دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 13, 2006
حوادث
۳۳۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاه دوم
۲۶ روز اسارت برج ساز تهرانى در كوه هاى تفتان
247212.jpg
گروه حوادث: اسرار هولناك اسارتگاه اشرار بيابان هاى كوه تفتان با رهايى برج ساز تهرانى از دست گروگانگيران فاش شد.اين مرد پولدار در جريان گروگانگيرى ۳۰۰ ميليون تومانى، ۲۶ روز در لابه لاى شيارهاى شنى اين كوه بيابانى زندانى بود.بنا به اين گزارش؛ از شامگاه روز ۲۷ آبانماه سال جارى با ربوده شدن برج ساز تهرانى كه سوار بر خودروى پژو ۲۰۶ در دام آدم ربايان مسلح گرفتار شده بود عمليات گسترده اى براى رهايى وى در دستور كار مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران قرار گرفت.اين مرد كه «غلامرضا» نام دارد در يك ترفند پليسى وقتى بين دو گروه از اشرار اختلاف در گرفت با پرداخت ۱۸ ميليون تومان آزاد شد تا اينكه تيم اطلاعاتى پليس توانست ردپايى از گروگانگيران را به دست آورد.
«غلامرضا» هنوز از يادآورى دوران به گروگان گرفته شدن خود، مى ترسد، وقتى مچ دستانش را كه جاى طناب به صورت كبود ديده مى شود را در برابرمان مى گيرد مى توان پى برد كه چه سختى اى را پيش روى خود داشته است.برج ساز تهرانى از جزئيات اسارت خود گفت: «از مدتى پيش مردى را در جريان فروش خودروى سمندم مى شناختم، روز آدم ربايى او وقتى من را سوار بر پژو ۲۰۶ ديد پيشنهاد داد آن را نيز به او بفروشم، ساعت ۱۶ بعدازظهر به شهرك غرب رفتم تا سر قرار با خريدار خودرو حاضر باشم، در آنجا او به همراه دو مرد وقتى نزديك من آمدند غافلگيرم كردند، با اسلحه اى كه داشتند با استفاده از خلوتى محل قرار، چند تير هوايى شليك كردند سپس من را داخل پژو انداختند و به سمت آبعلى حركت كردند.وى افزود: هنوز راهى نرفته بوديم كه به سمت تهران برگشتيم و از جاده كرج به بيابانى در اطراف گلشهر كشانده شدم، دو تن از آدم ربايان كتف هايم را گرفته بودند نمى توانستم تكان بخورم، در بيابان من را از پژو پياده كردند، يك تير هوايى شليك كردند بعد لوله اسلحه را روى شقيقه ام گذاشتند، كاملاً تسليم بودم، دستانم را با بند كفش هايشان محكم بستند سپس با بستن دهان و پاهايم با وجود جثه بزرگى كه داشتم من را در صندوق عقب پژو ۲۰۶ انداختند و به زور در آن را بستند.برج ساز تهرانى گفت: «در مسيرى كه به سمت بم مى رفتند دو بار ايست بازرسى جلوى آنان را گرفت اما صندوق عقب را بازرسى نكرد تا اينكه بعد از توقف كوتاهى در يك رستوران كه به من نيز غذا دادند اما جرأت واكنشى نداشتم من را به يك روستا داخل كوه هايى در زاهدان بردند و داخل يك اتاق كه مشابهت زيادى به بازداشتگاه داشت، انداختند.هنوز آفتاب درنيامده بود كه به من لباس بلوچى پوشاندند و همگى سوار بر موتوسيكلت هاى ايژ به سمت كوه هاى تفتان رفتيم و ادعا كردند مى خواهند من را به پاكستان ببرند.»غلامرضا ادامه داد:«گروگانگيران تلفن ماهواره اى داشتند و مى دانستند من پولدار هستم، به درخواست آنان با خانواده ام تماس گرفتم سعى كردم رمزى حرف بزنم و خواستم ۳۰۰ ميليون تومان با فروش خانه هايم آماده كنند تا به اشرار بپردازم و من را آزاد كنند.در بيابان هاى كوه هاى تفتان من روزهاى سختى داشتم در آنجا كنسرو نيز داشتند اما من تنها آب و نان مى خوردم البته من وضع بهترى نسبت به ديگر گروگانان داشتم، در كوه هاى تفتان چند گروه اشرار پاتوق كرده بودند كه هر كدام گروگانى را به زنجير بسته بودند، شنيدم يكى از گروگانان از پولداران يزد است.»برج ساز تهرانى با لبخندى افزود: «اشرارى كه من را به گروگان گرفته بودند از اينكه با من نان و نمكى خورده اند احساس لطف مى كردند به خاطر همين دست و پاهايم آزاد بود و زنجيرم نكرده بودند اما راهى براى فرار نبود، ۲۶ روز از صبح تا شب دنبال سايه اى بودم كه پناه بگيرم و آدم ربايان با هم مسابقه تيراندازى مى دادند. آخرين روزها وقتى گروگانگيران ديدند من نمى توانم ۳۰۰ ميليون تومان درخواستى آنان را بپردازم با چماق به جانم افتادند و بين خودشان نيز اختلاف به وجود آمد به گونه اى كه دو گروه شدند و من در اختيار اشرارى قرار گرفتم كه راضى شدند ۱۸ ميليون تومان بگيرند و من را آزاد كنند.وقتى با نظارت پليس اين ميزان پول به آنان پرداخت شد من را پشت خاكريزى در زاهدان رها كردند و توانستم خودم را به ترمينال اتوبوسرانى برسانم، ۵۰ هزار تومانى كه به من داده بودند را خرج راه كردم تا اينكه خودم را به تهران رساندم، پس از آزادى من پليس توانست گروگانگيران را رديابى كند و ۱۸ ميليون تومان پول و خودروى پژويم را به من بازگرداند.برج ساز تهرانى در پايان گفت: «هنوز صحنه اى را كه در كوه تفتان بود در خاطرم است در فاصله هاى ۵۰ مترى هر گروهى از بلوچ ها يك گروگان به زنجير بسته شده داشتند، التماس هاى آنان هنوز در گوش هايم است، روزهاى سختى بود، انگار اين اشرار شغلى جز آدم ربايى و گروكشى نداشته اند.»
زن چاقوكش و۲سرقت سريالى
247218.jpg
گروه حوادث: يك زن چاقوكش كه مى خواست خودروى راننده مسافركشى را به سرقت ببرد از سوى مأموران موتورسوار پليس دستگير شد.
اين زن كه سعى در اغفال رانندگان داشت از وقتى توانسته بود با روش مشابهى خودروى پيرمردى را به سرقت ببرد تحت تعقيب قضايى و پليسى بود.بنا به اين گزارش؛ غروب ۱۸ بهمن ماه سال جارى مأموران موتورسوار كلانترى ۱۱۸ ستارخان راننده خودروى پژويى را ديدند
كه با بوق زدن هاى غيرعادى سعى در جلب توجه آنان مى كرد.

وقتى پليس خود را به اين خودرو رساند و دستور توقف داد، راننده جوان هراسان در را باز كرد و با رساندن خود به مأموران ادعا كرد زنى با در دست داشتن چاقوى ضامن دارى سعى در زورگيرى و سرقت خودروى وى را داشت. زن ۲۵ ساله كه «سحر» نام دارد وقتى بازداشت شد، ادعاى ديگرى را پيش روى مأموران قرار داد كه در آن راننده مسافركش ۳۰ هزار تومان پول وى را دزديده بود.
راننده جوان، صبح ديروز _ يكشنبه ۲۳ بهمن ماه سال جارى - وقتى در شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران روبروى بازپرس توكلى ايستاد، گفت: حوالى ساعت ۱۵ ظهر بود در مسير رفتن به دفتر آژانس كرايه خودرو نزديك ميدان آزادى يك زن چادرى با تكان دادن دست خواست توقف كنم، وقتى شنيدم در چند نقطه از شهر كار دارد و مى خواهد در اختيارش باشم شرايط كرايه خودرو با ساعتى ۱۸۰۰ تومان را به او گفتم و پذيرفت.
به درخواست اين زن كه در صندلى جلو نشسته بود به سعادت آباد رفتيم، حوالى ميدان كاج از خودرو پياده شد از تماس هاى موبايلش متوجه شدم كه به ملاقات مردى مى رود، حدود يك ساعت در آنجا منتظر ماندم تا اينكه از كوچه خارج شد و خواست به خيابان پاتريس برويم.
وى افزود: وقتى كارش در پاتريس تمام شد پرسيدم بايستى كجا برويم و شنيدم منتظر تماس مردى است تا نزد او برويم، در خيابان پرسه مى زديم تا آن مرد تماس بگيرد اما خبرى نشد تا اينكه زن جوان مدارك خودروام را از روى سايه بان برداشت، تعجب كردم وقتى علت را پرسيدم خواست نگران نباشم بعد بهانه آورد تشنه است.»
اين راننده جوان گفت: «وقتى شنيدم انتظار دارد از خودرو پياده شده و براى او آبميوه بخرم از آنجا كه مداركم در اختيارش بود نپذيرفتم در همين حين چاقويى از كيفش بيرون آورد و به پهلويم فشرد و خواست بدون مقاومت حركت كنم. ترسيده بودم وقتى مأموران پليس را ديدم دستم را روى بوق گذاشتم و آنان متوجه ما شدند.»
در برابر ادعاهاى اين مرد، زن چاقوكش در حالى كه تحقيقات نشان مى داد يك گوشى موبايل را در زمان دستگيرى زير صندلى خودرو پنهان كرده است و چاقويى از كيف او به دست آمد، هر گونه سرقت و زورگيرى را نپذيرفت و گفت: من به خاطر اينكه خانه مان در حاشيه جنوبى تهران است براى رفت و آمد هميشه چاقويى همراه دارم، روزى كه بازداشت شدم در خيابان بهبودى از اين مرد خواستم من را به خيابان پاتريس برساند، مى  خواستم نزد دندانپزشك بروم نمى دانم اين مرد چگونه داستانسرايى مى كند من اصلاً به سعادت آباد نرفتم حتى برخلاف ادعاهاى راننده او من را به پاتريس هم نرساند.
احضار «روح سرگردان» به بازپرسى شهر رى
گروه حوادث: مواجهه حضورى براى شناسايى ششمين قربانى جنايت سياه اعضاى باند روح سرگردان انجام مى گيرد.اين اقدام قضايى به دنبال مطرح شدن ادعاهايى از سوى يك معلم جوان در شعبه هفتم بازپرسى دادسراى شهر رى انجام مى گيرد.اين دختر جوان پس از ربوده شدن از سوى سه پسر جوان به منطقه خلوتى در جاده خاوران كشانده شده و مورد تعرض قرار گرفته بود.اين دختر گفت : ساعت ۹ صبح پنجم ارديبهشت بود كه در مقابل ترمينال خاوران به انتظار خودروى مسافركش بودم كه پيكان سفيدرنگى در برابرم توقف كرد. هنوز مسافت زيادى نرفته بوديم كه دو مرد جوان نيز سوار پيكان شدند.لحظاتى بعد ناگهان خودرو به مسير خاكى پيچيد، با ديدن اين اتفاق ترسيده و به راننده اعتراض كردم، او ابتدا با گفتن اينكه از اين طرف مسير نزديك تر است سعى داشت مرا ساكت كند، با عصبانيت از راننده خواستم تا توقف كرده و مرا پياده كند، در همين هنگام پسر جوانى كه در صندلى عقب كنارم نشسته بود چاقويى را به پهلويم گذاشته و تهديد كرد تا سر و صدايى نكنم. خودرو پس از رسيدن به منطقه خلوتى در حوالى كارخانه سيمان متوقف شد. ابتدا تصور مى كردم آنها قصد خفت گيرى دارند ولى وقتى پى به نيت شوم آنها بردم با التماس خواستم كارى به من نداشته باشند. آنها بدون اعتنا به گريه هاى من، نقشه پليد و شيطانى خود را به اجرا درآورده و سپس مرا با خود به كنار جاده برده آنجا رها كردند.اين دختر جوان ادامه داد: راننده خودرو پسر جوان قوى هيكلى بود كه انگشتر مشكى رنگى در انگشت خود داشت و موهاى كوتاه و عينك دودى ديگر نشانه هاى او بودند. با توجه به اين شكايت به دستور بازپرس پرونده تحقيقات پليسى براى رديابى سه جوان متجاوز آغاز شد تا اينكه دو برادر به همراه يكى از دوستانشان بازداشت شدند. با توجه به شباهت ظاهرى يكى از متهمان بازداشت شده به تصوير چهره نگارى شده پليس، دختر جوان او را به عنوان راننده خودروى پيكان سفيدرنگ شناسايى كرد.در حالى كه به نظر مى رسيد با شناسايى اين متهم و همدستانش، پليس در كشف اين پرونده با موفقيت عمل كرده است، هر سه متهم هر گونه دخالتى در ماجراى ربوده شدن و تجاوز به اين دختر را منكر شدند.وقتى متهم رديف اول بازداشت شده از سوى دختر جوان به عنوان راننده پيكان معرفى شد در تحقيقات پليسى مشخص شد كه او گواهينامه رانندگى ندارد و در زمان وقوع حادثه به دليل شكستگى پايش در گچ بوده و نمى توانسته عامل ربودن معلم جوان باشد.از سوى ديگر على رغم اينكه هر سه متهم بازداشت شده داراى سوابق كيفرى بودند، بازپرس پرونده با به دست نيامدن مدارك مشهودى در ارتباط با نقش آنان در ماجراى دخترربايى، آنها را با قرار قانونى تا انجام بررسى هاى تكميلى آزاد كرد.در حالى كه رديابى هاى متهمان اصلى از سوى پليس ادامه داشت، با چاپ عكس هاى متهمان جنايت هاى سياه باند «روح سرگردان» در باغ هاى خرمالو در روزنامه هاو تطبيق اين عكس ها با تصاوير چهره نگارى شده از راننده پيكان سفيد رباينده اين دختر، شباهت ظاهرى بين آنان اين احتمال را قوت بخشيد كه معلم جوان نيز از قربانيان اين باند است. بدين ترتيب به دستور بازپرس «شهسوارى» قرار است با احضار متهمان به شعبه هفتم دادسراى شهررى مواجهه حضورى ميان دختر جوان و متهمان انجام گيرد.
نگاه دوم
۲۱ ماه از قتل مادر در روز تولد دخترش گذشت
گروه پرونده هاى راكد: پليس جنايى تهران با گذشت ۲۱ ماه از ماجراى قتل زن ۲۸ ساله اى در شرق تهران با بن بست تحقيقاتى روبرو شده است.پيكر بى جان اين زن كه «رقيه كيقبادى» نام داشت در حالى كه هيچ نشانه اى از ضرب و جرح در بدنش ديده نمى شد، در خانه اش پيدا شد.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۶ عصر سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ماه سال ۸۳ وقتى قربانى جنايت براى آوردن دختر ۶ ساله اش به مدرسه مراجعه نكرد، همه نگران شده و به خانه او رفتند.وقتى پس از چند بار به صدا درآوردن زنگ در خانه كسى در را باز نكرد، همسايه ها با احساس اينكه بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد، پليس را در جريان گذاشتند.دقايقى بعد مأموران كلانترى ۱۵۶ افسريه با حضور در محل حادثه به بررسى پرداخته و پيكر بى جان زن صاحبخانه را در حالى كه لباس مناسبى بر تن داشت در يكى از اتاق ها پيدا كردند.از آنجايى كه همه قفل ها سالم بودند، اين فرضيه پليسى مطرح شد كه زن جوان قربانى يك آشناى خانوادگى شده است.وقتى به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران تحقيقات درباره اين ماجرا آغاز شد، مأموران دريافتند كه زن جوان صبح روز حادثه پس از بردن دختر ۶ ساله اش به مدرسه، به خانه برگشته و ديگر كسى او را نديده است.در ادامه بررسى ها با توجه به اينكه تعدادى تراول چك و طلاهاى موجود در خانه به سرقت رفته بود، مأموران احتمال مى دهند فردى كه از قبل با قربانى حادثه آشنايى داشته، با اجازه «رقيه» وارد آنجا شده و در جريان سرقت مرتكب قتل شده است.اين پرونده نيز همچون پرونده هاى قتل ديگر در بايگانى راكد اداره ۱۰ آگاهى تهران است.يكى از بستگان قربانى جنايت در تماس تلفنى به خبرنگار ما گفت: هر بار كه قصد پيگيرى ماجرا را داريم، مأموران اداره ۱۰ با تهديد مى گويند كارى نكنيد به تحقيقات ما لطمه وارد شود در حالى كه ۲۱ ماه از اين ماجرا مى  گذرد و هنوز آنان نتوانسته اند قاتل يا قاتلان را شناسايى و دستگير كنند.
شهادت پليس در جدال با دزدان
247224.jpg
گروه حوادث - اصفهان - فلاح: يك مأمور نيروى انتظامى كه قصد دستگيرى دو سارق را در يك طلافروشى داشت، از سوى آنان هدف قرار گرفته و به درجه رفيع شهادت نائل گشت. به گزارش خبرنگار ما ساعت ۱۹ روز سه شنبه گذشته دو مرد وارد يك طلافروشى در محله چارسوق اصفهان شدند و با نشان دادن يك تراول چك از طلافروش خواستند تا تراول چك را براى آنان در ازاى خريد طلا بگيرد.صاحب طلافروشى در حالى كه متوجه جعلى بودن تراول چك شده بود، شاگرد خود را به بهانه انجام كارى از مغازه بيرون فرستاد. شاگرد طلافروشى پس از رساندن خود به كيوسك ۱۱۰ به همراه استوار دوم مجيد قاسمى پس از دقايقى به مغازه بازگشت.سارقان به محض ديدن پليس به سوى استوار دوم قاسمى شليك كرده و پس از به شهادت رساندن وى متوارى شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |