|
رمز حركت و اسرار ايستايى
(بازبينى كنگره هاى سراسرى شعر دفاع مقدس)
|
|
|
برگزارى كنگره هاى شعر دفاع مقدس حركت بايسته اى است كه امكان انتقال مواريث ارزشمند دفاع مقدس را در بين نسل ها ميسر مى سازد. فرايندى كه به پديده انباشت فرهنگى منجر خواهد شد. چنين انباشتى كه حاصل قريحه شاعران است جزئى از مدل فرهنگى اين مرز و بوم به حساب مى آيد و تحقق فرآيند انتقال مواريث را به آيندگان ممكن خواهد ساخت، به آيندگانى كه حماسه هاى فرزندان غيور ايران اسلامى را از لابه لاى سطور مشاهده خواهند كرد.
بهروز سپيدنامه
بيان مسأله: جنگ هشت ساله اى كه مردم اين مرز و بوم را به دفاع از كيان و ناموس خود فراخواند، برآيند توطئه استعمار جهانى بر ضد آرمان هاى نظام نوپاى جمهورى اسلامى ايران بود. براين اساس مردم ايران برخاستند و دلاورانه در مقابل دشمن جهانى ايستادند و حماسه هايى آفريدند كه تاريخ نظير آنها را كمتر به خود ديده است. حماسه هايى كه هنر و ادبيات را آيينه اى ساختند تا تجلى بخش رشادت ها و شهادت ها باشد و شعر زبان گويايى است كه ترجمان لحظات رزم، راز و نياز و پرواز گشت. كنگره هاى شعر دفاع مقدس سنت حسنه اى است در راستاى استمرار فرهنگ جهاد و شهادت در بستر ادبيات ايران، اين كنگره ها ميقات قلم هايى هستند كه به شوق دلاوران عرصه هاى نبرد بر كاغذ مى روند. بزرگ ترين آفت كنگره هاى شعر دفاع مقدس گرفتار شدن در چنبره روزمرگى است. بر اين اساس ضرورت مطالعه آسيب شناسانه كنگره هاى مذكور دوچندان مى نمايد. با شناسايى آسيب ها مى توان در راستاى بهبود كيفى كنگره ها گام مؤثرى برداشت. كنگره هاى شعر دفاع مقدس و ساير كنگره هاى نظير آن را مى توان از دو بعد مورد بررسى قرار داد. نخست بررسى «ميان زمانى» و «طولى» و ديگر بررسى «در زمانى» و «مقطعى». بررسى طولى ناظر بر مطالعه پديده ها در گذر زمان است. يعنى دگرگونى هاى يك پديده از نقطه آغاز تا انجام مورد بررسى قرار مى گيرد و بررسى «مقطعى» اشاره بر بررسى پديده ها در زمانى خاص و معين دارد. مثلاً بررسى چهاردهمين كنگره سراسرى شعر دفاع مقدس. مطالعه ايستايى شناسانه كنگره هاى شعر دفاع مقدس (مطالعه مقطعى و در زمانى) ناظر بر مطالعه عناصر درونى كنگره ها از قبيل: خرده فرهنگ هاى شعرى، نقش ها، ارزش ها و هنجارهاى رايج، كاركردها، تابوها و تعاملات شعرى است. محقق در مطالعه پويايى شناسانه كنگره ها (مطالعه ميان زمانى و طولى) بر آن است تا روند تكاملى كنگره ها را در طول زمان مورد ارزيابى قرار داده و تغيير يا تحول آنها را بررسى كند. اگر عملكرد هر كنگره را در قالب يك ميانگين عددى بيان كنيم پژوهشگر با ۱۴ ميانگين عددى مواجه خواهد بود اعدادى كه اگر آنها را به ترتيب كنار هم قرار دهيم جهت و شدت تغييرات را بازگو خواهند كرد. آيا جهت اعداد تصاعدى است؟ و اگر چنين است شدت افزايش اعداد در اين تصاعد به چه اندازه است؟ آيا ميزان ارتقاى كيفى كنگره ها براساس تصاعد حسابى افزايش يافته يا براساس تصاعد هندسى؟ يا اينكه اعداد روندى نزولى را طى كرده اند؟ پويايى شناسى مطالعه پويايى شناسانه كنگره هاى شعر گواه اين امر است كه روند تغييرات كيفى بسيار بطئى صورت گرفته است تا جايى كه گاه ممكن است هر بيننده اى به اين باور برسد كه زمان در كنگره هاى شعر دفاع مقدس متوقف شده است و عناصر ثابت كنگره بى آنكه تغيير يابند تنها از لحاظ چينش تغيير موقعيت مى دهند. به عبارتى ديگر در كنگره هاى شعر دفاع مقدس شاهد تغيير ساختارى نيستيم و نوع تغييرات پديد آمده بيشتر از نوع تغيير تعادلى هستند آنگونه كه تالكوت پارسونز گفته است. وى اعتقاد دارد تغيير اجتماعى بر دو نوع است تغيير تعادلى و تغيير ساختى. ۱- در مورد اول (تغيير تعادلى) بدون اين كه در سيستم اجتماعى دگرگونى حاصل شود تعادل موجود جاى خود را به تعادل جديد مى دهد به عبارت ديگر، سيستم به صورت يك مجموعه باقى مى ماند. ۲- چنانچه نيروهاى مؤثر در دگرگونى بسيار قوى باشند و چنانچه فشارى كه از خارج و داخل بر سيستم اثر مى گذارد نيرومند باشد تغييرى حادث مى شود كه از تغييرات تعادلى به كلى متفاوت است به صورتى كه باعث دگرگونى عميق در كل سيستم مى گردد و اين تغيير را تغيير ساختى مى نامند. (روشه، ،۱۳۶۶ ص ۲۲) ميل به ماندگارى آفتى است كه گريبانگير كنگره هاى شعر دفاع مقدس گشته است. چنين ميلى را بايد در الگوهاى ذهنى افراد اثرگذار جست وجو كرد. اين ميل منطبق بر ضرورت هاى كاركردى دوران گذار و شرايط آن نيست. دوران گذار ضرورت اجتناب ناپذيرى است كه جامعه ما آن را به تجربه نشسته است. در چنين دورانى، تعادل مطلوب، زمانى محقق مى گردد كه بين شتاب زيرساخت ها و روساخت ها يا عناصر متعدد نظام اجتماعى نوعى ترازمندى پديد آيد. چنانچه طى فرآيند گذار قسمتى از عناصر از ديگر عناصر عقب بيفتند جامعه شاهد نوعى بى نظمى و آشفتگى خواهد بود. شواهد امر گواه اين مطلب است بين كنگره هاى شعر دفاع مقدس - به عنوان يك واحد اجتماعى - و شتاب فزاينده دوران گذار و انتظارات نوخاسته آن نوعى پس افتادگى ايجاد شده است. چنين گسستى بين ضرورت هاى اجتناب ناپذير دوران گذار و تغييرات آن و ميل به ماندگارى كنگره ها به حفظ وضع موجود سبب پديد آمدن مشكلات فراوانى خواهد گشت زيرا به تعبير رابرت مرتون مسأله اجتماعى زمانى پديد مى آيد كه بين استانداردها (آنچه كه بايد باشد) و فعليت (آنچه كه هست) گسست ايجاد شود. در كنگره هاى شعر دفاع مقدس بين مدل آرمانى (ideal type) كنگره و آنچه كه معمولاً برگزار مى شود فاصله فراوانى وجود دارد. نارضايتى عمومى و ضمنى شاعران در پايان برگزارى هر كنگره گواه اين امر است. البته اين سخن به مفهوم ضايع ساختن و ناديده انگاشتن سعى و تلاش برگزاركنندگان كنگره ها نيست بلكه بيان واقعيتى است براى بهبود وضعيت. پديده ها و واقعيت اجتماعى - همانگونه كه دوركيم گفت - عينى هستند، عموميت دارند و خويش را بر ساختارها تحميل مى كنند. يك واقعيت يا پديده اجتماعى براى ظهور و هويدا شدن از هيچ مقام مملكتى اجازه نمى گيرد. چنين پديده اى را نمى توان با آمار و ارقام و نمودارهاى ساختگى مهار كرد. لذا بايد ابعاد مختلف آن را شناخت و با آن كنار آمد. به منظور شناخت بيشتر از پديده «مقاومت در برابر تغيير» فرآيند تغيير اجتماعى را به عوامل سازنده آن تقليل مى دهيم تا ببينيم كه سهم كدام يك از اين عناصر در ميل كنگره هاى دفاع مقدس به حفظ وضع موجود بيشتر است. مهم ترين عناصر تغيير اجتماعى عبارتند از: عوامل تغيير، شرايط تغيير و كارگزاران تغيير. عوامل تغيير: عامل تغيير در واقع عنصرى است از يك وضعيت معين كه به علت موجوديت اش يا به وسيله عملى كه انجام مى دهد تغييرى را موجب مى شود و يا به وجود مى آورد (روشه، ،۱۳۶۶ ص ۲۸). مانند وارد شدن تكنولوژى به روستا و مكانيزه شدن كشاورزى شرايط تغيير: عناصرى هستند مناسب و يا نامناسب كه اثر يا اثرات يك يا چند عامل تغيير را فعال تر يا كندتر، شديدتر يا ضعيف تر مى كند. (روشه، ،۱۳۶۶ ص ۲۹) نظير شرايط فرهنگى روستا و ميزان پذيرش آنان نسبت به ورود تكنولوژى كارگزاران تغيير: عبارتند از اشخاص، گروه ها و انجمن هايى كه تغيير را وارد مى كنند و از آن استقبال مى كنند يا با آن به مخالفت برمى خيزند. شواهد امر بيانگر اين مطلب است كه عوامل و شرايط تغيير به منظور تحقق فرآيند تغيير آماده هستند به عنوان مثال مى توان از حمايت مسؤولين در خصوص برگزارى كنگره هاى شعر دفاع مقدس و اختصاصى بودجه به اين امر مهم اشاره كرد. اما در اين ميان ميزان مقاومت كارگزاران تغيير در مقابل دگرگونى هاى ساختارى بيشتر از ساير عناصر است. كارگزاران تغيير به تفكرى اطلاق مى گردد كه متولى برنامه ريزى كنگره هاست. ايستايى شناسى همان گونه كه پيش تر از اين گفته شد مطالعه ايستايى شناسى به بررسى روابط بين عناصر يك نظام اجتماعى مى پردازد نظير نقش ها، ارزش ها، هنجارها، كاركردها و تابوها. نقش به رفتارى اطلاق مى شود كه ديگران از دارنده يك منزلت معين انتظار دارند (كوئن، ،۱۳۷۷ ص ۵۷) نظير نقش معلم، پدر، شاعر. كنگره هاى شعر دفاع مقدس نظير ساير كنگره ها از نقش هاى متعددى تشكيل شده اند نظير نقش شاعر، مجرى، دبير برنامه ريزان، تداركات و... هر كدام از اين نقش ها، كاركرد خاصى را ايفا مى كنند تعادل موردنظر زمانى ميسر مى گردد كه هركدام از نقش ها كاركرد (function) خود را به خوبى ايفا كنند. در غير اين صورت شاهد نوعى ناترازمندى خواهيم بود. به عبارتى ديگر تعادل و نظم زمانى پديدار مى گردد كه بين نقش تجويز شده يعنى انتظارى كه از صاحب نقش مى رود و نقش محقق يعنى كنشى كه صاحب نقش انجام مى دهد تطابق وجود داشته باشد. مثلاً اگر هنجار رايج و مصوب كنگره آن باشد كه هر شاعر پنج دقيقه شعر بخواند در صورتى كه شاعرى پانزده دقيقه به شعر خوانى خود اختصاص دهدموجبات بى نظمى را فراهم خواهد ساخت. از آنجا كه هر نظام از عناصر متعددى تشكيل شده تعادل ساختى وامدار آن است كه هركدام از عناصر به ايفاى كاركرد مناسب خود بپردازند. اگر حتى يك جز از اجزاى مختلف نظام به ايفاى مناسب كاركرد نپردازد، تعادل موردنظر محقق نخواهد شد. آسيب شناسى كنگره ها (سطح خرد) مهم ترين آسيب كنگره هاى دفاع مقدس فروغلتيدن در دامان تكرارهاست. عدم بازنگرى و بازانديشى در بسيارى از اين تكرارها سبب شده تا تعداد زيادى از برنامه و رفتارها به تابو مبدل شوند. در كنگره هاى شعر دفاع مقدس جلوه هايى خاص از اين تابوها مشاهده مى شود كه ميل كنگره ها را به حفظ وضع موجود و ماندگارى دوچندان ساخته اند. براى روشن تر شدن بحث به ذكر برخى از اين تابوها مى پردازيم: الف) تابوى شخصيت اين تابو ناظر بر عملكرد افرادى است كه هنجارهاى خودساخته آنان به عنوان دستورالعمل هاى لازم الاجرا مبدل شده اند و از قرار زيرند: ۱ - برخى از شاعران وجود دارندكه بى حضور آنان هيچ كنگره اى افتتاح نخواهد شد. شعرخوانى اين افراد به عنوان نفر اول و سخنرانى هاى ممل آنان كه حكم نطق پيش از دستور را دارد به قاعده لايتغير مراسم افتتاحيه مبدل شده است. شادروان دكتر حسن حسينى در خصوص يكى از اين قبيل شاعران گفته است: «... او در عين صميمى بودن ، معترض، پرخاشگر و عصبى است. اين خلق و خو به نظر نگارنده ستمى است كه شاعر به شعر و شخصيت خويش تحويل كرده است. بيشتر شاعران و منتقدان و دست اندركاران فرهنگى به جاى اينكه او را دوست داشته باشند از او مى ترسند و ملاحظه اش را مى كنند . (حسينى ، ،۱۳۸۱ص۱۵۸) شايد به خاطر همين ملاحظه كارى ديگران است كه چنين تابوهايى آفريده مى شوند. ۲ - برخى از افراد در هر كنگره به هر لطايف الحيلى مى خواهند به سمع و نظر مخاطبين برسانند كه نخستين كنگره شعر دفاع مقدس با نام و همت آنان شكل گرفته است يا اينكه فلان غزل كه از بس آن را خوانده اند و نخ نما شده سروده آنان است. سخنان تكرارى آنان در هركنگره سبب شده است تا وقتى پشت تريبون قرار مى گيرند مخاطبين به پيش بينى سخنرانى هاى آنان بپردازند. ۳ - در كنگره ها هر از چندگاهى شاهد ظهور شاعرانى هستيم كه با برجسته كردن رگ گردن، فرياد كشيدن و با بهره گيرى از انرژى موى سر و صورت خويش سعى در اثبات خود مى كنند. تحسين گوى اين قبيل از شاعران غالباً رديف هاى اول و دوم سالن است كه خاص مخاطبين عام است. اما همين احسنت آنان جواز عبور شاعر در تمام مراسم خواهد بود. دريده گويى اين دسته از شاعران و مزاح هاى بى مورد آنان مكانيسم جبرانى است كه به قصد پوشاندن ضعف شعرى خود از آن بهره مى گيرند. تهاجم آنان به حريم شخصى افراد در قالب طنز و مزاح باعث شده تا بسيارى از افراد به منظور رهايى از گزند زبان آنان به تأييدشان بپردازند. چنين صميميت متكلفى قلمرو برخوردهاى رياكارانه را گسترش داده است. در سطور آتى در بحث «مناسك پرستى» به اين قبيل شاعران! بيشتر خواهيم پرداخت. ۴ - سخنرانى هاى مكرر شخصيت هاى دولتى (مسؤولين) از جمله برنامه هاى ثابت كنگره هاى شعر دفاع مقدس است. دراين كه در هر كنگره اى مى بايست خيرمقدم گفته شود شكى نيست اما گاه اين خيرمقدم ها به سخنرانى هاى طولانى مبدل مى گردد. مشكل ديگر آن است كه هرگاه يكى از شخصيت هاى استانى سخنرانى كند براى ساير مسؤولين هم طراز او ايجاد حق مى شود و جلسه شعرخوانى به ماراتن سخنرانى تبديل مى گردد. ماهيت اكثر اين سخنرانى ها گزارش كار است. سخنرانان بايد به اين امر توجه كنند كه مستمعين آنان قشر نخبه و برگزيده جامعه اند و ارائه بديهيات به مفهوم دست كم گرفتن مخاطب مى باشد. درچهاردهمين كنگره شعر دفاع مقدس در حالى كه ۲۰ نفر از شاعران جوان در نوبت قرائت شعر قرار داشتندمابقى زمان جلسه را به سخنرانى يكى از مسؤولين اجرايى استان كرمانشاه اختصاص دادند. در حالى كه پيش تر از او دو نفر ديگر از مسؤولين درفواصل مختلف به ايراد سخنرانى پرداخته بودند. قرائت شعر در كنگره هاى سراسرى يكى از آرمان هاى بزرگ شاعران جوان است، آرمانى كه اشتياق روزافزون آنان را به سرودن شعر دفاع مقدس بيشتر خواهد ساخت. خاموش ساختن اين شاعران جوان غفلت بزرگى است كه فرداى جامعه شاهد تبعات آن است. ب) تابوى موقعيت (زمان و مكان) همواره بين مدت زمان برگزارى كنگره ها - كه معمولاً دو روز است - و تعداد شاعران مدعو سنخيتى وجود ندارد. يا بايد زمان كنگره ها را افزايش داد يا اينكه متناسب با زمان مقرر نسبت به دعوت از شاعران اقدام كرد. برگزارى كنگره ها در مناطق جنگى باعث شده تا كمبود امكانات (نظير وسايل سمعى و بصرى ، سالن و ...) بر كيفيت كنگره ها تأثير نامناسب بگذارد. پيشنهاد مى گردد كنگره ها در مراكز استانهاى موردنظر برگزار شده و جهت بازديد از مناطق جنگى استان مذكور برنامه خاصى طراحى گردد. سياست متمركز برنامه ريزى كه جهت آن از مركز به سوى استان هاى برگزاركننده كنگره هاست يكى از عوامل مهم بسيارى از ناهماهنگى هاست. براى رفع اين معضل مى توان به برنامه ريزى منطقه اى روى آورد و اين مهم را به استانها تفويض نمود تا با توجه به امكانات و بافت فرهنگى و اجتماعى خود برنامه ريزى نمايند. ج ) تابوى قالب و محتوا بهره گيرى از قالب مثنوى و مثنوى غزل به عنوان سنت لايتغير در كنگره هاى شعر دفاع مقدس مبدل شده است. تكرار چنين شعرهاى بلند و زمان برى كه غالباً با زبان و زاويه ديد يكسانى سروده مى شوند علاوه بر يكنواخت كردن فضاى جلسه سبب مى شوند تا برنامه ها براساس جدول زمانبندى اجرا نشوند. محتواى اكثر شعرهاى دفاع مقدس به نوعى نوستالوژى مفرط متمايل شده اند هرچند كه چنين رويكردى برآيند ساختارهاى اجتماعى و دوران گذار است اما آه كشيدن هاى متوالى و حسرت هاى متمادى ممكن است كه شعر دفاع مقدس را به كرانه هاى يأس نزديك سازند. حسرت روزهاى رفته حس مقدسى است اما غفلت از ايثارگرى ها، رشادت ها و حماسه سازى ها و فداكارى ها شعر دفاع مقدس را به واگويه هاى يأس آلود مبدل خواهندساخت. سنخ هاى مختلف آسيب اجتماعى الف ) مناسك پرستى : اصطلاح مناسك پرستى برگرفته از تئورى آسيب شناسانه رابرت مرتون است. به اعتقاد وى «فرد در نتيجه اجتماعى شدن (جامعه پذيرى) هدف هاى مهم فرهنگى و نيز راههاى دستيابى به اين هدفها براى فرد فراهم نباشد و او ناچار شود راههاى ديگرى را در پيش گيرد ممكن است رفتارى از فرد سر زند كه به انحراف اجتماعى منجر گردد» (ستوده ، ،۱۳۶۶ ص ۱۲۸) مراسم گرا كسى است كه هدف ها و مقررات سازمانى را به عنوان هدفها و مقررات خودش مى پذيرد و تابعيت بى چون و چرا با سازمان از مشخصات اوست. مراسم گرا محكم به وسيله مى چسبد و وسيله اى را كه در اختيار دارد كوركورانه به جاى هدف مى نشاند و تصور مى كند كه مردم و مراجعان براى مقررات خلق شده اند و نه مقررات براى مردم. مثال: در بخش اورژانس بيمارستان اگر پرستارى به جاى پذيرش فورى بيمار ساعتها به تشريفات پذيرش و پرونده سازى و پركردن فرم هاى معمولى زمان را تلف كند يك فرد مراسم گراست. (ستوده ، ۱۳۶۶ ، ص ۱۲۹) در حيطه ادب و هنر مراسم گرا يامناسك پرست به كسانى اطلاق مى شود كه به جاى پرداختن به هدف كه همانا اعتلاى شخصيت هنرى است به ظاهر و آرايش ظاهرى خود مى پردازند و سعى دارند وسيله را جايگزين هدف كنند. شاعرانى با موى سر و صورت بسيار بلند و پريشان، با لباس هاى عجيب و غريب و ژست هاى منحصر به فرد از اين قبيل اند. اعتياد به سيگار خصوصاً در بين شاعران جوان از نامناسب ترين جلوه هاى مناسك پرستى است. برخى از شاعران مناسك پرست، نسخه بدل شاعران صاحبنامى گشته اند كه شعر خوانى و ژست هاى آنان از مقبوليت عمومى خاصى برخوردار بود. اين نسخه هاى بدل سعى دارند تمامى حركات و سكنات خويش را - حتى شيوه هاى نفس گيرى را - مطابق حالات آن شاعران صاحب نام كه اكنون در بين ما نيستند تنظيم كنند و شادروان محمدرضا آقاسى يكى از اين شاعران صاحب نام است كه مرجع رفتارى اين آقايان قرار گرفته است. خطرى كه دراين ميان وجود دارد آن است كه اگر اين نسخه هاى بدل به مراجع رفتارى شاعران جوان مبدل شوند قافله سالار خيل عظيمى از شاعران نوجوان و جوان در بيراهه ها خواهند بود و آسيب نوآورى ، بلايى است كه گريبانشان را خواهد گرفت زيرا آنان براى رسيدن به هدف به خلق وسيله خواهند پرداخت و متأسفانه جامعه بسيارى از اين وسايل را نه تنها تقبيح نكرده بلكه به تمجيد و ستايش آنها نيز پرداخته است. ب) سطحى نگرى و تقليل گرايى (Reductionalism) هرپديده اى اجتماعى داراى ابعاد و سطح مختلفى است نظير سطح مرفولوژى، فيزيولوژى، رفتارهاى گروهى و جمعى (جريانها و هيجانات اجتماعى ) . تمام اين سطوح در ارتباط متقابل با يكديگر قرار دارند لذا براى تحليل هر پديده ضرورى است كه به تمام اين اجزا توجه شود. بسيارى از تحليلگران شعر دفاع مقدس كه در جلسات نقد و بررسى به بيان ديدگاههاى خويش مى پردازند دچار آسيب تقليل گرايى مى شوند. آنان شعر دفاع مقدس را يا در سطح خرد مورد ارزيابى قرار مى دهند يا در سطح كلان گاه تنها به شاعر و دنياى درونى او توجه كرده و از ساختارهاى اجتماعى غافل مى مانند و زمانى تنها به جبر ساختارى مى پردازند. گاهى به جريان شناسى شعر دفاع مقدس مشغول مى شوند بى آنكه به عناصر درونى اين جريان التفاتى نشان دهند و زمانى شعرها را به صورت منفرد مى نگرند بى آنكه كليت آثار را به عنوان يك پديده ارزيابى نمايند. تقليل شعر به قالب يا محتوا، لفظ يا معنى و غفلت از رابطه تعاملى عناصر پديدآورنده شعر جلوه هاى ديگرى از سطحى نگريند. جلسات نقد و بررسى شعر دفاع مقدس غالباً با يك سؤال آغاز مى گردند. مى دانيم كه در عرصه پژوهش سؤال بايد برخاسته از مسائل و نيازهاى موردنظر باشد. در درون سؤال بايد ابهامى باشد كه تحليلگران را به رفع آن فراخواند. پرسيدن بديهيات در قالب سؤال نوعى توهين به مخاطب تلقى مى گردد و به قول شاعر، چو دانى و پرسى سؤالت خطاست. گاه سؤال برآيند مطالعات اكتشافى است. طراحى صحيح سؤال سبب مى شود تا تحليلگران، مسير پاسخ را به درستى طى كنند. سؤالاتى كه در جلسات نقد و بررسى شعر دفاع مقدس مطرح مى شوند گاه خلق الساعه اند. بدون آنكه قبلاً گروهى درباره آنها انديشيده يا اينكه برآيند ضرورت ها باشند و جالب اين است كه گاه ساعت ها وقت صاحبنظران صرف پاسخگويى به سؤالى مى شود كه جز بديهيات است. پيشنهاد مى گردد گروهى از صاحبنظران و پژوهشگران به تدوين سؤالاتى اساسى، بنيادين پرداخته و آنها را دراختيار مجريان برنامه قراردهند. ج) تفكر ثابت و قالبى (جزم انديشى) مهمترين متغير تابع (متغير وابسته) سطحى نگرى و تقليل گرايى، جزم انديشى است. جزم انديشى حالتى است كه فرد براساس آن تفكرات خويش را عيارسنجش تمامى پديده ها قرارمى دهد. به عبارتى ديگر تمامى پديده ها را براساس چارچوبى كه خود ساخته است مى سنجد چارچوبى كه كرانه هاى آن برآيند تجربه هاى شخصى و تعميم نيافته فرد است. چنين چارچوب هايى از يك سو زمينه هاى اختلاف نظر را شدت بخشيده و ازسويى ديگر منجر به عدم پذيرش بسيارى از نظرات گردد و اگر اين آسيب به حيطه داورى آثار كشيده شود به حذف بسيارى از آثار خواهدانجاميد. د) تاريك بودن فضاى مفهومى و نامناسب گشتن تعاملات ميان ذهنى مولوى در حكايت فيلى كه در اتاق تاريك قرارداده بودند به روشنى پديده تاريك بودن فضاى مفهومى و برداشت هاى مختلف غيرواقعى را بيان كرده است. با روشن شدن شمع ها تمامى اختلاف نظر افراد ازبين رفت و همه آنان بر فيل بودن موجودى كه در اتاق تاريك بود گواهى دادند حال آنكه پيشتر از اين، فيل را ناودان، ستون، تخت يا بادبزن مى پنداشتند. درعرصه پژوهش و تحليل چنانچه متغيرها و مفاهيم تعريف عملياتى نگردند هركسى از ظن خود يار آن مفهوم خواهدگشت و براساس تعبير شخصى خود به بررسى پديده موردنظر خواهدپرداخت. عدم ارائه تعريف دقيق از شعر دفاع مقدس و عناصر سازنده آن باعث شده تا هر فرد صاحبنظرى براساس تعريف شخصى خود وارد ميدان بحث و تبادل نظر گردد و پيامد چنين وضعيتى جز به اختلاف نظرهاى سازش ناپذير نخواهدانجاميد. ه) توهم تئورى پردازى در گستره علم و مفهوم سازى هاى آن، مفاهيمى نظير آگزيوم، تئورم، پيش فرض، فرضيه، گفتار قانون علمى و تئورى (نظريه) وجوددارند كه هركدام از آنها داراى تعريفى عملياتى خاص خود است. تعريفى جامع و مانع كه مفهوم موردنظر را از امتزاج با مفاهيم ديگر بازمى دارد. درجلسات نقد و بررسى شعر دفاع مقدس يا درجرايد كثيرالانتشار افرادى يافت مى شوند كه پيش فرض هاى خود را در قالب نظريه ارائه مى نمايند يا اينكه به صدور حكمى اثبات نشده مى پردازند مثلاً عزيزى در يكى از اين جلسات اظهارنمود فلان ويژگى شعرى كه مختص شعر دفاع مقدس است در هيچ برهه از تاريخ ادبيات ايران اتفاق نيفتاده است. صدور چنين حكمى مستلزم آن است كه فرد تمام تاريخ ادبيات يا قسمت عمده اى از آن را مطالعه كرده باشد درحالى كه سطح علمى فرد خلاف اين امر را ثابت مى كند. منطق تئوريسازى، قاعده «اگر» و «پس» است. مثلاً اگر فلان عامل حادث شود پس فلان نتيجه حاصل خواهدشد. بسامد چنين اگر و پس هايى در گفتار خيل عظيمى از صاحبنظران (يا كسانى كه خود را صاحبنظر مى پندارند) بسيار بالاست. برخى از اين افراد بى آنكه از بار ارزش مفاهيم اطلاعى داشته باشند اقدام به صدور مانيفست يا پارادايم مى نمايند. توهم تئورى پردازى اين افراد با خصلت فضل فروشى آنان تركيب يافته و به پديده اى ناهمگون مبدل مى گردد. عبارت «به نظر من» در اظهارنظر افراد يادشده به وفور يافت مى شود. حال آن كه چنين «نظر»ى مبتنى بر يافته هاى پژوهشى نيست. سائقه اى است ذهنى كه فى المجلس زاييده مى شود. و) جدل به جاى مناظره يكى ديگر از آسيب هاى اظهارنظر افراد درخصوص شعر دفاع مقدس بهره گيرى از قاعده جدل به جاى مناظره است. درجدل، طرفين دعوى خود را حق پنداشته و انديشه طرف مقابل خود را ناصواب مى دانند. براين اساس هركدام از آنان سعى دارد تا نظر خود را به طرف مقابل تحميل كند. حال آنكه روش مناظره ناظر بر بحث و تبادل نظر با پيش فرض صحت نظر طرف مقابل است. گستره پذيرش نظر طرف مقابل درمناظره از وسعت خاصى برخوردار است. جزم انديشى، تقليل گرايى، سطحى نگرى و توهم تئورى پردازى از مهمترين آسيب هايى هستند كه فرايند مناظره را در بررسى شعر دفاع مقدس به جدل مبدل مى سازند. ى) مدرك تحصيلى به جاى فضيلت علمى درجامعه گاه بين اهداف و وسايل جابه جايى موقعيت صورت مى پذيرد. به عبارت ديگر به جاى آنكه توان علمى افراد به آنان هويت بخشد مدارك تحصيلى به آنان تقدس مى بخشند. البته چنين رويكردى برآيند ساختارى است كه داشتن مدرك تحصيلى را به عنوان فضيلت ذاتى به حساب مى آورد. عنوان «دكتر» ازجمله عناوينى است كه گاه به صورت پيشوند جدايى ناپذير اسامى افراد مبدل مى گردد اين عنوان مجوز محكمى است براى بيان هراظهارنظر غيرعلمى حال ممكن است اين دكتر: دكتر دامپزشك، پزشك عمومى، معادل دكترا، دانشجوى دكتراى دانشگاههاى غيرانتفاعى و دهها مورد مشابه باشد. عملكرد اين افراد كه با منطقى كاسب كارانه به مدرك تحصيلى مى نگرند ستم بسياربزرگى است برعنوان صاحبنظران تحصيلكرده اى كه آبروى ادبيات معاصر ايران به شمار مى روند. شخصيت هاى گرانسنگى نظير دكتر قيصر امين پور كه فارغ از دغدغه نام و نان جز جدايى ناپذير ادبيات معاصر ايران به حساب مى آيد. دكتر امين پور را همه با نام كوچكش مى شناسند. مردى كه «ابتداى نام او انتهاى عشق است» عناوين دانشگاهى گاه به افرادى كه ظرفيت وجودى آنان محدود است جسارت اظهارنظرهايى را مى دهند كه ناصواب اند جامعه نيز هرگونه نقدنظر اين گونه از افراد را ناصواب مى پندارد. اگر صدنكته گويد مرد درويش رفيقانش يكى از صد ندانند و اگر يك بذله گويد پادشاهى از اقليمى به اقليمى رسانند. (سعدى)
|