|
جلب سرمايه گذاران، ضامن حيات صنعت گردشگرى
مينا قاسمى آمارهاىWTO نشان مى دهد ميزان سرمايه گذارى در صنعت جهانگردى در سال ۲۰۰۰ معادل ۷۰۱ ميليارد دلار يا ۴/۹ درصد كل سرمايه گذاريها بوده و پيش بينى مى شود كه تا سال ۲۰۱۰ اين رقم به ۱۴۰۴ ميليارد دلار يا ۶/۱۰ درصد از كل سرمايه گذارى ها برسد. از سوى ديگر آمارها نشان مى دهد كه فعاليت هاى اقتصادى سفر و جهانگردى در بين سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ داراى رشدى معادل ۴/۲ درصد در هر سال خواهد بود. بنابراين صنعت گردشگرى با درآمد ساليانه نزديك به هزار ميليارد دلار در جهان برابرى و رقابت خود را با ديگر صنايع نظير نفت و خودرو بيش از پيش عيان كرده است . در اين ميان كفه ترازو به سود كشورهايى پايين مى آيد كه داراى جاذبه هاى طبيعى و گردشگرى و همچنين كشورهايى كه به لحاظ فرهنگ ، تمدن و آثار باستانى داراى توانمندى هستند. به گمان كارشناسان و متخصصان صنعت گردشگرى، مهم ترين اصل در به كارگيرى پتانسيل هاى گردشگرى، جذب سرمايه گذارى و به كار گيرى توان مالى كارآمد بخش خصوصى است. براساس محاسبات كارشناسانه، براى هر گردشگر در كشورمان نيازمند ۱۲ تا ۲۵ دلار سرمايه گذارى مستقيم هستيم تا همه توانمندى ها و زير ساخت هاى گردشگرى، براى توسعه گردشگرى به كارگرفته شود. «پروفسور صحراييان» معتقد است، سرمايه گذارى در صنعت گردشگرى سودى معادل۲ برابر ذخاير نفتى را نصيب دولت مى كند و در حالى كه بيشترين حجم سرمايه گذارى در كشورمان صرف صنعت نفت مى شود، سودى كمتر از پرداختن به صنعت گردشگرى را از آن برداشت مى كنيم. او مى گويد: «حجم سرمايه گذارى در صنعت نفت سالانه بين يك تا ۲ ميليارد دلار است، در صورتى كه حجم سرمايه گذارى در بخش گردشگرى بسيار ناچيز و كم ارزش تر از سرمايه گذارى در صنعت نفت كشورمان است.» او تأكيد مى كند كه فقط با تغيير نگاه مسؤولان و تصميم گيران كشور درباره صنعت گردشگرى و تدوين ضمانت هاى عملى در حمايت از سرمايه گذاران است كه مى توانيم به توسعه اين صنعت اميدوار باشيم. گزارش هاى WTO حاكى از آن است كه تا سال ۲۰۱۰ يك ميليارد نفر در سطح بين المللى به جهانگردى مى پردازند، همين آمار نشان مى دهد، ميزان توليد ناخالص داخلى صنعت توريسم در خاور ميانه به ۳/۲۰ ميليارد دلار يا به عبارتى ۵/۲ درصد از توليد ناخالص داخلى منطقه درسال جارى مى رسد كه با در نظرگرفتن روند متعادل صعودى آن ، اين ميزان در سال ۲۰۱۴ به ۷۳۶ ميليارد دلار خواهد رسيد . با در نظر گرفتن تمامى اين اعداد و ارقام و همچنين تلاش بى وقفه مسؤولان دولتى و برنامه ريزان كشورهاى عربى بويژه امارات كه به عنوان چهارمين قطب گردشگرى جهان شناخته شده است، سهم ايران از بازار گردشگرى در سال هاى آتى چه ميزان خواهد بود؟ با همه فراز و فرودها و چالش هايى كه در پيش روى اقتصاد كلان كشور قرار دارد، استقبال سرمايه گذاران در صنعت گردشگرى كه مهم ترين اصل در توسعه اين صنعت است، چگونه خواهد بود؟ «خرسندى» يك سرمايه گذار بخش خصوصى در دهكده توريستى در بندرعباس معتقد است، مهم ترين مانع سرمايه گذاران بخش خصوصى در صنعت گردشگرى، يكسان نبودن سياست هاى جذب سرمايه گذار و شفاف نبودن دورنماى فعاليت و سرمايه گذارى آن ها در كشور است. او تأكيد مى كند: تعريف نشدن سياست هاى جذب سرمايه گذار و نقش آورده هاى آنان در اقتصاد كلان، همچنين نبودن ضمانت هاى اجرايى و عملى از سوى دولت در تأمين امنيت خاطر سرمايه گذاران، موجب كاهش استقبال سرمايه گذاران از سرمايه گذارى و مشاركت در طرح هاى صنعتى بويژه گردشگرى شده است. اين فعال صنعت گردشگرى معتقد است كه اگر دولت دورنماى مؤثر و مطلوبى را از سرمايه گذارى سرمايه گذاران براى آنها ترسيم كند و ازسوى ديگر موجبات تعامل و همكارى دستگاهها و ارگان هاى ذيربط را براى ايجاد سهولت در كار سرمايه گذارى، فراهم كند، مطمئناً استقبال سرمايه گذاران فزونى مى يابد.وى خاطر نشان مى كند: «فرهنگ سازى در زمينه اهميت سرمايه گذارى در پيشرفت هاى صنعت و اقتصادى مهم ترين عامل در جذب سرمايه گذاران است.»«خرسندى» مى گويد: «متأسفانه بحث سرمايه گذارى در ايران هميشه با رنگ و بوى سياسى و به قولى حرف و حديث هايى طعنه آميز همراه است، زيرا كه يك سرمايه گذار به دلايل نه چندان معقول و منطقى از سوى ديگران فردى حريص و طماع ترسيم مى شود كه تنها به صرف انگيزه هاى شخصى و مادى خويش، سرمايه گذارى و حضور يك پروژه يا يك فعاليت گردشگرى را انتخاب كرده، در صورتى كه به دور از همه ظواهر هر سرمايه گذار داخلى بويژه در مناطق محروم با انگيزه ها و منافع ملى وارد عرصه مى شود و دستيابى به سود سرمايه گذارى خود را در درجه بعد قرار مى دهد.» «بابايى»، يكى از سرمايه گذاران منطقه نمونه گردشگرى قم نيز مى گويد كه حضورسرمايه گذاران در بخش گردشگرى يكى از جديدترين فعاليت هاى سرمايه گذارى است كه به صورت جدى و آشكارا آغاز شده است. وى ادامه مى دهد:« از ديرباز حمايت از سرمايه گذاران اين حوزه و اتخاذ سياست هاى جديد در جذب سرمايه گذاران و جلب اطمينان آنها در اقتصاد كلان كشور مورد توجه قرار نگرفته و در شرايط فعلى هم به نظر نمى آيد مسؤولان تدبيرى براى آن انديشيده باشند و تأكيد مى كندكه يك سرمايه گذار خصوصى در كشور با معضلات مختلفى از جمله همكارى نكردن دستگاههاى مسؤول و دولتى ، موانع مختلف ادارى و همچنين دغدغه بازگشت سرمايه و ... مواجه است، به گونه اى كه همين عوامل، بسيارى از سرمايه گذاران را در ابتداى راه از فعاليت باز مى دارد.» بابايى معتقد است: «دولت در ورود و استقبال از سرمايه گذاران بخش گردشگرى مهم ترين نقش را ايفا مى كند،زيرا به دليل ظرافت و حساسيت هاى موجود در اين بخش و تأثير پذيرى آن از تمامى حوزه هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى فقط دولت است كه مى تواند تدوين قواعد متقن و مدون و همچنين قرار دادن ضمانت هاى اجرايى ، امنيت خاطرسرمايه گذاران را فراهم كند.» به عقيده اين فعال گردشگرى بيش از هشتاد درصد انرژى ، توان كارى و سرمايه يك سرمايه گذار در پلان ها و راهرو هاى ادارات و دستگاههاى مختلف مى گذرد و صرف بوروكراسى ادارى مى شود.
|