|
پاى صحبت «روژه فده رر» تنيسور اول مردان جهان
مجبورم پاريس را تسخير كنم
|
|
|
وصال روحانى
روژه فده رر سوئيسى ۲۵ ساله و مشهور، اخيراً گرند اسلم تنيس اوپن استراليا در شهر ملبورن را براى دومين بار در عمرش فتح كرد تا تعداد قهرمانى هايش در مسابقات بزرگ چهارگانه اين ورزش به عدد ۷ برسد و كارنامه اش پربارتر و جايگاهش به عنوان تنيسور اول مردان جهان تثبيت شود. او حالا سابقه قهرمانى در ۳ ويمبلدون پياپى و همچنين دوبار پيروزى در يو.اس.اوپن را هم دارد و از بين گرنداسلم ها فقط پاريس مانده است تا فتح كند. به همين خاطر است كه تنيسور اول مردان جهان و مرد آرام زاده شهر باسل سوئيس مى گويد؛ هدف بعدى اش تلاش براى شكستن طلسم قهرمان نشدنش در پاريس در دوره بعدى اين پيكارها (خردادماه ۸۵ در ورزشگاه رولان گاروس) است. او حرف هاى جديد ديگرى نيز در باره خودش و آرزو هايش و شرايط و ويژگى هاى تنيس و مسابقاتش دارد...
* شما تمام گرنداسلم ها را بجز اوپن فرانس برده ايد. چرا؟ - شايد در يكى دو نوبت تمامى كوشش خود را به كار نگرفته باشم. سال پيش تنها مورد و زمانى بود كه هر چه داشتم روى اين قضيه گذاشتم و تا نيمه نهايى هم بالا رفتم كه نتيجه بدى هم نبود. * يعنى در ساير دفعات در پاريس جدى نبوديد؟ - جدى بودم، اما زندگى ام را روى آن نگذاشته بودم. چون ويمبلدون هميشه به فاصله دو هفته بعد از اوپن فرانسه برگزار مى شود و اين رقابتها براى من مهمتر از پاريس است، به گونه اى به رولان گاروس مى رفتم كه به شركتم در آن پيكارها لطمه اى نخورد و بهتر بگويم، به شكلى توانم را براى ميدان گاه اصلى ويمبلدون حفظ و ذخيره مى كردم. * و حالا چه؟ - قضيه اين بار فرق مى كند. از آن جا كه هر يك از ۳ گرنداسلم ديگر را حداقل ۲ بار برده ام، بنابراين خواه ناخواه مجبورم در اواخر بهار سال آينده بسيار قوى تر و جدى تر با اوپن فرانسه برخورد كنم و هر چه دارم روى آن رقابت بگذارم و آن جا را هم تسخير كنم. در واقع چاره اى جز اين نخواهم داشت، زيرا اگر اين كار را نكنم، خودم زير سؤال خواهم رفت. * و اين يك فشار روحى اضافى را به شما وارد مى كند. يك الزام شديد و دست و پا گير را. اين طور نيست؟ - همين طور است، اما من اصولاً و هميشه از شركت در گرنداسلم ها لذت برده و اين كار را دوست داشته ام و آن را يك وظيفه ملالت بار ندانسته ام. پاريس هم مى تواند چنين باشد. همين عامل براى اين كه بتوانم به كسب نتيجه مورد نظر در آن جا خوشبين باشم، كفايت خواهد كرد. * و اگر نبوديد؟ - مشكلى نيست. اگر قهرمان نشدن در پاريس پيامدى چون پيروزى مجدد در ويمبلدون را در بر داشته باشد، گله اى نخواهم كرد. پيشتر هم گفتم ويمبلدون براى من هميشه هدف نخست و تورنمنت اول است و بيشتر از هر جا دوست دارم در آن جا اول شوم. چنانچه پيروزى در ويمبلدون بها و قيمتى به نام قهرمان نشدن در پاريس داشته باشد، با طيب خاطر آن را خواهم پرداخت. * خيلى ها مى گويند فتح هر چهار گرنداسلم به طور متوالى فقط در صورتى رسميت مى يابد كه تمام آنها در يك سال حاصل آيد ولى بعضى ها هم مى گويند متوالى بودن آن كافى است و اگر به دو سال بسط يافت ايرادى ندارد. شما چه مى گوييد؟ - من هم مى گويم پياپى بودن آن كافى است و لازم نيست كه هر ۴ تورنمنت را در يك سال ببريد. اصولاً فتح اين تورنمنت ها به طور متوالى و حتى اگر فقط در دو تا پيروز شويد، يك چيز فوق العاده خواهد بود و احساسى استثنايى را به آدمى مى بخشد. الآن كه قهرمانى در هر ۳ گرنداسلم آخر را در جيب و مشت دارم، به سوى چهارمى هم كه پاريس باشد، حركت خواهم كرد. اگر به هدف رسيدم، با منتقدان و دست اندركاران است كه بگويند اين نوار قهرمانى در گرنداسلم ها وجاهت قانونى دارد يا نه. * ظاهراً سره نا ويليامز آمريكايى در تنيس زنان همين كار را كرده و ۴ گرند اسلم را به طور پياپى ولى نه در طول يك سال فتح كرده است - همين طور است. در گلف هم تايگر وودز اين كار را كرده است. فكر مى كنم اگر شما در آن واحد و به طور همزمان فاتح هر ۴ گرنداسلم باشيد، كافى است و لزومى ندارد تمامى آنها را در يك سال برده باشيد. اين نظر من است و اصرارى هم روى صحيح بودن آن ندارم. * فكر مى كنيد براى بردن در پاريس به چه چيزهايى نياز داشته باشيد؟ - شايد تمرين هر چه بيشتر بر روى «كلى» (زمين هاى خاك رسى) و اختصاص دادن وقت بيشتر به اين قضيه، ما به دليل فشردگى و كثرت مسابقات بين المللى به ندرت وقت پيدا مى كنيم، به طور تمام و كمال و به شكلى وسيع روى يك تورنمنت خاصى، حتى اگر گرنداسلم باشد، وقت بگذاريم و اين باعث ثبت نتايجى مى شود كه مى بينيد. * در ۳ ماه و نيم باقى مانده تا شروع دوره بعدى رولان گاروس دقيقاً چه خواهيد كرد؟ - اولين اصل و نيازى كه فراروى خود مى بينم، اين است كه وقتى به آستانه آن پيكارها مى رسيم، مصدوميتى نداشته باشم و به لحاظ جسمانى از ايراد خاصى رنج نبرم. اين مهمترين مسأله است. اگر اين شرط بر آورده شود، مى توان كارهاى لازم را به لحاظ فنى نيز انجام داد. برنامه هايى دارم كه بيشتر متمركز بر تعدادى ديگر از تورنمنت هايى مى شود كه ارديبهشت ماه بر روى زمين هاى خاكى در سطح اروپا برگزار مى شوند. خيلى چيزها را امتحان خواهم كرد تا موقعى كه به پاريس مى رسيم، از هر جهت با زمين هاى خاكى هماهنگ باشم. * با متخصصان زمين هاى «كلى» چه خواهيد كرد؟ كسانى كه ذاتاً روى اين نوع زمين ها بسيار بهتر از شما كار مى كنند. يكى از آنها (رافائل نادال از اسپانيا) سال پيش شما را زد و قهرمان شد. - قبلاً هم گفتم بايد بر حجم تمريناتم بر روى اين زمين ها بيفزايم. آنها روى كلى فوق العاده اند و رويارويى با آنان در اين زمينه خاص، نفس گير و كم ثمر است. ولى نمى شود به اين بهانه توقف پيشه كرد و هيچ كارى انجام نداد. بازيكنى كه نامش را آورديد (نادال) روى اين زمين ها تسخير ناپذير است و بسيار فنى كار مى كند، اما من هم هنوز چيزهايى را رو نكرده ام و شايد در سال ۲۰۰۶ بخت بيشترى براى رويارويى با اين بازيكن خاص داشته باشم، اما اين را مى پذيرم كه اين دسته از بازيگران استادى غير قابل انكارى بر روى كلى دارند. بازى روى اين زمين ها استمرار و انرژى فراوانى را مى طلبد زيرا تعداد ضربات و رالى ها بيشتر است و نمى توان كارى در اين زمينه كرد. مسابقه اى كه روى هارد كورت و چمن حداكثر در دو ساعت تمام مى شود، در «كلى» به چيزى حدود ۳/۵ تا ۴ ساعت بالغ مى شود چون توپ روى اين زمين ها كند تر مى دود و قضيه از كنترل من و ديگران خارج است. بنابراين فقط بايد كوشيد خود را با اين شرايط وفق دارد. گله و شكايت مشكلى را حل نمى كند. * پس از قهرمانى اخيرتان در ملبورن بشدت زير گريه زديد. قضيه از چه قرار بود؟ - از ديدن «راد ليور» بزرگ و اين كه او براى اهداى جايزه من آمده بود، هيجان زده شده بودم. او آدم كوچكى نيست و تنها كسى است كه توانسته دوبار هر ۴ گرنداسلم را در طول يك سال به طور متوالى فتح كند. وقتى ديدم چنين مردى براى تجليل از من آمده است، ديگر هيچ چيز نفهميدم. * يعنى فقط همين بود؟ - ببينيد، من هرگاه يك گرنداسلم و مسابقه بسيار بزرگ را مى برم، دچار همين مشكل و هجوم موج احساسات مى شوم. بدتر آن كه بعد از هر قهرمانى در گرنداسلم ها بايد به پشت ميكروفن برويد و براى حاضران صحبت هم بكنيد و اين واقعاً از قوه و چارچوب تحمل من خارج است. حرف زدن در جمع به خودى خود سخت است و مشكل زمانى بيشتر مى شود كه مجبور باشيد، پس از سه چهار ساعت تلاش براى فتح يك ديدار كلى براى حاضران حرف بزنيد. در آن زمان احساسات تان غليان مى كند و تسلطى بر خود نداريد و تحت تأثير اتفاقى قرار مى گيريد كه روى داده است. متأسفانه براى من چنين بود و من بايد پس از پيروزى بر ماركوس باگداتيس (تنيسور شگفتى ساز قبرسى) در فينال ملبورن و در حضور ليور بزرگ به سخنرانى مى پرداختم و كم مانده بود، فشار اين قضايا مرا از پاى در آورد. به همين خاطر همان طور كه ديديد، اشكم در آمد. * رادليور گفته است شما از ركورد ۱۴ بار قهرمانى پيت سمپراس آمريكايى در تورنمنت هاى گرنداسلم فراتر خواهيد رفت. - اميدوارم همان طور باشد كه او مى گويد. من همين حالا از اين كه در جدول دارندگان بيشترين قهرمانى ها در تورنمنت هاى گرنداسلم تعدادى از بزرگان و نامداران را پشت سر گذاشته ام، بشدت احساس غرور مى كنم و البته فقط به اعتبار چنين مسأله اى خودم را بالاتر از آنها نمى دانم. * مثلاً؟ - مثلاً بوريس بكر آلمانى و استفان ادبرگ سوئدى. آيا مى دانيد، آنها قهرمانان محبوب و الگوهاى ايام كودكى من بوده اند؟ مى نشستم پاى تلويزيون و بازى هايشان را مى ديدم و لذت مى بردم و الگو بردارى مى كردم و حالا وقتى مى بينم لااقل از نظر تعداد فتوحاتم از آنها بالاتر رفته ام غرق در شادى مى شوم. در عين حال هيچگاه جايگاهم را در تنيس دنيا فراموش نمى كنم و اين را دقيقاً مى دانم كه كجا ايستاده ام و چه دارم و چه بايد انجام بدهم. امكان ندارد خودم را گم كنم و بالاتر از بزرگان كلاسيكى بدانم كه نام شان را آوردم و يا از جان نيوكامب، جان مك انرو و متس ويلاندر قوى تر بينگارم هر چند آنها نيز مثل من ۷ گرنداسلم برده اند. * چه چيزى شما را به چنين نقطه اى و برابرى يافتن با الگوهايتان رسانده است؟ - كار و تلاش زياد و تمركز بر روى فعاليت هايم، من بسيار كار كرده و هميشه در صدد آموختن بوده ام. راهى كه طى كرده ام اصلاً كوتاه و آسان نبوده است. هر بار كه نتيجه اى عالى مى گيرم، خودم بيش از هر كس شگفت زده مى شوم اما اين را خوب مى دانم كه چه تلاش عظيمى صرف اين قضيه شده است. بردن اين هم گرنداسلم با سن نه چندان زيادى كه من دارم، كار كوچكى نبوده است و برعكس فوق العاده نشان مى دهد. * سقف مورد نظر و نهايت آرزويتان كدام است؟ - اين كه با همين روال و روند به كارم ادامه بدهم و همين دستاوردها را داشته باشم. بايد سالم و قوى بمانم و هم به طور بسيار جدى و حرفه اى به اين ورزش بپردازم و هم كار را به گونه اى در نياورم كه لذت پرداختن به تنيس به كلى از وجودم رخت بربندد. * منبع: Herald Tribune
|