يكشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴ -
Sun, Feb 19, 2006
گزارش
۳۳۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ديروز جنگل هاى شمال
امروز جنگل هاى لويزان
جنگل لويزان قربانى تازه توسعه شهرى
248010.jpg
داوود پنهانى
محيط زيست شهرى در تهران به موضوعى فراموش شده تبديل شده است. تأثير ترافيك هاى شديد در مسدود شدن رگهاى حياتى اين شهر بزرگ در كنار انواع آلودگى ها و بى توجهى كامل مردم به اين وضعيت تنها بخشى از اين ماجراى ناگوار به شمار مى آيد. در سوى ديگر ماجرا،نقش «سيستم اجرايى» خودنمايى مى كند و اينكه كدام برنامه از سوى كدام نهاد اجرايى و با توجه به چه ضوابطى انجام مى شود و تأثير اين برنامه ها در وضعيت ناگوار زندگى دراين شهر بزرگ به چه صورتى است ؛ در كنار هزار و يك موضوع ريز و درشت ديگر همه ناشى از اين نقش هستند. اين تأكيد بر اهميت نقش مقامات مسؤول در اين زمينه ، به خاطر نقش پررنگ آنها در حيات اجتماعى جامعه ايران است. به هرحال وقتى حضور نهاد اجرايى در تمامى بخش هاى زندگى اجتماعى پررنگ و برجسته شود، هرجا نقصى صورت بگيرد، نمى توان از نقش مقامات مسؤول چشم پوشيد و اين نقص را فقط به گردن مردمى انداخت كه در تصميم گيرى هاى اجرايى هيچ جايگاهى ندارند و تنها در حد يك شاهد صرف باقى مانده اند. اينجاست كه استفاده از تعابيرى چون تأخر فرهنگى و بى توجهى مردم به زندگى شهرى باواقعيت موجود چندان تطابقى نداشته بيشتر رفتارى درجهت شانه خالى كردن از زير بار مسؤوليت تلقى مى شود. براى نشان دادن اين وضعيت كافى است سرى به جنگل هاى لويزان بزنيم و بى توجهى مقامات مسؤول به زندگى شهرى و محيط زيست آن را به طور كامل مشاهده كنيم.
از بزرگراه شمال تا بزرگراه زين الدين
سالها پيش تلاش مطبوعات و رسانه ها براى جلوگيرى از تخريب جنگل هاى شمال كشور به جايى نرسيد. اين تخريب كه با بهانه احداث بزرگراه شمال صورت مى گرفت تا آنجا ادامه پيدا كرد كه جنگل هاى شمال به لطف كم اهميت جلوه دادن اعتراضات مطبوعات تخريب شد تا غول توسعه، موانع سبز طبيعى را به عنوان تنها مانع موجود بر سر راه اقدامات خويش ارزيابى كرده و با قيچى كردن فضاى سبز و قطع درختان به مراد خويش دست يابد. بعدها نمونه اين تخريب درمناطقى ديگر تكرار شد . احداث بزرگراه در دل جنگل هاى بلوط استان لرستان از خرم آباد تا انديمشك نمونه گوياى ديگرى از اين دست الطاف مسؤولانه به شمار مى آمد كه بناى توسعه را بر تن بى رمق اين طبيعت حكاكى مى كردند. چنين برداشتى با ناچيزشمردن اقليم جغرافيايى محيط زيست و فضاى سبز با بهانه توسعه و پيشرفت هر جاده اى را ارزشمندتر از طبيعت و درخت و آب روان ارزيابى كرده به همين خاطر در تدوين برنامه هاى خويش هيچ جايى را براى محيط زيست در نظر نمى گرفت. احداث پل و بزرگراه بر روى درياچه اروميه يكى ديگر از اين اتفاقات نادر بودكه انگار بايد تنها در اين ديار و به فاصله هرچندسال يك بار تكرار شود.
تلاش فعالان غيردولتى حافظ محيط زيست و مطبوعات در تمامى اين موارد به خاطر دسترسى نداشتن و تأثيرگذارى بر ساختار نظام اجرايى و فاصله اى كه اين ساختار بى رقيب با ساير حوزه هاى اجتماعى احساس مى كند، به هيچ جايى نرسيد. بيانيه هاى متعدد، جلسات گوناگون، اعتراضات طولانى مدت، هيچ يك ، هيچگاه به ثمر نرسيد و بزرگراهها با خوى خشن خويش بر طبيعت اين سرزمين استيلا پيدا كرد و گسترش يافت. استيلاى بزرگراه بر طبيعت نشانه آشكارى بر ناقص ديدن توسعه در اقليم فكرى مقامات اجرايى به شمار مى آيد. درچنين ديدگاهى درك ناكامل از توسعه در بى رحمى كامل عيان مى شود. نمونه كامل اين بى رحمى سرعت عملى است كه مقامات شهردارى يا پيمانكاران اجرايى طرح بزرگراه در تخريب جنگل هاى لويزان به كار برده اند. بنا به گفته مطبوعات در فاصله چندين ساعت ۸هزار اصله درخت قطع شده است. به گفته «حامد جهان پناه» كارشناس محيط زيست، اين سرعت عمل دو نكته را به ذهن متبادر مى كند:« اول اينكه مسؤولان شهردارى با آگاهى از عواقب برنامه خويش و اعتراضاتى كه ممكن است در پى اين رفتار صورت گيرد، چاره كار را در قطع ناگهانى ديده اند، درنتيجه اين حركت ، فعالان زيست محيط و معترضان در حالت عمل انجام شده قرار گرفته و بعد از مدتى اعتراض راه به جايى نمى برند و در نتيجه مسؤولان عزيز كار خود را ادامه مى دهند و دوم بى اهميت دانستن درخت و فضاى سبز شهرى.»
موضع شهردارى و شوراى شهر در قبال اتفاق رخ داده نيز قابل توجه است بطورى كه مهندس مهدى چمران رئيس شوراى شهر در جمع خبرنگاران مى گويد: عبور بزرگراه زين الدين از مسيرى كه اصول مهندسى تعيين كرده ، اجتناب ناپذير است . شهردارى ناچار بود مسير بزرگراه را از بخشى از پارك جنگلى لويزان عبور دهد.» بنابراين استدلال، شهردارى در هرجايى كه ناچار باشد بزرگراهى احداث كند يا طرحى انجام دهد، مى تواند تخريب هم داشته باشد. چون طبيعت بى زبان و درختان بى سروصدا بهترين و دم دست ترين موجودات به شمار مى آيند، چه بهتر كه فاجعه تخريب برسرآنها فرود بيايدو شهر خاكسترى از حداقل فضاى سبز خود نيز محروم شود. «حسين جاجرمى »، كارشناس محيط زيست و يكى از فعالان اين حوزه، در اين مورد مى گويد:«متأسفانه چنين ديدگاهى در ذهنيت مسؤولان شهردارى هميشه وجود داشته است. يادمان نرفته چندى پيش طرح عريض كردن خيابان ولى عصر نيز سروصداى زيادى در ميان مطبوعات برانگيخت و هنوز هم معلوم نيست اين طرح در چه مرحله اى قرار دارد . بنابرمفاد آن طرح احتمال دارد بخشى از چنارهاى كهنسال خيابان ولى عصر به خاطر تعريض خيابان از بين بروند.»
اينكه دامنه تخريب چنين ديدگاهى تا كجا گسترش پيدا خواهد كرد، برما معلوم نيست، بحث حقوقى در اين زمينه نيز چندان تأثير نخواهد گذاشت،زيرا بنا به گفته مقامات حقوقى، نهادهاى دولتى درحدود صلاحيت خودمجوز صادر مى كنند و نيازى به نظارت مراجع بالاتر ندارند. اينجاست كه شهردارى و شوراى شهر به عنوان مقامات تصميم گيرنده و اجراكننده برنامه هاى شهرى گزينه هاى اصلى تصميم گيرنده در تخريب جنگل لويزان به شمار مى آيند. با اين حال برخى مقامات مسؤول نيز در اين زمينه اظهار بى اطلاعى كرده و اعلام كرده اند از اين مسأله خبر نداشته اند. «خداكرم جلالى»، رئيس سازمان جنگل ها و مراتع كشور ، به يكى از خبرنگاران اعلام كرده هنگامى كه در اين زمينه با مدير عامل سازمان پاركها و حتى آقاى «دنيامالى»، معاون شهردار صحبت كرده ، آنها هم در اين زمينه اظهار بى اطلاعى كرده و گفته اند ، اين كار با مجوز آنها نبوده است.»
آيا مى توان اين بى اطلاعى را پذيرفت؟ در صورت تأييد اين نكته و پذيرش اين بى اطلاعى تنها راهى كه مى ماند انگشت نهادن بر روى گزينه اى با نام شهردار يا اعضاى شوراى شهر است. البته در اين ميان بى اطلاعى سازمان هاى ديگرى چون سازمان محيط زيست و سازمان مراتع و جنگل ها در اين مورد تعجب برانگيز است. اين بى اطلاعى ها مى تواند نشانه اى در درك ابعاد فاجعه اى قلمداد شود كه بر روى كاغذ و در هنگام تدوين برنامه چندان جدى گرفته نمى شود و بعد از اجرا بلافاصله خودنمايى كرده و چهره نشان مى دهد. واكنش مطبوعات و رسانه ها ، كسانى را كه تا پيش از اين چنين مواردى را در نظر نمى گيرند، براى يك لحظه شوكه كرده و در نتيجه در محافل اجرايى بروز كرده آنها را به تكذيب و اظهار بى اطلاعى وا مى دارد. با اين همه در نهايت هيچكدام از اين تلاشها به جايى نخواهد رسيد. شهردارى با درك اين نكته و اقدام سريع در جهت تخريب جنگل ها انگار به مراد خويش رسيده است و مطمئن از اين كه اعتراضات به جايى نخواهد رسيد، فعلاً ادامه پروژه رامتوقف كرده است. كارى كه تا پيش از اين بارها و بارها در سازمان هاى ديگر تكرار شده و در اين ميان سازمانى چون محيط زيست انگار هيچ نقشى در متوقف كردن آن نداشته و نخواهد داشت.
مدرنيته ناقص و بحران محيط زيست
محيط زيست شهرى در تهران بزرگ به مرگ خويش تن سپرده است. هواى آلوده ، خيابان هاى پرترافيك ، جوى هاى كثيف و پر از موش، شهر خاكسترى ، فضاى سبز محدود و هزار و يك موضوع ريز و درشت ديگر... شهر خاكسترى بر افزونى ساختمانهايش مى نازد. در ميدان هفت تير مجسمه گوزن ها جاى حيوانات واقعى را گرفته است تا فراموشمان نشود؛ روزى روزگارى طبيعتى وجود داشته و در اين طبيعت حيواناتى مى زيسته اند. تا چشم كار مى كند ساختمان و خيابان است كه بر شعور آدمى حمله مى كند و چشم انداز روبرو را سرشار از تيرگى مى كند. اين آشوب، شكل كاملاً آشنايى از درك ناقص ما از مدرنيته و توسعه اى است كه در اضلاع آن هيچ جايى نصيب طبيعت و آسمان و پاك و واژه هاى ظريفى از اين دست نمى شود.
احداث بزرگراه و خيابان و ساختمان بخشى از ضرورت هاى غيرقابل انكار زندگى شهرى است، با اين حال چه كسى گفته يا تأييد كرده ، تنها ضرورت زندگى شهرى ما راه اندازى و تكميل و بهره بردارى از چنين طرح هايى است؟ قطع درختان باغ هاى قديمى و احداث برج هاى چندين طبقه، قطع درختان جنگل لويزان و احداث بزرگراه، قطع درختان خيابان ولى عصر و تعريض اين خيابان، چرا در ارائه راه حل براى انجام برنامه هاى توسعه تنها به ساده ترين بخش آن ؛ يعنى از بين بردن فضاى سبز بسنده مى كنيم؟ به نظر مى رسد اصلاح اين ديدگاه كار ساده اى نيست. بخشى از اين نگرش يك بعدى ديدن توسعه را عادت روزمره خويش كرده است. به همين خاطر تنها با تخريب لويزان و جنگل هاى آن آرام نمى شود. روزى ديگر و جنگلى ديگر ، روزى ديگر و طبيعتى ديگر. بگذار تخريب شود اين اقليم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |