سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ -
Tue, Feb 7, 2006
مهرگان
۳۳۹۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره صالح حسينى
سايه
ترجمه
درباره صالح حسينى، منتقد و مترجم
متولد ۱۳۲۵ سنقر كرمانشاه
- تحصيل در دانشكده ادبيات و علوم انسانى شيراز سال ۴۵ تا ۵۲
- تحصيل در دانشگاه جورج واشنگتن سال ۵۴تا ۵۸
- تدريس در دانشگاه اهواز از ۵۸ تاكنون
بخشى از آثار به چاپ رسيده:
- ترجمه رمان:
خشم و هياهو اثر ويليام فاكنر، لرد جيم اثر جوزف كنراد، آخرين وسوسه مسيح، گزارش به خاك يونان، برخيز اى موسى و ابشالوم ابشالوم اثر نيكوس كازانزاكيس، برادران كارامازوف اثر داستايوفسكى و ...
- در زمينه نقد:
بررسى تطبيقى خشم و هياهو و شازده احتجاب، نيلوفر خاموش: نظرى به اشعار سهراب سپهرى و ...
ترجمه نقد:
رمز كل: كتاب مقدس و ادبيات، تحليل نقد
- در زمينه نقد:
246960.jpg
نظرى به ترجمه، فرهنگ برابرى هاى ادبى، واژه نامه ادبى
- همكارى با نشريه هاى مختلف و نوشتن ده ها عنوان مقاله  علمى و تحقيقى
محمد مفتاحى - گروهى از مترجمان، منتقدان و صاحبان قلم از آن جهت در تاريخ ادبيات معاصر ماندگارند كه آثارى ماندگار را به جامعه ادبى معرفى كرده اند و در اين ميان آنها كه در انتخاب كار ترجمه يا پژوهش دقت بيشترى از خود نشان داده اند، موفق تر و ماندگارتر بوده اند. اين امر يكى از عوامل توفيق و ماندگارى آنهاست چرا كه كار بر آثارى كه از سبكى ويژه و ديرياب برخوردارند براى هر محقق يا مترجمى قابل اجرا نيست يا اين كه جسارت و توانايى ويژه مى طلبد.
صالح حسينى، منتقد و مترجم تواناى معاصر، از چهره هاى ماندگار و تأثيرگذار بر ادبيات اين مرز و بوم است. وى در دو رشته نقد و ترجمه آثارى منحصر به فرد، تازه و تأثيرگذار به جامعه ادبى كشور عرضه كرده. ترجمه آثار متفاوت و مهمى از ادبيات مغرب زمين نام او را به عنوان يك مترجم پيش رو در تاريخ ادبيات معاصر به ثبت رسانيده است. آثار مهمى چون «خشم و هياهو» اثر ويليام فاكنر، «آخرين وسوسه مسيح»، «گزارش به خاك يونان»، «برخيز اى موسى»، «ابشالوم، ابشالوم» از نيكوس كازانزاكيس، «برادران كارامازوف» اثر داستايوفسكى، «لرد جيم» اثر جوزف كنراد و ... كه از مهمترين آثار ترجمه شده درچند دهه پيش هستند به اهميت كار وى افزوده است.
صالح حسينى به سال ۱۳۲۵ در سنقر كرمانشاه ديده به جهان گشود. دو سال در مكتب خانه درس خواند و يك سال طلبگى كرد و از همين راه با قرآن، حافظ و سعدى آشنا شد. پس از اتمام دوره هاى ابتدايى و دبيرستان درزادگاهش از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۲ در دانشكده ادبيات و علوم انسانى شيراز زبان و ادبيات انگليسى خواند. همچنين وى به مدت چهار سال در دانشگاه جورج واشنگتن آمريكا به تحصيل ادبيات پرداخت. اين دوره از سال ۱۳۵۴ تا سال ۱۳۵۸ به طول انجاميد. پس از بازگشت از آمريكا در دانشگاه اهواز به تدريس مشغول شد البته منهاى سه سال تعطيلى دانشگاهها كه دوسال آن را نزد دكتر نصرالله پورجوادى در مركز نشر دانشگاهى مشغول به فعاليت بود. دروس عمده اى كه وى تدريس مى كند عبارت است از: رمان، نقد، مكتب هاى ادبى، شعر انگليسى، بررسى ادبيات معاصر فارسى و ترجمه. در حين تدريس به ترجمه آثار مهم ادبى و همچنين نقد آثار مهم ادبيات معاصر هم مشغول است.
چنان كه گفته شد اثرگذارى حسينى در دو رشته ترجمه و نقد بر ادبيات معاصر به وضوح مشهود است. در بخش ترجمه يكى از مهمترين آثار وى كه دربرگيرنده نظريه ها و باورهاى وى نسبت به ترجمه است «نظرى به ترجمه» نام دارد. وى ترجمه را هنر مى داند نه فن و در اين كتاب مى نويسد: «مترجم خوب كسى است كه سه شرط را در خود جمع داشته باشد: نخست تسلط بر زبانى كه از آن ترجمه مى كند (يا اصطلاحاً زبان مبدأ)؛ دوم تسلط بر زبانى كه به آن ترجمه مى كند (يا اصطلاحاً زبان مقصد)؛ سوم تسلط بر موضوع مورد بحث كتاب، زيرا در عمل ثابت شده است كه مثلاً مترجم كتابى در فلسفه هر اندازه كه بر زبان مبدأ و مقصد مسلط باشد اگر خود اهل فلسفه يا به عبارت دقيق تر اهل اصطلاح نباشد از عهده ترجمه آن برنمى آيد. اين سه شرط لازم است ولى البته كافى نيست. ترجمه خوب شرايط ديگرى هم دارد كه يكى از مهمترين آنها رعايت امانت است كه آن را به بيان ديگر حفظ سبك نيز مى گويند. البته حفظ سبك نويسنده در ترجمه كه سابقاً مورد عنايت نبود يكى از شرايط اساسى است و توجهى كه در سالهاى اخير به آن مبذول مى شود شايسته قدردانى است، زيرا مسلماً كافى نيست كه خواننده فقط بداند نويسنده چه گفته است بلكه به همان اندازه نيز مهم است كه بداند چگونه گفته است. حسينى در مورد شناساندن معادل هاى فارسى موجود در زبان انگليسى دو كتاب منتشر كرده است. «فرهنگ برابرى هاى ادبى» عنوان كتابى است كه در دو بخش انگليسى - فارسى و فارسى - انگليسى تهيه شده است و در آن به ذكر معادل هاى فارسى موجود در زبان انگليسى پرداخته شده است. بخش اول شامل مفردات و تركيبات و تعابير است. تعدادى اصطلاح ادبى و نيز عنوان تعدادى از آثار ادبى حامل تلميح به تناسب درآن آمده است. بخش ديگر در حقيقت توضيح واژه ها و تركيباتى است كه در بخش اول با علامت ستاره مشخص شده اند. كتاب ديگر «واژه نامه ادبى» نام دارد. اين كتاب هم در دو بخش «انگليسى - فارسى» و «فارسى - انگليسى» تهيه شده است. صالح حسينى در مورد كاربرد و موارد استفاده اين كتاب و چگونگى و تهيه آن مى گويد: «با آنكه فرهنگ حاضر طى يك سال تهيه و تدوين گرديده و در حقيقت حاصل سالها مطالعه و تدريس نگارنده است و با توجه به نياز دانشجويان رشته زبان و ادبيات انگليسى به معادل هاى فنى مصطلحات ادبى تأليف يافته است، چه بسا كه مترجمان ادبيات نيز آن را سودمند يابند. اصطلاحات به كار رفته شامل مصطلحات ادبى انگليسى، نمايشنامه، شعر و نقد است. به پيروى از فرهنگ هاى معتبر اصطلاحات ادبى انگليسى، بعضى از اصطلاحات كتابدارى و مكاتب مهم ادبى - فلسفى نيز در اين فرهنگ آمده است. به علاوه تا آنجا كه به تطبيق اصطلاحات سنتى رشته هاى بديع، معانى، بيانى، عروض و قافيه فارسى و انگليسى مربوط مى شود، از فرهنگ اصطلاحات صناعات ادبى تأليف دكتر محمد طباطبايى استفاده شده است.»
246855.jpg
وى علاوه بر چاپ اين دو كتاب مفيد براى ترجمه موفق به مترجمان جوان توصيه مى كند كه: «هنگام ترجمه، در هر لحظه، در هر جمله، در هر صفحه، دائماً خود رابه جاى خواننده بگذارد و از خود بپرسد كه خواننده از آن عبارت من چه مى فهمد و آيا آنچه مى فهمد همان چيزى است كه مراد نويسنده بوده است يا چيز ديگر. خاصه در ترجمه كتاب هاى علمى راهى جز اين نيست كه مترجم - البته به شرطى كه نخست مطلب كتاب را كاملاً فهميده باشد - به خود بگويد:« اگر اين مطلب را در كتابى به زبان خارجى نمى خواندم و قرار بود كه خودم آن را مستقيماً به فارسى بيان كنم چگونه بيان مى كردم؟ مترجم كتب علمى به يك معنى معلم نيز هست و وظيفه هر معلمى اين است كه مطلب درسى را براى شاگردان خود كاملاً قابل فهم كند. اين نكته را هم نبايد فراموش كنيم كه هر مفهومى به هر زبانى قابل بيان است، خاصه زبان فارسى با سابقه هزارساله اش در زمينه علمى و ادبى و فلسفى و اگر احياناً به اين نتيجه برسيم كه زبان فارسى براى بيان فلان نكته يا فلان مطلب ناتوان است (جمله اى كه بارها از زبان مترجمان تازه كار شنيده ام) بايد صددرصد مطمئن باشيم كه ناتوانى از زبان فارسى نيست، از خود ماست.»
در زمينه نقد هم كتابهاى متنوعى از صالح حسينى به چاپ رسيده است. گروهى از اين كتابها مربوط به بخش ترجمه و گروهى ديگر تأليفات وى هستند. از ميان ترجمه ها مى توان به دو اثر مهم از نورتروپ فراى اشاره كرد: «تحليل نقد»، و «رمز كل: كتاب مقدس و ادبيات». تحليل نقد كه از كتابهاى مهم در زمينه نقد ادبى است با ترجمه بى نظير صالح حسينى مورد استفاده و استقبال دوستداران ادبيات قرار گرفته است. وى درباره اين كتاب نوشته است: «نورتروپ فراى در تحليل نقد بر آن است كه نظرى اجمالى درباره دامنه و نظريه و اصول و فنون نقد ادبى به دست دهد. كتاب مشتمل بر مقدمه اى جدلى، چهارمقاله و نتيجه گيرى مشروط، مقدمه و نتيجه در دفاع از هدف است و چهار مقاله هم به ترتيب ذيل عناوين نقد تاريخى، نقد اخلاقى، نقد آركيتيپى، نقد ريطوريقايى - ساختار كلامى مفروض نقد ادبى، نظام بندى شده است با اين قيد كه نقد ادبى يكى از علوم انسانى خود ايستا است از آنجا كه نزد فراى نقد علم است و محدوده آن هم مشخص، به مقالاتش به عمد حالت انگاره اى يا قالبى داده است. درواقع، تحليل نقد دو ارزش دارد. نخست اينكه تفسيرى و تشريحى است و از اين سبب كه به بررسى استقرايى كل ادبيات مبتنى است نوعى بوطيقاى جديد است. ديگر اينكه مقدمه اى است بر اصول ساختارى ادبيات در متن كلاسيك و مسيحى: ايجاد دستور زبان سمبوليسم ادبى به منظور همسان و همتاكردن مفهوم كلاسيك در هنر با كتاب آسمانى در مذهب.»
كتاب ديگر نورتروپ فراى كه صالح حسينى ترجمه كرده «رمزكل: كتاب مقدس و ادبيات» نام دارد. براى ذكر اهميت اين كتاب همين بس كه گروهى آن را مؤثرترين نقد ادبى پس از بوطيقاى ارسطو دانسته اند. صالح حسينى درباره علت ترجمه اين كتاب گفته است: «در مورد ترجمه اين كتاب بايد بگويم من خودم هميشه دانشجوى ادبيات هستم و با ترجمه كتاب در وهله اول مى خواستم خودم چيزى ياد بگيرم. ديگر اينكه دانشجويان ادبيات ياد بگيرند. همچنين از آنجا كه لازمه درك ادبيات غرب، آشنايى با كتاب مقدس است، يكى ديگر از نكاتى كه در نظر داشتم و جناب كامران فانى هم موقعى به اين نكته اشاره كردند، اين است كه راهى بازكنيم تا بتوانند قرآن را با توجه به چهار حوزه اى كه در كتاب بيان شده است بررسى كنند.» در اين كتاب در دو بخش «آرايه كلمات» و «آرايه انواع» و چهار مبحث «زبان»، «اسطوره»، «استعاره» و «نوع شناسى» نويسنده به اين نكته مى پردازد كه آيا كتاب مقدس با تأثير عميقى كه بر ادبيات مغرب زمين داشته است را مى توان در مقوله ادبيات بررسى كرد؟
نقدهايى كه صالح حسينى نوشته است هر كدام در نوع خود تأثيرگذار وخواندنى هستند. در «بررسى تطبيقى خشم و هياهو و شازده احتجاب» حسينى در روشى كه تقريباً هيچ نمونه ديگرى در ادبيات انتقادى ما ندارد ابتدا به شيوه «جريان سيال ذهن» مى پردازد و سپس با آوردن خلاصه دو رمان بررسى شيوه روايت، مضامين، تصاوير پرمعنا و شخصيت هاى مهم آنها اهميت و جايگاهشان را در ادبيات بررسى مى كند. وى در مورد اين بررسى نوشته است: «هدف از اين رساله چنان كه از اسمش پيداست، مقايسه «خشم و هياهو» و «شازده احتجاب» است البته اين گفته به آن معنا نيست كه مثلاً حدود تأثير هوشنگ گلشيرى از ويليام فاكنر ارايه شود، بلكه هدف اين است كه با قراردادن دو رمان مورد نظر در برابر هم وجوه مشابهات يا افتراق و احياناً كاستى ها نشان داده شود و در عين حال با نماياندن غناى بيشتر «خشم و هياهو» به لحاظ اشارات مذهبى و ادبى راه آينده گلشيرى مشخص تر شود...»
وى با توجه به نكات مهم داستان پردازى چون روايت، شخصيت پردازى و ... و همچنين نشان دادن شيوه هاى استفاده فاكنر از اين ابزار در ابتدا به درك رمان خشم و هياهو كمك مى كند و سپس با ذكر همانندى هاى دو رمان رازهاى سربسته فراوانى را براى اهالى جدى ادبيات مى گشايد. وى در پايان با كمال فروتنى مى گويد: «در اين نوشته به هيچ وجه مدعى نبوده ام كه كلام آخر را در باره دو رمان مورد بحث گفته باشم. تلاش من بر اين بوده است كه ضمن تأكيد بر اصالت دو رمان، جنبه هاى قابل مقايسه آنها را نشان بدهم...» وى با نوشتن اين كتاب جامعه ادبى را با نقدى علمى و بى غرض آشنا كرد. كتاب مهم ديگر صالح حسينى درباره نقد «نيلوفر خاموش» نام دارد كه نظرى است به شعر سهراب سپهرى. وى در اين كتاب هم با تكيه بر نقد علمى و با بررسى شعرهاى سهراب از جهات مختلف و مقايسه جنبه هاى مختلف شعر او و بيدل دهلوى نكات تازه اى را در مورد سهراب ذكر مى كند. به طورى كه اين كتاب بعد از پنج بار تجديد چاپ همچنان مورد استقبال دوستداران شعر و نقد قرارمى گيرد.
در پايان نكته مهمى را هم درباره شخصيت صالح حسينى بايد گفت. وى در مورد پيشكسوتان و استادن خود بسيار قدرشناس و فروتن است تا حدى كه ترجمه كتاب نظرى به ترجمه را با اين عنوان تقديم كرده است:
«به استادم ابوالحسن نجفى كه هر چه از ترجمه مى دانم از او مى دانم.» همچنين مقدمه تحليل نقد را هم با سپاس از وى به پايان مى برد. بدين ترتيب او نه تنها درباب ترجمه و نقد كه در اخلاق هم مى تواند الگوى نسل جوان سرزمين ما باشد.
پى نوشت:
در نگارش اين مطلب از ماهنامه كتاب، ادبيات و فلسفه شماره ۶۲ نيز استفاده شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |