|
جنگ قدرت ها در شطرنج آسيا
|
|
|
ترجمه: حسن بنانج منبع: آسيا تايمز
شركت ملى نفت چين اخيراً اجراى پروژه خط لوله اى نفتى را در دستور كار خود قرار داده است كه پيامدهاى ناخوشايندى را براى طرح هاى آمريكا در منطقه اوراسيا به همراه خواهد داشت. اين خط لوله كه ذخاير نفتى شمال غرب قزاقستان را به چين متصل مى كند، در واقع، اهميت ژئوپولتيكى خط لوله «باكو - تفليس - جيحان» را كه مورد حمايت واشنگتن است، تحت الشعاع قرار داده است و در نتيجه، زمينه حركت منطقه اوراسيا را به سوى يك نوع رهايى از وابستگى به واشنگتن فراهم خواهد آورد. رويدادهاى اخير حكايت از اين دارند كه بازى شطرنج ژئوپولتيكى براى كنترل شريان هاى انرژى آسياى مركزى و به طور كلى، اوراسيا از آتلانتيك تا درياى چين آغاز شده است. خط لوله قزاقستان به چين، زمانى رنگ و بوى سياسى ترى به خود مى گيرد كه بدانيم پكن در تلاش است تا از شركت هاى روسى براى تأمين نفت موردنياز براى پر كردن لوله هاى اين خط لوله نفتى جديد كمك بگيرد. هم اكنون قزاق ها به تنهايى قادر به انجام اين مهم نيستند. «موسى بيك عيسى اف» معاون وزير انرژى قزاقستان روز ۳۰ نوامبر گذشته در «پكن» اعلام كرد كه نيمى از ۲۰۰ هزار بشكه نفتى كه قرار است از طريق اين خط لوله منتقل شود، به دليل استخراج ناكافى نفت از حوزه هاى نفتى قزاقستان، در ابتدا از سوى شركت هاى روسى تأمين خواهد شد. اين بدان معنا است كه واشنگتن بايد خود را براى يك سناريوى كابوس مانند از همكارى نفتى ميان قزاقستان، چين و روسيه آماده كند. در واقع، آمريكا بايد شاهد از دست دادن اصلى ترين اهرم استراتژيك خود در منطقه اوراسيا باشد. پيامد رويدادهاى اخير در قزاقستان به گونه اى است كه باعث شده تا آمريكا با شدت و قدرت بيشترى بر طبل جنگ عليه ايران بكوبد. خط لوله جديد قزاقستان ۹۶۲ كيلومتر طول خواهد داشت و چين را به «قشقان» در درياى خزر كه بزرگ ترين ذخاير نفتى قابل دسترسى جهان را در خود جاى مى دهد، مى رساند. «قشقان» بزرگ ترين اكتشاف نفتى طى دهه هاى گذشته به حساب مى آيد و حجم نفت آن با درياى شمال برابرى مى كند. اين اكتشاف، در واقع، اصلى ترين دليل آمريكا براى حمايت از «تغيير دموكراتيك» رژيم ها در آسياى مركزى محسوب مى شود. قزاقستان درصدد است طى ۱۰ سال آينده توليد نفت خود را سه برابر كند. به همين دليل، اين كشور نفت خيز در تلاش است تا مسيرهاى صادراتى جديدى را احداث كرده و از اجراى پروژه هاى خطوط لوله اى كه از روسيه مى گذرند و در نتيجه، وابستگى بيشتر به اين كشور را در پى دارند، پرهيز كند. چين هم اكنون در رديف بازارهاى هدف عمده قزاقستان قرار گرفته است. برخى از برآوردها، حكايت از اين دارند كه قزاقستان داراى ۳۵ ميليارد ذخاير نفتى كشف شده است. اين ميزان ذخاير، دو برابر حجم ذخاير نفتى درياى شمال است و حتى براساس گزارشى كه دولت قزاقستان در ماه نوامبر در لندن منتشر كرد، اين كشور سه برابر ذخاير نفتى درياى شمال را در خود جاى مى دهد. مهندسان نفتى آلمان گزارش دادند كه حفارى اخير توسط شركت ايتاليايى «آجيپ»، وجود ذخاير سرشار نفت در قشقان را تأييد مى كند. دولت قزاقستان به رهبرى «نورسلطان نظربايف» درصدد است كه روزانه ۳/۶ ميليون بشكه نفت را از تمام حوزه هاى نفتى قزاقستان - ساحلى و دريايى - تا سال ۲۰۱۵ استخراج كند. دولت قزاقستان براى سال ۲۰۰۵ استخراج ۱/۳ ميليون بشكه در روز را انتظار داشت و بدين ترتيب، از جمهورى آذربايجان سبقت گرفت و توانست در ميان جمهورى هاى توليدكننده نفت اتحاد شوروى سابق، پس از روسيه، مكان دوم را به خود اختصاص دهد. افتتاح خط لوله جديد قزاقستان - چين در ۱۵ دسامبر، رويدادى مهم براى چين محسوب مى شود. «ژانگ گوبائو» معاون رئيس كميسيون اصلاح و توسعه ملى چين كه بلندپايه ترين آژانس طرح ريزى اقتصادى در اين كشور به حساب مى آيد، در مراسم افتتاح آن شركت كرد. شركت ملى نفت چين از سال ۱۹۹۷ تاكنون بيش ۲/۶ ميليارد دلار در قزاقستان سرمايه گذارى كرده است. پكن برترى ژئوپولتيكى را به دست مى آورد پكن در ماه اكتبر، هنگامى كه استيلاى ۴/۱۸ ميليارد دلارى خود را بر شركت نفتى پتروقزاقستان كامل كرد، در واقع، دومين كودتاى ژئوپولتيكى را به نفع خود به ثبت رساند. اين موفقيت به نوعى انتقام گيرى از واشنگتن به دليل ممانعت از تلاش هاى پكن براى دستيابى به «يونوكال» محسوب مى شد. شركت هاى عمده نفتى آمريكا پس از كشف نفت در سواحل قزاقستان تلاش زيادى را براى به دست آوردن نفت اين كشور به انجام رساندند، اما اين تلاش ها ناكام ماند. شركت «اكسون موبيل» به پرداخت رشوه به مقامات قزاقستان در اين راستا متهم و يكى از مديران اين شركت بعدها در «نيويورك» براساس چنين اتهامى به زندان محكوم شد. نظربايف با «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه روابط حسنه اى دارد. وى هنگامى كه قزاقستان بخشى از اتحاد جماهير شوروى بود، دبير كل حزب كمونيست را برعهده داشت. نظربايف اما در مواجهه با مسكو ملاحظاتى را نيز در دستور كار قرار داده است و در عين حال تلاش مى كند تا فاصله خود را با روس ها حفظ كند. در ماه اكتبر، شركت «لوك لويل» روسيه در پيشنهاد خود براى خريدن شركت نفتى دولت قزاقستان، يعنى «پتروقزاقستان» ناكام ماند. اين در حالى است كه نظربايف به نسبت يك دهه پيش در برابر آمريكا نيز تغيير رويه داده است. در آن زمان، به نظر مى رسيد كه واشنگتن تنها هم پيمان خارجى قزاقستان است. حدود يك دهه قبل، شركت نفتى «شورون» كه «كاندوليزا رايس»، وزير خارجه كنونى آمريكا در آن مشاور بود، تنها مقاطعه كار و عامل نفتى عمده در حوزه نفتى «تنگيز» قزاقستان محسوب مى شد. آن دوران با روزهاى پس از فروپاشى اتحاد شوروى مصادف بود و حضور نفتى آمريكا در قزاقستان، از اولويت هاى سياسى دولت «بيل كلينتون» به حساب مى آمد. كنسرسيوم شورون تنگيز شواويل، در سال ۱۹۹۳ كنسرسيوم خط لوله خزر (CPC) را ايجاد كرد. طى سال ها روابط حسنه با دولت قزاقستان، شورون بالاخره خط لوله اى نفتى را از تنگيز در ساحل شمال شرقى خزر به بندر روسى «نووروسيسك» در درياى سياه احداث كرد. اما پس از گذشت سال ها كسادى و فشار، بيشتر اعضاى كنسرسيوم تصميم گرفتند از پيگيرى طرح هاى آتى براى اين خطوط لوله اجتناب كنند. اكنون يك دهه پس از اين رويدادها در صنعت نفت قزاقستان و پديدار شدن افق هاى روشنى در آن، نظربايف به كمك چين و نزديكى به پكن، توازن قدرت جديدى را در كشورش به نمايش گذاشته است. رئيس جمهورى قزاقستان در اكتبر گذشته اعلام كرد كه شركت ملى نفت چين پيشنهاد خريد پتروقزاقستان را برده است. اكنون پس از پيروزى مجدد نظربايف در انتخابات ۴ دسامبر و ادامه ۱۴ سال حكومت وى در قزاقستان، اين سؤال مهم مطرح شده است كه واشنگتن پس از آغاز بازى «نقض حقوق بشر» توسط نظربايف تا چه حد اين اهرم را عليه وى به كار خواهد گرفت. اكنون به نظر مى رسد كه مى تواند سناريويى شبيه انقلاب نارنجى اوكراين با حمايت «ژارماطان تياكباى» اصلى ترين مخالف قزاق و حزب متبوع وى عليه قزاقستان در دستور كار واشنگتن قرار گرفته باشد. وى توانست با كسب ۶/۶ درصد آراى انتخابات اخير در قزاقستان رتبه دوم را به خود اختصاص دهد و اتهاماتى مبنى بر تقلب توسط نظربايف را در اين انتخابات عليه وى مطرح كند. واشنگتن و رسانه هاى آمريكايى اينبار در برابر اين اتهامات جانب سكوت را گرفتند. رايس در راستاى افزايش نفوذ آمريكا در آسياى مركزى طى سفرى ۳ روزه در ماه اكتبر با «تياكباى» به طور خصوصى ديدار كرد. از قرار معلوم، وزير امور خارجه آمريكا براى حضور وى در رأس هرم قدرت قزاقستان وعده هايى داد. عقب نشينى راهبردى آمريكا پس از آنكه «اسلام كريم اف»، رئيس جمهورى ازبكستان به واشنگتن اعلام كرد كه ديگر نمى تواند از پايگاه نظامى «كارشى _ خان آباد» در جنوب شرق ازبكستان استفاده كند، در واقع، زمينه عقب نشينى واشنگتن از اوراسيا را فراهم آورد. اين واقعه اى مهم در بازى شطرنج آمريكا در اوراسيا كه پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شده بود، به حساب مى آمد. پس از اعتراض آمريكا به اقدامات دولت ازبكستان در مواجهه با اعتراض هاى ماه مه «ابيجان» ازبكستان، روابط كريم اف با واشنگتن تيره شد. برخورد قاطعانه كريم اف با اين واقعه، بى شك متأثر از انقلابى بود كه در كشور همسايگى ازبكستان، يعنى قرقيزستان به وقوع پيوست و در نهايت، به سرنگونى حكومت «عسگرآقايف» در اين كشور منتهى شد. كريم اف روز ۲۹ جولاى اعلام كرد كه به آمريكا مهلت مى دهد تا پايگاه نظامى ازبكستان را ترك كند. سناى آمريكا نيز به تلافى اين تصميم تصويب كرد كه آمريكا ۲۳ ميليون دلارى را كه بايد در ازاى كرايه اين پايگاه نظامى و استفاده از آن طى سالهاى گذشته بپردازد، به ازبكستان نخواهد داد. در اين حال، مسكو و پكن از خلأ به وجود آمده بهترين بهره را بردند. ازبكستان براى كنترل يا جلوگيرى از نفوذ قدرت هاى خارجى نظير آمريكا در آسياى مركزى و تأثير آنها بر مسيرهاى خط لوله نفت كه به روسيه متصل مى شوند، كشورى استراتژيك به حساب مى آيد. در اكتبر ،۲۰۰۴ مسكو به امضاى يك توافق با «دوشنبه» (پايتخت تاجيكستان) در مورد اصلاحات پايگاه نظامى در اين كشور نايل آمد. اين اقدامى از سوى روسيه بود تا گسترش «انقلابهاى رنگى»، تحت حمايت واشنگتن را در منطقه محدود كند. روند تغيير نقشه ژئوپولتيكى اوراسيا به نفع مسكو چندى است كه آغاز شده و به نظر مى رسد شكست آمريكا در ازبكستان، نقطه آغاز آن بوده است. اين كشور هم اكنون اصلى ترين هم پيمان روسيه در آسياى مركزى به حساب مى آيد. در اين حال موقعيت واشنگتن در اوراسيا و روابط آينده اش با قزاقستان، ناگهان به اولويتى مهم در سياست خارجى آمريكا تبديل شد. از قرار معلوم، دولت بوش به اين نتيجه رسيد كه هم اكنون زمان وقوع يك انقلاب «نارنجى» در قزاقستان دستكم تا هنگامى كه موقعيت واشنگتن در منطقه تحكيم نشده، فرا نرسيده است. اين در واقع يكى از نيات آشكار سفر رايس در اكتبر گذشته به منطقه بود. اما اكنون با چرخش ژئوپلتيكى «نورسلطان نظربايف» در جهت استفاده از اهرم چين به منظور متوازن ساختن سلطه بالقوه واشنگتن در منطقه، اوضاع به شدت در حال دگرگونى است. يك سال پيش، چين تلاش كرد تا ۱۶ درصد سهام كنسرسيوم «قشقاق» را از شركت گاز انگليس خريدارى كند، اما انجام اين فروش از سوى عضو آمريكايى كنسرسيوم مذكور يعنى «اكسون موبيل» با ممانعت مواجه شد. اين شركت آمريكايى در نتيجه چنين رفتارى متهم به پرداخت رشوه و سپس محكوم شد. اكنون چين ايده احداث يك خط لوله نفتى به سوى شرق و نه غرب را به اجرا درآورده است. اين رويداد، پيامدهاى استراتژيكى عمده اى را براى آينده خط لوله نفتى باكو _ تفليس _ جيحان با حمايت آمريكا در پى دارد. اين خط لوله توسط كنسرسيوم نفت خزر كه رياست آن را شركت بريتيش پتروليوم بر عهده دارد، احداث شد و با وجود آنكه مسيرى پرهزينه و نامعتبر از درياى خزر محسوب مى شد، مورد حمايت «بيل كلينتون» و «جورج بوش» بود. «زبيگنيو برژينسكى»، مشاور امنيت ملى سابق آمريكا رياست هيأت مذاكره كننده واشنگتن را در حمايت از طرح خط لوله باكو _ تفليس _ جيحان كه بر مبناى پيش دستى در برابر روسيه به اجرا درآمد، بر عهده داشت. احداث اين خط لوله بر مبناى اين پيش فرض نهايى شد كه نه تنها مى تواند نفت جمهورى آذربايجان را از طريق آن انتقال دهد، بلكه قادر خواهد بود در به جريان انداختن سهمى عمده از نفت قزاقستان و حوزه هاى نفتى سواحل قشقان نيز مورد بهره بردارى قرار گيرد، كه چنين نشد. استراتژى گسترده تر نفتى چين افتتاح خط لوله چين _ قزاقستان، در واقع، بخشى از طرح گسترده پكن به منظور اطمينان از دستيابى به ثروت هاى نفتى قزاق ها است. پكن درصدد است به سلسله اى از زيرساخت ها كه بخشى از آنها مربوط به اتحاد شوروى سابق است و بخشى ديگر در اختيار چين، متصل شود. سپس جريان برخى از آنها را تغيير دهد و كريدورى صادراتى را كه از حوزه نفت خيز خزر در قزاقستان شامل قشقان تا مجموعه اى از حوزه هاى نفتى در غرب و مركز اين كشور امتداد مى يابد و در نهايت به چين منتهى مى شود، ايجاد كند. چين با تكميل اين پروژه براى اولين بار توانسته است يك منبع انرژى وارداتى را متفاوت با منابع انرژى خود از خليج فارس و سودان و دور از تيررس جنگنده هاى آمريكايى، تضمين كند. تا پيش از افتتاح اين خط لوله، چين تنها ۲۵ هزار بشكه نفت را روزانه از قزاقستان وارد مى كرد. اما با به پايان رسيدن پروژه جديد، اين كشور اكنون قادر است روزانه يك ميليون بشكه از نفت خام قزاق ها را در اختيار داشته باشد و اين به معناى تأمين ۱۵ درصد از نفت مورد نياز چينى ها براى پيشرفت و توسعه است. چين در گام هاى بعدى درصدد است تا توليد نفت از دهها حوزه نفتى قزاقستان را كه طى سالهاى گذشته امتياز بهره بردارى از آنها را به خود اختصاص داده است، در دستور كار قرار دهد. اين، در واقع، ميزان نفتى است كه هم اكنون از روسيه به شمال و غرب منتقل مى شود. چين هنوز به رنگ قرمز علاقه دارد چين وقوع انقلاب هاى رنگى در كشورهايى نظير گرجستان، اوكراين و اخيراً قرقيزستان را كه تحت حمايت واشنگتن به وقوع پيوستند، زير نظر داشته است. چينى ها همچنين آشكارا تصميم گرفتند كه از گسترش تلاشهاى مشابه براى تقويت سازمانهاى غيردولتى در چين و يا مناطق استراتژيك ديگرى كه اين كشور در آنها منافع تأمين انرژى دارد، جلوگيرى به عمل آورند. وقوع انقلاب «لاله» در قرقيزستان زنگ خطر را در پكن به صدا درآورد. چرا كه اتصال احتمالى خطوط لوله چين از ازبكستان ، تركمنستان، ايران و روسيه آشكارا از سوى حلقه همسايگان جديد سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) و كشورهايى كه ميان چين و منابع بالقوه نفتى اين كشور واقع شده اند، مورد تهديد قرار خواهد گرفت. اين هشدارها به روابط گرم تر پكن و ازبكستان در ماههاى اخير از يك سو و دعوت بلاروس از چينى ها از سوى ديگر منجر شد. نشريه «فارن پاليسى» در اين زمينه مقاله اى را اخيراً به قلم يكى از مخالفان چينى تحت عنوان «سرنگونى با يكى از رنگها در چين» به چاپ رساند كه در آن چنين آمده است: «سقوط رژيم هاى مستبد شوروى سابق ، هراس از شبح شوم يك قيام مردمى در چين را بر تالارهاى قدرت اين كشور حكمفرما كرده است. به نوشته مجله اوپن، چاپ هنگ كنگ ، گزارشى از سوى هوجين تائو، رئيس جمهورى چين تحت عنوان مقابله با مبارزه مردم بدون اسلحه ، زمينه تهاجم هاى ضدانقلابى حزب كمونيست اين كشور را فراهم آورد. اين گزارش كه از سوى حزب مذكور انكار مى شود، مجموعه اى از اقدامات به هدف در نطفه خفه كردن يك انقلاب رنگى احتمالى توسط چينى ها را برمى شمرد.» از قرار معلوم، برخى از چينى ها اين را جنگى ميان دو جورج - جورج بوش و سرمايه دار جهانى جورج سوروس - مى دانند. فارن پاليسى در ادامه مقاله خود آورده است: «سركوب سازمانهاى غيردولتى در چين، شايد بارزترين نشانه نگرانى پكن باشد. پكن معتقد است كه NGOها به خصوص آنهايى كه تحت حمايت هستند به عنوان دستان نامريى واشنگتن در تغيير رژيم هاى اخير در آسياى مركزى عمل مى كنند. دوهفته نامه اى كه اخيراً توسط اداره تبليغات حزب كمونيست چين منتشر مى شود ، به بودجه سالانه يك ميليارد دلارى واشنگتن براى دموكراتيزه سازى جهانى اشاره مى كند و از NGOهايى نظير مؤسسه بين المللى جمهوريخواهان ، سازمان اهداكننده ملى براى دموكراسى (NED) ، مؤسسه صلح آمريكا و مؤسسه جامعه آزاد به عنوان سازمان هايى براى شست وشوى مغزى افراد محلى و تربيت مخالفان سياسى نام مى برد. در ماه آگوست، پيش از ديدار كميسيونر عالى سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر از چين ، پليس اين كشور به دفتر مؤسسه حقوق و اهدا كه يك گروه حقوق بشر تحت حمايت NED است ، يورش برد. در همين حال ، وزارت امور مدنى هم اكنون روند ثبت نام از متقاضيان تأسيس NGO را متوقف كرده و بدين ترتيب، فعاليت بسيارى از گروهها را به طور مؤثرى فلج كرده است. تنها دفاتر دولتى كه در NGOها منافعى دارند، آژانس امنيت ملى (پليس مخفى چين) و نيروهاى امنيت عمومى هستند. هردوى اين ادارات، تحقيقاتى را در مورد NGOهاى محلى آغاز كرده اند. از برخى از مديران چينى كه براى NGOهاى بين المللى كار مى كنند نيز براى گفت وگوى خصوصى با مقامات دعوت شده است. اما هنوز هيچ بازداشتى دراين زمينه از چين گزارش نشده است. افسران امنيتى مخفى نيز به درون برخى از دفاتر NGOنفوذ داده شده اند تا اطلاعاتى را مربوط به سازمانها و كاركنان خارجى جمع آورى كنند. گروههاى زيست محيطى نيز تحت نظر هستند، زيرا آنها با موفقيت توانستند باب مسائلى عمومى را در زمينه مباحثى جنجالى نظير غذاهايى كه تغيير ژنتيكى يافته اند و پروژه هاى عظيم سدسازى بگشايند. در همين حال ، پكن محققانى را در زمينه علوم اجتماعى از چند مركز دانشگاهى در استان هاى مختلف چين به منظور بررسى فعاليت NGOها به خدمت گرفته است. همچنين كارشناسانى به آسياى مركزى اعزام شده اند تا چگونگى شكل گيرى اولين ريشه هاى انقلاب هاى رنگى را مورد بررسى قرار دهند. به گفته منابع چينى ، آخرين تصميمات در زمينه رويكرد دولت چين نسبت به NGOها در جلسه شوراى دولتى كه بلندپايه ترين هيأت اجرايى دراين كشور است ، اتخاذ خواهد شد. تا زمانى كه ابرهاى انقلاب رنگى بر فراز آسياى مركزى باقى مانده اند - همانطور كه در بلاروس انتظار يك توفان مى رود - دولت چين هوشيارى خود را از دست نخواهد داد. اگر جامعه بين الملل يك چين دموكراتيك و آزاد مى خواهد، بايد توجه بيشترى را به نجات و رشد مؤسسه هاى آزاد در چين معطوف كند. در غيراين صورت، اين كشور همچنان رنگ قرمز را براى خود انتخاب خواهد كرد. پكن - تهران - مسكو در پايان سال ،۲۰۰۴ پكن يك توافق ۷۰ميليارد دلارى انرژى را با تهران به امضا رساند. اين بزرگترين قراردادى بوده كه چين با يكى از اعضاى عضو اوپك تاكنون امضا كرده است. شركت دولتى سينوپك چين موافقت كرد كه ۲۷۰ميليون تن گاز LNG را طى ۳۰سال همزمان با توسعه حوزه نفتى بزرگ يادآوران در ايران از اين كشور خريدارى كند. ايجاد يك صنعت پتروشيمى وگاز مرتبط شامل خطوط لوله از ديگر موارد مورد توافق ميان چين و ايران در اين قرارداد بود. شركت ساختمان سازى ارتش چين نيز به عنوان بخشى از يك توافق همكارى اقتصادى گسترده ميان ايران و چين، توسعه متروى زيرزمينى تهران را برعهده گرفته است. دومين مرحله همكارى استراتژى ايران وچين در بخش انرژى، دربرگيرنده احداث خط لوله اى است در ايران كه به طول ۳۸۶ كيلومتر نفت درياى خزر را به خط لوله چين - ازبكستان متصل خواهد كرد. زمانى كه اين توافق به امضا مى رسيد، وزير نفت ايران اعلام كرد كه تهران مايل است چين جايگاه ژاپن را به عنوان بزرگترين كشور واردكننده نفت ايران ، پر كند. ايران همچنين براساس تخمين ها بزرگترين ذخاير نفت گاز طبيعى جهان را پس از روسيه در اختيار دارد. ايران، سرزمينى است كه از نظر استراتژيك بيشترين اهميت را براى كشورهايى نظير چين، ژاپن، روسيه و اتحاديه اروپا داراست و به همين دليل، واشنگتن نيز چنين جايگاهى را براى ايران قائل است. از سويى، چين كه يكى از اعضاى داراى حق وتو در شوراى امنيت است، بارها خواستار حل و فصل پرونده هسته اى ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى شده است. «محمدالبرادعى » رئيس اين آژانس كه موفق به كسب جايزه صلح نوبل شده، به دليل اينكه آشكارا عدم وجود مدارك كافى در مورد فعاليت هاى هسته اى غيرقانونى در عراق و اكنون ايران را اعلام كرده است، با خصومت ورزى بازهاى جنگ طلب واشنگتن دست و پنجه نرم مى كند. با توجه به ماهيت تهاجم دولت بوش به عراق در سال ۲۰۰۳ كه چين در اين كشور از منافع نفتى زيادى برخوردار بود و تصميم آمريكا براى متوقف ساختن تلاش هاى پكن در جهت تضمين استقلال در زمينه انرژى - نظير سرنوشتى كه به سر معامله شركت دولتى نفت چين با يك شركت آمريكايى رفت - تعجبى ندارد كه پكن اقداماتى غيرعادى را براى تأمين بلندمدت گاز و نفت مورد نياز خود، در دستور كار قرار دهد. در واقع، انرژى، پاشنه آشيل رشد اقتصادى چين به حساب مى آيد. پكن كاملاً نسبت به اين مسأله حساسيت دارد ، واشنگتن نيز از آن غافل نيست. در اين ارتباط ، سياست كنونى آمريكا عليه ايران، بازيگران بيشترى را - از جمله چين - نسبت به پيش از حمله آمريكا به عراق در وحشت و هراس فرو برده است.
|