|
گفت و گو با امير نصيبى پور مدير شبكه جهانى «صداى آشنا»
صداى آشنا براى هموطنان
گفت وگو: رامين منتظرى
بخش نخست
|
|
|
تنها شبكه برون مرزى راديوى جمهورى اسلامى ايران دقيقاً يكسال پيش به صورت ۲۴ ساعته آغاز به كار كرد. شبكه كه شايد يكى از مهمترين فعاليت هاى معاونت صداى سازمان صداوسيماى ايران است درحالى آغاز به كار كرد كه رئيس جمهور وقت درحال بازديد از اين سازمان بود. از ابتداى آغاز به كار اين شبكه راديويى جهانى ۱۸۰ نفر به صورت ثابت و برنامه اى با صداى آشنا همكارى كرده اند و حالا پس از گذشت يكسال از افتتاح اين شبكه برنامه هاى خود را به صورت زنده و توليدى در چهارگروه طرح و توليد حوزه آمريكا، اروپا، اقيانوسيه و آسيا تهيه وپخش مى كنند. در شبكه جهانى صداى آشنا هر برنامه زنده يك ايميل جداگانه دارد و بزودى سايت اينترنتى تصويرى اين شبكه آغاز به كار خواهدكرد. دراين سايت علاوه بر پخش برنامه هاى راديويى اين شبكه تصاوير همزمان استوديو و تحريريه برنامه ها هم به صورت آن لاين در شبكه جهانى اينترنت قرارخواهدگرفت. امير نصيبى پور مدير شبكه جهانى صداى آشنا در روزهاى سالگشت افتتاحيه اين شبكه در ساختمان شهداى راديو ميزبان ما بود تا از فعاليت يكساله شبكه بگويد. حرف هاى مدير شبكه جهانى به علاوه شنيدن «صداى آشنا» دنياى جديدى براى كسانى ترسيم مى كند كه درهركجاى دنيا، ايرانى هستند.
پارسال آقاى خجسته در يك جلسه مطبوعاتى گفتند قرار است صداى آشنا عملياتى شود، شروع اين كار چگونه بود و درحال حاضر درچه مرحله اى قراردارد؟ شبكه صداى آشنا ۲۹ بهمن ۱۳۸۳ افتتاح شد. ما دو روز قبل از اين تاريخ به صورت آزمايشى پخش برنامه داشتيم. از ساعت ۸ صبح ۲۹ بهمن ۸۳ شبكه به طور رسمى شروع به كار كرد. تفاوت راه اندازى اين شبكه با شبكه هاى ديگر راديويى اين بود كه شروع كار ما به صورت ۲۴ ساعته بود. يادم است همان روز وقتى به آقاى ضرغامى گفتم كه پخش ۲۴ ساعته داريم، تعجب كرد و گفت چطور؟ گفتم به اين شكل شروع كرديم كه خود يك قالب شكنى است. اين سنت شكنى تا قبل از اين اصلاً در راديوى كشور ما اتفاق نيفتاده بود كه ۲۴ ساعته شروع به كار بكنند. به هر ترتيب به اين صورت شروع به كار كرديم و درحدود ۴ ماه به صورت MC پخش برنامه داشتيم. MCيعنى چه؟ MC يعنى قالب شيفت هاى ۴ ساعته. ۶ شيفت ۴ ساعته داشتيم مشابه شبكه پيام با اين تفاوت كه شبكه پيام يك شبكه قالب محور است. ما محتوايى را كه مدنظرمان بود در آن قالب گنجانديم. يعنى برخى از مطالب و موضوعاتى كه غالباً در برنامه هاى راديويى به صورت يك برنامه مستقل مى شنويد ما بدون يك آرم و عنوان خاص و با يك برنامه ريزى و چينش خاص به صورت موضوعى در دل آن برنامه هاى زنده قرارداديم. از ۱۳ تيرماه سال جارى كه اتفاقاً مصادف شده بود با بازديد آقاى خاتمى از راديو ما با تعدادى برنامه توليدى و زنده شكل كار را عوض كرديم. يعنى از حالت MC در آمد و برنامه ها در تايم هاى مختلف و در قالب يك كنداكتور برنامه ريزى شدند. اينها البته ظرف اين چهارماه اتفاق افتاد و ازآن روز برنامه ما به صورت عملياتى اجراشد. نكته ديگر اينكه در شروع كار پخش شبكه ما روى اينترنت و ماهواره اينترست ۹۰۲ كه بخشى ازاروپا و آسيا را دربرمى گرفت، بود. آن موقع هنوز امكانش فراهم نشده بود كه روى ماهواه هات برد (HotBird) برنامه پخش كنيم. از تيرماه اين امكان هم فراهم شد. يعنى با مهياشدن پخش ما به صورت جهانى با تغييرماهواره، نوع برنامه ها و شكل كار هم تغييركرد. ما فرصت زيادى براى افتتاح شبكه نداشتيم. شايد كمتر از يك ماه فرصت داشتيم تا ساختار شبكه را مشخص كنيم، فضاى موردنياز را تأمين كنيم و نيروهايى كه نياز داريم جذب و شروع به كار كنيم. فرصت خيلى كم بود. يادم است كه تا افتتاح شبكه فقط ۹ روز كارى فرصت داشتيم. يك كار طاقت فرسا و شبانه روزى بود. ما فقط ۹ روز فرصت داشتيم كه يك سازماندهى خاص انجام دهيم. خوشبختانه درحال حاضر ۳۲ برنامه زنده و توليدى در هفته دركنداكتور پخش داريم. روزانه غير از فواصلى كه در اختيار خبر و پخش است حدود ۱۱ ساعت برنامه زنده داريم. غير از آن، برنامه هاى مستقل زنده اى مثل برنامه «اينجا ايران است»، «ايران امروز»، «كليد»، «ايران در مسير توسعه»، «با صداى آشناى شب» و «با صداى آشناى عصر»، «بازتاب» و «زنگ ورزش» هم به صورت روزانه و روتين درحال پخش است. درحدود همين تايم هم برنامه توليدى داريم با موضوعات مختلف و نگاهى كاملاً فرهنگى كه بنده خود براين مسأله تأكيد دارم. آن روزى كه نطفه صداى آشنا بسته شد، قرار بود صداى آشنا دقيقاً چه كارى انجام بدهد و چه مخاطبى براى آن درنظر گرفته شده بود؟ به عنوان يك مدير از روز اول چه چيزى در ذهنتان بود؟ خواست تمام مديران اين بود كه رويكرد شبكه، رويكردى صرفاً فرهنگى باشد و در بعد اطلاع رسانى بتواند به موضوعات مختلف ديگر هم بپردازد. اين رسالت اصلى شبكه صداى آشنا را خدشه دار نمى كند. در مقاطعى لازم است به يك موضوع سياسى به صورت خاص و مقطعى پرداخته شود ولى واقعيت امر اين است كه نگاه و رويكرد ما كاملاً فرهنگى بوده و خواهدبود. الآن اگر به عناوين برنامه ها و چكيده اى از برنامه ها نگاه كنيد مى بينيد كه رويكرد ما يك رويكرد كاملاً فرهنگى است. چقدر مخاطب داريد؟ مخاطبتان تمام مردم دنيا هستند؟ نه. ما يك بخش هايى از آمريكا را نمى توانيم پوشش دهيم. ما گروه طرح و توليد حوزه آمريكا داريم؛ گروه طرح و توليد حوزه اروپا، گروه طرح و توليد حوزه اقيانوسيه و گروه طرح و توليد حوزه آسيا. يعنى عملاً تمام اين قاره ها را مدنظر گرفتيم و براى اين حوزه ها هم برنامه سازى مى كنيم. شما فرهنگ سازى مى كنيد يا بازتاب فرهنگ ايران را به نمايش مى گذاريد؟ مقدارى از هدف ما تحكيم هويت ملى و گرايش ايرانيان به هويت ملى و مذهبى است. ما آنجا نسل اول را داريم كه با آداب و رسوم و ابعاد مختلف فرهنگى سرزمين خودمان آشنايى دارند. ولى برخى از نسلها و لايه هاى اجتماعى ديگر هستند كه اطلاع كافى ندارند. اصلاً متولد آنجا هستند و از آداب و رسوم ايران فقط چيزهايى شنيده اند و حتى شايد نشنيده اند. پس مخاطبان ما چند دسته مى شوند. برخى اطلاع دارند و اين مطالب برايشان بازگو مى شود. برخى واقعاً اطلاع ندارند. يعنى نسل سوم از هويت ايرانى اش بسيار بى اطلاع است. بنابراين براى برخى بازگو كردن و براى برخى فرهنگ سازى است. اين موارد در همان كنداكتورى كه گفتيد در نظر گرفته شده است؟ - بله در نظر گرفته شده است. فرض كنيد ما قرار است يك برنامه بسازيم براى يك خانواده ايرانى مقيم آمريكا. آنها يك بچه ۱۳ساله دارند و يك فرد ۴۰ساله كه مى تواند پدر خانواده باشد. براى اين دونفر چه برنامه هايى تعريف شده است؟ به آن پدر نمى توانيم بگوييم ايرانى كه الآن ما داريم در آن زندگى مى كنيم از بهترين شرايط برخوردار است در عين حال با اين ادبيات نمى توانيم براى بچه ۱۳ساله جذابيت ايجاد كنيم. ما به جهت تحقيقات و پژوهش و كسب اطلاع از مخاطبانمان دچار فقر بوديم. بنابراين شروع كرديم به افزايش اطلاعاتمان نسبت به مخاطب.بحث راه اندازى اين شبكه كه شد، تير و مرداد۸۳ بود. در خانواده هايى با گرايش هاى مذهبى گذاشتن ماهواره به دلايل مختلف مقدارى سخت است. من سريع رفتم يك ماهواره تهيه كردم و تا شروع كارمان به مدت ۲ماه برنامه هاى مختلف شبكه هاى ايرانى مستقر در خارج كشور را نگاه كردم و در حال حاضر هم مى كنم. الآن هم همينطور. البته آنها برنامه سازى به آن شكل ندارند اما در كلامشان مى توان چيزهايى پيداكرد. در رفتارشان و پيامى كه مى دهند مى توان چيزهايى پيدا كرد. جدا از اين به صورت حاشيه هم از يك سرى تحقيقات صورت گرفته در نشست هاى شوراى ايرانيان خارج از كشور اطلاعات كسب كرديم. بعد از اين من به اين نتيجه رسيدم كه ايرانى هاى خارج از كشور يك سرى آدم بى دين نيستند. ممكن است تعدادى آدم لاقيد باشند كه هست. همه جا هم هست. ولى بى دين نيستند. به هر دليلى كه مهاجرت كردند و رفتند خارج از كشور، آدمهايى هستند كه براى زندگيشان دنياى ديگرى ترسيم كردند. حالا چقدر توفيق داشتند يا نداشتند در بحث ما نيست. آنها هم به قدرى زندگى و كارشان مهم است كه شايد فكرشان دنبال يك سرى چيزها نباشد، اما واقعاً كشورشان را دوست دارند. اين را من به طور حتم مى گويم. آنها فرهنگ و هويت ملى شان را دوست دارند و جالب است كه در بينشان حتى بعضى تظاهر به دين دارى مى كنند. در ماه رمضان غالباً تظاهر مى كردند كه ما روزه ايم. اين چيز كمى نيست ما سياستى را براى خودمان در نظر گرفتيم. شعارى براى خودمان گذاشتيم. اينكه شبكه جهانى صداى آشنا، شبكه اى براى هموطنان داخل مرزهاى دلبستگى يا شبكه اى براى هموطنان، داخل مرزهاى دلبستگى است. گفتيم كه سياست برنامه سازى ما سياست ارتقا و افزايش همذات پندارى است. يعنى به دنبال همذات پندارى و افزايش يك حس و درد مشترك است. برداشتن اين مرزهاى فيزيكى كه ما براى خودمان ترسيم مى كنيم يعنى اينكه مخاطب احساس نكند در كشور مثلاً آمريكا نشسته و هيچ كس توجهى به او ندارد و يا خود او ديگر ازكشورش چيزى نمى داند. نوع برنامه هايمان را هم با همين سياست طراحى كرديم. ما اصلاً تلاشى براى بيان اينكه برگردند نداريم. در هيچ يك از برنامه هايمان نيست و نمى بينيد كه كسى را زير سؤال ببريم كه چرا از كشور به اين خوبى مهاجرت كرديد؟آنها آن سر دنيا مى توانند يك هموطن خوب باشند. اين اعتقادماست. اين درست. اما من باز هم به جواب سؤالم نرسيدم. ما راجع به آدمى صحبت مى كنيم كه از ايران رفته است. اين آدم از اينجا تصوير دارد و تكليفش مشخص است. اما آن بچه اى كه آنجا به دنيا آمده هيچ تصويرى از ايران ندارد. براى فرهنگ سازى براى او چه كرديد؟ اصلاً ما چقدر مخاطب راديو داريم؟ نمى دانم واقعاً. در كشور خودمان آمارهاى مختلفى به درصد وجود دارد. اين درصد هم براساس يك جامعه نمونه گرفته شده است. وقتى مى گويند يك برنامه تلويزيونى ۶۰ ميليون بيننده دارد تقريباً يك حرف است. در اين صورت مى توانم بگويم راديوى ما ۳ ميليون شنونده دارد. اما ما حتى آمار دقيقى نداريم كه چند ميليون ايرانى خارج از كشور زندگى مى كنند. ۱/۵ميليون، ۳ ميليون، ۳/۵ ميليون، ۵ ميليون، ۷ ميليون است، نمى دانم. دقيقاً هيچكس نمى داند. ادامه دارد
|