|
جايگاه لرزان مشاوره در جامعه
|
|
|
يوسف بهمن آبادى تحولات بى حد و حصر در بنيان هاى جوامع كه بر اثر حركت از دوران گذار به سمت زندگى ماشينى و صنعتى رخ داده، به پديد آمدن شكاف هايى منجر شده كه انسان هاى امروز را ناگزير از همنواسازى خود با شرايط جديد كرده است. در چنين فضايى، بحران هايى پيش روى افراد پديد مى آيد كه اگر متوقف نشود دنياى روحى - روانى آنها را متلاطم مى كند. آسيب هاى اجتماعى و روحى - روانى از جمله طلاق، اعتياد، خودكشى ، مشكلات تحصيلى، اختلافات خانوادگى، نارضايتى شغلى، اضطراب ، افسردگى و... محصول تحولات زندگى صنعتى اند. سؤال اينجاست كه در كنار توسعه شگفت انگيز علوم و فنون دانش امروز بايد بتواند پاسخگوى بحران هاى روحى - روانى انسان ها باشد؛ بحران هايى كه متعاقب پيشرفت علوم و تكنولوژى بر انسان ها رخ نموده است. در پاسخ به اين سؤال ، علم «مشاوره و روانشناسى » قد علم مى كند. حال بايد ديد مشاوره چگونه به يارى افراد مى آيد و جايگاه مشاوره درايران تا كجا پيش رفته است.
نقش مشاوره دركاهش بحران ها اگرچه مشاوره در همه جوامع بشرى مطرح بوده و انسان ها به نوعى خود را محتاج مشاوره با ديگران دانسته اند، اما امروزه به سبب ويژگى هاى خاص خود، ضرورت توجه به مشاوره در دنياى كنونى از اهميت بسزايى برخوردار شده است. به گونه اى كه در كنار تخصصى شدن علوم، مشاوره نيز به صورت يك علم حياتى درآمده است. ظهور آسيب هاى روحى، روانى و اجتماعى عديده بر سر راه مردمان جوامع ضرورت توجه به علم روانشناسى و مشاوره را بيش از پيش افزايش مى دهد. درباره اهميت اين علم، دكتر «مرتضوى كياسرى» مدير انجمن مركز خدمات مشاوره اى ايرانيان مى گويد: «با توجه به تجربياتى كه در ۱۴ سال اخير از مراجعان خود داشته ايم اين نقش را سرنوشت ساز ديده ام. به دليل اين كه انديشه آدمى، شرايطى كه مى خواهد درست عمل كند و با مشكلى هم روبرو نشود تا او را به خطا يا اشتباه در دريافت و برداشت و ارزيابى و فراز و نشيب هاى فكرى رو به رو نكند، نيازمند مشاوره است. مشاوره اى كه به عنوان يك كمك انديشه در دستيابى مردم به سلامتى (بايدها) و فاصله گرفتن از نبايدها مطرح مى شود. دكتر «ناصر قاسم زاده» ، روانشناس، نيز به بررسى نقش مشاوره در دنياى امروز مى پردازد. وى مى گويد: «جوامع جوان و بويژه كشورهاى در حال توسعه اى مثل ما، نيازمند به واكسينه شدن در مقابل بيمارى هاى عاطفى، رفتارى و عصبى هستند و اين نياز برطرف شدنى نيست مگر با حضور كارشناسان بهداشت و روان. دكتر «عبدالله مشاعى» ، استاد دانشگاه به ضرورت اجتناب ناپذير بودن تغييرات جوامع در پى گذر آنها از حالت سنتى به حالت صنعتى تأكيد مى كند و مى گويد: با شدت يافتن اين تغييرات ، فرهنگ نيز از آنها متأثر مى شود و طبيعى است كه آسيب ها و ناهنجارى هاى اجتماعى بيشتر خود را نمايان كند.» اين استاد دانشگاه مى افزايد: «ما دريك جريان سريع تغييرات اجتماعى قرار گرفته ايم. در چنين شرايطى، طبيعتاً كار فكرى و احساس افراد به عنوان يك مؤلفه مهم در تغيير رفتار تعيين كننده است. اين كه ما چگونه مى انديشيم و چگونه احساس مى كنيم. مجموعه اين عوامل درك ما را درست مى كنند، لذا مى گوييم در آن قسمت بنيادسازى و سالم سازى تفكر و احساس، مشاوره نقش اساسى دارد». از اين روست كه« مشاوره و روانشناسى» در رديف يكى از پايه اى ترين ضرورت هاى زندگى انسان امروز مطرح مى شوند آن هم، در دوره اى كه انسان سالم، محور توسعه پايدار تلقى مى شود. جايگاه نظام مشاوره اى در ايران در حالى كه علم مشاوره و روانشناسى پا به پاى علوم ديگر و حتى فراتر از آنها در جامعه تكنولوژى زده امروز اهميت پيدا مى كند تا بتواند نقش خود را در پرورش سلامت روحى و روانى انسان ها در توسعه پايدار ايفا مى كند، اما آن گونه كه به نظر مى رسد اين علم در كشور ما از جايگاه در خور و شايسته اى برخوردار نيست. البته عدم توسعه مشاوره و روانشناسى در ايران ريشه درعوامل مختلفى دارد. دكتر مشاعى معتقد است: «متأسفانه به لحاظ اجتماعى و به لحاظ كاركردى كه رسانه ها نسبت به امر مشاوره بايد انجام دهند فعاليت هاى چندان قوى انجام نشده است. همچنين مراكز خدمات مشاوره مورد بى مهرى قرار گرفته و تا حدودى هم به لحاظ اجتماعى در سطح جامعه ما جايگاه خود را پيدا نكرده است». نبود فرهنگ مشاوره در جامعه ، يكى از مشكلات اساسى است كه رشد و توسعه مشاوره و روانشناسى را با مشكل مواجه كرده است. اين مطلب را در اظهارات بيشتر مشاوران و روانشناسان كشور مى توان فهميد. دكتر مرتضوى كياسرى ، مدير مركز خدمات مشاوره اى رهگشا، مى گويد:«مشكلى كه پيش روى مراكز مشاوره است، گسترش نيافتن فرهنگ مشاوره در جامعه است و نيز، بيگانه بوده جامعه با تأثيرات علوم روانشناختى در زندگى روزمره اعم از مشكلات تحصيلى، اشتغال، ازدواج و ساير ابعاد معيشب فردى و زندگى اجتماعيشان است. براى مثال در بسيارى از موارد، وقتى به كسى مى گوييم برويم مركز مشاوره مى گويد مگر من ديوانه ام بروم مركز مشاوره، تو خودت برو، مى گوييم برويم پيش روانشناس مى گويد من مشكل ندارم، تو مشكل دارى برو پيش روانشناس. در حالى كه اين اشتباه بزرگى است كه از بيگانگى ما با فرهنگ مشاوره و روانشناس سرچشمه مى گيرد». مشكلات پيش رو در جايى كه از نبود فرهنگ مشاوره در جامعه سخن مى گوييم، بايد از مشكلات وموانع پيش روى مشاوران و روانشناسان نيز، در نامطلوب جلوه داده شدن اين فضا ياد كرد. مشكلاتى كه بى ترديد، روند توسعه فرهنگ مشاوره و نقش تأثيرگذار آنها را در سلامت روح و روان جامعه با بن بست هايى مواجه مى كند. يكى از مشكلاتى كه براى مشاوران مطرح مى شود «نبود حمايت اجتماعى لازم از مشاوران» است.دكتر مرتضى كياسرى،روانشناس و مشاور در اين زمينه مى گويد: «در جامعه ما، حمايت اجتماعى از جايگاه هويتى مشاوران پايين است. يك پزشك يك اعتبار خاصى دارد. يك مهندس از اعتبار ويژه اى برخوردار است، يك پزشك عمومى ضمن احترام به عظمت و جايگاه تأثير كارى اش در حقيقت تا اندازه كارشناسى ارشد تحصيلات دارد. ولى دكتراى روانشناس به اندازه يك فوق ليسانس در علوم پزشكى داراى جايگاه نيست». سازمان ملى جوانان در چند سال اخير حامى مراكز خدمات مشاوره اى بوده است و سازمان نظام مشاوره اى هم كه حدود دو سال است راه اندازى شده سعى در نظام مند كردن جايگاه مشاوره و مشاوران در كشور دارد، اما بايد ديد اين جايگاه تا چه حد تحقق پيدا كرده است؟ دكتر مشاعى در مورد جايگاه سازمان نظام مشاوره و فعاليت هاى آن مى گويد: «اگرچه اين سازمان ، گام هاى خود را بر مى دارد، اما بايد مورد حمايت بيشترى قرار گيرد». اين روانشناس كه خود، مسؤوليت حوزه تهران را در سازمان ملى جوانان برعهده داشته درباره معضلات پيش روى مراكز خدمات مشاوره بيان مى كند : «من طى دو سالى كه در اين سازمان بودم در خود مراكز مشاوره مى ديدم كه افراد براى دريافت وام، انتخاب محل، نوع پرداخت ماليات، نرخ تعرفه ها، مسائل تبليغى و... مشكل داشتند. البته اقداماتى شد و خود ما حركت هايى را انجام داديم ولى اين مراكز هنوز به نتيجه مطلوب خود دست پيدا نكرده اند». دكتر ناصر قاسم زاده نيز به مشكلات پيش روى سيستم مشاوره و رواشناسى كشور اشاره مى كند. وى قبل از هرچيز به «قانونمند نبودن» اين مجموعه تأكيد دارد. «اول اين كه نگاه برنامه ريزان به امر مشاوره و روانشناسى نگاهى سليقه اى بوده است. مثلاً مى بينيم كه سازمان بهزيستى در يك دوره اى خيلى شديد كار كرده و در دوره ديگر فروكش كرد. در دوره اى كه در تهران نزديك به ۲۰ مركز صداى مشاوره فعاليت مى كرد، الآن به تعداد انگشتان دست هم نمى رسد. يك دوره آمدند به موضوع خيلى اهميت دادند و يك دوره ديگر اين امر به فراموشى سپرده شد. از سوى ديگر با توجه به عدم نظارت دقيق، افرادى هستند كه بدون داشتن مجوز، تجربه و علم لازم در كارهاى مشاوره و روانشناسى مداخله مى كنند». قاسم زاده همچنين با مشكلات پيش روى خود مشاوران اشاره مى كند. «كار ما واقعاً كار پراضطرابى است و خود ما هم مصون از اضطراب نيستم. واكسن خاصى هم كه وجود ندارد. بنابراين كار مشاوره را بايد در رديف مشاغل سخت لحاظ كرد. در خارج از كشور رسم است كه روانشناسان را به تعطيلات اجبارى مى فرستند يعنى آنها هرچند وقت ۸ تا ۱۵ روز بايد استراحت كنند. چون با قشر خاصى از افراد جامعه ارتباط دارندكه نياز به كمك روحى - روانى دارند، از همه جا شكست خورده اند و به ما به عنوان حل كنند مشكلاتشان رجوع مى كنند. بايد روى اين زمينه ها كار شود. در حالى كه مراكز خدمات مشاوره اى مشمول خدمات بيمه اى نيستند». وى معتقد است: «نبود تسهيلات رفاهى لازم ، انگيزه مشاوران و روانشناسان را براى ارائه فعاليت هاى مطلوب كاهش مى دهد». دكتر مرتضوى كياسرى نيز مشكلات مشاوران را بر مى شمارد: «عدم حمايت هاى كافى حقوقى، قانونى و مادى از مشاوران و روانشناسان، موجب مى شود تا آنها در مسير كار خود با مشكل روبه رو شوند، يعنى تأمين نباشند و يك كلينيك را نمى توانند اداره كنند. بنابراين سطح تمايل و گرايش آنها به مشاوره و روانشناسى افت پيدا مى كند و نمى تواند خدمات مطلوبى به جامعه عرضه كند». چه بايدكرد؟ انسان سالم، محور توسعه پايدار است. به گونه اى كه تا انسان سلامت جسمى و روحى مطلوبى نداشته باشد قادر به درك مسائل، مشكلات ، ناهنجارى ها، بن بست ها و آسيب ها نبوده و از توان لازم براى ارائه راه حل ها و كمك به توسعه جامعه برخوردار نخواهد بود. از اين رو، علم مشاوره و روانشناسى به عنوان مرهم بخش روح و روان انسان، اهميتى فراوان مى يابد. اما در برابر مشكلات و سدهايى كه توسعه اين علم را مختل كرده چه بايد كرد؟ دكتر مشاعى درباره جا افتادن فرهنگ مشاوره معتقد است: «دستگاه هاى حامى و پشتيبان بايد حامى مراكز خدمات مشاوره باشند». مرتضوى كياسرى نيز با بيان اين كه «منابع مالى و منابع انسانى دو محورى است كه در توسعه هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و... تأثيرگذار است بنابراين بايد در محور توسعه به آنها توجه كرد. مى گويد: «اگر ما بتوانيم براى همه جامعه ، براى دست اندركاران و براى كسانى كه مديريت جامعه را در بخش هاى برنامه ريزى و اجرايى به عهده دارند فرهنگ به اين معنا كه به باور و يقين برسند آن وقت هيچ يك از بخش هاى سيستم مشاوره (اعم از مشاور و روانشناس، مراجعه كننده و مراكز مشاوره و...) مشكلى نخواهند داشت». در بيان چگونگى جا انداختن فرهنگ مشاوره، «قاسم زاده» اظهار مى دارد: «رسانه ها بخصوص صدا و سيما مى تواند كمك بسيار بزرگى براى رفع اين مشكلات باشد. از حضور روانشناسان براى ميزگردهاى آموزشى براى توانايى مقابله با مشكلات دعوت به عمل آيد. دوستانى كه در بخش ارتباطات بين فردى، مشاوره اى بهداشت و روان سياستگذار هستند بايد به ميان مردم آيند و با در نظر گرفتن تفاوت هاى فرهنگى به ارائه برنامه هاى منظم علمى و سيستماتيك بپردازند تا مردم به خدمات مشاوره اى روى آورند». وى اضافه مى كند: «اگر نمى توانيم ميزان نرخ تعرفه ها را افزايش دهيم لااقل بياييم بحث خدمات بيمه را تضمين كنيم». حال اين بحث مطرح مى شود براى يك انسان كه مغز و فكرش تمام مشخصه هاى رفتار، كردار و گفتار او راتشكيل مى دهد در مواجهه با شرايطى كه همواره درحال فشار بر اين سيستم است چه برنامه هاى اساسى اى پى ريزى مى شود؟
|