اكبر صوتى كرمانى استاد هنر سنتى مشبك چوب
- متولد ۱۳۰۸ كرمان
- تحصيلات مكتبى و متوسطه در كرمان
- فارغ التحصيل دانشسراى مقدماتى
- اشتغال به معلمى
- معلم بازنشسته آموزش و پرورش
- از استادان صاحب سبك هنر مشبك
- طراحى تكنيك هاى تازه در هنر مشبك از جمله يكپارچگى اثر
- تدريس رشته مشبك در دانشگاه الزهرا
- طراحى و ساخت صدها اثر شاخص مشبك چوب
- برگزارى بيش از سى نمايشگاه در داخل و خارج از كشور
- مجموعه اى از آثار او در قالب كتابى با عنوان «تصوير آثار اكبر صوتى كرمانى» انتشار يافته است
آغاز هنرهايى كه با چوب جان مى گيرند، به كهن ترين زمانهاى تاريخ كشورمان مى رسد، ولى به دليل اينكه چوب با گذشت زمان فساد مى پذيرد و مى پوسد و زيرخاك مدفون مى شود، نمونه هايى از اين هنر تا قبل از اسلام به دست ما نرسيده است.
چوب يكى از عناصر دائمى معمارى ايران بوده و هنرمندان اين رشته از آنچه طبيعت در دسترسشان گذاشته است، منتهاى بهره بردارى را كرده اند و با شور و چيره دستى از وسايل بسيار ساده و طبيعى، شاهكارهايى هنرى پديد آورده اند. اين دست ساخته ها كه در حسن تناسب و هماهنگى شكل و رنگ و تزيينشان ستودنى است، نشان دهنده گرايش ساكنان اين مرز و بوم به زيبايى و خلاقيت با در نظر گرفتن ضروريات و لوازم زندگى است. اين آثار بيشتر براى تسهيل زندگى ساخته شده، در عين حال كه كاربردى روزمره دارد، مشحون از هنر و زيبايى است و براى زيباتر كردن زندگى روزانه و پيوند دادن هر لحظه با زندگى ماندگار، پرداخته شده است. آثار باقى مانده چوبى بيشتر در مساجد و اماكن متبركه ديده مى شود؛ از جمله در مسجد جامع بايزيد بسطامى را مى توان نام برد كه از دوره مغول و تيمورى باقى مانده است. تزئينات آن شامل اشكال هندسى متشابه حجارى و گچبرى آن زمان است. از دوره سلجوقى يك منبر به يادگار مانده كه كتيبه هايى با خط كوفى دارد و طرحهاى توريقى و بنايى بر آن حك شده است. در عصر صفوى اشكال توريقى با طرحهاى گل و حيوانات، بر ساخته هاى چوبى زيادى با ظرافت نقش بسته است. بعدها نشاندن شيشه هاى رنگى در چوبهاى مشبك و نيز تحولاتى در شيوه معرق و مشبك، هنرهاى سنتى در صنايع چوبى را رونق داد. درها و پنجره هاى مشبك در عين حال كه حفاظى در برابر آفتاب تند ايران بوده، نور را صدرنگ در اتاقهاى ايران منعكس مى كرده است. صنعت و هنر منبت و معرق كه هنوز در تهران، شيراز، اصفهان، اروميه، رشت، سنندج و ... رواج دارد، در حاشيه زندگى ايرانى به حيات خود ادامه داده است. هنرهاى ايرانى بويژه صنايع چوبى، امروزه، حد و گستردگى پيشين را ندارد و به جاى آنكه مانند در و پنجره ها و ستون هاى چوبى در متن معمارى ايرانى قرار گيرد، جزو معمارى داخلى درآمده و در هيأت ميز و صندلى، تابلو، ابزار و اشيا، با حمايت دولت از صنايع دستى، رونق گرفته است. (۱) كه البته شايد اين جداافتادگى از اصل و اعتبار بخشى به جنبه هاى تزيينى هنرهاى سنتى به جاى جنبه هاى كاربردى آن، از ارزش هاى درونى هنرهاى سنتى ايران كاسته باشد، اما چه مى شود كرد...
در ميان هنرهاى سنتى چوبى، «نقش هاى مشبك كاربردى» را بيشتر در پنجره هاى ارسى بناهاى كهن يا درهاى مشبك چوبى و در بناهاى مذهبى در منبرهاى مساجد همچون منبر يگانه مسجد گوهرشاد يا پنجره هاى ارسى خانه هاى قديمى بخصوص در شيراز و اصفهان مى يافتيم و «آثار تزئينى مشبك» را بيشتر در قالب مشبك هاى فلزى و قلمزنى مى ديديم.
مشبك فلزى يكى از زيرمجموعه هاى رشته قلم زنى است و قلم زنى در ايران تاريخ ۳۰۰۰ ساله دارد و به دوره سكاها كه در آسياى ميانه مى زيستند، مى رسد. اما همه مشبك هاى تزيينى باقى مانده از گذشته فلزى نيستند از آن جمله است صندوق قبر شيخ صفى الدين اردبيلى در اردبيل كه قدمتى حدوداً ششصد ساله دارد و جزو «مشبك عاج»به شمار مى رود. رشد هنر مشبك در ايران مانند بسيارى از هنرها از دوران صفويه صورت گرفت است. وجود چنين نمونه هايى، تنوع مواد به كار رفته در هر مشبك از جمله چوب را در گذشته اثبات مى كند.
اساساً گره سازى در چوب به دو شيوه منبت كارى و مشبك كارى معمول بوده و از گره هاى معمول در معمارى در منبت كارى نيز استفاده مى شده ولى انواع گره هاى معمول در مشبك كارى ضوابط خاص خود را داشته و با انواع گره هاى بنايى متفاوت است.
اما در صفحه امروز مهرگان صحبت از اينگونه مشبك ها نيست و صحبت از يكى از استادان شاخص رشته مشبك است كه در پنجاه سال گذشته تلاش و تمركز او در اين هنر منجر به پيدايش سبك تازه اى در هنر سنتى مشبك چوبى شده، او اكبر صوتى كرمانى است...
اكبر صوتى كرمانى متولد كرمان است، در خانواده اى كهن و هنرمند به دنيا آمده و در شهرى كهنسال و هنرپرور رشد يافته است. خواندن و نوشتن را همچون همه همسن و سال هايش در مكتب خانه هاى قديمى آموخته و سپس به مدرسه رفته است. اكبر خردسال را هر چند بازيگويشى هاى كودكانه از درس دور مى كند و تا پايان تحصيلات متوسطه را در دانشسراى مقدماتى به صورت پراكنده مى خواند، اما جذبه و شور آموختن هنرهاى سنتى را از همان كلاس اول دبستان نزد دايى اش حاج على صوتى تجربه مى كند و در كنار او كه در طراحى فرش و كاشى و گچبرى و حتى پته دوزى استاد بود، طرح زنى و طراحى را مى آموزد و به هنر معرق و مشبك علاقه مند مى شود. سعى و ممارست اكبر صوتى كرمانى در آموختن و پرداختن به آموخته هايش او را به يافته هاى تازه اى در تكنيك مشبك چوب هدايت مى كند و به مرور ايام و در طى بيش از نيم قرن تمركز و تلاش، به شاخص ترين چهره مشبك چوبى در ايران بدل مى شود.
اما اكبر صوتى همپاى اين ممارست در عرصه ديگرى نيز شوق خويش را آزموده و بعد از پايان دوران دانشسراى مقدماتى به استخدام آموزش وپرورش درآمده و معلم شده است. شوق تدريس را اكبر صوتى كرمانى در هر دو حوزه چه در مدرسه و چه در كلاسهاى آموزش مشبك نيم قرن است كه تجربه كرده و گرچه بازنشسته آموزش وپرورش شده اما در عرصه تدريس مشبك همچنان فعال است و حضورى پررنگ دارد. چنانچه در سالهاى اخير غير از كارگاه خصوصى اش درچند فرهنگسراى تهران نيز كلاس آموزش مشبك به راه انداخت و با دعوت دانشگاه الزهرا براى تدريس مشبك در دوره كارشناسى صنايع دستى در آن دانشگاه نيز مدرس شد. صوتى كرمانى گرچه سالهاست ديگر در كرمان نيست اما ميل به سرزمين پدرى را با برپايى نمايشگاههايى از آثارش درآن شهر زنده نگاه داشته است. او در نحوه برخورد با خلق آثارش نيز همچنان وامدار باورهاى مذهبى خانواده و اعتقاد ريشه دار خاندان صوتى كرمانى است. آنچنان كه كمتر اثرى از صوتى را مى توان يافت كه در آن مضامين اعتقادى و باورهاى دينى رسوخ نكرده باشد.
او دركار مشبك همچنين علاقه وافرى به پرتره نگارى و تصويرسازى از چهره است. كه گرچه از درون مايه هاى هنرهاى سنتى ايران فاصله گرفته و تاحدى به اصالت هاى نقش ها و طرح ها و ظرايف اين هنر سنتى لطمه زده، اما نشانه تسلط و تكنيك قابل توجه او در طراحى و اجراى نقوش است. شايد در اين ميان نقش آگاهى دهنده در ارتباط با مضامين تابلوها و پردازش ذهنى هنرمند به سوى اصالت هاى ناب هنرسنتى برعهده ديگرانى بايد مى بود كه نقش حمايتى براى اين هنرمند ارزنده بازى كرده اند و البته از نقش هدايتى و پرورش مفهوم اصالت در هنر سنتى بازمانده اند.
اما مهمترين ويژگى تكنيكى آثار صوتى كرمانى اتصال قطعات نقوش مشبك است. سبك او متكى بر يكپارچگى اثر با حداقل اتصال اضلاع با سطح چوب شكل گرفته است.
انسان هاى اوليه غارنشين بودند، وقتى جمعيت بيشتر شد، آنان آمدند به صحرا و اتاقى از سنگ ساختند با سقف هاى چوبى. پنجره اى هم روبه بيرون داشتند براى روشنايى. زمستان هوا سرد شد، پنجره ها را با پوست پوشاندند، روزها اتاقشان تاريك مى شد حفره اى بر پوست گذاشتند.... زمان گذشت وگذشت و سال ها از پى هم آمدند و رفتند... انسان درحال تكامل بود و جوياى تنوع تمام شكل ها را هندسى مى كرد و «مشبك» از آن موقع به وجود آمد. «مشبك»، يعنى «شبكه شبكه»، سوراخ، سوراخ...
در زمان صفويه كه تمام هنرها به اوج كمال و شكوفايى مى رسيد، درها و پنجره هاى زيبايى در اشكال مشبك ساخته شد كه امروز هم مى توان در موزه ها نمونه هاى آنها را در معرض نمايش ديد.» (۲)
اين توضيحات را اكبر صوتى كرمانى مى دهد و ويژگى هاى تكنيكى سبك خويش را نيز بازگو مى كند. سبكى كه گونه اى پيچيده و بسيار تكامل يافته تر از نمونه هاى پيشين است. آثار مشبك صوتى كرمانى يكپارچه و بدون استفاده از چسب شكل مى گيرند و او اين شيوه را سالهاست كه تدريس نيز مى كند و صدها هنرجو و دانشجوى صنايع دستى و هنرهاى سنتى را با اين شيوه آشنا كرده است.
ساختار آثار صوتى كرمانى از نظر فرم و قالب متكى بر يكپارچه بودن كار با حداقل اتصال اضلاع بر سطح چوب است. جوهره وجود آثار صوتى مملو از پيامهاى انسانى و اعجاز و قدرت آفرينندگى و تبيين مايه هاى سنتى _ مذهبى _ ملى است.
او در تزيين تابلوهاى خود از معروفترين خطاطان جهان اسلام همچون حامدى از تركيه، عراقى از عراق و استادانى چون زنجانى، جليل رسولى، محمدآيازيان، مؤمنى و نصرالله افجه اى بهره مى گيرد و خطوط استادان خوشنويس را با زبان چوب بازگو و بازآفرينى مى كند.
آثار خوشنويسى، پرتره بزرگان و پيامبران، اسامى مقدس، نامهاى خداوند و سخنان على(ع) ازجمله موضوعات آثار اين هنرمند مشبك كار است.
روش كار صوتى به اين ترتيب است كه ابتدا برروى كاغذ، طرحى را پياده و سپس با كاربن آن طرح را برروى تخته سه لايى منتقل مى كند.
آنگاه بخشهاى زايد را با مته سوراخ كرده و پس از اتمام كار، چون اثر ساخته شده شكننده است، آن را برروى مقوايى كه پارچه بر روى آن كشيده شده، با نخ و سوزن دوخته و سپس آن را داخل قاب پشت شيشه قرار مى دهد.
آثار او شامل سه ويژگى است: حداقل اتصال، بدون استفاده از چسب، يكپارچگى. اكبر صوتى درمورد هنر مشبك مى گويد: «مشبك، هنرى است دلچسب و لذتبخش. اين هنر، در ميان هنرهاى سنتى جاى خود را بازيافته و پيشرفت بسيارى داشته است.
من نيز توفيق آن را پيداكرده ام كه مدت چهارسال به طور رايگان به تدريس اين هنر بپردازم. انتظاردارم امكانات بيشترى فراهم شود تا اين هنر در ميان همه جوانان اشاعه يابد. «مشبك» عنوان كتابى است كه تصاوير آثار اكبر صوتى را دربردارد و زهرا رهنورد بر آن مقدمه و مؤخره نوشته است.
اين كتاب براى دانشجويان رشته هنر در مقطع كارشناسى به عنوان منبع اصلى درس كارگاه صنعتى ۸ به ارزش يك واحد تدوين شده و توسط انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها) به چاپ رسيده است. (۳)
«صنايع دستى و پرتوسنت» و «مشبك تكنيك عروج ماده» عنوان دو فصل نوشته شده توسط رهنورد در اين كتاب است.
او در بخشى از مقدمه خود نوشته است: «هنگامى كه توفيق آن را يافتم كه اصل آثار يا تصاوير مشبك هنرمند بزرگ سنتى جناب آقاى اكبر صوتى را مشاهده كنم، بر خود فرض كردم كه براين آثار بى همتا فصولى بنگارم و درحد توان راز و رمزهاى اين هنر سترگ را برملا نمايم، اما فرصت محدود بود و به چند برگى اكتفا كردم.
اگر بتوان براى هنر والاى مشبك عنوانى قائل شد، شايد بتوان گفت: «مشبك تكنيك پرواز ماده است» تا خشونت ماده را به عاطفه و سنگينى و كدورت آن را به سبك و شفافيت و چسبندگى آن را بر زمين به پرواز تبديل كند و به ماده بى شكل اين شرافت را ببخشد كه به جاى اين كه حجاب زيبايى باشد، آنچنان سبك و شفاف شود كه به فرصتى و بهانه اى براى ارائه مراتب زيبايى تبديل گردد.
درعين حال مشبك هنرى است كه مى تواند به صورت حجم و نه سطح در قلمرو هنر اسلامى ظاهر شود و بالاترين ظرفيت و كانونى ترين نقطه عطف حكمت هنر اسلامى را كه تبديل كثرت و وحدت به يكديگر است به نمايش گذارد؛ چرا كه مشبك از طرفى به دليل متخلخل بودن و داشتن فضاهاى پر و خالى يا منفى و مثبت محيط اطراف خود را قطعه قطعه نموده و به كثرتها تبديل مى كند و ازطرف ديگر تماميت شكل مشبك مظهر وحدت بخشيدن به فضاهاى پر و خالى و هويتهاى متعددى است كه درمحيط اطراف ايجاد شده است.
نخستين اثر صوتى كرمانى طراحى و اجراى چهره خيام بود و از آن پس تاكنون او آثار بى شمارى را خلق كرده و در نمايشگاههاى متعددى به نمايش گذاشته و سبك و سياق كارش را به شاگردان بسيارى نيز منتقل كرده است.
ايران ما در قياس با ساير كشورها متنوع ترين هنرهاى سنتى و صنايع دستى را از گذشته هاى دور در درون خويش پرورش داده و به امروز رسانده است. اما امروز در دوره گذار و عبور از سنت ها همه اين ميراث كهن در معرض اضمحلال و نابودى قرار گرفته است. ازسويى حمايت ها و نظارت هاى دولتى نيز بيش از آنكه حامى اين هنرها در شرايط شكننده عبور از سنت باشد، با حمايت از توليد انبوه و به تبع فاقد اصالت هاى درونى اين هنر، خود به اين روند اضمحلال دامن زده و از ارزش افزوده اين آثار به شدت كاسته است.
شايد بهتر باشد به جاى توصيه هميشگى «حمايت دولت از هنرهاى سنتى» تقاضا كنيم اين ميراث گرانبهاى ايرانى را به حال خود واگذارند يا با بازشناسى دقيق و رعايت حريم هاى آسيب زننده، حامى هاى در پرده اين هنر باشند!
پى نوشت:
۱- پايگاه اطلاع رسانى وزارت صنايع و معادن
۲- همشهرى محله ۳۰ آذر ۸۳
۳- همشهرى ۱۳ خرداد ۸۳