يكى از مهم ترين پى آمدهاى جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائيل استفاده اعراب توليدكننده نفت از «سلاح نفت» بود.
در اوج درگيرى هاى نظامى اعراب و اسرائيل خبرگزارى ها، خبر بسيارمهمى را مخابره كرده ، از قول منابع مطلع گزارش دادند كه «ملك فيصل» پادشاه عربستان سعودى، آمريكا را تهديد كرده است كه اگر آن كشور از حمايت بى چون و چراى خود از اسرائيل دست برندارد، اعراب از افزايش توليد نفت خود كه موردنياز مبرم ايالات متحده آمريكاست خوددارى خواهندنمود.با توجه به اينكه تحريم يا كاهش توليد يا صادرات نفت كارى ترين ضربه اى بود كه مى توانست جهان غرب را از پاى درآورد، اين خبر در محافل سياسى جهان نگرانى هاى جدى پديدآورد.آنچه ملك فيصل بدان اشاره كرد يك تهديدتوخالى نبود بلكه درگير و دار جنگ ،در حالى كه تلاش ابرقدرت ها براى برقرارى آتش بس، به ثمر نرسيده بود.«اوپك» براى نخستين بار درتاريخ صنعت نفت با يك تصميم انقلابى قيمت نفت را بالا برد و كمپانى هاى نفتى را تهديد كرد كه اگر قيمت هاى جديد را نپذيرند نفت خاورميانه با قيمت جديد، به خريداران ديگر فروخته خواهدشد.
نقش نفت در جنگ ۱۹۷۳
روزنامه كيهان در شماره روز چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۵۲ (۱۷ اكتبر ۱۹۷۳) به نقل از خبرگزارى ها نوشت: «وزيران نفت عربستان سعودى - كويت _ ابوظبى _ دوبى _ الجزاير _ سوريه _ مصر _ ليبى _ عراق _ بحرين و قطر امشب در كويت جمع آمده اند تا درباره «نقش نفت كشورهاى عربى» در جنگ اعراب و اسرائيل گفت وگو كنند.
منابع ديپلماتيك گفتند: ملك فيصل در پيامى كه براى رئيس جمهورى آمريكا فرستاد، عدم رضايت خود را از تصميم آمريكا مبنى بر تحويل سلاح هاى بيشتر به اسرائيل اعلام كرد. پيام فيصل حاوى اين تهديد است كه روابط آمريكا و عربستان سعودى به دنبال استقرار پل هوايى ارسال اسلحه به اسرائيل نمى تواند مثل گذشته باقى بماند.»
كيهان توضيح مى دهد كه: «منابع نفتى مى گويند: اگر جواب «نيكسون» رضايت بخش نباشد عربستان صدور نفت خود به آمريكا را در مرحله اول ۱۰ درصد كاهش خواهدداد.»
كيهان همچنين به نقل از خبرگزارى ها مى نويسد:
«شيخ زكى يمانى وزير نفت عربستان سعودى گفت: نفت ،نقش مهمى در اين مبارزه دارد. عربستان سعودى در اين جنگ ،افزار پول خود را وارد كرده است و درمورد استفاده از سلاح نفت هم ترديد نخواهدكرد.»
حمايت تا به كجا؟
براى مفسران و آگاهان سياسى در سال ۱۹۷۳ اين نكته روشن نبود كه دولت آمريكا به خاطر اسرائيل تا چه اندازه منافع خود و متحدان اروپايى خود را زيرپا مى گذارد. بعدها كه «ريچارد نيكسون» خاطراتش را نوشت معلوم شد كه حمايت از اسرائيل براى حكومتگران آمريكايى چه جمهورى خواه و چه دموكرات ،اولويت اول است.«ريچارد نيكسون»در كتاب ،جنگ واقعى و صلح واقعى REAL PEACE - THE REAL WAR مى نويسد: «با وجود آنكه يقين داشتم كمك هاى تسليحاتى آمريكا به اسرائيل موجب تحريم نفتى غرب خواهدشد ،ترديد نكردم و دستور دادم سيل سلاح هاى آمريكايى با هر وسيله اى كه بتواند پرواز كند.فوراً به اسرائيل فرستاده شود و «گلداماير» نيز بعدها اقراركرد كه اگر پل هوايى آمريكا و كمك هاى تسليحاتى آن كشور نبود، اسرائيل درموقعيت بسيار اسفناكى قرارگرفته بود.»
امپراتورى كمپانى هاى نفت درهم ريخت
كيهان در شماره روز ۲۶ مهر ۱۳۵۲ (۱۸ اكتبر ۱۹۷۳) با اعلام اين خبر مهم كه درآمد نفتى ايران براثر جنگ اعراب و اسرائيل و بالارفتن بهاى نفت چهارصدميليون دلار افزايش پيداكرده است، نوشت: تصميمى كه پريشب در اجلاسيه هشت ساعته كشورهاى توليدكننده نفت درحوزه خليج فارس و كويت گرفته شد آنچنان مهم و ناگهانى بود كه كمپانى هاى نفتى هيچگاه تصور آن را نمى كردند. با اتخاذ اين تصميم شجاعانه، امپراتورى كمپانى هاى نفتى درهم ريخت و نفوذ و تسلط واقعى آنان كه بالغ بر ۷۰ سال به طور مداوم بر كشورهاى صاحب نفت سايه افكنده بود عملاً ازميان رفت.
كيهان پيش بينى كرد كه توليد نفت ايران به دو ميليارد بشكه بالغ شود و درآمد نفتى از مرز ۲/۵ ميليارددلار بگذرد. كيهان درآمد سال ۱۳۵۳ ايران را از فروش نفت ۶ ميليارد دلار اعلام نمود.
غرب زمستان سردى در پيش دارد
كيهان در شماره شنبه ۲۸ مهر ۱۳۵۲ (۲۰ اكتبر ۱۹۷۳) تحت عنوان «غرب زمستان سردى در پيش دارد» نوشت: «جنگ اعراب و اسرائيل هم اكنون ده درصد نفت روزانه اروپا را كاهش داده است. در صورتى كه جنگ فعلى بيش از يك ماه طول بكشد و يا اگر اقدامات كشورهاى نفت خيز عربى درمورد استفاده از «سلاح نفت» عملى شود معنى اش چيزى جز جيره بندى نفت در اروپانخواهد بود، البته مشكل اروپا محدود به همين زمستان نخواهدبود. بلكه اين سرآغازى است براى مشكلى درازمدت و كمبود دائمى نفت.»
نويسنده روزنامه كيهان در دنباله گزارش خود مى نويسد: «براى بهره گيرى از سلاح نفت قطع كامل جريان نفت روشى قاطع تر به نظر مى رسيد اما غيرعملى بود. اما «تحريم انتخابى» روش بهترى بود و كشورهاى عربى آن را برگزيدند. زيرا در روش «تحريم انتخابى» كشورهايى كه در اين جنگ به اسرائيل كمك كردند مشمول تحريم مى شوند.
در حال حاضر، كشورهاى نفت خيز عربى از فرضيه عربستان سعودى پيروى مى كنند، سعودى ها معتقدند كه شيرنفت را بايد به تدريج بست. يعنى در ابتدا ۵ درصد تا ده درصد توليد را پايين آورد. نتيجه اين كار آن است كه كشورهاى اروپايى در مضيقه قرار مى گيرند و به آمريكا فشار وارد خواهندكرد تا در سياست خود نسبت به اسرائيل تجديدنظر كند. قاره اروپا هم اكنون روزانه به طور متوسط به ۱۳ ميليون بشكه نفت نيازمند است و درصورت تحريم صدور نفت بيش از هر منطقه ديگر لطمه خواهدخورد.
گزارشگر كيهان نوشت:
«عربستان سعودى تهديد كرده است كه توليد خود را باز هم كاهش خواهد داد. «شركت آرامكو» كه شركت عامل نفت آمريكايى در عربستان سعودى است درصدد آن بود كه توليد نفت خود را از ۵/۶ ميليون در روز به ۹ ميليون بشكه برساند ولى با پيش آمدن جنگ «احمدزكى يمانى» وزير نفت سعودى اعلام كرد كه عربستان سعودى توليد نفت خود را نه تنها افزايش نمى دهد بلكه ۱۰ درصد هم كم تر از ميزان سابق توليد خواهد نمود.»
قطع كامل صدور نفت
همين روزنامه در شماره يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۵۲ (۲۱ اكتبر ۱۹۷۳) نوشت: «بنابر بيانيه هاى رسمى منتشر شده درپايتخت عربستان سعودى و الجزاير، اين دو كشور از ديروز صادرات نفت خود را به آمريكا قطع كردند. منابع ديپلماتيك خاطرنشان كردند كه: «با توجه به اينكه عربستان سعودى يكى از محافظه كارترين كشورهاى عربى و يكى از طرفداران آمريكا در منطقه است، اقدام اين كشور در قطع نفت به سوى آمريكا نشان دهنده شكست بزرگى در سياست خارجى آمريكاست.»
ايران در تحريم نفت شركت نمى كند
روزنامه كيهان پرتيراژترين روزنامه آن روز تهران در شماره يكشنبه ۲۹ مهر۱۳۵۲ خود نوشت:
«وزير دارايى ايران تلويحاً خاطرنشان كرد كه ايران در تصميم اعراب داير بر تحريم صدور نفت به آمريكا دخالت و مشاركتى ندارد و نفت ايران به بازارهاى جهانى جريان خواهد داشت. وزير دارايى ايران در ضمن اشاره كرد كه: سال گذشته درازاى هر بشكه نفت خام ۱/۶۰ دلار نصيب ما مى گرديد و ما مى توانستيم با اين مبلغ يك «بوشل» گندم از آمريكا خريدارى كنيم درحالى كه امسال بايد در ازاى همان مقدار گندم به جاى يك بشكه سه بشكه نفت بدهيم زيرا بهاى گندم در اين مدت سه برابر شده و همين طور قيمت آهن، سيمان و ... افزايش پيدا كرده است. قيمت ها بالا رفته درحالى كه درآمد ما از نفت ثابت مانده است.»
كاهش صدور نفت به ۲۸/۵ درصد رسيد
آسوشيتدپرس به نقل از نشريه «بررسى اقتصادى خاورميانه» گزارش داد كه: «كاهش صدور نفت از آغاز جنگ اعراب و اسرائيل تاكنون به رقم ۲۸/۵ درصد رسيده است (يعنى ۵ ميليون و ۸۲۶ بشكه در روز)، اين نشريه خاطرنشان كرد كه تصميم كاهش صدور نفت از طرف اعراب نشانگر اراده اين كشورها داير بر استفاده از «سلاح نفت» است. كاهش توليد و تحريم صدور نفت به كشورهايى كه طرفدار اسرائيل شناخته شده اند كمبود جدى نفت را در آن كشور به وجود آورده است. دولت بلژيك اعلام كرد كه رانندگى در روزهاى يكشنبه ممنوع است، در هلند اعلام شد كه مردم به جاى استفاده از اتومبيل از دوچرخه استفاده كنند، در دانمارك نيز روشن كردن چراغانى عيد ميلاد مسيح تا پايان ماه جارى ممنوع شد، در فرانسه از مردم خواسته شد كه حرارت اتاقهاى خود را از ۲۰ درجه بالاتر نبرند. در ايتاليا دولت در تدارك برنامه هاى اضطرارى است و روزنامه «وال استريت جورنال» نوشت كه: اثر آنى تحريم صدور نفت عربى بسيار بيشتر از آن است كه مى پنداشتيم.»
بدين ترتيب خوانندگان گرامى به اين نكته پى مى برند كه در آن تاريخ استفاده از «سلاح نفت» كارى ترين ضربه اى بود كه مى توانست جهان غرب را از پاى درآورد اما اعراب نتوانستند يا نخواستند از اين سلاح مؤثر و از اين فرصت طلايى به طور شايسته استفاده كنند.
در پشت پرده سياست
اعترافات «ريچارد نيكسون» پس از گذشت سى سال در مورد وقايع سال ۱۹۷۳ خواندنى و عبرت انگيز است.
«نيكسون» در كتاب THE REAL WAR_ REAL PEACE مى نويسد: «جهان غرب در پاييز سال ۱۹۷۳ درسى سخت حيرت انگيز، چشمگير و به شدت دردناك در زمينه واقعيات جديد «عصر نفت» آموخت؛ اعراب توليدكننده نفت در خاورميانه به بهانه جنگ اعراب و اسرائيل نفت خود را براى كشورهاى خاصى، از جمله ايالات متحده آمريكا تحريم كردند و «اوپك» با آگهى يافتن از قدرت خويش، پنج برابر شدن بهاى نفت را تصويب كرد. بهاى نفتى كه در ماه سپتامبر بشكه اى سه دلار به فروش مى رفت، در ماه اكتبر همان سال به ۵/۱۲ دلار و در ماه دسامبر به ۱۱/۶۵ دلار رسيد؛ همان نفتى كه سه سال پيش بشكه اى ۱/۸۰ دلار فروخته مى شد. بدين ترتيب ساختار اقتصاد جهانى، يك شبه، زير و زبر گرديد. ومثل روز روشن شد كه اقتصاد اروپاى غربى و ژاپن را با بستن شير نفت، تقريباً همان قدر مى توان ويران كرد كه يك حمله اتمى مى تواند به آن كشورها آسيب برساند.
در شرايط جديد ديگر نه شركتهاى نفتى مى توانستند اوپك را وادار به پذيرش شرط و شروطى كنند و نه دول غربى. بهترين كارى كه از ملل غربى برمى آمد، اين بود كه بكوشند تا ملل توليدكننده را به درك اين مسأله راغب سازند كه منافع خود آنها نيز، در درازمدت، با منافع غرب گره خورده است؛ يعنى: اگر اعمال آنها اقتصاد غرب را در هم شكند، يا قدرت دلار را نابود كند، يا جهان غرب را به چنان ضعفى بكشاند كه نه تنها منافع اعراب بلكه منافع خودش را نيز نتواند تحت حمايت و حراست قرار دهد و زير چتر حمايتش گيرد ، آن اعمال چيزى جز تيشه بر ريشه خود زدن نخواهد بود.
البته عده اى از رهبران ملل عضو« اوپك» اين استدلال منطقى را دريافتند و توانستند همكارانشان را از اقدامات افراطى بازدارند. در غير اين صورت، چه بسا كه منجر به اخذ تصميماتى حادتر و تعيين شرايطى سخت تر مى شد.
نفت با توليد خيلى ارزان و مصارف گوناگونش، چنان جاى ديگر منابع انرژى را گرفته بود كه اقتصاد هاى صنعتى به آن متكى شده بودند، درحالى كه منابع نفت ديگر مانند گذشته امن و آرام نبود.
بلافاصله پس از تحريم نفتى سال ،۱۹۷۳ در حالى كه كارخانه هاى اروپا در خاموشى فرو مى رفت و بر طول صف هاى كنار پمپ بنزين ها در آمريكا افزوده مى شد و همچنان كه قيمت ها در سراسر جهان به سرعت بالا مى رفت، بيشتر مردم اين مسأله را بدواً مسأله اى اقتصادى مى دانستند. ضربه اقتصادى اين بحران اگرچه بسى سخت بود ولى تمامى آن نبود. مسائل سياسى و استراتژيكى كه بريتانيا بيست سال پيشتر به آن مسائل اشاره كرده بود، اكنون با حالتى انتقامجويانه خود را نشان مى داد.
ملل خليج فارس روزبه روز نيرومندتر و خيلى خيلى پولدارتر مى شدند، ولى همزمان نفوذپذيرى آنها نيز بيشتر مى شد. عقب نشينى بريتانيا از خاورميانه ، در سال ۱۹۶۸ اعلام شد و در سال ۱۹۷۱ به پايان رسيد. زمانى كه بريتانيا عدم توانايى اش را در ادامه حمايت از تركيه و يونان اعلام كرد، ترومن آن جاى خالى را كه در شرق مديترانه پديد آمد، با قدرت آمريكا پر كرده بود تا شوروى ها را بيرون نگاه دارد. اكنون بعدازگذشت سالها اين آخرين تخليه سنگر، خطر ايجاد يك خلأ ديگر را پديد مى آورد كه شورويها باز اگر فرصتش را مى يافتند، آماده بودند تا فوراً آن را پر كنند.
ادامه دارد