شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴ -
Sat, Feb 18, 2006
جوان
۳۳۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
هفته هفت روزه
يكى به شكل خود ما
هفته هفت روزه
پرنده مردنى است!
247899.jpg
سحر طلوعى

درحالى اين مطالب را مى نويسم كه نواى دل انگيز «اى ايران» از تلويزيون پخش مى شود. شنيدن اين تصنيف، سرود، ترانه يا هرچه شما دلتان مى خواهد بناميد، اتفاقاتى در درون آدم به وجود مى آورد كه فقط مى توانم بگويم خيلى خوب است (بيشتر از اين توضيح بدهم سردبير خط مى زند!) ما دوست داريم از اين نواهاى دل انگيز بيشتر از تلويزيون پخش شود.
همينطور كه داريم مى نويسيم به اين نتيجه مى رسيم ما چه چيزهايى كه دلمان نمى خواهد؟!
۱- من هشدار مى دهم، من اطلاع رسانى مى كنم، من شفاف سازى مى كنم كه اين جدول «سودوكو» بدكوفتى است و حلالش (منظور كسى است كه آن را حل مى كند!) را بدجور معتادمى كند.
ما هرروز يكى از اين جدولها را سركار حل مى كنيم و هرروز هم نگاه سنگين سردبير محترم را به جان مى خريم (من ديشب يك متن ادبى سنگين خواندم و از همين رو به شدت تحت تأثير آن به سرمى برم!) ولى جان شما به روى خودمان نمى آوريم كه نمى آوريم. اگر شما ديديد خداى نكرده اتفاق ناگوارى براى ستون ما و از همه مهمتر خود ما افتاد بدانيد كه كار كار سودوكو است.
۲- وقت كرديد سرى به اين سايت بزنيد و يك كار اساسى انجام بدهيد: www. Petitianonline.com اگر خاطرتان باشد در يك حركت اينترنتى كه بروبچس نت باز راهش انداختند، از تغيير نام خليج فارس جلوگيرى كرديم. مطمئن باشيد از طريق راههاى مدنى زودتر به نتيجه مى رسيم. اين بار مى توانيم توهين كنندگان به جامعه اسلامى را وادار به معذرت خواهى كنيم.
۳-اگر اهل فوتبال هستيد كه فبها، اما اگر نيستيد، خدمتان عرض كنم، در آخرين بازى اى كه مهدى مهدوى كيا براى هامبورگ انجام داد يك گل زيبا، به يادماندنى، خاطره انگيز، شش دانگ، اعجاب آور و تماشايى (آدم به اين كم ظرفيتى نديده بودم، بابا تواضع، بابا شكسته نفسى، بابا خاكى!) به ثمر رساند و در حين خلق اين حماسه، چندين و چند بازيكن حريف را به سان تراكتور شخم زد و رفت جلو و توپ و تور و دروازه بان را به هم دوخت. با اين گل هامبورگ بازى را برد و ما پيش خودمان گفتيم، كجايى بازى تداركاتى كه جام جهانى ات را كشتند! (ما پيش خودمان چه حرفهايى مى زنيم!)
۴- اگر منتظريد خبرى، شوكى، چيزى درباره كنكور و شهريه و خلاصه ساماندهى قضايايى از اين دست برايتان تدارك ببينم، عمراً! يك مقدار استراحت كنيد، برايتان مفيد است. خوب كه شديد مسؤولان ساماندهى امور مربوط به دانشگاه و غيره خودشان به طور كاملاً اتوماتيك وارد ميدان مى شوند و اسباب و لوازم شوك، سكته و مرگ ناگهانى را فراهم مى كنند. شانس بياوريد فلج نشويد تا آن موقع خوش باشيد.
و اينك توجه شما را به مشروح اخبار جلب مى كنم (نگران نباشيد حكم جلبتان را گرفته ام.)
شباهت محيط زيست با كشك!
خبر اين است: «قطع شبانه هشت هزار اصله درخت در جنگلهاى لويزان تهران». اگر اشتباه نكنم خبر كاملاً گويا است و احتياجى به توضيح ندارد (من به هوش و استعداد شما اميدوارم و مى دانم معنى اصلى را مى دانيد و بلديد تا هشت هزار بشماريد!).
تفسير خبر:
۱- قطع درخت كار بسيار زشتى است اما اگر اين عمل در شب صورت بگيرد، اشكالى ندارد!
۲- اصولاً درختهايى كه درجاهايى نظير جنگل مى رويند بسيار موجودات خبيثى هستند. آنها نمى دانند در جنگل كه محل عبور و مرور ماشين و محل گذر اتوبان است نبايد روييد! قطع اين درختان در شب واجب است.
۳- هر آدم عاقلى مى داند ارزش يك ماشين يا اتوبان از ارزش يك درخت خيلى بيشتر است.
چرا كه ماشين ما را حمل و نقل مى كند (من آخرش اين پايه هاى ادبيات را مى تركانم) ولى يك درخت تنها كارى كه بلد است اين است كه درجنگل برويد!
۴- ما با اين عمل شجاعانه (قطع شبانه درختها) ثابت كرديم محيط زيست فرقى با كشك ندارد.
مرگ بر آنفلوآنزا!
من از اينكه چند وقتى است به قضيه آنفلوانزاى مرغى نپرداخته ام، به شدت احساس وجدان درد مى كنم و صادقانه اعتراف مى كنم اين موجود خبيث و نامرد از تنبلى من سوءاستفاده كرده و سعى مى كند به هرجايى سرك بكشد.
اين جانور يك تور جهانگردى گذاشته و قصد دارد مرغهاى دور دنيا را درعرض سه سوت آنفلوآنزايى كند. من در عجبم آخر چرا مرغ؟ من همينطور مانده ام واقعاً چه رابطه اى مى تواند ميان مرغ و آنفلوآنزا وجودداشته باشد؟ من از همين جا و از همين تريبون استفاده مى كنم و هشدار مى دهم كه عمراً مرغهاى ما آنفلوانزا اگر خودش از خودش آدم باشد مى فهمد اين تهديد را و اگر نباشد، همين مرغهاى ما او را تفهيم مى كنند!
آنفلوآنزا مى داند ما اگر تصميم بگيريم كسى را تفهيم كنيم بدجور اين عمل را انجام مى دهيم. بطورى كه در بعضى موارد سرش به اجسام سخت مى خورد و درجا مى ميرد و در موارد ديگر اجسام سخت مى خورند به بدنش و او از حيظ انتفاع ساقط مى شود!
پيش به سوى افتخار!
آخرين شاهكار تيم پرسپوليس در ليگ برتر باخت سه بر صفر مقابل تيم ذوب آهن اصفهان است. ما اين آفرينش هنرى، خلق حماسه بى نظير، تولدمبارك چگونه و به چه نحو ضايع شويم را به همه فوتبالدوستان تبريك عرض نموده و از صميم قلب، از انتهاى وجود و از اعماق دل خودفكرمى كنيم.
اين تيم با حفظ سرمربى جدانشدنى خود (على پروين) مى تواند قله هاى افتخار صعود به دسته اول و در چشم اندازهاى دورتر صعود به دسته دوم را يكى پس ازديگرى فتح كند.
همانطور كه مى دانيد خواستن، توانستن است. فقط كافى است بعضى هواداران اين تيم اين فعل را صرف كنند (درست همانطور كه در استاديومها صرف مى كنند)، سرمربى هم كه اهل مرام و معرفت است، محال است اين خواسته را بى جواب بگذارد. باورتان نمى شود، امتحان كنيد و به جاى تشويق تيم محبوبتان سرمربى را تشويق كنيد ببينيد آيا قله هاى افتخار را فتح مى كنيد يا نه!
بوى امپرياليستى عيدى، توپ و كاغذرنگى!
مدتى است ساماندهى امور مربوط به كنكور و دانشگاه مسكوت است و فعلاً دور، دور عيدى كارمندان و بازنشستگان دولت است. اگر شما هم مثل من خوانده ايد كه عيدى امسال اين افراد دويست هزارتومان مى شود، بدانيد و آگاه باشيد، عمراً. چرا كه ما فردايش يك چيز ديگر در روزنامه ها خوانديم. و آن چيز اين بود: «ميزان عيدى كارمندان هنوز مشخص نشده است.» ما از اينكه هرروز مى رويم سركار بسيار خوشحاليم. ما از اينكه لحظه اى بيكار نمى مانيم، در پوست خود جا نمى شويم. ما از اينكه اينقدر در هيجان به سرمى بريم، واقعاً شگفت زده هستيم. ما از اينكه اينقدر صريح و بى پرده و ازهمه مهمتر صادقانه حرف مى زنيم در تعجبيم.
(من اگر بخواهم استعداد و توانايى هايمان را يكى يكى بشمارم و بنويسم، هم جوهر روان نويسم تمام مى شود و هم كاغذ كم مى آيد). در هر صورت اگر روى عيدى پدران و مادرانتان حساب كرده بوديد، بايد بگويم بى خيال. تكليف مشخص نيست. به همان دوزارى كه ته جيبتان است قانع باشيد. اصلاً عيدى پدرومادرتان به شما چه ربطى دارد؟ اصلاً چرا دركارى كه به شما مربوط ندارد! دخالت مى شويد!؟ آيا چرا جوان مملكت دنبال عيدى پدرش است؟ جوان مملكت بايد مثل بچه آدم پول دانشگاه آزادش را بدهد. خب اين چه ربطى مى كند به عيدى؟ به پول؟ آدم اگر خودش باشد مى گويد اصلاً چرا عيدى؟ اصلاً آن يك ترانه مبتذل استكبارى سرتاسر امپرياليستى بود كه مى گفت: «بوى عيدى، بوى توپ، بوى كاغذرنگى...».
يكى به شكل خود ما
داستان نويس شلخته اى
كه مى خواهد روزنامه نگار شود
247920.jpg
ريما وزين دل
مسابقات نويسندگى داستان كوتاه كه در دانشگاه كينگستون برگزار مى شود و برنده آن مى تواند از حضور در كلاسهاى اين دانشگاه و يك دوره داستان نويسى در آمريكا استفاده كند به علت آنكه نويسندگان نوجوان و جوان بسيارى از كشورهاى منطقه شامل جامائيكا، هائيتى، پاناما، كوبا و حتى آمريكا در آن شركت مى كنند يك مسابقه بسيار معتبر در اين ناحيه از جهان محسوب مى شود و براى همين پيروزى كاناده رايت در مسابقات امسال آن واقعاً حائز اهميت است.
رايت كه محصل كلاس هشتم در مدرسه ماديسال گوادالا در پاناماسيتى است در نهايت در ميان سه برگزيده اصلى اين جشنواره كه از ميان ۳۹۷ شركت كننده برگزيده شده بودند به رتبه دوم دست يافت و اين در حالى است كه او تازه پانزده ساله شده است.
رايت مى گويد: «شايد من خيلى جوان باشم اما كم تجربه نيستم، من شش سال است كه داستان مى نويسم و دو بار، يكى در مسابقات مدارس پاناما و يك بار در داستان نويسى نوجوانان پاناما برنده جايزه شده ام، اما اين اولين بارى است كه در خارج از پاناما جايزه اى مى برم...»
كاناده رايت كه همراه خانواده اش در محله بورگنس لاپاته پاناماسيتى زندگى مى كند حالا يك داستان نويس شناخه شده است اما جالب اينكه او دوست دارد در آينده يك روزنامه نگار شود: من عاشق روزنامه نگارى هستم، در حال حاضر سردبير روزنامه مدرسه هستم و عاشق تهيه گزارش و مصاحبه، داستان نويسى يك هنر عالى است اما روزنامه نگارى پر از هيجان و لذت و كشف چيزهاى جديد است، در ضمن يك روزنامه نگار مى تواند در اوقات فراغت و آزادش هم داستان بنويسد و در آن حيطه هم فعاليت كند، با توجه به اينكه يك روزنامه نگار در روز با مسائل زندگى آدم هاى مختلفى روبرو مى شود و چيزهاى جالبى را از كامپيوتر يا از گزارشهاى واقعى در مورد زندگى آدم هاى واقعى درمى يابد مى تواند داستانهاى بهتر و واقعى ترى بنويسد.
پائولينا كاترين رايت مادر كاناده كه خود فارغ التحصيل رشته ادبيات انگليسى از دانشگاه يورت دوپرنس هائيتى است و در دانشگاه پاناماسيتى به آموزش اشتغال دارد مى گويد: كاناده ذوق و استعداد خوبى دارد، بسيار حساس است و وقايع اطرافش را به خوبى مى بيند و به زيبايى درمورد آنها مى نويسد، اما شايد براى آنكه بدل به يك روزنامه نگار يا داستان نويس خوب شود بايد بيشتر تلاش كند و البته منظم تر باشد، مسأله نظم نداشتن در زندگى او بسيار مشهود است...
پاناما نيوز آن لاين :


|   شناسنامه   |   آرشيو   |