دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 20, 2006
ايران اقتصادى
۳۳۹۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
دومين سرمايه گذارى ايران در ميدان نفتى درياى شمال
فارس: شركت ملى نفت ايران دومين سرمايه گذارى خود را در ميدان نفتى «هود» در بخش انگليسى فلات قاره درياى شمال انجام مى دهد.
به گزارش نشريه محلى چاپ اسكاتلند، شركت ملى نفت ايران (يو.كى) كه شركتى ثبت شده در (ابردين) اسكاتلند مى باشد، مذاكره هاى اوليه براى توسعه ميدان «هود» را با يك شركت كانادايى آغاز كرده است.
به نوشته روزنامه «پرس اند ژورنال»، عمليات توسعه و بهره بردارى از اين ميدان يا به صورت انتقال نفت استخراجى از طريق لوله هاى كف دريا به ميدان نفتى (پايپر) در نزديكى هود خواهد بود و يا آن كه رأساً به نصب يك سكوى توليد شناور در محل ميدان اقدام خواهد شد.
بر پايه اين گزارش، ميدان نفتى «هود» در سال ۱۹۷۵ ميلادى كشف شد و ظرفيت آن ۲۱ ميليون بشكه نفت برآورد شده است.
سرمايه گذارى اوليه براى به بهره بردارى رسيدن اين ميدان نفتى ۱۰۰ ميليون پوند برآورد شده است.
اين نشريه افزود: شركت ايرانى ۱۰۰ درصد مالك اين ميدان است و محمد قدسى مدير عامل اين شركت نيز گفته است كه قرار است تا پايان سال جارى ميلادى براى گسترش فعاليتهاى توسعه در ديگر ميدانهاى درياى شمال نيز تصميم گيرى شود.
شركت ملى نفت ايران (يو.كى) در دومين فعاليت خود در درياى شمال در ۵۰ درصد از ميدان گاز فلات قاره موسوم به (رام) با شركت نفت انگليسى (بريتيش پتروليوم) شريك مى باشد.
اين ميدان كه گفته مى شود دشواريهاى فنى زيادى دارد در ماه دسامبر به بهره بردارى رسيد و ظرفيت آن نزديك به ۷ برابر هود است.
گاز استحصالى از رام در حال حاضر مستقيماً به پايانه ميدان نفتى موسوم به (بروس) در ۴۸ كيلومترى از اين ميدان كه به شركت بريتيش پتروليوم تعلق دارد منتقل مى شود و برآورد شده است ۸۰۰ ميليارد فوت مكعب گاز (معادل ۱۴۰ ميليون بشكه نفت) ذخيره داشته باشد.
ميدان رام در سال ۱۹۷۷ ميلادى كشف شد ولى به دليل پيچيدگيهاى فنى امكان استخراج از آن در دو سال اخير فراهم گشت و گفته شد كه دو شريك آن ۳۵۰ ميليون پوند براى راه اندازى آن سرمايه گذارى كردند.
ظرفيت توليدى اين ميدان ۱۳۰ ميليون فوت مكعب گاز در هر روز برآورد شده و عنوان گرديده كه در اوج فعاليت خود مى تواند روزانه ۳۰۰ ميليون فوت مكعب گاز توليد كند.
شركت ملى نفت ايران (يوكى) در سال ۱۳۵۰ تأسيس شد.
آمارهاى گمراه كننده فقر
248184.jpg
منبع: اكونوميست ـ برگردان : عليرضا سربازى

روز گذشته بخش اول، فقيران ثروتمند و ثروتمندان فقير را خوانديد. اينك بخش دوم و پايانى اين گزارش را مى خوانيد.
آمريكا براى سنجش فقر از معيارهاى منطقى تر كه مطلق هستند، استفاده مى كند. اصطلاح «آستانه فقر» كه در اواسط دهه ۶۰ به كار گرفته شد، از حاصل ضرب عدد«۳» در مقدار هزينه يك رژيم غذايى مناسب به دست مى آيد. اين مدل هر ساله براى همسازى با نرخ تورم تنظيم مى شود، اما از ديدگاه ديگر همواره ثابت است. شايد بينديشيم كه، افزايش نسبت فقر در آمريكا بين سالهاى ۱۹۷۴-۲۰۰۴ از ۱۱‎/۲ درصد به ۱۲‎/۷ درصد بايد موجب شرمسارى آنها باشد.
اما حقيقت جز اين است، زيرا آمار فقر در آمريكا گمراه كننده است. در بين سالهاى ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ تنها ۲ درصد از آمريكايى ها در طول هر ماه در يك دوره چهار ساله كامل در زمره طبقه فقرا قرار داشتند. بيشتر سنجش ها نشان مى دهد كه استانداردهاى زندگى در حال افزايش است. امروزه فقراى آمريكا طول عمر بيشترى دارند هزينه بيشترى را براى آموزش صرف مى كنند و شغل هاى بهترى مى يابند. تعداد كمى از آنها در خانه هاى زير سطح استاندارد زندگى مى كنند، بيشتر آنها داراى اتومبيل، يخچال و ساير لوازم ضرورى هستند كه براى دو نسل قبل لوازمى لوكس محسوب مى شدند.
پس مفهوم اين افزايش ظاهرى فقر چيست؟ اين تا اندازه اى به چگونگى درك ما از فقر باز مى گردد. برخى مزاياى غير نقدى مانند كوپن هاى غذا، هميارى براى مسكن و دارو مورد محاسبه قرار نمى گيرد. و داده هاى خام نيز نادرست است.
« نيكولاس ابرشتاد» از « انستيتو سرمايه گذارى آمريكا » كه يك مؤسسه محافظه كار است به اين نكته اشاره مى كند، درحالى كه گزارش درآمد ساليانه براى برخى از فقيرترين خانواده ها در سال ۲۰۰۳ تقريباً ۸۲۰۱ دلار بوده است، هزينه ساليانه آنها ۸۴۹۲ دلار گزارش شده كه علت چنين اختلافى به هيچ وجه روشن نيست.
تنها مى توان مشاهده كرد كه، درحالى كه فقرا در كينشاسا از گرانى قيمت نان شكايت دارند، فقراى كنتاكى از ميزان بيمه موتور سيكلت هاى خود، ناراضى هستند.
در واقع آنها نگران چگونگى وضع وسيله نقليه خود، براى رفتن به سر كار هستند.
به هر روى فقرا در آمريكا در قحطى به سر نمى برند. اما فقر نسبى آنها مى تواند به شكلهاى ديگرى به اجتماع صدمه برساند. فقير بودن در سيستم شايسته سالار، نشان دهنده قصور و كوتاهى خود فرد است. كنتاكى شرقى يكى از مناطق كمتر شايسته سالار در آمريكا است. اما حتى چنين شرايطى نيز كوتاهى فردى، هنوز مى تواند لكه ننگى بر پيشانى افراد باشد. حتى بسيارى از فقرا نيز خود، اين مثل آمريكايى را كه فقرا تنها بايد خود را سرزنش كنند، باور دارند.
براى يك روستايى كنگويى زندگى در يك آلونك حصيرى موجب شرمسارى نيست. زيرا همگان در چنين شرايطى زندگى مى كنند. در جايگاه مقايسه، واژه«تريلر» در آمريكا داراى معنى بيش از يك خانه متحرك است كه ساكنان آن به آن معنى واقف هستند. آنها همچنين از چگونگى زندگى طبقه ثروتمند آگاهند. زيرا به تمام برنامه هاى تلويزيون دسترسى دارند. يك خانواده فقير در آمريكا داراى دو دستگاه تلويزيون و تجهيزات دريافت از ماهواره بعلاوه يك دستگاه VCD يا DVD است.
به جاى آن دكتر كابامبا با احترامى كه پزشكان در همه جوامع از آن برخوردارند، دلخوش است. او ادامه كار بيمارستان خود را پس از سالها جنگ، فساد، ركود اقتصادى وحملات گاه و بى گاه سربازان دستمزد نگرفته، يك « معجزه» مى نامد. هم ميهنان او نيز عدم مهاجرت دكتر كابامبا را يك معجزه مى دانند.
حتى چگونگى رفتار دكتر كابامبا با آنها برايشان مهم است. هنگامى كه خبرنگار ما توسط پليس به اتهام دزديدن يك كيف پول مورد شك واقع شد، تنها يك تلفن از طرف آقاى دكتر كافى بود تا موضوع حل شده و حتى پليس مجبوربه عذر خواهى شود.
در عوض آقاى بانكز مى داند بقيه آمريكايى ها نسبت به افرادى همچون او ديدگاه مثبتى ندارند. او مى گويد:« برخى از مأمورينى كه چك هاى اعانه ماهيانه اورا به دستش مى رسانند رفتارى معمولى دارند، اما برخى به گونه اى برخورد مى كنند كه انگار، اين مبلغ را از حساب شخصى خود مى پردازند.» برادرزاده بزرگ او « رزى وولام » داستانى در مورد كودكى نااميدكننده خود تعريف مى كند. او در نوجوانى سر دسته تشويق كنندگان تيم ورزشى مدرسه اى بود كه در آن درس مى خواند. در آن هنگام او قدرت كافى براى خريدن يك جفت كفش را نداشت. او به ياد مى آورد كه يكى از معلمين او كه در همسايگى آنها زندگى مى كرد، مى توانست پس از تمرين اورا با اتومبيل به منزلش برساند، اما هيچگاه چنين لطفى به او نكرد. بنابر اين او مجبور بود دو ساعت را در انتظار رسيدن مادرش سپرى كند. در آن زمان او نمى فهميد كه چرا همسايه ثروتمندترش از او دورى مى كند. او اكنون شغل خوبى دارد. ( مسؤول اجراى يك پروژه كمك رسانى پزشكى به بى خانمان ها ) اما هنوز نمى داند كه چرا برخى، هم اكنون نيز همين گونه رفتار مى كنند.
يافتن معيارى براى سنجش درد فقر نسبى مشكل است، زيرا ما نمى دانيم كه چگونه بايد مقدار شادى را اندازه گرفت. اگر بخواهيم بسادگى از افراد بپرسيم كه « آيا شما از وضع كنونى خود راضى هستيد؟» به بيراهه خواهيم رفت. زيرا، پاسخ افراد به شرايط فرهنگى آنها بستگى دارد. تعداد كمى از انگليسى ها و ژاپنى ها در پاسخ چنين پرسشى، چيزى بيش از يك غرولند و گله تحويل خواهند داد، اما اين لزوماً بدان معنى نيست كه آنها به آن اندازه كه نشان مى دهند ، افسرده هستند. ۸۶ درصد آمريكايى ها كه در سال گذشته مورد آمارگيرى قرار گرفتند، «كاملاً» يا «بطور نسبى» از شغل هاى خود راضى بودند. جمع آورى شواهد غير مستقيم ناشى از نارضايتى هاى اجتماعى بسيار مشكل است. زيرا بسيارى از اين شواهد، از جمله مصرف مواد مخدر و يا كتك زدن همسران بطور خاموش رخ مى دهند. با اين حال هنگامى كه گزارشگر ما از خانم «وولام» و سه تن از همكاران او در خواست كرد تا داستان زندگى خود را تعريف كنند، نكات مشابهى در هر چهار سرگذشت به چشم مى خورد.
هر چهار نفر آنها توسط شوهران و نامزدهايشان كه آنها نيز به نوبه خود مشكلات اعتياد به مواد مخدر و الكل را داشته اند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. يكى از آنها به ياد مى آورد كه چگونه وحشيانه با مشت و لگد مورد حمله قرار گرفته است و ديگرى بر روى بدن جاى زخم هاى چاقو دارد. همه اين بانوان مدعى هستند كه نا اميدى ناشى از فقر باعث ايجاد چنين رفتارهايى شده است. خوشبحتانه، هر چهارنفر اين بانوان توانستند از دست همسران خود رهايى يابند. خانم وولام معتقد است كه اصلاحات در سيستم تأمين اجتماعى در دهه ۹۰ بطور غير مستقيم، زنان اين ناحيه را مستقل كرده است. او مى گويد:« كارهاى خيريه بسيار نيرو طلب هستند، بنابراين مجبور هستيم از خانه بيرون آمده و با دنياى متفاوتى روبرو شويم.»
هم دكتر كابامبا و هم آقاى بانكز در مورد سياست هاى كشورهاى متبوع خود، احساس خوبى ندارند. به نظر دكتر، كنگو در حال حاضر از سوى يك سرى اوباش جنگ افروز كه منتخب مردم نيز نيستند اداره مى شود. آنها به اين دليل اوضاع كشور را سروسامان نمى دهند، كه بتوانند از وام دهندگان غربى، پول بيشترى دريافت كنند. پيشتر وعده برگزارى انتخابات در ژوئن امسال در كنگو ارائه شده بود، اما دولت تاكنون هيچ اقدامى در اين زمينه نكرده است. آقاى كابامبا نسبت به صداقت سياستمداران كنگو به هيچ وجه خوش بين نيست و به همين دليل يك بار نيز پيشنهاد شغلى را در كابينه رد كرده است. او در اوقات فراغت خود، رهبر يكى از احزاب اپوزيسيون در كنگو است، اما هيچ كس به عنوان رئيس جمهور بعدى بر روى او حساب نمى كند. زيرا او نه به اندازه كافى ثروتمند و نه به قدر لازم ظالم است.
آقا بانكز نيز نارضايتى شديد خود را از رئيس جمهورى «جرج دبليو بوش» ابراز مى كند. او مى گويد: «اگر كسى به اين حرامزاده شليك كند من بسيار از او سپاسگزار مى شوم.» برخى شكايت هاى او تكرار برخى نظرات روشنفكران آمريكا در لزوم اشتغال زايى بيشتر است. اما برخى دريافت هاى او، از نوع تفسيرهايى است كه به ندرت در « نيويورك تايمز» يافت مى شود.
براى مثال او آقاى بوش را به جهت صدور اجازه ورود تعداد بسيارى از پزشك هاى خارجى سرزنش مى كند. در كنتاكى شرقى نيز همانند كنگو، كسانى كه داراى مهارتهاى قابل عرضه در بازار باشند، به محض فارغ التحصيلى منطقه را ترك مى كنند. اما تفاوت در اينست كه بر خلاف كنگو، كنتاكى مى تواند پزشكان را از مناطق فقير دنيا از جمله جنوب آسيا به سوى خود جلب كند. آقاى بانكز به قدرت علمى اين مهاجرين اعتماد ندارد. او از اين مى ترسد كه آنها احتمالاً به طور عمدى براى او داروى اشتباه تجويز كند، و از ديد او اگر آنها اقدام به چنين كارى كنند، مورد اصابت گلوله هاى آقاى بانكز قرار خواهند گرفت. يكى از همسايگان او ادعا مى كند كه وى در مورد اجراى چنين تهديدى آنقدر ها هم جديت ندارد، اما خطر احساس نارضايتى او تا اين پايه، چندان هم از دست زدن به اين عمل كمتر نيست.
هدف اين گزارش نه سرزنش افرادى مانند آقاى بانكز و نه ستايش شخصيت هايى نظيرآقاى كابامبا است. زيرا هر دوى آنها فاكتورهاى مثبت و منفى خاص خود را دارند و هيچ كس نمى تواند قطعاً قضاوت كند كه كدام يك از آنها زندگى شادترى دارد. اما اينجا دو ديدگاه وجود دارد. نخست، اگر فقراى آمريكايى استاندارد زندگى خود را با برخى نقاط ديگر دنيا از جمله كنگو، مقايسه كنند، دلايل چندانى براى نارضايتى نخواهند داشت. ديگر اينكه، اگر ملت آمريكا نسبت به سرنوشت خود تا اين حد ناراضى بودند، كشور بزرگ آنها حتى به ميزان نيمى از مقدارفعلى نيز، موفق نمى بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |