دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 6, 2006
ديپلماتيك
۳۳۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
راهبرد چين در آفريقا
محمدمهدى غفارى
سالهايى كه چين تعداد زيادى از دانشجويان آفريقايى را در دانشگاههاى خود مى پذيرفت و مجانى به آنها آموزش مى داد، عمدتاً با اين هدف بود كه آن دانشجويان پس از فراغت از تحصيل بتوانند جزو رهبران و سرمداران كشورهاى آفريقايى شوند.
اكنون به نظر مى رسد كه آن سرمايه گذاريهاى چين در آفريقا جواب داده و اين كشور به اهداف خود دست يافته است.
در سالهاى نخستين دهه ۸۰ ميلادى، دولت كمونيستى چين ازطريق همكارى با «رابرت موگابه» درپى پايان دادن به رخوت چندين ساله خود در آفريقابود. چرا كه در آن مقطع زمانى، اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى، به عنوان رقيب سرسخت ايدئولوژيكى چين با پتانسيل و انرژى بسيار بالايى، خيزش هاى سياسى _ سوسياليستى _ را راهبرى مى كرد.
اكنون نه ديگر خبرى از موگابه و اتحاديه ملى آفريقايى زيمبابوه (زانو) به رهبرى موگابه است و نه اتحادشوروى با اقتدار و اتوريته اش. چين در سالهاى دهه۹۰ و بعد از آن، سياست نگاه به آفريقا را در انطباق با شرايط پديدار شده بعد از فروپاشى اتحادشوروى و دوران بعد از جنگ سرد تنظيم كرده است.
اين درحالى است كه سياست اقتصادى چين و رويكرد سياسى اين كشور بدون آنكه در داخل و خارج لطمه اى ببيند،به صورت متوازن ادامه دارد و تأثير خود را در جهان و قاره آفريقا برجاى گذاشته است.
دقيقاً به همين دليل است كه مقامهاى چين معتقدند همكارى با آفريقا باتوجه به شرايط و نيازهاى دوطرف مى تواند بدون مانع ادامه پيداكند.
باتوجه به اظهارات اخير سخنگوى وزارت خارجه چين مبنى بر تحكيم مناسبات سياسى و تعميق همكاريهاى اقتصادى _ تجارى چين با آفريقا مى توان همكارى چين با قاره آفريقا را از چند منظر قابل ارزيابى دانست.
۱- روند روبه رشد و توسعه چين به مواد اوليه نظير انرژى، مواد اوليه كانى و بازار آفريقا، باعث شد تا پكن نگاه ويژه اى به اين قاره داشته باشد. شكل گيرى _ مجمع همكارى چين با آفريقا _ در ۵ سال پيش و حجم مبادلات تجارى دوجانبه ۳۴ ميليارددلارى مؤيد اين ديدگاه است.
۲- آفريقا مانند گذشته به عنوان عرصه جدال سياسى چين و حكومت جزيره تايوان مطرح است.
چين با درپيش گرفتن سياست كارآمد تلاش كرده است، ديپلماسى دلار حكومت تايوان را براى يارگيرى دراين عرصه شكست دهد.
به طورى كه از ميان ۵۳ كشور قاره آفريقا، ۴۷ كشور با چين روابط ديپلماتيك دارند و آن دسته از كشورهاى آفريقايى كه با حكومت جزيره تايوان همكارى مى كنند، غالباً بسيار فقير و توسعه نيافته هستند.
۳- باتوجه به نياز شديد چين به انرژى _ نفت و گاز _ آفريقا و همچنين نياز مبرم آمريكا به اين ماده حياتى، قاره آفريقا عملاً به عرصه جدال و رقابت تنگاتنگ دو كشور تبديل شده است.
نكته مهم اينكه اگر در دهه ۶۰ ميلادى، همسويى برخى جنبش هاى رهايى بخش با چين باعث مى شد تا پكن كمكهاى مالى و نظامى دراختيار آنها قراردهد، اكنون تمام كشورهايى كه با چين روابط ديپلماتيك دارند، با پذيرش سياست اصل چين واحد به مركزيت پكن، دولت چين را در اعطاى كمكهاى مالى و نظامى به خود ترغيب و تشويق كرده اند.
لغو حدود يك ميليارد و ۳۰۰ ميليون بدهى هاى ۳۱ كشور آفريقايى ازسوى چين و همچنين دادن وام هاى بلندمدت كم بهره به كشورهاى توسعه نيافته آفريقا مؤيد همين سياست چين است. ضمن آنكه چين در بعد سياسى و درعرصه همكاريهاى بين المللى از حضور يك الى دو نماينده از آفريقا در شوراى امنيت دفاع مى كند. واقعيت اين است كه چين براى همكارى با آفريقا، شرايط سياسى ويژه اى را مطرح نمى كند. اين موضوعى است كه كشورهاى آفريقايى در همكارى با كشورهاى غربى يا نهادهاى مالى بين المللى نظير صندوق بين المللى پول و بانك جهانى از آن انتقاد مى كنند.
چين مانند اين كشورها و نهادها نه نسخه تعديل ساختارى ارائه مى كند مثل صندوق بين المللى پول و نه بحث رعايت حقوق بشر را مانند اتحاديه اروپا و آمريكا مطرح مى كند.
انگيزه چين در همكارى با آفريقا قبل از هرچيز اقتصادى است. آزادسازى اقتصادى گسترده در پرجمعيت ترين كشور جهان، نياز اين كشور را به مواداوليه كه در آفريقا به وفور يافت مى شود، افزون كرده است.
به علاوه، چين مجبور است براى بخش خصوصى نوظهور خود بازارهاى جديدى را پيداكند كه آفريقا مى تواند از اين حيث براى چين بسياراهميت داشته باشد.
در عين حال، بازرگانان و صاحبان صنايع كشورهاى آفريقايى با درنظرگرفتن رويه ناعادلانه تجارى غرب با كشورهاى آفريقا معتقدند كه بزرگترين بازار جهان و سريع ترين رشد اقتصادى جهان در شرق است و دراختيار چين قراردارد. به همين دليل هم، ترجيح مى دهند كه با چين همكاريهاى خود را ادامه دهند.
درس هايى از حكمرانى در عراق
«پل برمر» حاكم غيرنظامى سابق آمريكا در عراق، پس از اشغال اين كشور توسط نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا در سال ۲۰۰۳ به اين مقام منصوب شد. وى حدود يك سال دراين سمت فعاليت كرد و سپس امور كشور را به رئيس جمهور و نخست وزير منتخب شوراى حكومت انتقالى عراق واگذار كرد. او بلافاصله پس از انتقال قدرت، با بدرقه «برهم صالح» معاون كرد رئيس جمهورى عراق، اين كشور را به مقصد «واشنگتن» ترك كرد.
برمر اخيراً كتابى تحت عنوان «يك سال حكومت من در عراق: تلاش براى ساختن آينده اى پر اميد» منتشر كرده است. آنچه در زير مى آيد، مطلبى است به قلم او كه درباره اين كتاب و پاره اى مسائل ديگر نگاشته و روزنامه «نيويورك تايمز» آن را به چاپ رسانده است.
***
انتشار كتابم درباره روزهاى حضورم در عراق بحث و جدل هاى فراوانى را برانگيخته است. در اينجا به برخى از درسهايى كه از تجربه آمريكا در عراق آموختم، اشاره مى كنم.
نخست آنكه، جبران خسارت هاى وارد شده بر عراق بر اثر چندين دهه حكومت استبدادى هرگز آسان نخواهد بود و من در اين مورد اشتباهاتى مرتكب شدم.
براى نمونه، تلاش هاى ما براى اخراج مقامات حزب بعث از فعاليت هاى عمومى را در نظر آوريد. اين تصميم درستى بود، چرا كه اين حزب ابزار كليدى ديكتاتورى صدام حسين بود. سياست ما در اين مورد تنها يك درصد بالايى از اعضاى حزب را شامل مى شد.
اشتباه من در اين بود كه اجراى اين سياست را به يك هيأت سياسى در درون دولت نوپاى عراق محول كردم و برخى از سياستمداران اين سياست را در سطح وسيع ترى از آنچه كه مورد نظر ما بود، اعمال كردند.بعثى زدايى مى بايستى توسط يك هيأت قضايى مستقل به اجرا در مى آمد.
ما همچنين تأكيد زيادى روى پروژه هاى كلان بازسازى داشتيم. نياز مبرم به بزرگراههاى مدرن، نيروگاههاى برق فعال و مواردى مشابه آنها، آشكار بود، اما بايد پيش بينى مى كرديم كه احداث آنها به زمان طولانى نياز دارد. تلاش هاى اوليه ما بايد در جهت تأمين نيازهاى روزمره عراقى ها هدايت مى شد.
براى تسريع در انجام پروژه هاى بزرگتر بايد معافيت از قوانين بوروكراتيك ودست و پاگير را اعمال مى كردم. چند هفته پس از بازگشتم به آمريكا، دراين باره به طرز ناخوشايندى، درس آموختم.
يكى از موارد مثبت هم اين بود كه ۶ بيمارستان بزرگ بغداد نياز فورى به ژنراتورهاى جديد دارند كه اتاق هاى عمل و سيستم هاى تهويه هواى خود را به كار اندازند.مدير بودجه ما به من گفت كه مى توانم ازمنابع مالى آمريكايى - كه مشمول قوانين سخت دولت فدرال بود - استفاده كنم يااز منابع مالى دولت عراق بهره ببرم. او به من گفت كه در صورت استفاده از سرمايه آمريكايى بايد ۶ تا ۸ ماه منتظرآمدن ژنراتورها باشيم. ما از منابع مالى عراق استفاده كرديم و ظرف ۸ روز ، تجهيزات لازم رسيد.
درس گوياى ديگر آنكه، ايالات متحده آمريكا در شرايط نظامى مشابه درآينده بايد به خوبى خود را براى مرحله پس از جنگ آماده كند.دولت آمريكا با ايجاد دفاتر بازسازى در وزارتخانه هاى دفاع و خارجه، اين كار را شروع كرده است.اما اين تلاش ها بايد گسترش يابد وبخش خصوصى را هم دربرگيرد.
نكته ديگر اينكه، دغدغه من درباره لزوم حفظ نيروهاى كافى براى غلبه بر تروريست ها و شورشيان توجه بسيارى را به خود معطوف كرده است. رهبران نظامى ما مى گفتند كه نيروهاى كافى براى برقرارى نظم و اجراى قانون در اختيار دارند و افزايش نيروها ممكن است به خصومت عراقى ها دامن بزند.استدلال آنها قابل پذيرش بود.اما من با آن موافق نبودم. دو سال پيش، نسبت به كيفيت نيروهاى عراقى نگرانى هايى داشتم، اما آموزش آنان تاكنون تأثيرات بسيارى در پى داشته است. آنها امروز، نقش مهمى را در دفاع از عراق ايفا مى كنند.به رغم اشتباهات و ناكامى هاى گذشته، امروز به سختى مى توان درباره پيشرفت هاى عظيم اقتصادى و سياسى در عراق ترديد روا داشت.
دوسال پيش، «ابومصعب زرقاوى» رهبر القاعده در عراق به پيروان خود گفت كه در عراق دموكراتيك جايى براى آنان وجود ندارد. يك سال بعد، عراقى ها دراولين انتخابات سالم كشورشان شركت كردند. سپس قانون اساسى جديدى تدوين كردند وبه تصويب رساندند. در ماه دسامبر ۲۰۰۵ نيز ۷۰ درصد از واجدين شرايط براى انتخاب پارلمانى جديد رأى دادند. اكنون اين هيأت جديد بايد براى رفع دغدغه هاى مشروع سنى ها، تعديل هايى در قانون اساسى بوجود آورد.
در مورد اقتصاد عراق نيز بايد گفت كه در جريان آزادسازى كشور، اقتصاد عراق تا اندازه زيادى فلج شده بود. بانك جهانى اعلام كرد كه اقتصاد عراق در سال ۲۰۰۳ حدود ۴۱ درصد ضعيف شده بود. اما اكنون عراق داراى يك بانك مركزى مستقل و واحد پول جديد است. اقتصاد آن به روى سرمايه گذارى خارجى گشوده و قوانين تجارى نيز مدرن شده است. صندوق بين المللى پول گزارش مى دهد كه درآمدسرانه عراق طى ۲ سال اخير دو برابر شده است و پيش بينى مى كند كه اقتصاد عراق در سال جارى ۱۷ درصد رشد خواهد داشت.
البته هنوز كارهاى بسيارى پيش رو است. نيروهاى آمريكايى و عراقى ها در مبارزه با عناصر رژيم صدام حسين و تروريست هاى القاعده كشته مى شوند. «اسامه بن لادن» رهبر القاعده پيش از اين اقرار كرده بود كه «جنگ جهانى سوم در عراق شروع شده است و اين جنگ يا با پيروزى و شكوه به پايان مى رسد يا با فلاكت و حقارت». بنابراين شايد انتخاب عراق به عنوان جبهه مركزى جنگ عليه تروريسم توجيه پذير باشد.
ترجمه هرمز برادران
آمريكا از مشرف رويگردان مى شود؟
246735.jpg
«سيدسليم شهرزاد» درسايت «آسيا تايمز آن لاين» در ياداشتى نوشت: آمريكا  از مشرف رويگردان مى شود.
ارتشبد «پرويز مشرف» رئيس جمهورى پاكستان قدرت را طى يك كودتاى  نظامى در سال ۱۹۹۹ به دست گرفت و به عنوان فرمانده كل نيروهاى مسلح و يك   نظامى، حكمرانى مى كند.
در اين يادداشت آمده است: تأثيرگذارى جدى و قابل توجه مشرف بر امور  كشور تاكنون در جهت منافع آمريكايى ها بوده است، چنانكه وى توانسته است،  پاكستان را به عنوان متحد آمريكا در مبارزه عليه تروريسم وارد اردوگاه اين  كشور غربى كند.
سليم شهرزاد گفت:اما با عدم توفيق در شكست طالبان در افغانستان و از  بين بردن اسامه بن لادن و القاعده ( دو دليل عمده و اوليه آمريكا براى  درخواست كمك از پاكستان) در حال حاضر آمريكا به متحدين خود در اسلام آباد  نگاه تازه اى دارد و مشرف مى تواند بيش از آنكه يك راه حل باشد، خود يك  مشكل تلقى شود.
به گزارش ايرنا،   سليم شهرزاد ستون نويس مطبوعات پاكستان دراين مطالب كه آسيا تايمزآن لاين  آن را منتشر كرد،نوشته است: يكى از علامت هاى تغيير واقعيت هاى  منطقه اين است كه«حامد كرزى» رئيس جمهورى افغانستان، آشكارا خواستار آتش بس  و مصالحه با رهبر طالبان «ملامحمدعمر» شده است و اين با برنامه از پيش طراحى  شده براى افغانستان بسيار متفاوت است.
منابع نزديك به كانالهاى قدرت در واشنگتن به سايت آسيا تايمز آن لاين  گفتند، دولت بوش متقاعد شده است كه در حال حاضر يك  ارتش ضعيف در پاكستان به همان اندازه ضرورى است كه يك ارتش قوى پس از حوادث  ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مورد نياز بود، زمانى كه اسلام آباد در قبال طالبان يك  تغيير موضع ۱۸۰ درجه اى داد.
ريشه هاى اين تغيير رويكرد در حوادث چند ماه گذشته نهفته و تحولات صورت  گرفته از نوامبر گذشته تاكنون براى به صدا در آوردن زنگ خطر براى رهبرى  نظامى پاكستان كافى بوده است.
تحولات بلوچستان:
  سليم شهرزاد در اين يادداشت با اشاره به وضعيت جديد در ايالت بلوچستان  آورده است : قبايل آشوب طلب استان سركش اما از نظر منابع غنى بلوچستان در  طول دهه هاى گذشته همواره حاكميت دولت مركزى بر اين منطقه را به چالش  كشيده اند.
شورشيان بلوچ بطور سنتى از طريق قندهار درافغانستان و نيز ازطريق قاچاق  دريايى تسليح شده اند.
ارتش پاكستان نيز در طول ساليان گذشته چند عمليات نظامى را در بلوچستان  به اجرا گذاشته است؛ عملياتى كه در روزهاى گذشته نيز ادامه يافته است.
حضور ارتش نه تنها درميان بلوچها، بلكه در ميان بسيارى ديگر از اقوام و  بخشهاى مختلف پاكستان نيز ناخوشايند تلقى مى شود.
اين سايت اشاره دارد: اما آنچه در بلوچستان يك تحول تازه محسوب مى شود  و موجب نگرانى اسلام آباد شده، ظهور دو پسر نواب «خيربخش مارى»، رهبر  آشوب طلب قبيله مارى به عنوان سازمان دهندگان يك شبكه قدرتمند مالى براى  تأمين منابع مالى شورش هاى منطقه است.
يك مقام ارشد امنيتى پاكستان به آسيا تايمز گفت: « كل عمليات تأمين  منابع مالى آشوبهاى بلوچستان از قطر هدايت مى شود، هر چند كه در ظاهر شايد  منطقى به نظر نرسد.
يكى از پسران نواب خيربخش مارى دائماً بين قطر وامارات رفت و آمد داشته  و رابط مالى اصلى بين آشوبگران در بلوچستان بوده است، جايى كه فرماندهى  اين آشوبها در دست برادر ديگر وى، بلاچ مارى است. اما مسأله اصلى در واقع  نقل و انتقال اين پول نيست، بلكه سؤال اين است كه نواب خيربخش از كجا چنين  پول زيادى را به دست مى آورد.پاسخ اين سؤال در فعاليتهاى برادر ديگر«هرباير  مارى»، نهفته است كه در لندن اقامت دارد».
اين مقام امنيتى كه نامش ذكر نشده است، در واقع بدون اينكه مستقيماً به  اين موضوع اشاره كند، اين سؤال را مطرح كرد كه هرباير مارى چگونه توانسته است  چنين پولى را در انگليس تأمين كند، جايى كه تعداد بسيار كمى از بلوچها  اقامت دارند.
اظهارات وى به روشنى، به مداخله نهادهاى اطلاعاتى غربى در نا آراميهاى  بلوچستان اشاره داشت، نهادهايى كه مراكز قدرتمند عملياتى در قطر-امارات و  لندن دارند.
مانور سياسى:
سليم شهرزاد در اين بخش نوشت: آمريكا همچنين در حال انجام اقدامات  سياسى مخفيانه اى در ارتباط با منافع پاكستان در منطقه است. يك منبع آگاه  در گفت وگو با آسيا تايمز اعلام كرد كه يك فرد نزديك به سيا در هفته سوم ماه  دسامبر سفر مخفيانه اى به دهلى نو داشته و در اين سفر استراتژيستهاى هندى  را از طرح واشنگتن براى تقليل نقش ارتش پاكستان و در عين حال تجديد حمايت  از نيروهاى دموكراتيك در اين كشور آگاه كرده است.
بى تفاوتى هند در جبهه ديپلماتيك در قبال پاكستان و صدور بيانيه عليه  عمليات نظامى در بلوچستان پيامد فورى اين ديدار بوده است كه اسلام آباد در  پاسخ به اين بيانيه هند، بلافاصله اين كشور را به دخالت در نا آراميهاى  بلوچستان متهم كرد، اتهامى كه شديداً از سوى هند تكذيب شد.
وى اضافه كرد: همان شخص سپس به اسلام آباد سفر و با مقامات بلند  پايه سياسى پاكستان ديدار كرد. وى در راه بازگشت به آمريكا، در دوبى نيز  توقف كوتاهى داشت و ملاقات مفصلى با نخست وزير سابق پاكستان بى نظير بوتو  انجام داد كه اين ديدار تشديد فعاليتهاى ائتلاف براى اعاده دموكراسى (ARD)  را در داخل پاكستان در پى داشت.
راز مشرف:
آسيا تايمز در ادامه اين يادداشت نوشته است: آمريكا اولين بار وقتى كه  مشرف فرمانده نيروهاى «مانگلا» بود، با او تماس معنى دارى برقرار كرد. مشرف  در آن زمان از طريق يك واسطه پاكستانى به آمريكايى ها نزديك شد و درخواست  مشخصى از آنها نداشت، اما اين حركت، در كل، غيرمعمول و با معانى خاص تلقى  مى شد.
سليم شهرزاد نوشت: ارزيابى آمريكا در آن زمان اين بود كه مشرف آرزوها  و آرمانهاى بلندى دارد و تنها قدرت را مى خواهد و اينكه او داراى يك نگاه  ناقص و دوگانه است.
مقامات آمريكايى توجه داشتند كه مشرف براى ايجاد يك هيأت مؤسسان در  ارتش پاكستان، موضوع كشمير را برجسته و بااشتياق ازنهضت آزاديبخش  كشمير حمايت مى كرد.
نويسنده اشاره دارد كه زلزله سال گذشته در كشمير كه طى آن نفوذ  فزاينده گروههاى جهادى در كشمير تحت حاكميت پاكستان روشن شد ( آنها نقش  مهمى در عمليات امداد ايفا كردند)، آمريكايى ها را متقاعد كرد كه ارتش  پاكستان هيچگاه از فعاليت هاى استراتژيك خود در كشمير از طريق حمايت از  مبارزات مسلحانه در بخش هندى دره كشمير دست نخواهد كشيد و مشرف كه عمده  مشروعيت خود را از ارتش كسب كرده است، نمى تواند ازاين علت وجودى بگذرد و لذا  نظامى گرى در اين منطقه ادامه خواهد يافت.
سايت تايمز آن لاين ادامه داد كه در اين ارتباط، آمريكا به ماجراجويى  نافرجام ارتش پاكستان در «كارگيل » كشمير در سال ۱۹۹۹ نيز توجه كرد؛  عملياتى كه مدت كوتاهى پيش از به قدرت رسيدن مشرف، توسط او آغاز شد.
پاكستان فكر مى كرد كه واكنش هند به اين تجاوز نشستن برسر ميز مصالحه  خواهد بود، اما هند به جاى اين كار، نيروهاى خود را كه كاملاً آماده ورود به يك  جنگ تمام عيار بودند، روانه جنگ كرد و پاكستان مجبور به عقب نشينى شد.
سليم شهرزاد نوشت: در جبهه داخلى نيز دولت مشرف، در واقع، شكل گيرى ائتلاف  شش حزبى موسوم به مجلس متحده عمل را تسهيل كرد، ائتلافى كه دستاوردهاى  سياسى قابل ملاحظه اى در انتخابات عمومى سال ۲۰۰۲ داشت.
هدف مشرف از اين كار، ترساندن آمريكايى ها با اشاره به ظهور بنياد گرايى  اسلامى بود تا از اين طريق حمايت آمريكا را از يونيفورم نظامى خود جلب  كند و به همين شكل، شكست كلى «ام.ام.آ» در انتخابات محلى اواخر سال گذشته  در ميان ادعاهاى گسترده تقلب براى نشان دادن اين امر به آمريكايى ها بود  كه رئيس جمهورى پاكستان توانايى كنار زدن بنيادگرايى را دارد.
اين سايت تصريح كرد: دراين بازى، نگاه دوگانه مشرف به او اجازه نداد   تا پيام واقعى خود را به آمريكايى ها القا كند.
بنا به اطلاعات دريافتى آسيا تايمز، واشنگتن اكنون به اين نتيجه رسيده  كه بهترين كار اين است كه فرد جديدى به عنوان فرمانده ارتش جايگزين مشرف ۶۴   ساله شود و در عين حال نيروهاى ليبرال دموكرات را تشويق به در دست گرفتن  پارلمان كند. دراين وضعيت، بهترين گزينه براى مشرف اين است كه بر اساس قانون اساسى به  عنوان يك رهبر غيرنظامى براى پاكستان عمل كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |