چنگيز محمودزاده
توى عكس، كلاه را تا روى چشمهايش كشيده بود پايين و در حالى كه فقط سبيل هايش ديده مى شد، خوابيده بود. سال ها پيش خوانده بود «تو فكر يك سقفم» و حالا قرار است صاحب يك سقف شود. سقفى براى خانه فرهاد.
در همان خانه اى كه فرهاد زندگى مى كرد، مركزى تشكيل خواهد شد با نام «خانه فرهاد». بنيانگذاران آن مى گويند خانه فرهاد همان شكل نمادين را دارد كه براى همه هنرمندان تشكيل مى شود. تمام آثار به جامانده از فرهاد، طبقه بندى و مجزا شده و نشر آن ادامه پيدا مى كند.
آثار غير هنرى فرهاد مانند دست نوشته ها، صدا و وسايل شخصى او نيز در فضايى به شكل موزه نگه دارى خواهند شد كه تمام وسايل و مدارك مرتبط با توليد آثار او را در بر مى گيرد.
اما آنهايى كه روز شنبه گذشته در كنار همسر فرهاد نشسته بودند تا اين اطلاعات را ارائه كنند از اتفاق هاى ديگر نيز سخن مى گفتند كه بسيار غير قابل اجرا و رؤيايى به نظر مى رسد.
يحيى شريعت نيا، وكيل خانواده فرهاد كه احتمالاً فضاى جلسه مطبوعاتى را به جلسه دادگاه نزديك مى ديد و به همان حالت اطلاعات را ارائه مى كرد، گفت: «فرهاد شايستگى و برازندگى اين را دارد كه هر فرد ديگرى كه خلاقيت هنرى دارد، براى احقاق حق خود به خانه فرهاد مراجعه كند. ما سعى مى كنيم براى احقاق حق هنرمندانى كه همين مشكل را دارند از كمك خانه فرهاد استفاده كنند.»
اين در حالى است كه وكيل و ورثه فرهاد، خودشان همچنان با مشكلات حقوقى بسيارى براى حفظ و حراست از حقوق مادى و معنوى آثار او مواجه هستند. از يك سو بسيارى از آثار فرهاد بدون مجوز از سوى شركت هاى نشر موسيقى كه مجوز چاپ اين آثار را ندارند منتشر مى شوند و از سوى ديگر راديو و تلويزيون نيز با وجود مخالفت خانواده فرهاد اقدام به پخش و حتى توليد ويديو كليپ با استفاده از ترانه هاى او مى كنند.
وكيل خانواده فرهاد در اين باره مى گويد: «تلويزيون حق ندارد آثار فرهاد را پخش كند. مشخص نيست اين آثار چگونه بدون اخذ رضايت و مجوز آثار پخش مى شوند. مدتى پيش رياست سازمان در نامه اى به امور حقوقى و مركز موسيقى سازمان دستور دادند كه بدون اخذ اجازه و رضايت ورثه فرهاد، آثار او پخش نشود.»
يحيى شريعت نيا در اين نشست تأكيد كرد: «تلويزيون ادعا مى كند اين آثار را از عباس منطقى و شركت آواى چنگ گرفته. من معتقدم، سند اين ادعا كه از سوى شركت ارائه شده، جعلى است.»خود فرهاد نيز در زمان حياتش در نامه اى به مركز موسيقى از اقدام هاى اين شركت شكايت كرده و نوشته بود: «چنانچه اطلاع داريد از بهمن ماه ،۷۵ پس از اطلاع از اينكه شركت «آواى چنگ» قصد انتشار آثارى با صداى مرا (كه به استثناى يك اثر، باقى قبل از انقلاب پخش شده اند) دارد، در شكايتى به معاون امور هنرى نوشتم كه بلا جواب ماند! و با وجود پيگيرى مداوم، اين نوار كاست كه حتى مجوز اشعار را هم فاقد بود با نام «وحدت» در خردادماه به بازار آمد و متأسفانه با فروش بسيار خوبى هم مواجه شد كه مع الاسف هنوز هم ادامه دارد...»
به گفته شريعت نيا، خانه فرهاد قصد دارد از خبرگان و بزرگان كمك بگيرند تا وقتى اثرى به شكل غير مجاز پخش شد، آن صاحب حق بداند از سوى خانه فرهاد به او يارى مى رسد تا از فرصت هاى موجود استفاده كند.
هرچند در مجموعه قوانين كشور، مواد قانونى لازم براى مبارزه با سوء استفاده ها وجود دارد اما در سال هاى اخير ديديم كه پيگيرى چنين پرونده هايى بسيار زمان بر است. قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان (مصوب ۱۳۴۸/۱۰/۱۱)، ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتى (مصوب ۱۳۵۲/۱۰/۶)، قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى (مصوب ۱۳۶۵/۱۲/۱۲) و قانون نحوه مجازات اشخاصى كه در امور سمعى و بصرى فعاليتهاى غير مجاز مى كنند (مصوب ۷۲/۱۱/۲۴) از جمله اين قوانين محسوب مى شوند.
شريعت نيا درباره امكان پذير بودن و ميزان واقع بينى اين اهداف، مى گويد: «شايد بدمان نيايد حرف بزرگى بزنيم كه فقط بزرگى آن به نظر برسد. اين حرف ها شايد كمى ايده آليستى باشد و ممكن است اصلاً انجام نشود. درد مشترك را بايد نشان دهيم و رسماً به مراجع ذيصلاح مثل قوه مقننه اعلام كنيم كه چه نواقصى وجود دارد. شايد بتوانيم درخواست كنيم شعبه ويژه اى براى رسيدگى به اين امر تشكيل شود.»اما خانه فرهاد غير از اين اقدام هاى قانونى، قصد دارد جايزه اى به نام فرهاد را نيز راه اندازى كند. شكل گرفتن چنين جايزه اى بيش از اقدام هاى قانونى اين خانه در هاله ابهام قرار دارد، چرا كه اگر بناباشد جايزه به آثار منتشر شده تعلق گيرد، بعيد است اثرى همتراز با نام و آثار فرهاد يافت شود. اگر هم آثار منتشر شده، هدف اين جايزه باشد، احتمالاً به سرنوشت ديگر مسابقه هايى كه به اين شكل در چند سال اخير برگزار شد، تبديل مى شود و رفته رفته، جايگاه خود را از دست خواهد داد.