|
درباره ارتباط آواز و هنرهاى مذهبى - آيينى
تكيه بر تعزيه
|
|
|
حميدرضا نوربخش حميدرضا نوربخش از جمله هنرمندانى است كه طى سالهاى اخير در زمينه آواز و اشاعه فرهنگ صحيح آن بسيار كوشيده است. او كه از جمله مشهورترين خوانندگان سالهاى اخير است در زمينه آموزش اصولى آواز، مبانى و اصولى را تدوين و تدريس كرده است كه امروزه از آن به تكنيك صداسازى و پرورش صدا تعبير مى شود. مطلب زير، نوشته اى از ايشان پيرامون هنر آوازخوانى در ايران و ارتباط و پيوند آن با هنرهاى مذهبى و از جمله تعزيه است.
در فرهنگ هاى كهن و به خصوص در فرهنگ و تمدن مشرق زمين، پيوند ديرينه اى ميان آيين ها و مراسم مختلف با موسيقى برقرار بوده است. خصوصيات نيايشى و جنبه هاى رازآميز و ماورايى اغلب آيين ها، مجموعه مراسمى را شامل مى شد كه حضور سازهاى گوناگون همراه با آواز و گاه رقص هاى آيينى را امرى طبيعى و بديهى جلوه گر مى ساخت. در ايران پيشينه چنين ارتباطى به ادوار ماضى و دوران باستانى و كهن ايران زمين مى رسد. با اين حال حضور اسلام و تمدن اسلامى، كنش متقابل و ارتباط ميان مذهب، آيين و موسيقى را پديد آورد. از سوى ديگر مسأله حرمت موسيقى، سبب شد تا جنبه هاى مختلفى از موسيقى، به ويژه موسيقى آوازى در قالب اشكال و فرم هاى اجرايى مراسم مذهبى، جلوه گر شود. روضه، نوحه، مرثيه، مناجات، دعا، اذان، مجموعه اى گسترده از سنت هاى اجرايى مذهبى شيعه را شكل داده اند. اين مجموعه آواز و لحن خوش وجه پايدار و جداى ناپذير آن بوده است. از سوى ديگر تكامل بخشى از مراسم مذهبى نظير روضه، نوحه و مرثيه و پيوند آن با جنبه هايى از هنر نقالى و نظاير آن هنر متكامل تعزيه را پديد آورد. تعزيه به واقع نمايشى موسيقايى است كه سه عنصر متن، موسيقى و عناصر نمايشى، سبب ايجاد كانون مهم مذهبى - هنرى در فرهنگ اسلامى مى شوند. در اين ميان عناصر موسيقى و به خصوص آواز در اين رويداد مهم فرهنگى، نقشى محورى ايفا مى كند. با توجه به مطلب پيش گفته، حرمت موسيقى، يگانه مرجع و پناهگاه آواز را ارائه فرم هاى مذهبى قرار داد. از دوران شكل گيرى انواع مختلف موسيقى مذهبى، بسيارى از آوازخوانان بزرگ، به اين سمت و سوى روى آوردند. تا آنجا كه حافظه تاريخى ما يادآورى مى كند و با توجه به برخى متون و رسالات، بسيارى از مجريان برجسته موسيقى مذهبى و اهل منبر و روضه و تعزيه، از جمله كسانى بودند كه سنت هاى موسيقايى و مجموعه موسيقى ادوار گذشته به خصوص در زمينه آواز را در لوح سينه محفوظ داشته و در اجراى فرم هاى مذهبى به ارائه آن مى پرداختند. از استاد صبا نقل شده است كه اگر مى خواهيم گوشه هاى مهجور، قديمى و از ياد رفته موسيقى ايرانى را فراگيريد از پاى منبرها و روضه و خطابه غفلت نكنيد. اين تصويه كه نقل به مضمون شده است نكته مهمى را در خود نهفته دارد. ضمن آنكه در منابع موسيقى يك صدسال اخير با بزرگانى مواجهيم كه ضمن آنكه همگى اهل منبر بوده اند، راوى و حافظ سنت هاى كهن آواز خوانى نيز بوده اند. تاج الواعظين (پدر تاج اصفهانى)، ضياء الذاكرين رسايى، تاج نيشابورى و بديع المتكلمين از جمله برجسته ترين اين افراد در دهه هاى گذشته اند. باز از استاد صبا نقل شده است كه گوشه اى را كه از پاى منبر يك واعظ شنيده بود با مشقت بسيار توانست از راوى آن با خواهش و اصرار فراوان دوباره شنود كرده و بتواند آن را ثبت كند. گمان مى رود اين گوشه، صدرى در آواز افشارى باشدكه به نام راوى آن در رديف استاد صبا ثبت شده است. نمونه ديگر توجه وافر به تعزيه در دوران قاجار و تشكيل تكيه دولت است. در تكيه دولت، تعزيه خوانان بزرگ و مشهور، همگى از بزرگترين راويان و مجريان الحان موسيقى ايرانى بوده اند. در اواخر دوران قاجار با نامهايى نظير نكيسا، سيداحمدخان، اقبال السلطان، قلى خان شاهى، على نايب السلطنه، قربان خان و بسيارى بزرگان ديگر روبروييم كه توأماً تعزيه خوان و آوازخوان بوده و قديمى ترين صفحات ضبط موسيقى ايرانى مربوط به ضبط صداى اين اساتيد مسلم هنرآوازخوانى است. اما آنچه تعزيه را از وجه موسيقايى مهم جلوه مى دهد تا به سنت اجرا و احياى هنر آوازى ايران بدل شود از چند جنبه قابل بررسى است. رديف موسيقى ايرانى به عنوان يكى از اركان مهم موسيقى آوازى تعزيه مطرح است. حضور شخصيت هاى مختلف در تعزيه و نقش و كاركرد آنها و همچنين مجالس مختلف و صحنه هاى متعدد سبب شد تا امكانات گسترده موسيقى آوازى، به عنصرى مهم در به كارگيرى آن توسط شخصيت هاى تعزيه شود. برخى منابع چنين نقل شده است كه هر شبيه، مقام مشخصى مى خواند. به عنوان نمونه شبيه عباس (ع) چهارگاه، حضرت زينب (س) گبرى و حر عراق مى خوانده اند. اين رويكرد تسلط دانش آوازى را براى مجريان تعزيه امرى بديهى مى كرد. درواقع آنان با تسلط بر رديف آوازى و گوشه هاى آن قادر به ايفاى نقش خود در تعزيه بوده اند. روح الله خالقى در كتاب سرگذشت موسيقى مواردى نقل مى كند كه يك تعزيه خوان خواننده اى بزرگ و مرجع نيز بوده است. «سيدحسين شبيه كه طاهرزاده در موردش گفته است مثل يك كتاب موسيقى بود و از رديف اطلاع كامل داشت و تحرير و صدايش متنوع بود قلى خان شاهى خواننده زبردستى كه اغلب نقش زينب را در تعزيه بازى مى كرد. او تسلط كافى در اجراى آهنگهاى ضربى و تصنيف داشت و چند صفحه از او به يادگار مانده است.» وجه ديگر هنر آوازى تعزيه در نقالى نهفته است. نقالى كه از ادوار باستانى ايران، وظيفه نقل و روايت افسانه ها، داستانها و اسطوره ها را پوشش مى داده است، با رويكرد خطابى و دكلمه مانند آن، در تكامل موسيقى آوازى تعزيه نقش مهمى ايفا كرده است. بيضايى در كتاب نمايش در ايران در اين خصوص نوشته است: «تعزيه حسين جست وجوى شكل نهايى خود فراوان از مايه و سبك نقالى كمك گرفت. جالب است كه هنوز هم مى توان دو روش مشخص نقالى را در تعزيه تشخيص داد. بيان غمناك آوازى در دستگاههاى معين موسيقى ايرانى كه مظلوم خوانها به كار مى برند و بازمانده نقالى مذهبى است؛ بيان غلو شده پر از طمطراق و تحرك و شكوه كه اشقيا به كار مى برند و بازمانده نقالى حماسى است.» تأثير دوسويه آوازهاى محلى و آوازهاى تعزيه بر يكديگر و ارتباط و پيوند ميان آنان نيز موضوعى مهم وقابل بررسى است. درويشى در بخش تعزيه كتاب نگاه به غرب ضمن تحليل و بيان مطالبى تفصيلى پيرامون موسيقى تعزيه در اين باره چنين نگاشته است: «اجراى تعزيه در مناطقى مانند فارس، آذربايجان، گيلان، مازندران و احتمالاً مناطق ديگر همراه با حضور آوازها و نغمات محلى در كنار موسيقى رديف بوده و هست. حضور موسيقى محلى را هم مى توان در قالب آوازهاى تعزيه يافت و هم توسط سازهايى مانند سرنا، كرنا، انواع دهل و نقاره در قالب موسيقى سازى تعزيه.» در تكامل هنر آوازى تعزيه و ارتباط ديرينه آن با سنت هاى موسيقى آوازى، موارد ديگرى از قبيل آوازهاى جمعى در قالب پيش خوانى، ضربى هاى موسيقى آوازى و پيوند آن با نوحه ها و گفتار آوازى برگرفته از سنت خواندن ادعيه و اوراد كه حتى پيشينه آن به ايران پيش از اسلام هم مى رسد، قابل بررسى و تحليل است. به هر روى اين پيوند كهنسال، از يك سو سبب تداوم و احياى موسيقى آوازى و از سوى ديگر سبب غنا و عمق محتوا و فرم آن در دو هنر برجسته و عظيم آوازخوانى تعزيه و آوازخوانى موسيقى ايرانى بوده است.
|