دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Feb 20, 2006
جوان
۳۳۹۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
يك پيشنهاد
جوانان
و پوكى استخوان:
يك پيشنهاد
اسب هاى آسمان خاكستر مى بارند
براى ايرانى هاى اهل ادبيات، شاهنامه كتاب مرجع است. كتابى سرشار از قصه هاى كهن كه در هر زمانى مى شود نكته اى جذاب در آن پيدا كرد. اما هنرمندان خيلى به اين مجموعه روى خوش نشان نداده اند. (كدام فيلم يا نمايشى از داستان هاى شاهنامه به ياد داريد؟) با اين همه امسال يك گروه آوانگارد تئاترى، نمايشى را براساس داستان سياوش روى صحنه برده است. «اسب هاى آسمان خاكستر مى بارند» نمايشى است به كارگردانى على راضى، كه مدتى است در تئاتر شهر _ تالار چهارسو روى صحنه رفته. در اين نمايش ورونيكا سكرى بازيگر تئاتر فرانسه كه نقشى را در كنار حسن معجونى بازى مى كند.البته ويژگى اين كار در اين است كه هركدام از اين بازيگرها به زبانى صحبت مى كنند. يكى فارسى و ديگرى فرانسوى، شايد به اين دليل هم نمايش به عنوان اثر مشترك ايران و فرانسه در جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر شركت كرده. هنوز داريد اين يادداشت را مى خوانيد. تنبلى را كنار بگذاريد. تئاتر شهر منتظر شماست!
جوانان
و پوكى استخوان:
هميشه دير مى رسيم!
248190.jpg
مينو ضابطيان

بالاى صفحه اى كه مطالعه مى كنيد نوشته شده است «جوان». من هم بايد درمورد موضوعاتى كه به جوانان مربوط است بنويسم و مسؤول صفحه هم مثل هميشه تأكيددارد كه، موضوعى مرتبط با جوانان! اما از تو دوست جوان يك سؤال دارم! آيا تو از سرزمين وسياره ديگرى به اينجا آمدى؟ آيا تا به حال با استفاده از كنجكاوى هاى خاص اين دوران از اتاقك جوانى دزدكى سرت را بيرون آوردى تا ببينى اطرافت چه خبر است؟! اصلاً از خودت پرسيده اى چرا متولدشدم، بزرگ شدم و حالا جوانم؟ فكركرده اى تا چه حد در آنچه تا به امروز برايت پيش آمده نقش داشته اى؟ آيا به پياده روى مقابل پنجره اتاقك جوانى ات نگاه كرده اى؟ آن مردان و زنان ميانسال و كهنسال را مى بينى؟! همان هايى كه تا ديروز جاى تو نشسته بودند! آنها هم جوان بودند! آنها هم مثل من و تو از صبح تا شب بدون اينكه خم به ابرو بياورند تلاش و فعاليت داشتند. اما امروز...
كى باورش مى شود آن پدر پيرى كه به زور با عصا ۳ قدم جلو مى رود و ۲ قدم به عقب برمى گردد روزى جوان رعناى محله شان بوده باشد.
خلاصه اينكه سرخودم و خودت را كلاه نمى گذارم. جوانى فقط شادبودن و شور و هيجان و ماجراجويى و... نيست. جوانى ساعت هاى قبل از شروع يك مسافرت است. روزهاى آماده شدن! اگر وسايل موردنياز را در چمدان اين سفر قرار ندهى، سفر خوبى نخواهى داشت. اصلاً مگر مى شود فردا مسافر بود و امروز بدون تجهيزشدن براى آن فقط و فقط خوش بود!
شايد ناراحتى و بيمارى كه درموردش قصد دارم چيزهايى بنويسم مربوط به عابرين آن طرف كوچه زندگى باشد، اما يادمان باشد كه اين پياده رو روزى متعلق به آنها بوده است. همان روزى كه درست مثل خيلى از جوانان امروزى فكر مى كردند تا پيرى فاصله زيادى دارند. همان جوانهايى كه فراموش كرده بودند به سرعتى كه بخش اول زندگى (از كودكى تا جوانى) را پشت سر گذاشتند، مى توانند از بخش بعدى، هم عبور كنند.
حتماً شنيده ايد كه بايد علاج واقعه را پيش از وقوع كرد. يا به قول پزشكان، پيشگيرى بهتر از درمان است!
من اصلاً با درد و درمان كار ندارم. آخه بايد درمورد جوانان بنويسم. حيف است كه از شادى جوانى آنها با فكر پيرى و بيمارى و... خداى ناكرده كم شود! شايد آن آدم هاى بيمار، مسن، مشكل دار و... از يك كره ديگر آمده باشند و فقط روند زندگى آنها تولد، كودكى، نوجوانى، جوانى، ميانسالى، كهنسالى و مرگ باشد!
اما خيلى از جوان ها هم به دردهاى آنها مبتلا مى شوند. دردهايى كه از جوانى آغاز مى شود و تا پايان زندگى گريبان فرد را رها نمى كند.
اسكلت يا لاغرمردنى؟
بدن ما مانند يك ساختمان براى سرپاماندن و محكم بودن نياز به داشتن يك اسكلت دارد. اما نه اسكلتى فلزى يا بتونى بلكه اسكلتى استخوانى! اسكلتى كه باقدرت تمام سالهاى سال وزن بدن را تحمل مى كند.
استخوان بافتى زنده است كه دائماً درحال تغيير است و در دوران كودكى و جوانى متراكم و متراكم تر مى شود.
قسمت اعظم توده استخوانى انسان تا سن ۱۸ سالگى تشكيل مى شود اما افزايش و متراكم شدن آن تا سالهاى نخست دهه سوم زندگى ادامه دارد و به عبارتى در حدود ۳۰ سالگى توده استخوانى ما به حداكثر يا (Peak) خود مى رسد. رسيدن به حداكثر توده استخوانى و در سالهاى بعد ازدست دادن آن به عواملى بستگى دارد.استخوان شما مى تواند با رژيم مناسب، ورزش و استفاده از مكمل هاى غذايى طبيعى، سلامت و قدرت بيشترى داشته باشد. به طورى كه گفته مى شود در برخى از افراد در سنين بالاى ۶۰ سال هم اين تراكم همچنان به خوبى حفظ شده است.
پوكى استخوان، دردمشترك
اين بيمارى يك بيمارى ساكت، خاموش و بدون درد است. آسيب ها و صدمات ناشى از آن بسيار پنهانى درطى ساليان و دهه هاى عمر ايجاد مى شود و بدون داشتن نشانه هاى مشهود درست در همان ايامى كه فكرمى كنيم هرگز سلامت امروز را ازدست نخواهيم داد همراه ما مى آيد و تا سرانجام روزى بزرگترين سرمايه امروز يعنى سلامتى را از چنگمان درمى آورد. درست در عنفوان جوانى. اين بيمارى نخستين نشانه خود را با شكستگى استخوان پديدارمى كند. به عبارتى مى توان اين بيمارى را اينگونه توصيف كرد: «وضعيتى كه درآن تراكم و فشردگى استخوان كم مى شود و آنقدر از درون سست و توخالى مى شود كه با كوچكترين فشارى مى شكند.»
شما پوكى استخوان داريد؟
۱- يكى از عوامل مهم در اين مورد بالارفتن سن است. توده استخوانى در سالهاى نخست دهه سوم زندگى بالاترين تراكم ممكن را دارد و پس از آن اگر مصرف كلسيم روزانه مناسب نباشد از ذخاير موجود كم مى شود.
۲- آمار نشان مى دهد افرادى كه سوءتغذيه دارند و بسيار لاغر و نحيف هستند بيشتر مستعد ابتلا به اين بيمارى مى باشند.
۳- سابقه خانوادگى يكى از عوامل تعيين كننده است.
۴- رژيم غذايى نامناسب كه كلسيم و ويتامين ها و املاح لازم و ضرورى را شامل نمى شود، باعث ضعف استخوان در سنين بالاتر است.
۵- مصرف دخانيات، كافئين و الكل به دليل به هم زدن تعادل هورمونى در سلامت استخوانها اثر منفى دارد. بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد بعد از نوشيدن قهوه، افزايش چشمگيرى در ميزان دفع كلسيم توسط ادرار ديده مى شود كه اين امر به واسطه وجود كافئين در قهوه است. فراموش نكنيد كه نوشابه هاى «كولا» هم حاوى «كافئين» هستند و به همين علت جذب كلسيم را مختل مى كنند.
۶- كمبود تحرك، ورزش و فعاليت بدنى: تحرك و فعاليت هاى بدنى خصوصاً ورزشهايى چون دويدن، ايروبيك، پريدن، فوتبال، واليبال و تنيس تأثيرات مفيدى دراين زمينه دارند، تأثير ناشى از ورزشى چون شنا در اين مورد كمتر است.
۷- ابتلا به بيمارى هايى همچون سرطان، بيماريهاى كليه، ديابت، اختلالات گوارشى،روماتيسم و بيمارى هاى روده اى هم شخص را بيشتر مستعد اين ناراحتى مى كند.
شير يادت نره!
بسيارى از جوانان در خوردن لبنيات كوتاهى مى كنند و امكان ورود كلسيم درحد موردنياز را از بدن خود مى گيرند. از آنجا كه كلسيم اساس ساخت استخوان ها و دندانهاى قوى است داشتن رژيم غذايى نامناسب با كلسيم پايين در درازمدت بيمارى خاموش ولى خطرناك پوكى استخوان را به همراه خواهدداشت.
در صورت عدم مصرف مناسب استخوانهاى خوبى نخواهيدداشت. پمپاژ قلبى و كار عضلات بى وقفه ادامه خواهدداشت (بدون استراحت لازم) و سرانجام به علت ضعيف و ضعيف تر شدن استخوان و به عبارتى ميان تهى شدن آن در كمال ناباورى با كوچك ترين ضربه اى استخوان مى شكند.
چيزى براى امروز
248178.jpg
آرت بوخوالد در سال ۱۹۷۰ گفته بود: «انسان كيسه هاى پلاستيكى، قوطى هاى آلومينيومى و سلفون هاى نايلونى را اختراع كرد تا بتواند با خيال راحت با ماشين اش در خيابانها راه بيفتد و همه غذاهايش را از يك مغازه بخرد،  آنهايى را كه مى خواهد در فريزر بگذارد و آنچه را كه نمى خواهد دور بريزد. اما بزودى جهان ما از كيسه هاى پلاستيكى، قوطى هاى آلومينيومى، سلفون و بطرى هاى يكبار مصرف پر خواهد شد و ديگر هيچ جايى براى نشستن يا راه رفتن نمى ماند. آنگاه است كه انسان سرش را تكان مى دهد و گريه را آغاز مى كند.» اما بحران محيط زيست تنها در كيسه هاى نايلونى و قوطى هاى نوشابه خلاصه نمى شود. درواقع زباله هايى كه پيش زمينه اين عكس را پركرده اند، چندان هم گريه آور نيستند. امروز دولت ها به كمك دستگاههاى مكنده قوى مى توانند در روز صدها تن از اين قبيل زباله ها را جمع آورى كنند، بسوزانند يا در فضا تخليه كنند. بحران زيستى ما - كه آرت بوخوالد شايد حتى فكر آن را هم نمى كرد - زباله هاى عظيمى است كه قابل جمع آورى، سوزاندن و تخليه در فضا نيستند؛ نظير كشتى هاى بزرگ به گل نشسته يا هواپيماهاى سقوط كرده در دل جنگل ها. اين زباله هاى فلزى آنقدر عظيم هستند كه دولت ها ترجيح مى دهند آنها را به حال خود رها كنند. كشتى يونانى در جزيره كيش تنها يكى از اين زباله هاست كه به عنوان مكانى ديدنى درآمده است. آنچه در اين عكس به نمايش درآمده، بقاياى كشتى پايرت است كه بعد از توفان كاترينا چيزى جز اسكلت از آن بر جا نمانده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |