دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 13, 2006
زنان
۳۳۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نخستين زن پرده خوان
غلبه ايمان و اراده بر بيمارى
اخبار زنانه
سلامت جنين و سلامتى قبل از باردارى

سلامتى مادر در دوران باردارى به سالم بودن وى پيش از حاملگى بستگى دارد. دكتر مريم همايى متخصص زنان با تأكيد بر اين مطلب كه مراقبت دوران باردارى براى پيشگيرى از تولد نوزادان كم وزن از اهميت ويژه اى برخوردارست به ايونا اظهار كرد: به عنوان نمونه يك فرد ديابتيك قبل از حاملگى قند خونش بايد به حالت طبيعى برسد يا فردى كه اعتياد به سيگار و ...دارد قبل از حاملگى بايد آنها را ترك كند.

حق ارث و طلاق عمده ترين اختلاف سازمانهاى زنان
داخل و خارج كشور است

حقوق مدنى زنان مانند حق ارث ، نفقه ، طلاق و... از عمده ترين موارد مورد اختلاف سازمانهاى زنان داخل با خارج كشور است. صديقه قنادى ـ رئيس مجمع زنان عضو شوراهاى اسلامى كشورـ در گفت وگو با مهر افزود: مسائل مربوط به حقوق مدنى زنان از عمده ترين مواردى است كه دراجلاس هاى مختلف زنان باعث اختلاف نظر فعالان امور زنان داخل و خارج از كشور مى شود .وى خاطر نشان كرد: حقوق زنان در كشور ما براساس قوانين اسلامى تدوين شده است اما دركشورهاى ديگر اينگونه نيست، به همين دليل معمولاً مشكلاتى در اين زمينه با سازمانهاى زنان خارج بوجود مى آيد . رئيس مجمع زنان عضو شوراهاى اسلامى كشور تأكيد كرد: قوانين موجود براى حمايت از زنان ايرانى كافى است و تنها مشكل عدم اجراى قوانين است كه اين امر نيز بايد از سوى دستگاههاى اجرايى مدنظر قرار گيرد. قنادى گفت : دين اسلام براى زنان ارزش زيادى قائل شده بنابراين حقوق اجتماعى ، فردى و خانوادگى زنان ايرانى بسيار بيشتر از زنان كشورهاى ديگر است وهمچنين زنان كشور از حقوق مادى مساوى با مردان برخوردارند در صورتى كه در كشورهاى غربى اينگونه نيست.

بالا بودن عوارض حاملگى در زنان چاق

بررسى هاى جديد نشان مى دهد زنان مبتلا به چاقى بيشتر دچارعوارض زايمان مى شوند .پژوهشگران در بررسيهاى خود در يافتند خطر بروز اختلالات جسمى در نوزادان زنان چاق بيشتراست. به نوشته تازه ترين شماره نشريه تحقيق در نواقص مادرزادى ، زنان چاق درمقايسه با زنانى كه وزن طبيعى دارند هنگام به دنيا آوردن نوزاد خود باعوارض بيشترى مواجه مى شوند و علاوه بر آن نوزادان آنان نيز به اختلالات زيادى مبتلا مى شوند.به گفته محققان؛ چاقى در حال حاضر نه تنها افراد يك جامعه را به اشكال مختلف تهديد مى كند، بلكه بر نسل هاى بعدى نيز تأثير مى گذارد، به همين علت جلوگيرى از چاقى به ويژه در زنان، سلامت نسل هاى بعدى را نيز تضمين مى كند.احتمال بسترى شدن نوزادان زنان چاق در بخش هاى مراقبت ويژه نيز بيشتراست.به گفته محققان كاهش وزن در زنان بايد مدت ها قبل از باردارى آغاز شود تا وزن آنان قبل از باردارى كنترل شود.

۲۸ تا ۳۰ بهمن ماه در تهران؛
نخستين همايش كاربردى سرطان پستان برپا مى شود

نخستين همايش كاربردى سرطان پستان با عنوان «بيوپسى غده لنفاوى سانتينل استاندارد جديد مرحله بندى سرطان پستان» ۲۸ تا ۳۰ بهمن ماه امسال در تالار همايش هاى بين المللى امام خمينى دانشكده پزشكى دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى برپا مى شود.دكتر آزاده جولايى، دبير اين همايش با اعلام اين خبر گفت: هدف اصلى اين همايش، تأكيد بر ضرورت كار گروهى بين متخصصان مختلف درگير در تشخيص و درمان سرطان پستان به منظور دستيابى به بهترين استانداردهاى بين المللى در تشخيص و درمان اين سرطان است.وى با اشاره به شيوع بالاى اين سرطان و اينكه حق هر زن بيمار ايرانى است كه از بهترين و مؤثرترين روشهايى كه در تشخيص و درمان اين نوع سرطان بهره مند شوند، تصريح كرد: در اين همايش روشهاى جديد تصويربردارى، جراحى، پاتولوژى، پزشكى هسته اى و درمان تكميلى در سرطان پستان مورد بررسى قرار مى گيرد.به گفته دكتر جولايى، همچنين در اين همايش چهار كارگاه مختلف جراحى، راديولوژى، پاتولوژى، پزشكى هسته اى براى آشنايى متخصصان با تكنيك هاى جديد برپا مى شود.
نخستين زن پرده خوان
دخترى با آوازه گردآفريد
247179.jpg
افسانه بهرامى
امروز بسيارى از آيين ها كه به نوعى حافظ قصه هاى اسطوره اى و حكايت هاى مذهبى بودند منسوخ شده و يا در شرف ازبين رفتن هستند. آيين هايى چون: پرده خوانى، نقالى، منقبت خوانى، سقاخوانى، چاووشى (چاووش عاشورا، چاووش نوروز، چاووش كربلا)، آيين ذاكرى و...
در اين زمان و موقعيت حفظ اين آيين هاى باقى مانده كارى بس دشوار است. كار دشوارى كه با عشق قابل انجام شدن است. عشقى كه دخترى ۲۹ ساله توانست درخود شعله ور كرده و عنوان نخستين زن پرده خوان را ازآن خود كند. فاطمه حبيبى زاد ملقب به «گردآفريد» در سال ۱۳۵۵ در اهواز متولدشد. پس از گذراندن تحصيلات دانشگاهى در زمينه ميراث فرهنگى در سال ۱۳۷۹ كم كم جذب اسطوره ها و آيين هاى پهلوانى شده و از سال ۱۳۸۰ به طوررسمى فعاليت هايش را در زمينه هاى مختلف نقالى، پرده خوانى نقالى موسيقايى (نقالى با ساز و آواز) شروع كرد و از محضر پيرهايى در استان هاى تهران، خراسان، اصفهان، لرستان، كهگيلويه و بويراحمد و... بهره جست .خود او مى گويد: «اسطوره ها و آيين هاى پهلوانى بن مايه علاقه من به كار نقالى شدند. كارى كه امروز مادر نمايش ها به حساب مى آيد.
اين داستان هاى كهن سرشار از مضامين و مفاهيم نهفته اى است كه بسيار ارزشمندند. اين انگيزه ها منجر شدند كه بارها پاى بساط هاى نقالى نشستم. بساط مرشدهاى متفاوت را ديدم. مرشدهايى چون مرشد ولى الله ترابى، مرشد ميرزاعلى، استاد درويشيان، استاد مهرابى و... .
گرچه هركدام لحن و حركات نمايشى متفاوتى داشتند ولى مضمون اصلى قصه هايشان يكى بود. كم كم كارم را شروع كردم. در استان هاى مختلف نقالى و پرده خوانى هايى را به راه انداختم. تا جايى كه حتى آمار دقيق آنها را نمى دانم و هربار استقبال زياد مردم (مرد و زن) بهانه حركت بيشتر من در اين راه مى شد به طورى كه در شهر زواره كه يك شهر كوچك و قديمى در اصفهان است بيشتر مردم آن مخاطب من شدند. و به اين ترتيب در ادامه اين راه درنهايت توسط اساتيد لقب نخستين زن پرده خوان را گرفتم و به «گردآفريد» معروف شدم.»
وى درنقالى هاى خود از قصه هاى شاهنامه، قصه هاى عاميانه و قصه هاى مذهبى استفاده مى كند.
داستان ها و حكايت هايى كه نقل آنها يك احساس را مى طلبد و بنابر گفته هاى وى او نيز از اين احساس استفاده كرده و با احساسى شبيه شخصيت هاى داستان در قالب آنها قرارمى گيرد.
و اما اين گردآفريد عصرما امسال به مناسبت محرم درتاريخ ۸۴‎/۱۱‎/۱۸ مراسم پرده خوانى، منقبت خوانى و نقالى به همراه گروهش درموزه امام على (ع) در خيابان وليعصر تهران برگزاركرد. نقالى وى حكايتى پيرامون ابوالفضل (ع) بود. بدين ترتيب كه:
«درزمان متوكل عباسى پيرزنى به قصد زيارت قبر امام حسين با پاى پياده به سمت كربلا حركت مى كند. آن هم هنگامى كه متوكل جهت جلوگيرى از حركت زائرين عاشق به سمت حسين صدسكه طلا باج گيرى مى كرد. دراين بحبوحه پيرزن با رخت شويى، نخ ريسى و كلى زحمت صد سكه فراهم مى كند و به راه مى افتد. در ورودى شهر سربازان متوكل او را دستگير كرده و صد سكه را طلب مى كنند. متأسفانه هنگامى كه او دسترنج اش را به آنها مى دهد تهمت دزدى به وى زده مى شود. او از زحمت هايش مى گويد. اما كسى نمى پذيرد. دراين هنگام به دستور متوكل پيرزن به همراه دو سرباز به كنار رود فرات برده شده و به آب انداخته مى شود. پيرزن دست و پا مى زند، كمك طلب مى كند. حسين را خوانده و مى گويد: «يا حسين اين طور از زوار پيرت پذيرايى مى كنى.» دراين اثنا سوارى نقاب دار از دور پيدامى شود و با نگاهى دو سرباز را به دو نيم مى كند. آنگاه روبه پيرزن كرده مى گويد: «پيرزن ركابم را بگير و بيا بيرون.» در پاسخ هاى نمى توانم پيرزن مرد رو به او مى گويد: «اى پيرزن خجالت زده ام نكن. مگه نمى بينى دست ندارم.»
دراين هنگام پيرزن ركاب مرد را گرفته و نجات پيداكرده و در صحن قبر امام حسين ظاهرمى شود.
چطور شد لقب گردآفريد را گرفتيد؟
اين لقب را ديگران روى من گذاشتند. گردآفريد زنى زيرك در شاهنامه بود كه در پيشبرد اهدافش به طرز زيركانه اى برخوردمى كرد. بنابراين از آنجا كه من زيركانه وارد اين عرصه شدم لقب گردآفريد را گرفتم.
دركارهايتان به چه موضوعاتى علاقه بيشترى داشتيد؟ اگر در همين زمان ها قسمتى از قصه يادتان مى رفت چه كارمى كرديد؟
بيشتر نقالى هايم برگرفته از شاهنامه است. اما در رابطه با ائمه، امام حسين (ع) و اصحاب... نيز برنامه هايى داشته ام. كه در اين ميان از قصه هاى شاهنامه ماجراهاى رستم و سهراب و در بين حكايت هاى حضرت ائمه، حكايت هاى حضرت ابوالفضل(ع) برايم جذابيت هاى بيشترى داشتند. اما خوب باتوجه به تمام اين جذابيت ها و فعاليت ها گاهى پيش مى آمد كه قسمتى از حكايت را فراموش كنم. اما همان هنگام ادامه قصه به طور خاصى فى البداهه در ذهنم شكل مى گرفت و داستان پيش مى رفت.
حكايت هايتان برگرفته از چه كتاب و مرجعى است؟
ببينيد نبايد در قصه هاى نقالى به دنبال سند تاريخى بود.
بسيارى از اين حكايت ها برگرفته از فرهنگ عامى است كه درطول زمان شاخ و برگ هايى گرفته و حتى مطالب غيرواقعى به آنها افزوده شده است. تمام اين قضايا نه تنها جنبه بدى نداشتند بلكه عاملى بودند كه نام و ياد شخصيت هاى مذهبى، ائمه و يا حتى اسطوره اى حفظ شوند. البته گفتنى است با توجه به اينكه مردم نسبت به شخصيت هاى مذهبى حساس تر هستند ما در نقل قصه هاى مذهبى احتياط بيشترى كرده بر بار معنوى آنها مى افزاييم.
***
گفتنى است اين گردآفريد تنها گردآفريد عصر ما نيست. بنابر گفته هاى وى هم اكنون برخى از دوستان وى در اين راه قدم نهاده اند و حتى در برخى دانشگاههاى هنر، نقالى تحت عنوان واحد درسى ارائه مى شود.
غلبه ايمان و اراده بر بيمارى
دخترى كه مى خواست حركت كند
>منا كربلايى
آنجلا (Angela) يازده سال بيشتر نداشت كه مبتلا به بيمارى معلوليت جسمانى و متعاقب آن ضعف در دستگاه عصبى شد. او نه تنها ديگر قادر به راه رفتن نبود بلكه ساير حركاتش هم تا حدودى محدود شده بود. پزشكان هيچ اميدى براى بهبودى او نداشتند و پيش بينى مى كردند آنجلا ناچاراً بقيه عمر خود را روى صندلى چرخدار بگذراند. آنها عقيده داشتند تعداد بيمارانى كه پس از ابتلا به اين بيمارى بهبود يافته اند، بسيار نادر هستند.
آنجلا دخترى بى باك و نترس بود. او در حالى كه روى تخت بيمارستان دراز مى كشيد با هر كس كه حوصله شنيدن حرفهايش را داشت، شرط مى بست كه سرانجام روزى دوباره قادر به راه رفتن خواهد بود.
آنجلا را به يك بيمارستان تخصصى توانبخشى واقع در ناحيه اى از خليج سانفرانسيسكو انتقال دادند. در آنجا هر گونه دارو و درمانى كه مى توانست براى بيمارى وى مؤثر واقع شود به كار گرفتند.
متخصصين از روحيه شكست ناپذير او در تعجب بودند. آنان مطلبى در مورد رؤيا و راه رفتن در عالم خيال به او آموختند تا حتى اگر تأثيرى در بهبود جسمى او نداشته باشد، دست كم باعث دلگرمى اش شود و به عنوان يك كار مثبت ساعات بيدارى او راكه معمولاً زياد هم بود، پركند. آنجلا تا حد امكان در جلسات تمرينى تن درمانى، آب درمانى و حركات بدنى كار كرد. اما به همان اندازه نيز روى تخت خود به تمرين راه رفتن وحركت كردن در خيال پرداخت! يك روز هنگامى كه آنجلا در خيال خود با تمام نيرو به پاهاى خود فشار مى آورد تا مگر مجدداً پاهايش به حركت درآيند، انگار معجزه اى به وقوع پيوست. تخت حركت و شروع به چرخيدن دور اتاق كرد آنجلا جيغ كشيد: نگاه كنيد، ببينيد دارم چيكار مى  كنم!  نگاه كنيد! من دارم راه مى روم! من حركت كردم، من حركت كردم!
در اين لحظه همه آنهايى كه در بيمارستان بودند جيغ مى كشيدند و به دنبال سرپناه مى گشتند. مردم مى ناليدند. وسائل و تجهيزات روى زمين مى افتادند و شيشه ها مى شكستند. در اين لحظه آخرين زلزله در سانفرانسيسكو در حالت وقوع بود. آنجلا متقاعد شده بود كه سرانجام قادر به حركت گرديده است و حالا چندسال بيشتر نيست كه او روى پاهاى خود به مدرسه مى رود و نه از چوب زير بغل استفاده مى كند و نه از صندلى چرخدار. آيا كسى كه قادر به حركت دادن و لرزاندن منطقه اى وسيع از سانفرانسيسكو تا اوكلند است، قادر نيست بر بيمارى كوچك و بى اهميت اش فائق آيد؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |