سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ -
Tue, Feb 7, 2006
حوادث
۳۳۹۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
نگاه دوم
در آخرين اعترافات نزد بازپرس ويژه قتل فاش شد
اعدام و ۳۵ سال زندان براى عاملان جنايت جاده بيابانى
246930.jpg
گروه حوادث: دختر و پسر جوانى كه در توطئه اى شوم با كشاندن مرد جوانى به جاده بيابانى او را با شليك گلوله به قتل رسانده بودند به قصاص نفس (اعدام) و ۳۵ سال حبس محكوم شدند.راز اين جنايت زمانى فاش شد كه قاضى دادگاه در بازسازى صحنه جنايت پى برد عامل جنايت چپ دست است و گلوله را به ناحيه چپ صورت قربانى شليك كرده است. بنابه اين گزارش، ساعت ۸ و ۳۰ دقيقه روز ۱۹ ارديبهشت ماه سال گذشته مرد كشاورز روستاى قپچاق در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد وقتى صبح براى رفتن به مزرعه ام از روستا خارج شدم در كنار جاده بيابانى با جسد مرد جوانى درحالى كه شقيقه سمت چپ سرش شكافته شده و كنار تخت سنگى افتاده بود مواجه شدم.دقايقى بعد اكيپى از مأموران كلانترى ۱۵ ملارد به همراه قاضى بابايى از شعبه سوم دادگسترى ملارد در محل حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.مأموران در بررسى قتلگاه مرد جوان با توجه به عدم وجود آثارى از پاشيدگى خون پى بردند قربانى جنايت در محل ديگرى به قتل رسيده است و عاملان جنايت جسدش را نيمه شب در جاده بيابانى رها كرده اند.

مأموران در ادامه جست وجوهاى خود با كشف يك قبضه كلت كمرى آغشته به خون در نزديكى جسد و همچنين آثار لاستيك خودرو پى بردند جنايت در داخل خودرويى اتفاق افتاده و به خاطر شليك گلوله از فاصله نزديك آثار خون روى اسلحه باقى مانده است.با دستور قاضى بابايى جسد مرد ناشناس به پزشكى قانونى منتقل و مأموران تحقيقات خود را براى شناسايى هويت او آغاز كردند.با گذشت ۹ روز از وقوع جنايت درحالى كه تحقيقات مأموران با بن بست مواجه شده بود زن جوانى با مراجعه به آگاهى شهريار اعلام كرد همسرش كه عبدالرضا نام دارد از ساعت ۹ صبح روز ۱۸ ارديبهشت ماه براى خريد خودرو خانه را ترك كرده ولى ديگر باز نگشته است.اين زن به مأموران گفت: همسرم از مدتها قبل مقدارى پول براى خريد خودرو پس انداز كرده و روز ۱۸ ارديبهشت ماه درحالى كه مبلغ ۴ ميليون تومان تراول چك و مقدارى نيز پول نقد به همراه داشت براى خريد خودرو از خانه خارج شد. ساعت ۹ شب با تلفن همراهش با منزل تماس گرفت و گفت خودرو پژو آردى را معامله كرده است و براى ديدن مدارك و اسناد خودرو همراه با مالك آن به شهريار مى رود.
وى ادامه داد: شب از نيمه گذشته بود ولى هيچ خبرى از او نشد. چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم ولى كسى پاسخگو نبود.با اظهارات اين زن مأموران با بررسى پرونده ها وقتى با پرونده جسد ناشناس در جاده بيابانى روبرو شدند از برادر اين زن خواستند تا با مراجعه به پزشكى قانونى جسد را شناسايى كند.اين مرد وقتى جسد ناشناس را ديد اعلام كرد او «عبدالرضا» دامادشان است كه ناپديد شده بود.پس از شناسايى جسد وقتى فرضيه پليس مبنى بر اين كه مقتول از سوى فروشنده خودرو به جاده بيابانى كشانده شده و از پاى درآمده است ثابت شد كارآگاهان رديابى هاى تراول چك هاى مسروقه و موبايل مقتول را در دستور كار خود قرار دادند.با گذشت ۵۰ روز از تجسس هاى مأموران، كارمند يكى از بانك هاى ملارد صبح روز يكم تيرماه در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد مرد جوانى با دردست داشتن تراول چك مسروقه به بانك مراجعه كرده است.لحظاتى بعد اكيپى از مأموران با محاصره بانك مرد جوان را دستگير و تحت بازجويى قرار دادند.وى به مأموران گفت: تراول چكها را از پسر جوانى به نام على اكبر كه در يكى از روستاهاى دامغان زندگى مى كند گرفته است.
مأموران كه خود را در يك قدمى عامل جنايت مى ديدند با اخذ نيابت قضايى به شهرستان دامغان اعزام و على اكبر را در مخفيگاه روستايى اش دستگير كردند.على اكبر پس از بازداشت وقتى پى برد تحقيقات قضايى و پليسى او را عامل قتل در جاده بيابانى شناخته است لب به اعتراف گشود.او با به گردن گرفتن قتل گفت: مدتها قبل با دخترى به نام اكرم آشنا شدم و تصميم گرفتم با او ازدواج كنم ولى از آنجايى كه وضعيت مالى مناسبى نداشتم خودرو ام را براى فروش گذاشتم. هفته قبل از حادثه همراه اكرم به پاركينگ عبدل آباد رفتيم و در آنجا با مقتول كه براى خريد خودرو آمده بود آشنا شديم. حدس زديم پول زيادى به همراه دارد و قرار شد تا هفته بعد در پاركينگ پونك خودرو را به او نشان دهيم.وى ادامه داد: روز جنايت از او خواستم تا براى امتحان كردن خودرو پشت فرمان بنشيند و من نيز در صندلى كنار و اكرم نيز در صندلى عقب خودرو نشست. وقتى به طرف ملارد حركت كرديم در جاده تاريك و خلوتى با تهديد اسلحه از او خواستم تا پولها را به من بدهد ولى او مقاومت كرد و من نيز با شليك گلوله او را به قتل رساندم و سپس جسدش را با كمك اكرم در حاشيه جاده رها كرديم.
با اعترافات اين مرد مأموران با رديابى دختر جوان در رجايى شهر صبح روز يكم مرداد ماه او را بازداشت كردند.
دختر جوان نيز با تأييد اعترافات على اكبر گفت: شب حادثه او با مقتول داخل خودرو درگير شدند و از آنجايى كه مقتول قوى هيكل بود على اكبر اسلحه اش را خارج كرد و او را به قتل رساند.با اعترافات دختر و پسر جوان به دستور قاضى بابايى براى روشن شدن جزئيات جنايت، صحنه قتل بازسازى شد.وقتى على اكبر در صندلى جلو و كنار مقتول فرضى و اكرم در صندلى عقب  نشست صحنه جنايت بازسازى شد و على اكبر نحوه درگيرى با مقتول و شليك گلوله را تشريح كرد ولى قاضى بابايى با اعلام اينكه پزشكى قانونى اعلام كرده است كه گلوله به شقيقه سمت چپ سر مقتول اصابت كرده است از آنها خواست تا واقعيت را بازگو كنند.وقتى بازسازى صحنه جنايت نشان داد شخص ديگرى به غير از على اكبر گلوله را شليك كرده و عامل جنايت نيز چپ دست است اكرم تحت بازجويى مجدد قرار گرفت.اين دختر كه چپ دست است به مأموران گفت: قرار بود على اكبر با گلوله خريدار خودرو را به قتل برساند اما چون قربانى قوى هيكل بود من از بين دو صندلى اسلحه را گرفتم و به صورت مقتول نشانه رفتم، مى خواستم او را بترسانم ولى در يك لحظه وقتى صورتش را به سمت من برگرداند ماشه را چكاندم و او را به قتل رساندم.به گزارش خبرنگار ما، با فاش شدن راز اين جنايت و شناسايى عامل اصلى آن، قاضى بابايى رئيس شعبه سوم دادگسترى ملارد پس از برگزارى چندين جلسه محاكمه، اكرم را به قصاص نفس (اعدام) و ۵ سال حبس و شلاق و على اكبر (متهم رديف دوم) را به اتهام معاونت در قتل و سرقت همراه با آزار به ۳۰ سال حبس و شلاق محكوم كرد.
متهم فرودگاه پيام به اتهام تحصيل مال نامشروع محاكمه مى شود
عباس تقى زاده متهم اصلى پرونده موسوم به فرودگاه پيام كه با حكم قطعى دادگاه انقلاب به پرداخت ۲۰ ميليارد تومان جزاى نقدى محكوم شده است، در آينده نزديك به اتهام تحصيل مال نامشروع در دادگاه امور اقتصادى محاكمه مى شود. به گزارش خبرنگار قضايى ما، چندى قبل شعبه ۳۸ دادگاه انقلاب مستقر در مجتمع قضايى امور اقتصادى پس از محاكمه ۵ تن از متهمان موسوم به فرودگاه پيام، آنان را به اتهام قاچاق كالا مجرم شناخت.بر اساس همين گزارش، دادگاه عباس تقى زاده فرزند ميرزاعلى را به استناد دلايل و مستندات پرونده و دفاعيات متهم، در خصوص بزه قاچاق كالا محرز دانست و او را به اتهام ۱۰۲ ميليارد و ۶۴۹ ميليون و ۶۸۵ هزار و ۳۴۶ ريال قاچاق كالا به پرداخت ۱۰ ميليارد تومان جزاى نقدى در حق دولت و ضبط اموال كالاهاى مكشوفه به ميزان ۱۰ ميليارد تومان محكوم كرد.احكام دادگاه در خصوص قاچاق كالا قطعى محسوب مى شود و پرونده براى اجراى حكم به دايره اجراى احكام مجتمع قضايى امور اقتصادى ارجاع شد كه تقى زاده با سپردن وثيقه ملكى به ميزان ۵۰ ميليارد تومان به دايره اجراى احكام از زندان آزاد شد.
نگاه دوم
قاتل آشناى
زن تنها كيست؟
راز نخستين جنايت سال ۸۳ كه در آن زنى ۶۶ ساله قربانى توطئه اى شوم شده است، در هاله اى از ابهام مانده است.اين جنايت، ساعت ۱۵ و ۱۱ دقيقه ظهر يكم فروردين ماه سال ۸۳ به پليس گزارش شد و هنوز رد پايى از عامل قتل زن تنها به دست نيامده است.بنا به اين گزارش، زن ۶۶ ساله به نام «آق قز عزيزى» در خانه شماره ۱۰ خيابان نور واقع در خان آبادنو زندگى مى كرد و جسدش در حالى كه با روسرى خودش خفه شده و پاهايش نيز با رشته سبز رنگى بسته شده بود، در پذيرايى خانه اش پيدا شد.
پليس با بازرسى از قتلگاه زن تنها پى برد كه قاتل با توجه به عدم وجود آثار شكستگى روى قفل هاى در ورودى ساختمان براحتى وارد محل جنايت شده و مى تواند يك آشنا بوده باشد.اين قاتل پس از قتل «آق قز» به سرقت تلويزيون، وى سى دى، تلفن، النگو و انگشتر و سينه ريز زن تنها دست زده است كه با توجه به صحنه جنايت، مى تواند ساختگى بوده و نشان دهنده قصد قاتل آشنا براى گمراه كردن پليس باشد. تحقيقات نشان داد كه «آق قز» آخرين بار وقتى در چهارشنبه سورى به اكبرآباد رفته بود تا عيدى دو دخترش را بدهد، ديده شده است و او همان شب به خانه اش بازگشته تا اينكه يكى از پسران وى پس از تحويل سال نو به خانه مادرش رفته و با صحنه قتل «آق قز» مواجه شده است. بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراى امور جنايى تهران با توجه به اينكه صحنه جنايت نشان مى دهد قتل از سوى يك آشنا بوده است، دستور بررسى هاى تخصصى پليس را صادر كرده است، اما مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران هنوز در رديابى قاتل آشنا موفق نبوده اند و با گذشت ۲۳ ماه از اين جنايت، سرنخى از قاتل به دست نياورده اند.
سرقت يك نقابدار از خانه زن آشنا
246933.jpg
گروه حوادث: يك مرد، نقاب سياهى به صورت كشيدو با حمله به خانه زنى آشنا دست و پاهاى او را بست و به سرقت جواهرات دست زد.اين مرد نمى  دانست كه صدايش براى زن آشنا كافى است تا سرنخ اصلى را در اختيار مأموران پليس قرار دهد.بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۹ شامگاه يكشنبه ۱۶ بهمن ماه سال جارى مردى وقتى در خانه اش در خيابان شيرازى شهرك مسعوديه را باز كرد، همسر جوانش را ديد كه دست و پايش را بسته بودند و خانه به هم ريخته بود.اين زن در حالى كه ترسيده بود نزد شوهرش ادعا كرد مردى نقابدار با حمله به خانه اش و با تهديد چاقو و انبردست توانسته دست، پا و دهانش را ببندد سپس با سرقت همه جواهراتش و برداشتن يك چك ۶ ميليون تومانى گريخته است.اين زوج جوان براى رديابى سارق نقابدار به كلانترى ۱۵۷ شهرك مسعوديه تهران مراجعه كردند و با دستور سروان ابراهيمى _ رئيس كلانترى _ تيمى از تجسس به سرپرستى ستوانيكم احمدى براى به دست آوردن سرنخى از سارق آشنا وارد عمل شدند.مأموران در بازجويى از زن جوان وقتى شنيدند سارق نقابدار به راحتى وارد خانه شده است و انگار بارها به آن خانه رفته است از وى خواستند با دقت همه ماجرا را بگويد.اين زن وقتى تمركز بيشترى روى اين سرقت كرد نزد مأموران پليس فاش كرد كه صداى سارق نقابدار را شناخته است و او كسى جز شوهر خواهرش نيست.كارآگاهان با راهنمايى هاى زوج جوان توانستند مغازه تزريق پلاستيك داماد خانواده را در مولوى شناسايى كنند ووى را در اقدامى غافلگيرانه دستگير كنند.سارق نقابدار ابتدا هر گونه دخالت در حمله به خانه خواهرزنش را نپذيرفت اما وقتى ديد صدايش شناسايى شده است اعتراف كرد به خاطر نياز مالى اى كه داشت با طراحى نقشه سرقت و با نقاب كشيدن به صورتش دست به اين سرقت زده است.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ جواهرات و پول هاى مسروقه در حالى كه از سوى سارق نقابدار در مغازه اش پنهان شده بود، پيدا شد و با دستور بازپرس دادسراى امور جنايى تهران در اختيار مالباخته قرار گرفت.
كشف جسد كوهنورد ناپديد شده در ارتفاعات دارآباد
246936.jpg
جسد «مهرداد قانع» قهرمان كاراته آسيا كه هفتم بهمن ماه در حال صعود به ارتفاعات دارآباد ناپديد شده بود، پس از ۱۰ روز، ظهر روز گذشته در مسير بهمن همان منطقه با تلاش گروه هاى كوهنوردى پيدا شد. به گزارش ايسنا ، حدود ساعت ۱۵:۵ روز گذشته گروه هاى كوهنوردى ستاد كوهستان شهردارى منطقه يك با همراهى دو تيم كوهنوردى تهران و كندلوس حين انجام عمليات جست وجو براى پيدا كردن اين كوهپيما با جسد وى در حالى كه قسمتى از بدنش در داخل آب بود مواجه شدند. در بررسى هاى انجام شده در محل مشخص شد وى حين صعود در مسير بهمن قرار گرفته و به داخل رودخانه «دارآباد» پرت شده است.
قتل در اتاقك باغبانى
قزوين _ خبرنگار «ايران»: دو مرد جوان كه پس از قتل پسر جوانى جسد وى را در حوالى باغ هاى روستاى ارداق «بويين زهرا» رها كرده بودند، دستگير شدند. پليس بويين زهرا ۱۳ بهمن ماه جارى پس از كشف جسد جوان ۲۰ ساله اى در باغ هاى اطراف روستاى «ارداق» به تحقيق پرداخت و پى برد مقتول «حميد» نام دارد و شب حادثه با دو تن از دوستانش ديده شده است. با گذشت ۵ روز از كشف جسد مأموران در ادامه تحقيقات خود دو پسر ۲۰ و ۲۱ ساله به نام هاى «مهدى» و «رضا» را كه با مقتول دوست بودند بازداشت كردند. يكى از دو متهم در بازجويى ها ادعا كرد: در گذشته توسط مقتول مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفتم و تصميم گرفتم تا او را به قتل برسانم. روز حادثه به بهانه كشيدن حشيش او را به اتاقك باغبانى در يك باغ برديم. دوستم با پا ضربه اى به سر او وارد كرد و پس از كشتن او جسدش را به داخل جوى آب انداختيم.
در آخرين اعترافات نزد بازپرس ويژه قتل فاش شد
توطئه يك دختر خوانده
براى زوج سالخورده
گروه حوادث- دختر خوانده يك زوج سالخورده كه براى رهايى از مزاحمت هايشان در رابطه پنهانى اش با جوان خواستگار، به آنان قرص هاى خواب آور خورانده بود با مرگ پدرخوانده به اتهام قتل بازداشت شد.باز پرس ويژه قتل وقتى اعترافات هولناك جوان خواستگار را شنيد خود را در برابر يك سناريوى جنايى ديد و «ليلا» را تحت بازجويى تخصصى قرار داد.
اين دختر كه با مرگ مرموز پدرخوانده ۷۵ ساله اش در بيمارستان لقمان الدوله تحت تعقيب قضايى قرار گرفته بود ابتدا هر گونه دخالت در مرگ اين مرد با نام «هوشنگ» و مسموميت شديد مادرخوانده اش را نپذيرفت و زمانيكه ديد راز اقدام هولناكش فاش شده است لب به اعتراف باز كرد.
«ليلا» صبح ديروز- دوشنبه ۱۷ بهمن ماه- در شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران برابر بازپرس اصغرزاده ايستاد و گفت: «از وقتى خودم را شناختم نزد اين زن و مرد زندگى مى كردم، شنيده ام سه ساله بودم كه سرپرستى من را مادر خوانده ام كه يك پرستار بود به عهده گرفته است. از چند سال پيش با پسرى به نام «صابر» كه با خانواده ام رفت و آمد خانوادگى داشت آشنا شدم و به يكديگر علاقه مند شديم.»وى افزود: «وقتى به خواستگارى من آمد، پدرخوانده ام مخالف اين ازدواج بود و اجازه نمى داد من و «صابر» با هم رفت و آمد داشته باشيم، براى اينكه از مزاحمت هاى آن دو راحت شويم «صابر» پيشنهاد داد با حل كردن قرص هاى خواب آور در آبميوه شان، آنان را نيمه بى هوش كنيم و راحت باشيم.به همراه خواستگارم به داروخانه اى در شهرك غرب رفتيم و من ۹۰ قرص خواب آور كلروزپام و آمتريب ترين خريدم، يكبار در ليوان شير و سه بار در آبميوه هاى پدر و مادر خوانده ام حل كردم كه هر بار مى خوردند نيمه بى هوش مى شدند و متوجه رفت و آمدهاى «صابر» به خانه مان نمى شدند.بنابه گزارش خبرنگار ما، روز هفدهم ديماه سال جارى وقتى دختر زوج سالخورده  از اروپا به ايران بازگشت و آن دو را بيمار در خانه يافت با اعتراض به خواهر خوانده اش اقدام به انتقال پدر و مادرش به بيمارستان لقمان الدوله كرد.بررسى ها نشان مى دهد كه زوج سالخورده دچار مسموميت مرگبار شده اند كه پير مرد تسليم مرگ شده است و مادر خوانده طراح توطئه نيز تحت درمان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |