جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Feb 17, 2006
هنر (سينما)
۳۳۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
چهره
يك كمدى ديگر از آرش معيريان
سينماى جوان
گفت و گو با كارگردان مستند «سربازهاى قيصر»
خبرسازان
247797.jpg
ابوالقاسم طالبى
ابوالقاسم طالبى هميشه از اولين سينماگرانى است كه نسبت به اتفاقات روز واكنش نشان مى دهد. او اين بار هم چنين كرده. اين حرف ها را بخوانيد: «هنرمند اين ويژگى را دارد كه با مردمش همراه و همقدم است و از حق مردم در استفاده از فناورى هسته اى دفاع مى كند، چون زبان هنر فراگيرتر و اثرگذارتر است. » طالبى كه در كارنامه اش ساخت فيلم هاى سياسى مثل جنگ كودكانه و آقاى رئيس جمهور را هم دارد درباره اتفاقات روز معتقد است كه در قضيه استفاده ايران از دانش و فناورى هسته اى وظيفه هر هنرمند عرصه نوشتارى، تئاتر، موسيقى و هنرهاى نمايشى و سينما است كه در خصوص روشنگرى ساير ملت هاى جهان گام بردارند: «هنرمندانى كه با مردم همراه و عجين هستند نظرى جز اين ندارند كه انرژى هسته اى و دستيابى به نانوتكنولوژى حق مسلم ماست و دستيابى به اين فناورى ها باعث پيشرفت روزافزون ملت ما در تمام زمينه ها مى شوند. به همين دليل است كه آمريكا و همپيمانانش نمى خواهند به اين موقعيت دست پيدا كند و ما نبايد از ارعاب و تهديد آنها بترسيم. »


ابوالفضل جليلى
«گل يا پوچ» كه يك كمدى - اجتماعى است در جشنواره ويزول فرانسه جايزه موزه ملى هنرهاى آسيايى پاريس (جايزه اميل ژيمه) و جايزه انستيتو ملى زبان ها و تمدن هاى شرقى پاريس (جايزه داوران اينالكو) را از آن خود كرده است. اين جشنواره يكى از قديمى ترين جشنواره هاى فيلم در اروپاست كه به شكل غيررقابتى برگزار مى شود و آثار آسيايى را نمايش مى دهد.
در بخش شبكه احيا و تقويت جريان فيلمسازى توسط كارگردانان زن در آسيا در جشنواره ويزول نيز «گيلانه» به كارگردانى مشترك رخشان بنى اعتماد و محسن عبدالوهاب از ايران به نمايش درآمد و جايزه اين بخش موسوم به «نتپك» را از آن خود كرد.
نيكى كريمى، سميرا مخملباف و رخشان بنى اعتماد هم با فيلم هاى خود در بخش ويژه زنان فيلمساز آسيايى در جشنواره ويزول ۲۰۰۶ شركت داشتند. دوازدهمين دوره اين جشنواره از يازدهم تا هجدهم بهمن در فرانسه برگزار شد.



جميل رستمى
تقريبا هيچكس نفهميد فيلم اول جميل رستمى اكران شده است و همين هم گلايه او را به همراه داشته: «از شرايط اكران فيلم راضى نيستم. «مرثيه برف» در تعداد سينماى محدودى اكران شد، الآن به لحاظ مناسبت ها و فصل، زمان مناسبى براى اكران فيلم ها نيست. از يكسو ايام عزادارى امام حسين (ع) است و از سوى ديگر جشنواره فيلم فجر به تازگى به پايان رسيده و مردم و مخاطبانى از ديدن فيلم ها اشباع شده اند و در حال حاضر رغبت چندانى براى ديدن فيلم در سينما ندارند. » اين همه گلايه رستمى هم نيست: «فيلم من البته مخاطب عادى ندارد و بيشتر مناسب كسانى است كه رويكردى جدى به سينما دارند. بايد براى اين نوع فيلم ها بستر مناسبى براى نمايش وجود داشته باشد. سعى كرديم براى شانس داشتن فيلم در مراسم اسكار اكران محدودى در كردستان عراق داشته باشيم و در شهرستان سنندج هم فقط يك سينما به نمايش فيلم آن هم بدون تيليغ پرداخت كه با استقبال خوب مردم رو به رو شد.» رستمى در حرف هايش مناسبات پخش فيلم را هم بى نصيب نگذاشته: «چندان از مناسبات پخش و اكران اطلاع چندانى ندارم و نمى دانم چه سياست هايى است كه اين نوع فيلم ها در هنگام اكران پشتيبانى و تبليغ و حمايت نمى شود.


سيروس مقدم
اگر دلتان براى سيروس مقدم و سريال هايش تنگ شده بايد گفت كه اوضاع روبه راه است و به همين زودى مى توانيد كار تازه مقدم را ببينيد. مجموعه تلويزيونى «نرگس» تازه ترين كار مقدم اين روزها در مرحله تدوين است اما اگر از سرعت كار مقدم آگاه باشيد خب مى فهميد كه خيلى زود اين سريال از تلويزيون پخش خواهد شد.
تصويربردارى اين مجموعه به تازگى به پايان رسيده و هم اكنون توسط حسين غضنفرى مراحل تدوين را پشت سرمى گذارد و به احتمال زياد اوايل سال آينده از شبكه سه پخش مى شود. قصه مجموعه تازه مقدم درباره زنى به نام نرگس محتشم است كه به همراه مادر وخواهرش نسرين در خانه اى كه عمويشان به طور موقت در اختيارشان قرار داده، زندگى مى كنند.
از سوى ديگر نسرين با پسرى به نام بهروز كه جوانى ثروتمند است، آشنا مى شود و آن دو سعى مى كنند اختلافات ميان خانواده ها را از ميان ببرند. از تازگى داستان لذت برديد؟
چهره
عليرضا زرين دست
آغاز دوباره
247803.jpg
شيوه نورپردازى خاص يعنى غلبه رنگ آبى و حركات نرم دوربين كه در سينماى ايران فقط او مى تواند آنها را اينقدر استادانه اجرا كند، ويژگى هاى كار فيلمبردارى ست كه اين روزها زياد از وسواس دوباره اش مى شنويم. مى گويند او تنها فيلمبردار مؤلف سينماى ايران است. فيلمبردارى زرين دستى اصطلاح آشنايى ميان دوستداران سينماست؛ نوعى فيلمبردارى كه ويژگى ها و مضامين مشتركى دارد و تكرارش در فيلم هاى مختلف، معرف شخصيت فيلمبردارش شده. تصاويرى كه عليرضا زرين دست مى گيرد، گاهى اوقات در كنار انطباق با آنچه فيلمساز مى خواهد، از نوعى سليقه بصرى حكايت مى كند كه ويژه اوست. اين را مى شود تقريباً در همه فيلم هايى كه زرين دست با كارگردانان شاخص كار كرده مشاهده كرد. از سايه هاى بلند باد گرفته تا گزارش، خط قرمز، عروسى خوبان، ضيافت، پرى و حالا حكم.
عليرضا زرين دست بيشتر روزهاى كودكى اش را در سالن سينما گذراند. او مثل تمام متولدين دهه ،۲۰ عاشق سينما بود والبته براى او يك دليل ديگر هم وجود داشت؛ برادرى كه در آمريكا و در رشته كارگردانى تحصيل مى كرد و مهمتر از آن خانه دوران كودكى كه ديوار به ديوار يك سالن سينما بود. به همين خاطر همه روزهاى كودكى و نوجوانى زرين دست در سالن تاريك سينما گذشت. وقتى برادر بزرگتر به ايران برگشت و فيلم ساخت، عليرضا هم توانست به عنوان يكى از اعضاى گروه فيلمبردارى سرصحنه فيلم هاى برادر بيايد.
در آن سال ها فيلمبردار شدن اصلا كار ساده اى نبود و فيلمبرداران قديمى به راحتى اجازه نمى دادند كه جوان ها پشت دوربين بيايند. زرين دست خيلى زود به مقام دستيار اول فيلمبردار ارتقا پيدا كرد.
وقتى كيميايى در اواسط دهه ،۴۰ بيگانه بيا را مى ساخت، زرين دست دستيار مصطفى عالميان فيلمبردار بود؛ فيلمبردارى كه سن و سالش از كيميايى و زرين دست بيشتر بود و تازه از فرنگ برگشته بود. در همان روزهاى اول فيلمبردارى ميانه كيميايى و عالميان شكرآب شد و بعد از آن كيميايى هرچه مى خواست به زرين دست مى گفت تا به عالميان منتقل كند. پلان آخر بيگانه بيا كه بعدها در نقدها از آن ستايش به عمل آمد، كار عليرضا زرين دست بود. او وقتى ديد در انتهاى كاست كمى فيلم باقيمانده، از ابرهاى در حال حركت فيلم گرفت. در مونتاژ، كيميايى آنقدر از تصاوير زرين دست خوشش آمد كه پايان بندى فيلمش را با آن رقم زد.
زرين دست خيلى زود فيلمبردار پركارى شد، هر چند فضاى حاكم بر سينماى فارسى با روحيات او منطبق نبود. به همين خاطر در ميانه هاى يك فيلمفارسى، به بهانه اى گروه را ترك كرد تا در جنوب به نادرى بپيوندد كه مى خواست ساز دهنى را بسازد. زرين دست در روزهايى كه تازه ۳۰ سالگى را پشت سر گذاشته بود با بيشتر فيلمسازان معتبر آن دوران كار كرده بود.
دهه ۶۰ اوج كار زرين دست بود؛ سال هايى كه سبك فيلمبردارى زرين دستى ديگركاملاً شكل گرفته و پذيرفته شده بود و البته اين به معناى تحميل سليقه شخصى به كارگردان نبود. در آن سال ها هيچ كس به اندازه زرين دست كار متفاوت نكرد. از فيلمبردارى رئاليستى خشن عروسى خوبان تا تصاوير تعمداً ناشيانه كلوزآپ كه نشان از انعطاف بالاى زرين دست در برآورده كردن خواسته هاى كارگردان داشت.
از ميانه دهه ۷۰ به بعد، زرين دست ديگر نه خيلى پركار بود و نه با كارگردانان معتبر كار مى كرد.
فيلمبردارى زرين دست هم كم كم به خاطره مى پيوست تا اينكه كيميايى براى حكم به سراغ زرين دست آمد. زرين دست پس از سال ها بازهم با كارگردانى كار كرد كه براى حضور در پشت دوربين به او انرژى و انگيزه مى داد. حاصل اين انرژى و انگيزه را بخوبى مى شود در نمابه نماى حكم مشاهده كرد. يكى از ويژگى هاى مهم آخرين ساخته كيميايى، اعلام حضور فيلمبردارى است كه پس از سال ها بازگشتى شكوهمندانه را تجربه كرد.
يك كمدى ديگر از آرش معيريان
پنجاه قرار اول
247830.jpg
على حسينى
با سومين فيلمى كه آرش معيريان به عنوان كارگردان پشت دوربينش ايستاده، ديگر تكليفمان با اين فيلمسازكاملاً روشن است. رئيس دپارتمان سينماى دانشگاه هنر و منتقدى كه در نقدهايش به پايين تر از آنتونيونى راضى نمى شد پس از ساخت شارلاتان كه يك تير خلاص كامل بود، حالا چپ دست را ساخته. فيلمى كه ايده بدى در كانون فيلمنامه ندارد اما خب، اين ايده اوليه هم به طور كامل از يك فيلم هاليوودى وام گرفته شده است.
چپ دست سومين ساخته آرش معيريان بدون آنكه فرصتى براى تبليغات داشته باشد، به طور ناگهانى جايگزين مكس شد؛ اتفاقى كه البته طبق قراردادى كه فيلم بسته بود رخ داد. از ابتدا هم قرار بود چپ دست بعد از مكس به نمايش درآيد. هفت هفته قرارداد بدون كف، تهيه كنندگان اين فيلم را به اكرانى موفق دلگرم مى كرد، ولى گويا آنها تصور نمى كردند كه مكس به صورت ناگهانى از پرده برداشته شود تا چپ دست بدون تبليغات و زمينه چينى به نمايش درآيد.
سومين ساخته آرش معيريان مثل دو كار قبلى او حال و هوايى كمدى دارد. فيلم بازسازى كمدى موفق پنجاه قرار اول است كه در آن درو باريمور و آدام سندلر نقش هاى اصلى را بازى مى كردند و با توجه به سابقه تهيه كننده و كارگردان در جلب نظر مخاطب بيننده ثابتى را هدف قرار داده كه فروش فيلم تا همينجا هم اين نكته را ثابت كرده است. در سومين فيلم آرش معيريان، ليلا اوتادى، حميد گودرزى و رضا داوود نژاد نقش هاى اصلى را بازى كرده اند. ليلا اوتادى -بازيگرى كه از تلويزيون به سينما آمد و در بيدمجنون نقش كوتاهى بازى كرد- در چپ دست براى اولين بار بازى در يك نقش اول را تجربه كرده؛ نقش دخترى كه بر اثر يك تصادف، حافظه كوتاه مدتش را از دست داده است و هرروز با خاطره روز قبل از تصادف از جا بلند مى شود. حميد گودرزى هم جوان عاشق پيشه اى است كه با كمك رفقايش كه سردسته شان رضا داوودنژاد است سعى مى كند حافظه دختر را بازگرداند.
چپ دست توليد سريعى داشت. مشخصه اى كه در اين دوسه سال معيريان را به كارگردان محبوب تهيه كنندگان بدل كرده است. از سوى ديگر اين نخستين تجربه آرش معيريان بدون پويافيلم و امين حيايى هم محسوب مى شد. چپ دست را كه فيلمنامه اش را از قبل تهيه كنندگان خريده بودند دفتر شكوفا فيلم تهيه كرد و حميد گودرزى كه به نوعى بازيگر ثابت اين دفتر شده است و همان نقشى را بازى مى كند كه حيايى در پويا فيلم نقش اصلى فيلم را برعهده گرفت. داستان فيلم آمريكايى تنها در اين حد كه با معيارهاى ايرانى همخوان باشد تغيير داده شد و بعضى شوخى ها عيناً از نسخه آمريكايى به فيلم فعلى راه پيدا كرده است. براى همين هم هست كه در حين ديدن فيلم برخى اتفاقات به يكباره تماشاگر را غافلگير مى كند و نمى توان هيچ توجيه منطقى در همخوانى اين شوخى با كليت اثر پيدا كرد.
معيريان متولد ۱۳۵۰ تهران است. او فوق ديپلم برنامه نويسى كامپيوتر، ليسانس كارگردانى سينما از دانشگاه هنر و فوق ليسانس ادبيات نمايشى از دانشگاه تهران دارد و فعاليت هايى كه انجام داده را اينگونه مى توان فهرست كرد: عضو كانون تدوينگران خانه سينما، عضو كانون كارگردانان خانه سينما، مدرس كارگردانى فيلم و تدوين در دانشگاه هاى هنر (دانشكده سينما و تئاتر)، دانشگاه سوره (تهران و اصفهان)، دانشگاه جامع علمى كاربردى سروش (صداوسيما)، مؤلف و مترجم متون سينمايى (در حدود ۴۰ عنوان مقاله) در نشريه ها و ماهنامه ها و فصلنامه هايى چون فارابى، بيدار، بيناب، هنرنامه و نقد سينما. عضو هيأت علمى دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر، مدير گروه سينماى دانشگاه هنر. شروع فعاليت هاى حرفه اى اش در سينما از سال ۱۳۷۰ با دستيارى كارگردان و منشى گرى صحنه و دستيارى تدوين در مجموعاً ۲۵ فيلم سينمايى و سريال است. ساخت آنونس براى فيلم هاى سينمايى، نگارش كتاب «زيبايى شناسى سينماى تداومى» براى «دفتر پژوهش هاى سيما»، تدوين حدود ۴۰ فيلم سينمايى، سريال و فيلم داستانى براى سينما و تلويزيون و ساخت حدود ۱۰ فيلم كوتاه، مستند و كليپ هم در كارنامه معيريان به چشم مى خورد.
در تب كمدى سازى اين سال ها و البته توليد فيلم هاى ارزان، چپ دست دقيقاً همان كارى را مى كند كه ديگر فيلم هاى اين سال ها قصد داشته اند انجام دهند. تفاوت اما در يك چيز است. معيريان اين توانايى را دارد تا خيلى راحت خودش را با شرايط وفق دهد و كارى اندكى تر و تميزتر از استانداردهاى تهيه كنندگان _اگر بشود نامش را استاندارد گذاشت- انجام دهد. فيلم هاى معيريان تاكنون پرفروش و موفق بوده اند و اين نكته معيريان را به اين نتيجه رسانده كه نامش را مخاطب ايرانى مى شناسد درحالى كه بخش عمده موفقيت او در همراه شدن با ذائقه عمومى است. اين كه معيريان تا چه زمانى اين روش را ادامه خواهد داد و كى به نتيجه مى رسد كه قدرى هم بايد به فكر وجهه قديمى اش در ميان اهالى سينما باشد، مشخص نيست.
سينماى جوان
گفت و گو با كارگردان مستند «سربازهاى قيصر»
يك جور نوستالژى
مرجان رياحى
منصور غلامى در مستند نيمه بلند «سربازهاى قيصر» به سراغ مسعود كيميايى و فيلم كلاسيك «قيصر» رفته و اين اثر را با حضور سازنده اش مرور مى كند. دلبستگى اين مستندساز به سوژه در فيلم قابل دريابى است، هرچند كه خودش مى گويد سعى كرده نگاه منصفانه اى داشته باشد. اين، يكى از چند فيلمى است كه در سال هاى اخير درباره كيميايى و آثارش ساخته شده و در بخش مسابقه فيلم هاى مستند بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.
آيا سربازهاى قيصر اداى دين به سينماى كيميايى است؟
به نظر مى رسد سينماى كيميايى شناخته شده ترين سينماى مرز و بوم باشد چه در برخورد با مخاطب و چه در برخورد با منتقد، عباس كيارستمى فيلمساز پر آوازه جايى گفته است: نام كارگردان فيلم براى اولين بار با اسم مسعود كيميايى بر زبان مردم افتاد... (نقل به مضمون) موج نوى سينماى ايران با قيصر به راه افتاد. حالا سربازهاى قيصر چه قدر به مسعود كيميايى و سينمايش اداى دين كرده نمى دانم، ولى اميدوارم كه اين اتفاق به درستى افتاده باشد.
شما در سربازهاى قيصر به قدرى به فضا و مسعود كيميايى تعلق داريد كه در واقع مى توان گفت دوربين در خدمت كيميايى است و به روايت فكر نمى كنيد. به عنوان كارگردان بايد كمى از حال و علاقه شخصى تان فاصله مى گرفتيد؟
فضاى سينماى كيميايى در سربازهاى قيصر هست و اساساً فكر مى كنم كه در سربازهاى قيصر نياز بود كه ما چنين فضايى داشته باشيم. فيلم در مورد قيصر است و حضور خالق قيصر مى طلبيد كه ما به سمت چنين فضايى برويم يك جور نوستالژى. اما اين كه دوربين در خدمت كيميايى باشد اين را قبول ندارم. فيلم با يك دكوپاژ از قبل طراحى شده آغاز شد. بعد از ۳۶ سال با كيميايى به كوچه پس كوچه هاى بازارچه رفتيم تمام تلاش ما اين بود كه چيزى را از دست ندهيم و بيننده را با خود همراه كنيم و اين در حالى بود كه همه چيز در قاب دوربين كنترل شده بود.
فكر نمى كنيد حضور جواد طوسى كه از ياران ديرينه كيميايى است، فيلم را كمى جهت دار كرده است؟
در نسخه اصلى فيلم كه ۸۰ دقيقه است بحث و جدل هاى جواد طوسى و كيميايى چالش برانگيز است و جذاب و اين براى بيننده اى كه طوسى و ميزان علاقه مندى اش به سينماى كيميايى را مى شناسد مى تواند جذابيت ويژه اى داشته باشد ،اگر طوسى را در مقام يك منتقد و در جبهه مخالف كيميايى ببيند. اما در نسخه فعلى كه در جشنواره فجر هم به نمايش درآمد و ۴۸ دقيقه است حضور طوسى كوتاه و كم رنگ تر شده ممكن است در ابتدا با ديدن نام و حتى چهره جواد طوسى اين شبهه (جهت دار بودن فيلم) ايجاد شود ولى در طول فيلم متوجه مى شويم كه چنين اتفاقى نمى افتد.
خود كيميايى فيلم را ديده؟ نظر او درباره فيلم چه بود؟
هم نسخه ۸۰ دقيقه اى و هم نسخه ۴۸ دقيقه اى را برايشان فرستاده ام اما از نظر ايشان بى اطلاعم.
شما با اين مستند در جشنواره فجر شركت كرديد. انگيزه تان چه بود؟
جشنواره فجر، جشنواره معتبرى است و حضور در اين جشنواره هم تجربه اى است. فيلم سربازهاى قيصر ساخته شده و براى ديده شدن هم ساخته شده، دوست داشتم با توجه به نوع تماشاگران جشنواره _كه به نظر مى رسد بيشتر علاقه مندان جدى و حرفه اى سينما باشند_ برخورد آنها را با اين فيلم ببينم. تماشاگران برايم اهميت زيادى دارند.
جايگاه فيلم هاى كوتاه و مستند در جشنواره فجر را چگونه ديديد؟
اتفاق فرخنده اى است كه رخ داده. در كنار نمايش فيلم هاى بلند سينمايى كه بيشترين مخاطب را دارند و جذاب ترين بخش جشنواره است توجه به فيلم هاى كوتاه و مستند و اختصاص بخش هايى به نمايش رقابتى اين فيلم ها، غنيمتى است. فيلم كوتاه و مستند هم تماشاگران خاص خود را دارند و اين فرصت مناسبى بود تا در يك مدت ۱۰ روزه تعدادى از اين فيلم هاى توليد شده را ببينيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |