|
جوانان و آداب و رسوم ملل:
مردها با يك سكه از رودخانه عبور مى كنند!
|
|
|
پرديس شكيبا قرنهاى بسيارى است كه مردمى با رنگ ها و شكل هاى متفاوت در گوشه گوشه اين دنيا زندگى مى كنند. هر كدام آداب، رسوم، فرهنگ و اعتقاداتى دارند كه آنان را از مردم ساير دوران و مناطق متمايز مى كند اما در عين حال در ميان تمام تفاوت هاى ذكر شده مشتركات اصولى و قابل توجهى هم وجود دارد. متولد مى شوند، زندگى مى كنند و سرانجام مى ميرند. هيچكس مرحله يا مراحلى را اضافه يا حذف نمى كند. گرچه كيفيت و كميت زندگى و مرگ افراد است كه از آنها شخصيت هاى مثبت و منفى تاريخ بشريت را مى سازد اما پير و جوان، زن و مرد، فقير و غنى، سفيد وسياه، تحصيلكرده و بى سواد و ... روزى متولد مى شوند به شيوه اى كه انتخاب كرده اند زندگى مى كنند و در ادامه آن آنطور كه شايسته آنهاست مى ميرند! برخورد افراد در ارتباط با تولد و مرگ بسته به اعتقادات و آداب و رسوم و فرهنگ آنها تفاوت ها و اشتراكاتى دارد. موضوع و مقوله مرگ از آن جايى كه باعث تحريك احساسات و عواطف انسان از ديرباز تاكنون بوده همواره با نوعى حساسيت ازطرف اطرافيان شخص فوت شده همراه بوده است. شواهد تاريخى نشان مى دهد كه بسيارى از مراسم تدفين و به خاكسپارى به زمان انسان غارنشين بازمى گردد. گرچه از آن چه آنان انجام مى داده اند به درستى چيزى نمى دانيم اما برخى شواهد نشان از دفن كردن مردگان همراه با گل داشته است. اين عمل نشان مى دهد كه آن مردم عواطف و احساسات شديدى نسبت به كسانى كه از دست مى داده اند داشته و سعى مى كرده اند با همراه كردن او با گلهاى زيبا شدت علاقه و دلبستگى خود را نشان دهند. آنان گمان مى كردند شخصى كه مى ميرد به خواب رفته است و روزى مجدداً بيدار مى شود. به همين خاطر در هنگام دفن صورت او را به سمت بالا و جهت طلوع خورشيد مى گذاشتند تا در بيدارى و زندگى بعدى در طلوعى ديگر شرايط خوبى داشته باشد. بين سالهاى ۳۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ پيش از ميلاد آنها با مراسم خاصى مردگان خود را همراه با گردنبند، لباسهاى زيبا و ابزارهاى مورد علاقه شان دفن مى كردند و بدن آنها را با خاك قرمز رنگ مى پوشاندند تا رنگ پوست ايشان، به رنگ زمان تولدشان درآيد و آنها نيز معتقد بودند شخص مورد علاقه شان در زندگى پس از مرگ از همراه داشتن آنچه در اين دنيا به آن علاقه نشان مى داده است خوشحال خواهد شد. ازطرف ديگر فكر مى كردند، اگر شخصى كه اين دنيا را ترك مى كند در زندگى آينده خوشحال باشد هرگز بازنمى گردد! و مى تواند بدون هيچ احتمال خطرى از دنياى زندگان فاصله بگيرد. با دقت و تأمل بيشتر در آداب و رسوم انجام شده از قديم تاكنون مى توان تفاوت هاى زيادى يافت كه بسيارى از اين تفاوت ها براصل گذر روح و آرامش آن در زندگى ابدى تكيه داشته و دارد. براى مثال گروهى از مردم «اوگاندا» براى هر كودكى كه متولد مى شود از همان ابتدا محلى جهت دفن او در نظر مى گيرند. و هر كشور قوانين خاص خود را در اين مورد دارد. بسيارى از آداب و رسوم پيرامون اين موضوع ناشى از تصور مصريان قديم است كه مرگ را سفرى جاودانه مى دانستند و به همين خاطر سعى مى كردند وسايل و امكانات لازم جهت آن سفر را با مسافر خود همراه كنند. روزگارى در جنوب نيجريه مراسم تشييع و تدفين پادشاهان همراه با قربانى كردن تعدادى از بردگان بود، آنها سعى مى كردند با اين كار پادشاه را پس از مرگ از نعمت وجود خدمتكاران خود محروم نكنند!! اما در سال ۱۸۵۲ همه چيز تغيير كرد و پادشاه آن دوران (Archibong) به شدت بيمار شد و همين امر بردگان را متحد كرد تا عليه اين قانون اعتصاب و اعتراض كنند. (چرا كه احتمال مى دادند بزودى كشته شوند) بعد از گذشت چند ماه شاه خوب شد و به دنبال آن قانون كشتن بردگان در اين شرايط را لغو كرد. در ميان رسوم مختلف، رسم يونانى ها با سايرين تفاوت داشت آنها مى پنداشتند مرده براى گذر از اين دنيا و رسيدن به دنياى ديگر نياز به تحمل يك سفر آبى از رودخانه (styx) را دارد به همين علت در دهان او سكه اى مى گذاشتند تا بابت اين سفر بپردازد و كيك عسلى خوشمزه اى را هم با او دفن مى كردند. رومى ها نيز بدن شخص را ۷ روز با آب گرم و روغن مى شستند و سعى مى كردند اين كار توسط بردگان و شب هنگام انجام شود تا محيط زندگان از ناپاكى در امان باشد. در ميان تمام اقوام و ملل، مصرى ها و موميايى كردن مردگانشان بسيار مشهور است. گرچه آنان تنها مردمى نبودند كه اين عمل را انجام مى دادند و براى مثال قبايلى از مردم اتيوپى هم مشابه آنها رفتار مى كردند اما شهرت آنها بسيار بيشتر است چرا كه آنان نخستين مردمى بودند كه دست به اين كار زدند و بين سالهاى ۶۰۰۰ پيش از ميلاد تا ۶۰۰ بعد از ميلاد حدود ۴۰۰ ميليون نفر را موميايى كردند. آنها به ۲ دليل عمده دست به موميايى كردن مردگان مى زدند: ۱- مورخين يونانى مى گويند مصرى ها نخستين مردمى بودند كه به ابدى و جاودانه بودن روح معتقد بودند. آنها مى گفتند روح هرگز به طور كامل جسم را ترك نمى كند و تا زمانى كه جسم سالم ودست نخورده است، روح در آن جاى دارد. به همين خاطر سعى مى كردند با موميايى كردن فرد مانع خروج روح از بدنش باشند. چرا كه اعتقاد داشتند روح شخص پس از مرگ او سفر ۳۰۰۰ ساله اى را آغاز خواهد كرد وپس از اين مسافرت طولانى به بدن بازمى گردد و آماده زندگى با خدايان براى هميشه مى شود. ۲- علت ديگر آن حفظ مسائل بهداشتى بود و با اين كار در آن ايام مى توانستند از آلودگى ناشى از رشد باكترى ها و عوامل بيمارى زا در شرايط جوى محل زندگيشان بر جسد جلوگيرى كنند و مانع بروز مرگ و مير بيشترى شوند. آنها براى انجام اين عمل از ۳ روش مختلف استفاده مى كردند كه نوع آن براساس وضعيت مالى شخص تعيين مى شد. گرانترين روش شامل ۵ مرحله بود كه به نرخ امروزى بيش از ۲۰۰۰ دلار ارزش داشت و ارزانترين روش معادل ۱۵۰ دلار بود! از ذكر همين چند نمونه ساده مى توان دريافت كه موضوع تدفين و جداشدن اشخاص از زندگى دنيوى موضوع خاص امروز و ديروز نيست و بشر در هر زمان به تناسب فرهنگ و اعتقاداتش با اين موضوع كنار آمد تا زمانى كه توانست در سايه تعاليم دينى و مذهبى و قوانين خاص اجتماعى شكل اصولى تر ومناسب ترى به اين واقعيت انكارناپذير بدهد.
|