايى بودند كه عصر جمعه و مونا زندى براى آنها نامزد دريافت سيمرغ بودند.
اما تنها سيمرغ بهترين فيلم اول نصيبش شد.
اما شايد اين شروع ايده آل و رؤيايى براى كارگردان زنى باشد كه سعى دارد در فيلمهايش به مانند كارگردانى كه چند سال كنارش به يادگيرى مشغول بوده است نگاهى واقع بينانه به مشكلات زنان و جامعه اطرافش داشته باشد. به شرطى كه سعى كند نگاهش بيشتر صادقانه و تحقيقاتش با انرژى بيشترى باشد.


عليرضا داوود نژاد
فيلمساز بدنه اى سينماى ايران در اين چند ساله هر وقت با سؤال «شما كه نياز را ساختيد چرا حال اين فيلم ها را مى سازيد؟» روبرو مى شود بشدت عصبى مى شود.اما داوودنژاد پس از شكست حرفه اى ملاقات با طوطى و هشت پا در ميان منتقدان با هوو بازگشتى دوباره به سينماى سر خوشانه مصائب شيرينى اش داشت . فيلمى صميمى، ساده، سرخوشانه، شاداب و بدون اضافات دو فيلم قبلى.داوود نژاد در هوو با بهره گيرى دوباره از خانواده اش كه شامل رضا (پسرش)، محمدرضا (برادرش)، احترام (مادرش) و شايد بسيارى از فاميلهاى دور و نزديك اش كه هنوز براى ما ناشناخته اند در كنار چهره هاى طنز محبوب اين روزهاى تلويزيون يعنى رضا عطاران و على صادقى فيلمى بشدت مطرح ساخته است، حتى كودك خردسال فيلم چنان حضورى دارد كه موفق به دريافت ديپلم افتخار جشنواره بيست و چهارم شد.اميد دوباره به داوود نژاد زمانى بيشتر مى شود كه خبرهايى از فيلم جديدش به گوش مى رسد. خبرهايى كه نشان از ادامه مسيرى دارد كه با مصائب شيرين شروع شده و با هوو ادامه يافته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |