چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Wed, Feb 15, 2006
مهرگان
۳۳۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره همايون امامى
چشم
هزارچشمه
- همايون امامى، كارگردان، پژوهشگر و منتقد سينماى مستند متولد ۱۳۳۳ تهران.
- فارغ التحصيل رشته كارگردانى سينما از دانشكده سينما تئاتر دانشگاه هنر.
- شروع به كار تحقيق در زمينه سينماى مستند ۱۳۶۶.
- درج مقالات تحقيقى و نقد آثار مستند در مطبوعات تخصصى سينما و همكارى با نشرياتى چون فصلنامه نقد سينما، فصلنامه هنر، ماهنامه سينمايى فيلم، مجله گزارش فيلم، سينما حقيقت، سينماى نو(از سال ۱۳۷۴).
- عضو هيأت انتخاب مهمترين جشنواره هاى فيلم مستند در ايران.
- رياست هيأت مديره انجمن مستندسازان سينماى ايران (۱۳۸۲).
- تدريس مستندسازى در دانشگاه از ۱۳۷۵ تاكنون.
- نويسنده چندين كتاب پژوهشى در ارتباط با مستندسازى و مستندسازان مهم سينماى ايران.
- فيلمها: حكايت همچنان باقيست (۱۳۶۸-۱۳۷۰)، بچه هاى چاى بويى (۱۳۷۵)، برنده جايزه از چهارمين جشنواره ويدئو وفيلم سوره، من و مخمل و كوچه هاى كاشان (،۱۳۷۶ تحسين شده در يبست و هشتمين جشنواره بين المللى رشد ۱۳۷۷)، من چراغم اينجا روشن است (۱۳۷۶)، آن سوى بازار (۱۳۸۲)، چشم هزار چشمه (۱۳۸۳).
247413.jpg
در ميان مستندسازان مطرح پس از انقلاب نام هاى پرآوازه بسيارى وجود دارند كه يادآور شور و انرژى و فعاليت دم افزون و خودجوش فيلمسازان خوش فكر و دردمندى است كه با ساختن و پرداختن فيلم هاى بكر و ناب تأثيرى غيرقابل انكار در رونق و پيشرفت سينماى ايران در سالهاى پس از انقلاب داشته اند و حسن و هنر اين فيلمسازان نه تنها در آثارشان بلكه در سعى و تلاش بى حد و حصرى است كه براى بازگوكردن گوشه هاى گاه تلخ و زننده و گاه پر جلال و با شكوه از سرزمينمان ايران به كار برده اند و با اين همه هرگز و هرگز دنبال نام و نان نبوده اند كه در عالم هنر هفتم گريز از نام و شهرت و افتخار و تلاش براى بيان زشتى ها به زيباترين زبان ممكن خود البته هنرى است ماندگار كه نه گرد روزگار برآن خواهد نشست و نه خاك فراموشى.
در اين ميان و در ميان نام هاى قابل طرح در اين نوع سينما مى توان به نام هاى بسيارى از جمله همايون امامى اشاره كرد. كارگردانى كه با آثار ماندگارش سينماى مستند ايران را به فضايى زنده و عرصه اى تازه براى ابراز وجود و بيان دلمشغولى هاى همنسلان خود ما تبديل كرده است و با ساخت و پرداخت آثارى انديشيده و مسلط در اين سينما و دورى از هيجان و شيفتگى حاكم بر جو فيلمسازى روزگار جوانى اش و تلاش براى پرداختن به موضوعات پرمايه و زنده زندگى پيرامونى هموطنانش همراه با نگاهى دقيق، بر سينماى مستند سالهاى پس از انقلاب تأثير داشته است و با فاصله گيرى شايسته اش از جريان هاى حاكم برتمامى هنرهاى ما در اين سالها و تلاش براى حفظ نگاه مستند گرا اصالت هنر و آثار هنرى را به هر چيز ديگرى ترجيح داده است و البته كه همايون امامى را بيشتر از آنكه با آثارش بشناسند، با نوشته هاى دقيق و نقدهاى موشكافش در عرصه سينماى مستند شناخته اند و شايد اين وجه و اين خصوصيت است كه همايون امامى را درخور توجهى افزونتر از همنسالان خود در سينماى مستند مى كند.
درباره سينماى مستند و روزگارى كه بر او رفته است خود همايون امامى بهتر از هركس ديگرى مى تواند اظهار نظر كند. چه در سالهايى به سينماى مستند پرداخته و براى ارتقاى جايگاه آن تلاش كرده است كه به زعم خودش سالهاى تهى و بى بارى بوده است. «سالهايى كه سينماى مستند، به سود سينماى بى رمق داستانى مان پرده نشين بوده است و يا به بيانى بهتر، ناگزير از پرده نشينى بوده است. يك زندگى حاشيه اى و نه در متن و بطن جريان روبه رشد سينما، اگر مى گويم سينماى بى رمق داستانى مان، به اين خاطر است كه سينماى ايران را محدود به چند نام كه در جشنواره  ها مى درخشند و سينماى ايران را درمركز توجه جهانى قرار داده اند نمى دانم، بل كليتى را به نام سينماى داستانى مى شناسم كه اگر حمايت هاى دولتى و يارانه هاى چنين و فلان نبود - حمايت هاى بى حساب و كتاب مديران كلان جامعه را به حساب نياورده ام - تا به حال صد بار ريق رحمت را سر كشيده بود. نگاهى به آمار فيلم هاى توليد شده در سال، درصد فيلم هاى قابل بحث آن و اصولاً فضايى كه سينماى ايران در آن نفس مى كشد به خوبى سيماى واقعى سينماى كشورمان را وراى اين درخشش و نور و پولك و تاج افتخار و به به و چه چه نشان مى دهد.»(۱)
247407.jpg
او از سالهايى سخن مى گويد كه پرداختن به سينماى داستانى هم پر از دردسر و ناتوانى بود و با انحلال تنها مركز مستندسازى كشور - مركز گسترش سينماى مستند و تجربى در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى - عملاً كاركردن در حوزه سينماى مستند ديوانگى محسوب مى شد. سالهايى كه به قول خود همايون امامى «شتر مرد و حاجى شد خلاص»
گرچه او معتقد است كه «در حال حاضر وضع متفاوتى بر سينماى ما حاكم است، احياى مجدد مركز گسترش سينماى مستند، تجربى و انيميشن، اميدهاى بسيارى را در قلب ها رويانده است. تأكيد بر توليد، تقويت - البته محدود - نشر ادبيات تخصصى سينماى مستند، برگزارى جشنواره فيلم هاى ميراث فرهنگى (يادگار)، به مثابه نخستين جشنواره تخصصى سينماى مستندى كه بخش دولتى برگزار مى كند؛ برگزارى شكوهمند چشم انداز سينماى مستند فرانسه، از اهم اين فعاليت هاى اميدآفرين بوده است.»
همايون امامى را اگر بخواهيم در چند خط خلاصه كنيم بايد بنويسيم كه او نه فقط كارگردان كه پژوهشگرى پركار و منتقدى دقيق و ريزبين و نكته سنج است. او متولد سال ۱۳۳۳. فارغ التحصيل رشته كارگردانى سينما از دانشكده سينما تئاتر دانشگاه هنر است و كارهاى تحقيقاتى اش را در سينماى مستند در سال ۱۳۶۶ آغاز كرد و همزمان با درج مقالات تحقيقى و نقد آثار مستند خود در مطبوعات تخصصى سينما و همكارى با نشريات سينمايى نام خود را بر سر زبان ها انداخت و اين همكارى همچنان با نشرياتى چون فصلنامه نقد سينما، فصلنامه هنر، ماهنامه سينمايى فيلم، مجله گزارش فيلم، سينما حقيقت، سينماى نو (از سال ۱۳۷۴) ادامه دارد. از معروفترين ساخته هاى همايون امامى مى  توان به فيلم هايى چون: حكايت همچنان باقيست (۱۳۷۰-۱۳۶۸)، بچه هاى چاى بويى (۱۳۷۵)، برنده جايزه از چهارمين جشنواره ويدئو و فيلم سوره، من و مخمل و كوچه هاى كاشان (۱۳۷۶)، تحسين شده در بيست و هشتمين جشنواره بين المللى رشد (۱۳۷۷)، من چراغم اينجا روشن است (۱۳۷۶)، آنسوى بازار (۱۳۸۲) چشم هزار چشمه (۱۳۸۳) اشاره كرد. عضويت در هيأت انتخاب مهمترين جشنواره هاى فيلم مستند در ايران از ديگر افتخارات او محسوب مى شوند و علاوه بر اين امامى رياست هيأت مديره انجمن مستندسازان، سينماى ايران (۱۳۸۲) را نيز برعهده داشته است و از اساتيد معتبر و معدودى است كه به تدريس مستندسازى در دانشگاه از ۱۳۷۵ تاكنون مشغول است. امامى همچنين نويسنده چندين كتاب پژوهشى در ارتباط با مستندسازى و مستندسازان مهم سينماى ايران نيز هست.
درباب سينماى مستند ايران، تاكنون سخن هاى بسيارى رفته است و به قول همايون امامى «هر قلمى كه در اين زمينه به كار رفته گوشه اى را كاويده و متناسب با مقطع زمانى خاص زمان نگارش، شايد از نيازهاى عاجلى هم سخن رفته باشد. با نگاهى كوتاه و تورقى سطحى مى توان دريافت كه مضمون غالب اين نوشته ها، توليد فيلم مستند است. اهميت توليد و موانع گسترش آن، بى ترديد شايد از اساسى ترين موضوع هايى به شمار آيند كه مى تواند دستمايه كار قرار گيرند.»
اما همايون امامى نگاه متفاوتى به سينماى مستند دارد و بيش از هر موضوع ديگرى دغدغه او در باب سينماى مستند درباره نمايش فيلم مستند است. او در مقاله اى در روزنامه همشهرى مى نويسد: «به عنوان يك سرشت سينماى مستند، مى بايست به وجه غيرتجارى آن اشاره كرد. موضوعى كه مانع از آن مى شود تا فيلم مستند بتواند، همپاى فيلم داستانى در سالن هاى عمومى سينما، در معرض تماشاى عامه قرار گيرد. فيلم مستند در ساختار كلى خود از دو وجه اطلاعاتى و حسى برخوردار است. وجه اطلاعاتى آن - كه در صورت نينديشيدن تمهيداتى نمايشى و دراماتيك مى تواند خشكى بيش از اندازه فيلم را در پى داشته باشد؛ عمدتاً در موارد خاص و به صورتى كاربردى، تحقيقاتى مى تواند مطرح بشود وقطعاً به همين علت، چون از وجه سرگرم كنندگى و تفنن و تفريح برخوردار نيست طبعاً از قابليت نمايش در سينماها هم محروم مى ماند. نوع ديگرى از مستند كه بيشتر بر وجهى عاطفى تأكيد مى ورزد، به دليل برخوردارى از امكانات نمايشى سازى واقعيت و نگاه مؤكدى كه بر وجه حسى رخداد برابر دوربين دارد؛ از قابليت هاى عرضه عمومى بيشتر برخوردار است. تجربه نمايش آثارى از اين دست و اقبال عمومى آن، اين مدعا كه فيلم مستند هم مى تواند تحت شرايطى خاص مورد استقبال قرار گرفته و سودآور باشد را اثبات كند. فيلم هايى چون گبه، نون و گلدون - كه تجربه اى داستان پردازانه در بازسازى يك رخداد واقعى تلقى مى شود - سلام سينما از محسن مخملباف و كلوزاپ نماى نزديك از عباس كيارستمى نمونه هاى شاخصى در اين زمينه به شمار مى آيند.
صرفنظر از قابليت خاصى كه پاره اى موضوع ها دارند؛ مى توان از وظيفه اى سخن به ميان آورد؛ كه دولت و نهادهاى ذيربط دولتى - همچون وزارتخانه هاى فرهنگى هنرى،؛ شهردارى ها - در اشاعه فرهنگ و تقويت مبانى فرهنگى هنرى جامعه دارند، موردى كه آنها را وامى دارد نسبت به تهيه و توليد و نمايش فيلم مستند، همچون يك حاكمى هميشگى در صحنه حضور داشته باشند. در اين مختصر تنها به وجه نمايش مى پردازم كه همچون نيازى عاجل براى سينماى مستند مطرح است. در كشورهاى اروپايى، به منظور حمايت از توليد و گسترش سينماى مستند، بر طبق يك قانون، سينماها موظفند يك فيلم مستند نمايش دهند. نهادينگى اين موضوع سبب شده است تا واژه پيش فيلم، در قاموس سينمايى آن كشورها وارد شود. اين موضوع، علاوه برداشتن پيامدهاى مالى مؤثر در تقويت توليد فيلم مستند؛ به لحاظ تأثيرى كه بر ذهن مخاطب عام فيلم مستند دارد نيز حائز اهميت است. بدين معنى كه براى مخاطبان عام سينما، شكاف بين سينماى داستانى و مستند به حداقل مى رسد. شكافى كه عامه مردم را وامى دارد در مقاطعى، خواستار ديدن فيلم هاى مستند بشوند؛ يا فيلم داستانى را به سود اثر مستند، كنار بگذارند. ماحصل چنين سياستى رشد سليقه مخاطب است و من مايلم از آن چون پشتوانه ديگرى در شكوفايى سودآورى فيلم مستند ياد نمايم. وقتى نمايش فيلم مستند در جامعه اى نهادينه شد، مى توان به سينماهايى انديشيد كه به گونه  اى اختصاصى به نمايش فيلم مستند مى پردازند و چنين است كه گرايش هاى اجتماعى براى ديدن فيلم مستند تقويت مى شود و فيلم مستند دركنار سينماى داستانى، از قابليت عرض اندام برخوردار مى گردد.
اتخاذ چنين شيوه  هايى از آنجا كه به گسترش سينماى مستند مى انجامد؛ فرصتى را فراهم مى آورد تا مستندسازان ما به گسترش و نوسازى بيان سينمايى خويش نيز بپردازند و از اين طريق وجه ديگرى نيز از سينماى مستند ما پيشرفت مى كند. مستندساز ايرانى حال كه دغدغه هاى مالى و معيشتى اش برطرف شده است - البته مراد مستندسازانى است كه حقوق بگير هيچ سازمان يا نهادى نيستند و در چرخه آزاد توليد، فيلم مستند مى سازند - بيشتر به وجه هنرى و كيفى فيلمى كه مى خواهد بسازد، بپردازد. به عامل تحقيق بهاى شايسته اى بدهد و جهت يافتن تصويرهايى زيبا، سنجيده، مخيل و تأثيرگذار براى مواد اطلاعاتى و يافته هاى تحقيقاتى خويش بيشتر بينديشد و چنين مى شود كه فيلم مستند به لحاظ بيانى نيز رشد مى كند. قطعاً فروش چنين فيلم هايى در بازارهاى جهانى فيلم مستند، موفقيت هاى به مراتب بيشترى با خود به ارمغان خواهد آورد؛ موفقيت هايى كه در استوارى سينماى مستند ما نقش قابل توجهى خواهد داشت.
اجرا و پيشبرد چنين راهكارهايى در حوزه فعاليت مركز گسترش سينماى مستند و تجربى است. مركزى كه در دور دوم فعاليت هايش - اين مركز براى مدت نه چندان كوتاهى زائد تشخيص داده و منحل شد - نشان از دانش، درايت، دلسوزى و كارايى مديران آن دارد. قطعاً در رابطه با موارد يادشده، انديشه هايى به كار افتاده و اى بسا برنامه هايى نيز تدوين شده باشد. بايد چشم انتظار زمان اجراى آن بود و شكوفايى سينماى مستند اين ديار را لحظه شمارى كرد.» (۲)
به زعم همايون امامى فيلم هايى چون «اون شب كه بارون اومد» و «ندامتگاه زنان» ساخته «كامران شيردل» به طور خاص و دقيق، از نظر ساختار و نوع نگاه، شايسته اطلاق عنوان مستند اجتماعى است و جزو اولين ها در اين ژانر محسوب مى شود. او درباره تأثير حضور ناصر تقوايى در سينماى مستند مى گويد: «تقوايى به روش «ابراهيم گلستان» با مقوله مستند اجتماعى برخورد مى كند. چرا كه دانش آموخته و تأثير گرفته از «گلستان» بوده و «تقوايى» نيز همچون «گلستان» زمينه هاى غيراجتماعى را دستمايه قرار مى دهد و لايه هاى اجتماعى را در آن تزريق مى كند. در «نخل» به مردم شناسى مى پردازد. اما نگاهى اجتماعى نيز دارد. اين چنين است كه نگرش اجتماعى خود را نيز پيدا مى كند و گاهى دست به افشاگرى نيز مى زند و با نماد و گفتار متن به سينماى اجتماعى نيز نقبى مى زند.»
«همايون امامى» دهه ۴۰ و ۵۰ را ركورد سينماى مستند اجتماعى خوانده و مى گويد: «به دليل قوت گرفتن مميزى، مستند اجتماعى به تدريج كمرنگ مى شود و آثار كمى ساخته مى شوند و به نوعى از ميان مى روند. بعدها در سال ۵۸ در چند حوزه رخ مى دهد و چون موانع برداشته مى شود مستندسازان به سمت آن مى روند و از فقر و كجى ها و كاستى ها و آسيب هاى اجتماعى فيلم مى گيرند و مى سازند.»
از نظر او فيلمسازان اين دوره را، مستندسازى چون «ابراهيم مختارى»، «محمدرضا مقدسيان»، «فريدون جوادى»، «منوچهر مشيرى»، «رخشان بنى  اعتماد»، «امير نادرى»، «كيومرث درم بخش»، «محمد رضا اصلانى»، «عباس كيارستمى» و «كيانوش عيارى» تشكيل مى دهند كه به شيوه و سبك خود به ساخت مستند اجتماعى دست زده اند.
«همايون امامى» به فيلم هاى «محمدرضا مقدسيان» اعتقاد وعلاقه ويژه اى دارد و مى گويد: «مقدسيان يكى از جدى ترين وپركارترين مستندسازان اجتماعى است. او در طى اين سالها فيلمى مثل «خيزاب» را ساخت كه درباره استثمار شيلتن بركارگران بود. يا «آن سوى حصار» كه پيرامون زندگى جنگ نشينان است كه به ناگزير به قطع درختان مى پردازند. «از نيمه هاى راه»، «گفت وگو در مه» از ديگر فيلم هاى او هستند كه تم اجتماعى وجه اغلب آنهاست.»
امامى همچنين درباره فيلم هاى اوليه مستند «عباس كيارستمى» مى گويد: «فيلمى چون «قضيه شكل اول و قضيه شكل دوم»، مستند اجتماعى خاص است كه به ريشه تفكرات اجتماعى ما مى پردازد و اينكه نهاد درستى ندارند. اين فيلم ها به نوعى يادآور مقطع تاريخ اجتماعى ما در آن دوره است كه به مقوله خبرچينى در كشورى مى پردازد كه اخلاق، يكى از پايگاههاى تشكيل دهنده آن است. در فيلم «همشهرى» نيز «كيارستمى»، آيينه اى را در برابر شهروندان تهرانى مى گذارد و تصويرى رفتار شناسانه اجتماعى به ما مى دهد.
درباره همايون امامى بيشتر از اين مى توان نوشت و به او و تأثير حضورش در سينماى مستند دهه هاى ۶۰ ، ۷۰ و ۸۰ پرداخت. با اين حال مجال صحبت در اين مقال بسيار كوتاهتر از آن است كه بتوان بيشتر از اين به امامى و گرماى حضورش در سردترين سالهاى عمر سينماى مستند ايران پرداخت. همين كه به بهانه  معرفى او مى توان يادى از نامش كرد خود جاى هزار شكر و سپاس دارد.
پى نوشت ها:
(۱) روزنامه همشهرى شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۲ - شماره ۳۱۳۱
(۲) روزنامه همشهرى پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۲ - شماره ۳۱۱۶


|   شناسنامه   |   آرشيو   |