جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴ -
Fri, Feb 17, 2006
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۳۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
تجسمى‎/ نگاهى به كتاب «آتليه كبود»، نوشته پرويز تناولى
چه خبر؟
خبرسازان
247815.jpg
زمستون «افشين مقدم»
به تازگى CD تازه اى در فروشگاه هاى عرضه آثار موسيقى به فروش مى رسد كه تاريخ ضبط و پخش آن به سال هاى بسيار دور گذشته باز مى گردد. آلبوم «زمستون» با صداى زنده ياد افشين مقدم، يادگارى از موسيقى جدى سال هاى قبل از انقلاب است كه اين روزها با مجوز وزارت ارشاد يكبار ديگر به بازار آمده. در ماه هاى اخير، ترانه معروف «زمستون» با صداى اين هنرمند بارها از راديو پيام پخش شد اما اكنون فرصتى فراهم آمده است تا علاقه مندان به صداى افشين مقدم، آلبوم «زمستون» را با كيفيت صداى مطلوب تهيه كنند. افشين مقدم از هنرمندان سال هاى بسيار دور گذشته است كه در آثار خود، سبك و شيوه اى منحصربه فرد را دنبال مى كرد و هيچگاه گرفتار موسيقى بازارى زمان خود نشد. اين هنرمند در سال ۱۳۵۵ در سن ۳۱ سالگى در يك حادثه رانندگى جان سپرد و فرصتى براى به يادگار گذاشتن قطعات بيشتر پيدا نكرد.


مجسمه هاى ۳۰ سانتيمترى
ملك داديار گروسيان، دبير انجمن مجسمه سازان ايران به تازگى از برپايى رويدادى تحت عنوان نخستين نمايشگاه كوچك ايران در اسفندماه سال جارى خبر داد.
اين اولين بار نيست كه در طول ماه هاى گذشته انجمن مجسمه سازان از برپايى چنين نمايشگاه هاى خبر مى دهد كه نمايشگاه مجسمه هاى چوبى، يخى و سنگى از اين نمونه ها بودند اما پس از آن، ديگر هيچ خبرى از نمايشگاه هاى يادشده به گوش نرسيد. گويا در اين نمايشگاه قرار است آثارى با حداكثر اندازه ۳۰ سانتيمتر در خانه هنرمندان به نمايش گذاشته شوند. درنظر گرفتن شرط اندازه براى مجسمه، بى اختيار يادآور دعواهاى دبير دوسالانه مجسمه تهران با هنرمندانى است كه آثار خود را در فضاى باز خانه هنرمندان ارائه كرده و دبير دوسالانه نيز عنوان كرده بود از اين پس براى نمايشگاه ها، شرط ابعاد براى مجسمه ها درنظر گرفته خواهد شد


درخواست ۲۵ بيليون دلارى بونو
بونو، خواننده گروه U2 و چهره سرشناسى كه در سال هاى اخير همواره در حال تلاش براى كمك به كشورهاى فقير و به خصوص كشورهاى آفريقايى بود اين بار از آمريكايى ها خواست تا ۲۵ بيليون دلار به اين كشورها كمك كنند.
او در آخرين سخنرانى خود با اشاره به آيات قرآن و نوشته هاى انجيل، خطاب به بوش گفت: «اين كار براى صدقه دادن نيست، بلكه براى رعايت كردن عدالت است.»
بونو در ادامه صحبت هاى خود خطاب به بوش و اعضاى كنگره تأكيد كرد: «متأسفانه ما هميشه براى صدقه دادن آماده هستيم اما براى رعايت كردن عدالت خير. اگر نگاهى منصفانه و واقع بينانه به آنچه در آفريقا مى گذرد بيندازيم، حاضر نخواهيم شد كه اجازه بدهيم اين اتفاقات در جاى ديگرى از جهان روى دهد.»


سرانجام پرونده جيغ
بالاخره پس از گذشت حدود يك سال و نيم از ربوده شدن تابلوى معروف «جيغ» اثر ادوارد مونش از موزه اى در اسلو، از هفته گذشته، دادگاه مرتبط با اين سرقت آغاز شد.
اين درحالى است كه هنوز سارقان اصلى تابلو كه بيست و دوم اوت ۲۰۰۴ درحالى كه نقاب به صورت داشتند و به موزه حمله كرده بودند هنوز دستگير نشده اند و پيگيرى هاى پليس در اين باره هنوز به نتيجه اى نرسيده و منجربه كشف تابلوها نشده است.
در اين دادگاه، پنج تن از مظنونان به سرقت آثار هنرى و يك نفر كه به دست داشتن در خريد و فروش اين آثار متهم شده، مقابل قاضى خواهند ايستاد.
هرچند آخرين اخبار مرتبط با اين تابلوها حتى از امكان به آتش كشيده شدن آنها خبر مى داد اما پليس اسلو اعلام كرده كه هنوز اميدوار است بتواند اين آثار را بيابد.

.
تجسمى‎/ نگاهى به كتاب «آتليه كبود»، نوشته پرويز تناولى
خاطرات روزهاى كبود
247800.jpg
چنگيز محمودزاده
آتليه هاى هنرى در سالهاى دور به غير از فعاليت به عنوان مراكزى براى كار هنرمندان و نمايش آثار آنها، كاركردهاى ديگرى نيز داشتند. جريانهايى كه در آن سالها از سوى هنرمندان پيشروى ايران شكل گرفت، از دل همين آتليه ها برخاسته بود. چنين كاركردى امروزه در آتليه هاى هنرمندان كمتر ديده مى شود و هر نقاشى يا مجسمه سازى در آتليه خود، سبك و شيوه خود را دنبال مى كند.
شكل گيرى اين آتليه ها به زمانى باز مى گردد كه اولين نسل هنرمندان مدرنيست در سالهاى ۲۶-۱۳۲۵ از كشورهاى اروپايى به ايران بازگشتند. آتليه جليل ضياء پور در انتهاى خيابان يوسف آباد يكى از اين مراكز بود كه در حدود سال ۱۳۲۸ به محل تجمع هنرمندانى همچون نيما يوشيج، بهمن محصص، سهراب سپهرى، غلامحسين غريب و عده اى ديگر تبديل شد كه با به راه انداختن نشريه اى به نام «خروس جنگى» سعى در وارد كردن هنرهاى تجسمى ايران به جريانهاى بين المللى داشتند.
آتليه ماركو گريگوريان در ميدان فردوسى نيز يكى ديگر از همين نمونه ها محسوب مى شود كه منجر به شكل گيرى «گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان» شد و اين هنرمندان در آن سالهاى دور گذشته، اولين آثار ايرانى در حوزه هنر مفهومى را خلق كردند.
با وجود اهميتى كه اين آتليه ها در خط دهى به هنرهاى تجسمى در سالهاى پيش از انقلاب داشتند، اما اطلاعات مكتوب و مدون چندانى درباره اين مراكز غير رسمى هنر وجود ندارد.
پرويز تناولى، هنرمند پيشكسوت مجسمه ساز كشور به تازگى كتابى درباره يكى از آن آتليه ها را منتشر كرده است. كتاب «آتليه كبود» كه همان نام آتليه را بر خود دارد، شرحى است از خاطرات پرويز تناولى از دوران كار و فعاليتش در آتليه كبود.
«كسانى كه در سال ۱۳۳۹ از خيابان ولى عصر تهران عبور مى كردند، اغلب متوجه مجسمه غول پيكرى كه در بالكن يكى از آپارتمان هاى مشرف به اين خيابان كار گذاشته شده بود، مى شدند. اين مجسمه كه از آهن آلات اسقاط ساخته شده بود، مردى را نشان مى داد كه آهويى را به آغوش كشيده است. شاخ آهو از دو شاخه يك دوچرخه و بدن هر دو موجود از گلگير و ديگر قطعات ماشين هاى اسقاطى شكل گرفته بود. كمى پايين تر از اين مجسمه، بالاى در ورودى همين ساختمان تابلو كوچكى به چشم مى خورد كه روى آن به دو زبان فارسى و لاتين عنوان «آتليه كبود» نوشته شده بود.» (صفحه ۵)
متن اين كتاب با روايت داستان بازگشت پرويز تناولى از ايتاليا به ايران و جست و جو به دنبال فضايى براى كار آغاز مى شود كه در نهايت به در اختيار گرفتن آتليه كبود منتهى شد.
تناولى براى روايت رويدادهايى كه منجر به حضور او در آتليه كبود شد، به كمى عقب تر باز مى گردد و در صفحه هاى نخست كتاب به تجربيات خود از دوران تحصيل در ايتاليا، وضعيت آكادمى هاى آن زمان اين كشور، فارغ التحصيل شدن و اجاره كردن اتاقى در زيرزمين يكى از آپارتمانهاى لندن و چگونگى حضورش در بى ينال «ونيز» هم مى پردازد.
تناولى در ابتداى كتاب و در توضيح دلايل نگارش اين خاطرات، مى نويسد: «اين آتليه اگرچه عمرى طولانى نداشت، اما حوادثى در آن اتفاق افتاد كه استحقاق بازگفتن را دارد، بويژه كه در هيچ يك از نوشته هاى مربوط به هنر معاصر ايران از اين آتليه نامى برده نشده و همه جا از قلم افتاده است.
حال پس از گذشت نزديك به چهل سال، شايد كسانى به دانستن برخى از وقايع سرنوشت ساز كه در اين آتليه اتفاق افتاده، علاقه مند باشند.
مثلاً آگاه شوند كه مكتب سقاخانه در اين آتليه تولد يافت و يا برخى از نمايشگاههاى بنيادى در اين آتليه برگزار شد و همين جا محل رفت وآمد و گردهمايى برخى از هنرمندان و تشكل گروه «هنرمندان معاصر بود.»
تناولى در اين كتاب كم حجم كه حدود ۷۰ صفحه دارد خاطراتى از حضور حسين زنده رودى در آتليه كبود، شيوه كاركردن او، نمايشگاههايى كه در آتليه برپا شد و اطلاعاتى ديگر را نوشته است.
او درباره حسين زنده رودى مى نويسد: «از او خواستم تابلويى به بزرگى سالن اصلى آتليه بكشد، به حدى كه همه ديوارها از نوشته پوشيده شود. وى پس از اندازه گيرى ديوارها، مبلغى از من گرفت و رفت. مدتى شايد حدود دو ماه از او خبرى نداشتم، تا سرانجام يك روز سر و كله اش پيدا شد. تا آن روز او را با چنين هيأت ترسناكى نديده بودم. سرتاپا ژوليده و به هم ريخته بود و چشمانش به سختى باز مى شد، از من خواست براى ديدن كارى كه سفارش داده بودم، به خانه اش بروم... لوله كاغذى را كه از قبل تهيه كرده بود، به پشت بام برديم و من چيزى به چشم ديدم كه باورش برايم مشكل بود. وى سفارشى را كه زياد هم به آن مطمئن نبودم، به عين انجام داده بود و طومارى از كاغذ به طول سيزده متر و به عرض بيش از دو متر را با خطوط ريز پر كرده بود.» (صفحه ۲۰)
حوادث مربوط به آتليه كبود در اين كتاب تا زمان تشكيل «گروه هنرمندان معاصر»، برپايى نمايشگاه آنان در سالن بزرگ بانك تجارت و نوشتن نامه اى به وزير فرهنگ وقت براى بهبود وضع هنر معاصر روايت مى شود.
پس از اين رويدادها، پرويز تناولى به مينياپوليس مى رود و در آنجا كار تدريس را آغاز مى كند. از اين بخش به بعد كتاب به تجربيات اين هنرمند در آن سالها مربوط مى شود و تناولى پس از آن به بازگو كردن ذهنيات خود و چگونگى شكل گرفتن مواد خام آثارى مثل شاعر و قفس و ديگر آثارش مى پردازد.
سرفصلهاى بعدى اين كتاب همچون قفل، سقاخانه، هيچ و ديوارهاى ايرانى به هر يك از دوره هاى كارى اين مجسمه  ساز و ايده هاى پس از ذهن او براى خلق اين آثار مربوط مى شود.
كتاب آتليه كبود همانطور كه اشاره شد، به غير از خاطرات مربوط به اين آتليه، خاطرات قبل و بعد از آن را نيز در بر مى گيرد. اين كتاب هرچند از نظر ذكر تاريخ دقيق رويدادها، نقاط ضعفى دارد، اما به دليل مكتوب كردن بخشى از تاريخ تجسمى كشور حتى به شكل روايى و تك گويى ارزشمند است.
چه خبر؟
بازگشت
قهرمان متفكر اكشن
247827.jpg
الف ـ الف
آنهايى كه اهل كار با كامپيوتر و بخصوص اينترنت هستند، مى دانند كه بعضى از برنامه هاى كامپيوترى - و حتى قسمتى از خود ويندوز _ مسؤوليت محافظت از برنامه ها و اطلاعات را در برابر نفوذ خرابكاران به عهده دارد. اين نرم افزارها كه «ديوار آتش» Firewall ناميده مى شوند نمى گذارند كسى از طريق شبكه اينترنت به اطلاعات شخصى روى كامپيوتر دست پيدا كند يا فايلى را از بين ببرد يا تغيير دهد. جك استنفيلد يك متخصص نرم افزارهاى ديوار آتش است كه براى مؤسسات مالى و بانكى نرم افزارهايى مى نويسد كه كسى نتواند وارد سيستم آنها شده و پولى جابجا كند. اما يك گروه خلافكار براى پيدا كردن نقص و ورود به سيستم حفاظتى يك بانك كه جك نوشته است، بزرگترين متخصص ديوارهاى آتش را به كار مى گيرند: خود جك استنفيلد. آنها خانواده او را به گروگان مى گيرند و به جك مهلت مى دهند تا براى نجات خانواده اش به سيستم نرم افزارى بانك نفوذ كند. طبعاً او هم بى كار نمى نشيند و در همين حال تلاش مى كند تا به سيستم كامپيوترى دزدها وارد شود!
جك استنفيلد يكى از آن قهرمان هاى اكشن است كه در كارش زياد از زور بازو و زد و خورد استفاده نمى كند و از سى سال قبل تا به حال هم بهترين بازيگر چنين نقش هايى كسى نبوده جز هريسن فورد. با اينكه او در سال ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ در دو فيلم تحسين شده و مهم «ديوار نوشته هاى آمريكايى» و «مكالمه» نقش هايى تقريباً اصلى را به عهده داشت، اما در سال ۱۹۷۷ و با «جنگ هاى ستاره اى» توانست جايگاهش در سينما را پيدا كند و ديگر نيازى به ادامه حرفه نجارى نداشته باشد. او در سه فيلم اول اين مجموعه (اپيزودهاى ۴ تا ۶) نقش هان سولو، قاچاقچى فضايى نترس و سر سخت، را ايفا مى كرد كه به تدريج تبديل به يكى از فرماندهان انقلاب عليه امپراتورى مى شد. فورد بعد از «جنگ هاى ستاره اى» ديگر اجازه نداد ستاره بختش افول كند. على رغم چند شكست معدود در كارنامه او، هوشياريش در انتخاب نقش ها باعث شد كه هميشه پيروزى هايش اكثريت قابل توجهى داشته باشند. «بليد رانر»، «شاهد»، «ساحل ماسكيتو»، «ديوانه وار»، «دختر كارگر» و ساير فيلم هايش همه به اعتبار او اضافه مى كردند؛ اما آنچه او را سالها در مقام يكى از بزرگترين ستاره هاى سينما نگه  داشت دو مجموعه «اينديانا جونز» و «جك رايان» بود.
«اينديانا جونز» كه يكى از موفق ترين مجموعه هاى تاريخ سينما است _ تا به حال _ از سه فيلم تشكيل شده كه طى دهه ۱۹۸۰ ساخته شد. ماجراهاى جذاب اين باستان شناس ماجراجو به واسطه سه نام به اين موفقيت دست پيدا كرد: جرج لوكاس (نويسنده و تهيه كننده)، استيون اسپيلبرگ (كارگردان) و هريسن فورد (بازيگر نقش اينديانا جونز). فورد در اين مجموعه اكشن ترين نقشش را ايفا كرد و حتى توانائيش در مشتزنى و اندام ورزيده اش را هم به نمايش گذاشت. ولى باز هم نمى شد اكشن او را از نوعى دانست كه در همين دهه سيلوستر استالون و آرنولد شوارتزنه گر اجرا مى كردند. شخصيت هايى كه او ايفا مى كرد على رغم درگير شدن در وقايع اكشن، هميشه افراد متفكرى بودند كه از مغزشان بيشتر از بدنشان كمك مى گرفتند: مأمور پليس، استاد دانشگاه، تحليلگر سى آى اِى، رئيس جمهور و پزشك.
در نيمه اول دهه ۱۹۹۰ و با ادامه پيدا نكردن مجموعه «اينديا جونز» نوبت به سه فيلم بسيار موفق ديگر رسيد كه يك بار ديگر جايگاه فورد را به عنوان موفق ترين قهرمان متفكر اكشن حفظ كند. او در دو فيلم از مجموعه جك رايان نقش او را ايفا كرد و در فاصله آنها هم فيلم بسيار موفق «فرارى» را به كارنامه اش اضافه نمود. جك رايان يك شخصيت داستانى مخلوق تام كلنسى است كه در رمان هاى متعددى از او حضور دارد. اين داستان ها از زمانى كه او تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده و به عنوان تحليلگر سى آى اى استخدام مى شود تا زمانى كه در اين سازمان به مقام هاى بالا مى رسد و حتى زمانى كه رئيس جمهور ايالات متحده شده را پوشش مى دهد. هريسن فورد در «بازى هاى ميهن پرستانه» و ««خطر واضح و حاضر» نقش جك رايان را ايفا كرد كه باز هم با الگوى هميشگى نقش هاى او (قهرمان متفكر اكشن) مطابقت داشت؛ اما در فيلم بعدى حاضر نشد اين نقش را ايفا كند و جاى خود را به بن افلك داد.
«فرارى» هم يكى از بزرگترين موفقيت هاى هريسن فورد است. اين فيلم كه بازسازى يك سريال بسيار محبوب دهه ۱۹۷۰ است، هم براى فورد موفقيت فراوان (از جمله نامزد شدن براى جايزه گلدن گلوب) به همراه داشت و هم خود فيلم به موفقيت تجارى و هنرى زيادى رسيد. «فرارى» علاوه بر فروش بسيار بالا و نامزد شدن در هفت رشته براى جايزه اسكار، تنها فيلم اكشن است كه تا به حال نامزد جايزه اسكار بهترين فيلم شده است. هر چند هريسن فورد در اين فاصله در فيلم هاى غير اكشن هم بازى كرده، اما عمده موفقيت هايش به خاطر همان نقش هميشگى اش است. او چنين شخصيتى را در اواخر دهه ۱۹۹۰ در «خود شيطان» و «هواپيماى رئيس جمهور» ايفا كرد و نشان داد كه بالا رفتن سن چيزى از توانايى هايش كم نكرده است. فورد در دو فيلم اخيرش، «كى ۱۹: بيوه ساز» و «بخش قتل هاليوود» نقش فرمانده يك زيردريايى روسى و يك مأمور پليس را ايفا كرد و از سال ۲۰۰۳ هم ديگر در هيچ فيلم سينمايى ظاهر نشد. غيبت سه ساله هريسن فورد از پرده سينماها هفته گذشته با نمايش «ديوار آتش» به پايان رسيد و او باز هم در نقش قهرمان اكشنى كه در ايفايش تخصص دارد باز مى گردد. او كه تصميم دارد، غيبت سه ساله اش را جبران كند، براى سال جارى و سال آينده سه فيلم ديگر را هم در برنامه دارد كه يكى از آنها «اينديانا جونز ۴» است كه دوباره همان مثلث موفق قديمى را در كنار هم قرار مى دهد. اينطور كه به نظر مى رسد بزرگترين قهرمان متفكر اكشن هنوز قصد آرام و قرار ندارد.
منطقه آزاد
باز هم انجمن ملى عكاسى
باز هم خبرهايى درباره شكل گيرى «انجمن ملى عكاسى» كه قرار است انجمنى فراگير براى حضور تمامى عكاسان كشور باشد شنيده مى شود. عكاسان كشور كه سال هاست از لزوم شكل گيرى چنين تشكلى سخن مى گويند، هنوز به نتيجه اى در اين باره نرسيده اند. اما اين بار گويا قرار است روز پنجشنبه ۱۱ اسفندماه، تمامى عكاسان براى انتخاب هيأت مؤسس اين انجمن در فرهنگسراى نياوران گرد هم بيايند.
پيش از تغيير مديريت هاى جديد در فرهنگسراى نياوران، اين مركز هنرى، ميزبانى هنرمندان عكاس را براى رفع اختلاف هاى ميان آنان و شكل گيرى انجمنى فراگير را پذيرفته بود، اما هنوز مشخص نيست، عكاسان بتوانند به اجماعى در اين باره دست پيدا كنند يا خير.
اسلواك ها جلو افتادند
چندى پيش اركستر فيلارمونيك اسلواكى به خوانندگى «بهرام تاج آبادى» يكى از آرياهاى اپراى مانا و مانى اثر استاد حسين دهلوى را در شهر پاريس اجرا كرد.
با اين اجرا، اسلواك ها توانستند پيش از اجراى اين اثر در ايران، بخشى از اپراى اين آهنگساز كشورمان را به گوش مخاطبان جهانى برسانند. رهبرى اركستر فيلارمونيك اسلواكى در اين اجرا را «على رهبرى» بر عهده داشت.
به ياد آفتابگردان هاى ونگوگ
اين روزها در يكى از نگارخانه هاى تهران ۴۰ تابلوى رنگ و روغن به نمايش گذاشته شده كه موضوع اصلى بيشتر آنها، گل هاى آفتابگردان است. اين نمايشگاه به ياد «ونسان ونگوگ» برپا شده اما اگر هر چه به تكنيك و شيوه خلق آثار توجه كنيد ولى هيچ ارتباط و شباهتى با ونگوگ و آثارش نيافتيد تعجب نكنيد. البته شايد تنها شباهت در اين ميان به اين نكته بازگردد كه ونگوگ هم تابلويى به نام «آفتابگردان» دارد. اما خب اين كجا و آن كجا.
حراج به سبك ايرانى
هر چند سالهاست كه حراج آثار هنرى، تابلوها و مجسمه هاى هنرمندان از طريق اينترنت در كشورهاى ديگر جا افتاده اما در كشور ما اثرى از اين رويداد ديده نمى شود. البته انتظارى هم نبايد داشت چون وقتى نگارخانه هاى كشور در فروش بى واسطه آثار، موفقيت چندانى به دست نمى آورند، چطور مى توان چشم انتظار فروش اينترنتى آنها بود!؟
اما اتفاق تازه در اين ميان به عملكرد يكى از سايت هاى ايرانى در اين عرصه باز مى گردد كه چند تابلو را درست شبيه به حراج ميوه يا لباس در معرفى فروش قرار داده است! در صفحه فروش سايت و در مقابل هر اثر، دو قيمت ديده مى شود، بر روى قيمت اولى خطى كشيده كه البته مى توان قيمت را نيز تشخيص داد. اما در زير آن قيمت ديگرى نيز نوشته شده كه از قيمت اولى كمتر است. پس از آن، هزينه ارسال بين المللى اثر ذكر شده و سپس نوبت به تعداد پيشنهادات مى رسد كه براى هر سه تابلو صفر است.
موج بازگرداندن آثار هنرى
به تازگى در جهان موج تازه اى از بازگرداندن آثار هنرى به سرقت رفته كه هم اكنون در تملك موزه هاى كشورهاى مختلف است، آغاز شده. دولت هلند، چندى پيش بالاخره تصميم گرفت، ۲۰۰ اثر هنرى از مجموعه ملى اين كشور را به صاحب اصلى آنها بازگرداند. در ميان اين آثار كه در دوران جنگ جهانى دوم از سوى نازى ها به سرقت رفتند، چندين شاهكار متعلق به قرن هفدهم به چشم مى خورد.
اين آثار در اصل به گود استيكر تعلق داشت كه در زمان حمله آلمان ها با هلند، همراه با همسر و فرزندش سعى داشت اين آثار را به انگلستان منتقل كند كه در ميانه راه درگذشت و همسر و پسرش به آمريكا سفر كردند. در اواسط سال ،۱۹۴۰ نماينده هنرى گود استيكر در آمستردام برخلاف نظر همسر وى بيش از هزار اثر از اين مجموعه را به گودينگ، پايه گذار پليس مخفى گشتاپو و يك تاجر فروخت. بعد از جنگ، بخشى از اين مجموعه كه به دست گودينگ رسيده بود به دولت هلند بازگردانده شد. اين آثار در صورت توافق نهايى دولت هلند به مادى فون ساهر، عروس آمريكايى گود استيكر واگذار خواهد شد.
از سوى ديگر موزه متروپليتن شهر نيويورك نيز با پرونده مشابهى روبروست. دولت ايتاليا خواستار بازگردانده شدن برخى آثار عتيقه اين كشور است كه به آمريكا قاچاق شده بودند و هم اكنون در مجموعه موزه متروپليتن جاى دارند. دولت ايتاليا در صورت رسيدن به هدف خود، قصد دارد تعدادى اثر هنرى با ارزش را به شكل طولانى مدت به اين موزه قرض دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |