|
گفت وگو با مهاجمى كه ۲۸ گل به استقلال و پرسپوليس زده
|
|
|
|
ليگ يك فوتبال و برخى شائبه ها
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با مهاجمى كه ۲۸ گل به استقلال و پرسپوليس زده
رسول خطيبى: گل مى زنم چون راحت است
|
|
|
محمود مولايى يك، حركتى به بدنش داد و با تمام وجود به سمت توپ دويد. توپ او به دست طالب لو چسبيد. آمد جبران كند. دويد... تا دويد داور سوت پايان را زد و تيمش باخت. به همين راحتى كه اگر توپش گل مى شد سپاهان هم نمى باخت. غافلگير شدى، نه؟ نمى دانستم چه كار كنم. طالب لو خيلى خوب گرفت. فكرش را نمى كردم. اما حالا مى دانم كه وحيد پنالتى گير خوبى است. همين؟ نه، من بد زدم. بى دقتى كردم. شايد بهتر بود كمى محكم تر مى زدم. ولى دقيقه ۹۰ بازى بود؟ حيف شد. بايد گل مى زدم. اگه گل مى شد، الآن مساوى مى شديم. اما حالا باختيم. دو، توپ زير پايش ثانيه اى بعد به تور چسبيد. خيلى عادى بود، مثل دفعات قبلى. اين دوازدهمين گل «رسول خطيبى» به استقلال بود. پيشتر شانزده گل هم به پرسپوليس زده است و جمعاً بيست و هشت گل به دو تيم پرطرفدار تهرانى، مهاجم سپاهان در سال هاى اخير مرتب به اين دو تيم گل زده و آخريش به استقلال در هفته بيست و دوم... خيلى راحت گل زدى؟ خيلى هم راحت نبود. موقعيتى بود كه تلاش كردم گل بزنم. خدا را شكر. البته كمى هم راحت است. معمولاً در هر بازى به استقلال و پرسپوليس گل مى زنى؟ خب، اگر موقعيت داشته باشم نمى توانم گل نزنم. حالا يك موقعيتى در اين بازى پيش آمد كه گلش كردم. ولى در بازى هاى قبلى كمتر گل زدى، دليل خاصى دارد؟ شايد به خاطر زمين استاديوم آزادى باشد. راحت تر مى توانم مانور بدهم و با توپ حركت كنم. بالاخره در آزادى راحت ترم. زمين صافى دارد. البته به موقعيت هاى پيش آمده هم ربط دارد. با اين حال، اين فصل فقط چهار گل زدى... چى كار كنم. سال خوبى نبود. سه، اول فصل كه از او خبرى نبود. تاوارس برزيلى اعتقادى به بازى اش نداشت. نه به نيمكت پيچ شده و نه به سكوها. حتى در تمرينات سپاهان هم جايى نداشت فقط براى خودش مى دويد. به تنهايى. بعد از ۱۰ مسابقه به تركيب برگشت. اما چگونه، «نمى دانم گفت بيا سر تمرين». ... و بعد هم بازى؟ مى دانستم به من اعتقادى ندارد. من حرفى نزدم و كار خودم را كردم. بعد هم قرار شد بازى كنم. به هر حال راضى كننده بود. براى آقاى تاوارس چطور؟ قبل از رفتن گفت «من» بهترين بازيكنش بودم. راستى او براى هميشه رفت؟ اين را نمى دانم. من كه مسؤول باشگاه نيستم. يك بازيكن هستم.از من نپرسيد! فقط نظرت را بگو؟ ... چهار، روزى به تيم ملى دعوت نشد و عصبانى شد، گفت كه حقش بود كه در تيم ملى باشد و مهمتر اينكه در جام جهانى حتماً هست. هنوز هم اميدوارى؟ ... نمى دانم. بايد تلاش كنم. بالاخره در جام جهانى هستى يا نه؟ مى شود. البته بايد مربيان بخواهند، من كه كارى نمى توانم انجام بدهم و فقط بايد بازى كنم. ولى مى شود. شايد هم به من بازى هم رسيد. به جاى چه كسى؟
|
|
|
|
|
ليگ يك فوتبال و برخى شائبه ها
به يك كلانتر نيازمنديم
|
|
|
برديا يادگارى ۱- اگر احتمالاً آنقدر طرفدار فوتبال هستيد كه اخبار و نتايج ليگ دسته اول را تعقيب مى كنيد، حتماً خبر داريد كه فرهاد كاظمى سرمربى پيكان، پس از شكست مقابل پيام در مشهد در اعتراض به مسائل حاشيه اى و اتفاقات مشكوك داورى رايج در ليگ دسته اول تهديد به كناره گيرى و متعاقب آن در يك گفت وگوى تند با يك روزنامه سياسى صراحتاً چند كارمند شناخته شده فدراسيون را به داشتن منافع مشترك با برخى تيم ها متهم كرد، او در محافل خصوصى به خصوص از يك عضو عاليرتبه نام برده كه سالهاست از سوى تيم هاى مختلف حاضر در ليگ دسته اول به اعمال نفوذ متهم است... ۲- يكى از دوستان مطبوعاتى كه به تازگى مسؤوليت اجرايى يكى از تيم هاى ليگ دسته اول را بر عهده گرفته است، عقيده دارد مسائل جارى در اين رقابت ها علنى تر از آن است كه قابل كتمان باشد. اگر به ياد داشته باشيد، در چند دوره گذشته اين رقابت ها كمتر اتفاق افتاده مسابقات بدون حرف و حديث به پايان برسد. به عنوان مثال پايان مسابقات دسته اول در فصل گذشته همراه با شايعه تبانى بين دو تيم راه آهن و شهيد قندى بود، ضمن آنكه با اتمام فصل و شكايت تيم نفت آبادان از راه آهن مشخص شد تخلفاتى گسترده در مراحل صدور كارت بازى انجام گرفته است، مسائلى كه منجر به كشمكش طولانى بين دو باشگاه و فدراسيون شد و اگر پافشارى دادكان و دخالت مقامات بالا نبود، ممكن بود كليت فوتبال ايران با خطر جدى مواجه شود. يك اتفاق حاشيه اى جالب در اين باره اين است كه فيروز كريمى مربى تيم خاطى كه هيچ شكى در دخالت او در اين امر وجود ندارد، امروز سر و مر و گنده مشغول مربيگرى است... شايد بايد خدا را شكر كنيم كه تشويقش نمى كنند! ۳- در ابتداى فصل جديد ليگ دسته اول شايعه اى دهان به دهان شد كه مى توانست فوتبال ايران را كاملاً به هم بريزد و درست به همين دليل هيچ رسانه اى شهامت انتشار آن را پيدا نكرد. شايعه به يك نامه بر مى گشت كه ظاهراً از طرف يك شركت (!) يا چيزى مثل اين تهيه شده بود كه محتواى آن روش صعود به ليگ برتر در صورت اجراى دستورات مندرج در نامه بود كه البته كمى تا قسمتى خرج بر مى داشت. اين يك دستورالعمل بى نظير است انتشار كامل محتواى آن به دليل اينكه تهيه كنندگان حساب همه جاى كار را كرده اند، حاصلى جز ضربه به اعتماد عمومى به گردانندگان فوتبال ايران ندارد، اما چه خوب است متوليان سازمان ورزش و فدراسيون فوتبال كمى بيشتر از اوضاع ليگ دسته اول بدانند. فيروز كريمى كه متخصص ليگ يك است لقب خوبى براى اين تورنمنت چند ماهه انتخاب كرده «شهر بى كلانتر» ۴-فرهاد كاظمى مى گويد: ۵۰ ميليون خرج تيم مى كنند و ۵۰۰ ميليون خرج حاشيه . اينكه «حاشيه» مورد نظر دقيقاً چيست احتياج به يك ذهن خلاق و آگاه ندارد. اينكه اين روزها فوتبالى هاى حاضر در ليگ دسته اول فرمول موفقيت را در فاصله بين خطوط جست وجو مى كنند، نكته اى است دردناك كه براى تغيير آن بايد به سرعت وارد عمل شد. يك داور مشهور فوتبال ايران كه چندى است در نقطه مركزى يك جنجال طولانى قرار دارد، در پاسخ به اين سؤال كه آيا «فساد داورى» در ايران مصداق دارد، گفت: مگر در صنف شيرفروش آدم فاسد نداريم؟ اين در حالى بود كه توقع خبرنگار اين بود كه يك «نه» قاطع از او بشنود. به هر حال، خطر ارتشا در فوتبال ايران كاملاً جدى است. به جاى كتمان آن چاره اى بينديشيد!
|
|
|
|
|
كلاس اشتوتمن
او كاريكاتوريستى است كه در روزنامه «تاگس اشپيگل» چاپ برلين به كار مشغول است. كارتونيست نه چندان مشهورى كه چند روزى است به واسطه واكنش يكى دو روزنامه ورزشى ايرانى به كاريكاتورى كه در آن اوضاع امنيتى جام جهانى را به نقد كشيده بود، نامش سر زبان هاست. او در اين كاريكاتور، بازيكنان ايران را شبيه به تروريست ها تصوير كرده، در حالى كه به خود بمب وصل كرده و آماده عمليات انتحارى اند، در حالى كه چند افسر ارتش آلمان كنار آنها ايستاده و با هم عكس تيمى مى اندازند. اشتوتمن مى گويد: آنچه تصوير كردم به اين معناست كه مگر بازيكنان كشورهاى مختلف از جمله ايران قصد فعاليت هاى تروريستى دارند كه فضاى جام جهانى تا اين حد امنيتى است؟ در واقع آنچه به عنوان تيم ايران تصوير شده، نه ذهنيت اشتوتمن كه تلنگرى است به ذهنيت برگزاركنندگان جام. اشتوتمن روز دوشنبه از طرف سفارت ايران نامه اى دريافت كرد كه طى آن از وى خواسته شده بود بابت اين كاريكاتور از ايرانيان عذرخواهى كند.
|
|
|
|
|
غلام پيروانى
استاد تيمى ساخته كه فكر مى كنيم مى تواند الآن برود ليگ قهرمانان و جاى بارسلونا دخل چلسى را بياورد. فجرسپاسى در پله چهارم جدول ليگ ايستاده و چه بسا اگر زودتر روى دور برد مى افتاد، الآن جزو مدعيان قهرمانى بود. خب، لابد لزومى ندارد كه مثل غلام پيروانى بگوييم «با اين بازيكن ها...» همانطور كه مى دانيد اساساً ارزش بازيكنان، مثل ارزش سهام است و روز به روز بالا و پايين مى شود، بنابراين بچه هاى شاغلام قطعاً ارزشى به مراتب بيشتر از شبه ستاره هايى دارند كه در بازى پرسپوليس _ ذوب آهن در لحظاتى طولانى فقط مشغول تماشاى پاسكارى حريف اصفهانى بودند. اما ارزش كار غلام پيروانى كه امسال برخلاف سال هاى پيش حتى كوچكترين ترسى از سقوط ندارد، آنجاست كه مى داند با جوان ها چگونه كار كند. يادتان هست وقتى او بعد از برد ۲-۴ مقابل پرسپوليس درباره مهرزاد معدنچى حرف مى زد، چه حسى در كلماتش بود؟ به هر حال يك شيراز است و يك شاغلام. در واقع يك ايران است و يك شاغلام!
|
|
|
|
|
وحيد طالب لو
اگر شما جزو آن دسته آدم ها هستيد كه اساساً اعتقادى به اخلاق خوش در زمين فوتبال ندارند و به نظرشان توانايى فنى يك بازيكن مهمترين چيز است، حتماً از وحيد طالب لو خوشتان مى آيد. اگر هم در دايره آدم هاى اخلاق گرا قرار مى گيريد هم قطعاً وحيد طالب لو، دروازه بان استقلال جاى ويژه اى در قلب شما دارد. اگر هم مثل ما با چراغ دنبال كسى هستيد كه در هر دو جبهه موفق است، بزنيد قدش، چون يكى پيدا شده كه نمره اش بيست است؛ وحيد طالب لو كه سه سالى است از ظهورش در فوتبال ايران مى گذرد و تصور مى كنيم آينده از آن اوست. مهار پنالتى رسول خطيبى در بازى استقلال _ سپاهان نشان داد كه چگونه ممكن است يك دروازه بان سرنوشت يك فصل فوتبال را تغيير دهد. تازه اين در شرايطى است كه وحيد هنوز سن اميد را رد نكرده... اميدواريم در دروازه بانى عمر متوسط ها به پايان رسيده باشد!
|
|
|
|