دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 6, 2006
جوان
۳۳۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
كوچه w
از ميان وبلاگ هاى شما:
تغذيه سالم در دوران جوانى
آن روزها
درباره جوانى احمد پورى مترجم، شاعر و مدرس
كوچه w
از ميان وبلاگ هاى شما:
برف روى شانه ات را بتكان
246744.jpg
كوچه w، بخشى از صفحه جوان روزنامه ايران است كه به معرفى وبلاگ هاى شما اختصاص دارد. شما هم مى توانيد وبلاگ هايتان را به آدرس www.koocheyew.com بفرستيد. سايت ها و وبلاگ ها نبايد مغاير شئون ملى و مذهبى باشند و اصلاح مطالب بر عهده مسؤولين صفحه جوان است. براى شروع اين هفته، مطلبى از وبلاگ ارتباطات انتخاب كرده ايم. براى آشنايى بيشتر با اين وبلاگ مى توانيد به آدرس www.ertebatat82.bbgfa.com مراجعه كنيد. اين سايت را دانشجويان رشته ارتباطات طراحى و راه اندازى كرده اند.
از خلق نخستين ويروس كامپيوترهاى شخصى ۲۰ سال گذشت
ماه جارى بيستمين سالگرد خلق نخستين ويروس كامپيوترهاى شخصى است. در هفته هاى آغازين سال ۱۹۸۶ بود كه نخستين ويروس رايانه هاى شخصى، موسوم به «برين» (Brain) ظاهر شد.آن ويروس نه به دليل شيوع گسترده بلكه تنها به خاطر آنكه نخستين نمونه در نوع خود بود به شهرت رسيد، چرا كه در آن زمان تنها مى توانست با سوارى گرفتن از «فلاپى ديسك» يا «ديسكت» كه ميان كاربران دست به دست مى شد منتقل شود.طى اين ۲۰ سال از زمان ظهور نخستين ويروس، ۱۵۰ هزار برنامه مخرب آفريده شده است.
سرمنشأ
سرمنشأ ويروس برين محل اختلاف است. گمان مى رود توسط يك شركت نرم افزار پاكستانى جهت حفاظت از نرم افزار توليدى خود آن را خلق كرده باشد.
ويروس در ماه ژانويه سال ۱۹۸۶ كشف شد اما ممكن است چندى پيش از آن نوشته شده باشد چرا كه راه هاى نقل و انتقال ويروس در آن زمان نسبتا كند بود.
برين كه در ناحيه اى به نام «boot-sector» روى ديسكت پنهان مى شد به همين نام معروف شد. اين ويروس با پنهان كردن خود در اين ناحيه اطمينان حاصل مى كرد كه هر بار با ورود ديسكت به يك كامپيوتر جديد روى آن نصب شود.
برين اكنون منقرض شده است.
هرچند برين نخستين ويروس رايانه هاى شخصى بود، اما نخستين ويروس كامپيوترى نبود. آن افتخار به ويروسى موسوم به «الك كلونر» كه توسط ريچارد اسكرنتا نوشته شده بود و دستگاه هاى «اپل ۲» را آلوده مى كرد مى رسد.
واژه «ويروس كامپيوترى» در سال ۱۹۸۴ توسط فرد كوهن، دانشمند آمريكايى، ضرب شد.
از زمان ظهور برين، شمار ويروس ها و ساير برنامه هاى مخرب كه در گردش است حالت انفجارى داشته است. سيستم عامل ويندوز شركت مايكروسافت هدف محبوب ويروس نويس ها است.
رشد شبكه هاى محلى كامپيوترى، اى ميل و اينترنت به نشو و نماى حيرت انگيز آنها كمك كرده است و اكنون تنها چند ساعت طول مى كشد تا يك ويروس تازه، هزاران كامپيوتر را آلوده كند. ويروس ها همچنين به راه هاى گوناگون بسيار زيادى براى حمله به كامپيوترها متوسل مى شوند.
علل ويروس نويسى نيز به مرور زمان متحول شده است.
ميكو هيپونن، پژوهشگر ارشد در شركت فنلاندى «اف-سكيور» مى گويد: «چشمگيرترين تغيير اين است كه كسانى كه براى تفنن ويروس مى نوشتند جاى خود را به گروه هاى تبهكار كه براى سودجويى مالى ويروس مى نويسند داده اند.»
پليس فدرال آمريكا، اف بى آى، اين هفته آمارى را منتشر كرد كه نشان مى دهد ۸۴ درصد از شركت هاى آمريكايى در سال ۲۰۰۵ هدف حمله ويروس ها، تجسس افزارها و ساير برنامه هاى مخرب قرار گرفته اند.
اف بى آى گفت كه مقابله با حملات ويروسى به طور متوسط براى هر شركت ۲۴ هزار دلار هزينه دارد.
آشنايى با چهره انديشمندان ارتباطات _ اليزابت نئول نيومن (۱۹۱۶)
اليزابت نيول نيومن در سال ۱۹۱۶ در آلمان شهر برلين متولد شد . وى روزنامه نگارى را در برلين و فلسفه و تاريخ را در كنجينسبرگ و مونيخ آموخت همچنين مطالعات روزنامه نگارى را در دانشگاه ميسورى آمريكا فرا گرفت و دكتراى روزنامه نگارى را در سال ۱۹۳۹ در برلين اخذ كرد .همراه با همسرش ، هربرت نيومن ، انستيتو دموسكوپى آنسچ را راه اندازى كرد در آنجا بود كه تحقيقات نظرى خود را براى حزب دموكراسى مسيحى آلمان ادامه داد.
در سال ۱۹۶۱ فعاليت هاى اكادميكش را در دانشكده آزاد برلين آغاز كرد و بعد ها در سال ۱۹۶۴ به دانشگاه يو هانس گوتنبرگ دمانيز منتقل شد در آنجا كرسى استادى و تدريس روزنامه نگارى را بدست اورد و انستيتو فارپابلتيتك را بنا نهاد. و تاسال ۱۹۸۳ سرپرست آنجا بود . استاد ناظر دانشگاه شيكاگو و مونيخ و ستون نويس هابتال فرنكفورت آلجمينى زتونگ از جمله فعاليت هاى وى هستند.
وى صاحب نظريه معروف ارتباطى « مارپيچ سكوت » است.
ترجمه از : مرجان اردشيرزاده
وبلاگ دومى كه برايتان انتخاب كرده ايم «كوهنوردى، نشان زندگى» نام دارد كه براى خواندن مطالب بيشتر در اين وبلاگ روى آدرس www.hamidshafaghi.persianbbg.com كليك كنيد.
***
خيلى در مورد انسانها فكر كردم . بعضى اوقات احساس مى كنم خيلى عجيب مى شوند . بعضى وقتها احساساتى و برخى اوقات كاملا منطقى . جنبه منطقى بودنشون به خاطر دركيه كه خدا بهشون داده و مى تونند مسائل رو بسنجند و تصميم بگيرند . حيوانات وحشى بيشتر احساساتى عمل مى كنند . اگر خشمگين بشوند حمله مى كنند و وقتى سير باشند تو را دوست دارند . خيلى وقته توى اين فكرم كه چه وقتهايى بايد مثل انسانها منطقى بود و چه وقتهايى مثل حيوانات احساساتى !! 
ولش كن . زياد سخت نگير . مى تونى ساده تر نگاه كنى . راستى برف رو ديدى . راه رفتن روى برف هميشه برات لذت بخش بوده . در ميان درختان روى برف تازه باريده شده قدم برمى دارى . ذره هاى ريز برف زير پات دست به دست هم مى دهند تا زنده بمانند . درختان كاج و سرو كه شانه هايشان با برف سفيد پر شده است سنگين شده اند و ازت مى خواهند كه سبكشان كنى . برفهاى سبك شده از شانه درخت جدا شده روى شانه من مى شينند . انگار كه تقدير آنها اين است كه از اين و آن آويزان باشند . به هر حال اونقدر هم كه فكر مى كردى بد نيستند . مى تونى لمسشون كنى و نوازششون كنى . حداقلش اينه كه واكنش بدى از خودشون نشون نميدن . حتى مى تونى اونها رو روى صورتت بگذارى . آخه ميدونى صورتت هميشه سرده و گرمايى نداره كه بخواد اونا رو اذيت كنه يا از بين ببره . ولى اگه زياد بهشون نزديك بشى و زياد باهاشون رفاقت كنى آب ميشن و از بين ميرن . آخه ميدونى عمر اونا كوتاهه. عمر اونا چند ساعت بيشتر نيست! براى تو چند ثانيه لذت بود و براى اونها يك عمر دوستى .
***
يه فرصت پيش اومده بود براى دور شدن و عزمش رو جزم كرد . حركت كرد به سمت كوه . در بين تاريكى شب دنبال ماه مى گشت . ماه هنوز در نيومده بود و آسمان چركين نزديك به شهر مانع از نزديك شدنش به ستاره ها شده بود . سعى كرد سريعتر راه برود . صداى نفسهاش بيشتر و بيشتر شد . اصلاً آمادگى يكسال قبل رو نداشت . به هرحال به رفتن ادامه داد .بوته هاى گون تنها موجودات زنده اى بودند كه در كنار او نفس مى كشيدند . ولى اونجا اكسيژن براى همه كافى بود . رسيد كنار سنگ دوست داشتنيش . نگهبان كوه ! باهاش حال و احوالى كرد . سنگ هم از ديدنش خوشحال شده بود و شاكى از غيبت طولانى مدت . اون اصلاً پير نشده بود و آب و هواى كوهستان سرحال نگه داشته بودش . كنار سنگ نشست . از دور شهر را مى ديد . نور شهر مانع از ديدن ستارگان مى شد . به هر حال سعى كرد با امكانات موجود نهايت لذت را ببرد . سوز سردى در همه جاى كوه مى وزيد و او كه بدون هدف قبلى راه افتاده بود درگير سرما بود . ولى آنقدر نشست تا رفيق قديميش اومد . ماه ! سلام چطورى ؟ البته تمام صورتش مشخص نبود . يك قسمت صورتش رو با نور خورشيد روشن كرده بود و قسمتى ديگر در تاريكى مطلق فرو رفته بود . خيلى تلاش كرد تا تونست چين و چروكهاى صورت ماه را ببيند . آخه ميدونى ماه خيلى توداره و دوست نداره كسى پير شدنش رو ببينه ...
فرصت درد و دل بود . به اندازه كافى با ماه صحبت كرد و راهش را به سمت پايين كج كرد . به سمت دره تاريكى مى رفت كه در انتهاى آن يك نفر منتظر او بود ... مشكى . كسى كه لذت تنهاييهايم را با او تقسيم كرده ام ...
تغذيه سالم در دوران جوانى
آماده باش قبل از سى سالگى!
246768.jpg
مينو ضابطيان
جلوى آيينه ايستاد و مانند هميشه چند لحظه اى با دقت نگاه كرد و بعد با دلخورى سرش را پايين انداخت و با آيينه نه كه با خودش قهر كرد و همين قهر آغاز يك تصميم جدى بود! تصميم گرفت تا حد امكان وزنش را پايين آورد. همان جا قطعنامه اى را امضا كرد و َدر آن با خود تعهد كرد. «كاهش وزن در ظرف ۶ماه ، به هر قيمت ممكن!»
...از فردا همه چيز شروع شد. صبح اولين خطا انجام مى شد، شروع روز بدون صبحانه. بعد از آن كار و فعاليت شديد و بعد هم ناهارى كه در حد ميوه يا يك بيسكويت و يا ليوانى شير خلاصه مى شد و سپس براى فرار از گرسنگى به رختخواب پناه مى برد و چند ساعتى را به خواب مى رفت تا زمان شام مى رسيد و با خوراكى مختصرى يك بار ديگر فقط خود را سرگرم مى كرد. چندين ماه به اين شيوه گذشت و هر روز خوشحال تر از ديروز شاهد كم شدن وزنش بود غافل از آنكه بابت اين رضايت هزينه گزافى پرداخته است.
همه ما بارها و بارها در ارتباط با خطرات اضافه وزن و چاقى شنيده ايم. اما شايد كمتر در مورد راههاى كاهش وزن و خطرات ناشى از روشهاى نادرست شنيده يا ديده باشيم.
رژيم هاى لاغرى
تحقيقات نشان داده اند كه جوانان، خصوصاً خانمهاى جوان، نسبت به وزن و شكل ظاهرى خود ناراضى هستند و همين علت باعث كم شدن اعتماد به نفس آنها شده است. يكى از ساده ترين و در دسترس ترين روشها براى از دست دادن وزن حذف يا به حداقل رساندن يك يا چند وعده غذايى است. اما آيا تا به حال از خود پرسيده ايد بدن شما روزانه براى انجام فعاليت هاى عادى خود چه نيازهايى دارد و با حذف بخشى از مواد غذايى، آيا اين نيازهاى حياتى تأمين مى شود يا خير؟!
بسيارى از رژيم هايى كه جوانان براى كاهش وزن و فرار ازچاقى به آن متوسل مى شوند و كاملاً غيرعلمى و توسط خودشان انجام مى شود، آنها را با بحران كمبود كلسيم، ويتامين ها خصوصاً ويتامينC، بتاكاروتن، سلينم، روى، ريبوفلاوين و... مواجه مى كند.
در حالى كه با توجه به سن و ميزان فعاليتشان، تأمين تمام عناصر و فاكتورهاى غذايى ضرورى به نظر مى رسد و حتى ممكن است در رشد و سلامت آنها تأثيرات جبران ناپذيرى را بر جاى بگذارد.
بنابراين اگر قصد لاغر شدن داريدو به عبارتى از شكل ظاهرى خود احساس رضايت نمى كنيد، در ابتدا سعى كنيد نسبت به وزن ايده آل و مطلوب خود اطمينان حاصل كنيد و دريابيد كه براستى آيا اضافه وزن داريد و يا از شكل و تناسب ظاهرى بدن خود رضايت نداريد.
پس از آن دست به انتخاب صحيحى بزنيد. درگير شدن با رژيم هاى سخت كه فقط تأثيرات منفى به همراه دارند، بزرگترين دشمنى است كه با خود مى كنيد.
پيش از هر تصميم عجولانه اى به فكر نيازهاى تغذيه اى خود باشيد و پس از آن ورزش منظم، حذف غذاهاى پرچرب و شور و شيرين را در رأس برنامه هايتان قرار دهيد و اجازه ندهيد لاغر شدن از كنترل خارج شود. پس از آن توجه داشته باشيد كه تنها رسيدن به وزن ايده آل پايان كار نيست و حفظ و نگهدارى آن و تناسب اندام بسيار مهمتر و باارزش تر است. بارها ديده شده است كه جوانان در بهترين سالهاى عمر و سلامت خود رژيم هاى خطرناك و سختى مى گيرند و سرانجام پس از تحمل شكنجه اى شديد از وزن خود احساس رضايت و خرسندى مى كنند. غافل از آنكه عضلات و ماهيچه هاى خود را در اين روش پيش گرفته شده، نابود كرده اند و پس از پايان دوران جوانى به طور طبيعى از نعمت عضله سازى محروم خواهند بود.
عضلات بدن انسان
ماهيچه ها و عضلات براى ادامه زندگى انسان از جهات مختلف لازم و ضرورى هستند. آنها مركز و جزو اصلى قدرت بدنى و سرعت انسان هستند. تحرك ما به عضلاتمان بستگى دارد. چه راه برويم، چه بدويم و چه بر روى صندلى چرخ دار (Wheel chair) حركت كنيم. پاى در آسانسور بگذاريم و يا با اتومبيلمان مسيرها را طى كنيم... همه و همه با كمك عضلات انجام مى شوند.از طرفى ماهيچه ها در تناسب اندام و زيبايى ظاهرى بدن هم بسيار مهم هستند. (پايين بودن وزن تضمينى براى داشتن اندام و سلامت مطلوب نيست).
فراموش نكنيد كه قدرت و تناسب سالم عضلات به ميزان زيادى در گرو ميزان فعاليت هاى ورزشى شماست. در دوران جوانى، استفاده فعال از ماهيچه ها در بازى ها و ورزشها باعث افزايش قدرت و رشد آنها مى شود و از آن جايى كه حداكثر و نقطه اوج شكل گيرى و رشد عضلات در انسان بين سالهاى ۲۰ تا ۳۰ سالگى است، مى بينيد كه چگونه و براحتى برخى از افراد اين زمان را از دست مى دهند حال آنكه عده اى ديگر با انجام مرتب فعاليتهاى عضلانى و تغذيه مناسب قدر اين ايام را مى دانند.
قدرت و اندازه عضلات انسان در بين سالهاى ۸۰ _ ۳۰ عمر در حدود يك سوم كاهش مى يابد و كم شدن قدرت و توان افراد در سنين بالا به علت همين تغييرات عضلانى است.
ديگر نيازهاى انسان
مصرف غذا، آب و همچنين تنفس هواى سالم و مناسب از نيازهاى عمده موجودات زنده به حساب مى آيند. در طى فرايند گوارش غذاى دريافتى به اجزاى كوچكترى شكسته مى شوند و مواد مورد نياز با ورود به جريان خون توسط سلولها جذب مى شوند.
موادغذايى با دادن انرژى، شركت در ترميم و ساخت سلولها و بافتهاى بدن و همچنين تنظيم فرايندهاى حياتى در بدن، براى حفظ و ادامه زندگى لازم و ضرورى هستند. به همين جهت در تهيه و مصرف روزانه آنها بايد تمام گروههاى غذايى يعنى:
- كربوهيدارت ها، فيبرها و قندها
- پروتئين ها
- چربى ها
- ويتامين ها و املاح
به ميزان معين مصرف شوند. (البته از نوشيدن مرتب و كافى آب هم نبايد غافل بود) همان طور كه اشاره شد حذف يا كم كردن هركدام از گروههاى ذكر شده مى توانند در يك يا چند عملكرد ذكر شده بدن، تأثيرات شديد و گاه جبران ناپذيرى را به همراه داشته باشند.
بنابراين قبل از هر اقدامى به نكات زير توجه كنيد
- وعده هاى غذايى منظم، شامل تمام گروههاى غذايى مورد نياز به حد مناسب مصرف كنيد.
- مراقب ميان وعده هاى چرب، شور و شيرين باشيد.
- آهن و كلسيم در دوران جوانى و نوجوانى براى رشد و سلامت شما در حال و آينده بسيار ضرورى هستند از آنها غفلت نكنيد و در رژيم هاى موردنظرتان توجه لازم به آنها داشته باشيد.
- لاغر شدن تنها هدف نيست. لاغرى بدون سلامت جسم و روح ذره اى ارزش ندارد.
- و مهمتر از همه: فعاليت را فراموش نكنيد كه انسان با فعاليت زنده است!
آن روزها
درباره جوانى احمد پورى مترجم، شاعر و مدرس
جوانى با موى سفيد
246756.jpg
سارا جمال آبادى
sarajamalabadi@yahoo.com
اهل تبريز است و متولد سال ۱۳۳۲. جوانى اش با سالهاى پرحادثه اين سرزمين متقارن بوده و مى گويد: جوانى ام را گم كردم مثل همه هم نسلانم كه تا به خود آمدند، پير شده بودند.
شعرهاى ناظم حكمت با ترجمه هاى او در دفتر شعر ايران نقش بسته و ماندگار شده است. تمام اين شناسه ها از آن احمد پورى مترجم، شاعر و يا بهتر است بگوييم شاعر مترجم است كه گفته شد. مجموعه شعر تو را دوست دارم چون نان و نمك (ناظم حكمت)، هوا را از من بگير خنده ات را نه (پابلو نرودا)، خاطره اى در درونم است (آنا اخماتوا)، مرغ عشق ميان دندانهاى تو (لوركا)، در بندر آبى چشمانت (نزار قبانى)، آخر اما دل يكى است (گزيده اشعار شاعران جهان) و خواب پروانه ها (مى كيومادو) از جمله ترجمه هاى سالهاى اخير پورى است.
هرچند احمد پورى را با ترجمه شعر بيشتر مى شناسند، اما او در زمينه نثر هم سه كتاب برف سياه (ميخاييل بولگاكف)، دلبند عزيزترين (نامه هاى چخوف) و داستانهايى از نظر سياسى بى ضرر (جيفرفين گارنر) را هم دارد.
مجموعه شعر «كارل سندبرگ» شاعر آمريكايى آخرين مجموعه شعرى است كه او ترجمه و منتشر كرده است.
احمد پورى در حال حاضر تدريس مى كند، از ترجمه جديدش كه مى پرسيم، مى گويد: با وجود چند پروژه، فعلاً هيچ!
* * *
«عشق نوشتن و ترجمه داشتم، اما علاقه به ترجمه زمانى در من قوت گرفت كه خلاقيت سخت شده بود و با ترجمه زمينه اى دوباره براى فكرهاى جديد در من بيدار مى شد. بيست سالگى اوج فعاليتهاى داستان نويسى من در مجلات فردوسى، نگين و رودكى بود. داستانهاى كوتاه مى نوشتم، گاه گدارى مقاله و شعر هم ترجمه مى كردم... خيلى زود ازدواج كردم، آنقدر زود كه الآن پسرى ۳۰ ساله دارم. آن زمانها زندگى آسان تر بود؛ در همين سالها بود كه براى ادامه تحصيل به انگلستان رفتم و تا مقطع كارشناسى ارشد در رشته زبان انگليسى درس خواندم با اينكه از فضاى سنتى وارد يك فضاى مدرن شده بودم، خيلى زود با فضا هماهنگى پيدا كردم. درك و هضم آن مدرنيسم براى من لذت بخش بود و آن سالها همه به كنجكاوى، جست و جو و تفكر گذشت.
سال ۱۳۵۸ به ايران بازگشتم و اين دوران زندگى من و هم نسلان مرا تحت تأثير قرار داد. جوانى كه هم نسلان ما داشتند، كاملاً با جوانى ديگر دورانها فرق مى كرد. زمان ما تلاطم زيادى وجود داشت؛ تا جايى كه من نزديك به ۶ سال و نيم تمام فعاليتهاى ادبى ام را كنار گذاشتم. هر روز اتفاق تازه و بزرگى مى افتاد، حوادثى كه شايد براى هر كدام در كشورهاى ديگر نيم قرن زمان لازم بود تا اتفاق بيفتد خواسته و ناخواسته فكر و روح آدم درگير مى شد. ما جوانانى بوديم كه شتاب زمان و فشردگى اتفاقها باعث شد چشم باز كنيم و ببينيم برف پيرى بر سر و رويمان نشسته است. خردگرايى بسيار عبوس حاكم، جاى شور و ديوانگى هنرى را گرفته بود.
با تمام اينها، شيرينيهايى هم بود. آرمان خواهى كه ما داشتيم و زندگى هدفمندى كه دنبال مى كرديم، باعث مى  شد لحظه لحظه هايمان مفهوم داشته باشد و يأس درون ما جايى نداشت... دوستان زيادى داشتم، چون آدم برونگرايى بودم (البته هنوز هم هستم)، در دايره بزرگى از دوستان قرار داشتم حتى در اين دايره بسيارى از شاگردانم هم جا داشتند.
هميشه در «حال» زندگى مى كردم، به آينده هاى دور فكر نمى كردم، وقتى از او مى پرسم چه نامى براى احمد پورى ۲۷ ساله مى گذارد بى درنگ مى گويد: بابا لنگ دراز!
اين كتاب را خيلى دوست داشتم. در آن سالها از نظر فيزيكى بسيار لاغراندام و قدبلند بودم و از لحاظ روحى بسيار پرشور و شر و دنبال بحثهاى روز، اما بسيار مغرور بودم. اعتراف مى كنم كه در مرزهاى منفى غرور هم پا گذاشته بودم. فكر مى كردم خيلى مى دانم و اين ديگران هستند كه اشتباه مى كنند.
۵۰ سالگى را آنقدر دور تصور مى كردم كه قرار نبود حالا حالاها برسد. در روزهاى جوانى آدمى خيلى راحت به مرگ فكر مى كند، اصلاً تصورى از احمد پورى ۵۰ ساله نداشتم، خيال مى كردم تا آن روز مرده ام. الآن وقتى كسى در تعريفهايش مى گويد يك پيرمرد ۵۰ ساله ديدم، غصه ام مى گيرد. اصلاً گمان نمى كردم روزى ۵۰ ساله شوم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |