|
گفت و گو با داريوش شهبازى محقق و تهران شناس
در جست وجوى «طهران» گمشده
قسمت اول
|
|
|
گفت وگو از معصومه وروانى گفت و گو با داريوش شهبازى يعنى سفر به تهرانى كه ديگر نيست. تهران رؤيايى عهد ناصرى و حكايات خواندنى و شنيدنى بسيارى كه از محله ها، مساجد، بازارها، باغ ها و حتى نام ها و اشخاص مطرحى كه ديگر وجود ندارند و بايد آنها را در صندوقچه تاريخ جست و جو كرد. با اين همه داريوش شهبازى كه اصل و اساسش فراهانى است عشق و علاقه ويژه و در خورى براى زنده نگه داشتن و حفظ حافظه تاريخى تهران قديم و تاريخ تهران دارد و همين عشق باعث شده، بيش از ۱۷ سال از عمر خود را صرف تحقيق و بررسى درباره تاريخ تهران كند و نتيجه تلاش شبانه روزى و شخصى اش كه بدون ذره اى كمك از ارگانها و نهادها و سازمانهاى دولتى صورت گرفته است، منجر به گردآورى مجموعه بى نظيرى از اطلاعات كليدى و ضرورى درباره تاريخ تهران شده است. مجموعه اى كه شامل بيش از ۶۰۰ هزار فيش اطلاعاتى است و در صورت چاپ به فرهنگى ۲۰ جلدى درباره تهران و تاريخ تهران تبديل خواهد شد. داريوش شهبازى در اين ۱۷ سال با هزينه شخصى اش و با استخدام چند نفر از كارشناسان زبده اقدام به گردآورى اين مجموعه نفيس كرده و اميدوار است بلكه سازمانى يا ارگانى به كمك او بيايد و اين مجموعه ارزشمند را كه مى تواند به عنوان مرجع و منبعى مهم به كار محققان و مدرسان و تهران پژوهان و حتى فيلمسازان و زمين شناسان بيايد، به چاپ برساند. داريوش شهبازى متولد سال ۱۳۳۲ است و تحصيلاتش را تا مقطع كارشناسى ارشد در رشته روانشناسى و علوم تربيتى در دانشگاه تهران پيش برده و علاوه بر فرهنگ چندين جلدى تاريخ تهران كه درصدد چاپ آن است كتابهاى « تاريخ سكه » و «زندگى اميركبير » را نيز به چاپ رسانده است. با او درباره تهران و روزگار گذشته اش به گفت و گو نشسته ايم كه با هم مى خوانيم:
* قبل از هر چيز كمى درباره فرهنگ جامع تاريخ تهران كه در دست تهيه داريد بفرمائيد. - در زمينه تاريخ تهران كتابهاى بسيارى داريم و حدود ۷۰ تا ۸۰ جلد كتاب درباره تهران نوشته شده است. با اين همه مجموعه همه اطلاعاتى كه لازم است درباره يك شهر در يك جا گرد آورى شود درمورد تهران تاكنون اين اتفاق نيفتاده و من سعى كردم اين مجموعه را در فرهنگ جامع تهران گردآورى كنم. بنابراين اين كتاب مجموعه اطلاعات كاملى درباره آبادى ها، امامزاده ها، عمارتها، قصرهاى پادشاهان، كاخ ها و محله ها و مساجد و كليساها و باغهاست. كه خود اين باغ ها نكته مهمى است كه من بايد به آن اشاره اى داشته باشم. الان در كتابهايى نظير كتاب مرحوم دهخدا كه كتاب ارزنده و عظيمى هم هست شايد براى تهران شما حدود ۳۰ تا ۴۰ باغ را بتوانيد شناسايى، كنيد و بيشتر از اين در اين كتاب معرفى نشده است. تازه آنهم دچار مغايرت هايى است. يا در كتابهايى مثل كتابهاى دكتر مصاحب هم همينطور ؛ اما در مجموعه اى كه من در دست تهيه دارم يعنى همين فرهنگ جامع تاريخ تهران؛ بيش از هزار باغ با ارزش تاريخى در تاريخ تهران شناسايى شده است. كه رقم قابل توجهى است. * ظاهراً با نكات متعارض و متفاوتى هم در بررسى هايتان درباره باغ هاى تهران روبرو شده ايد. - بله. همينطور است. در نقشه هايى كه تاكنون از تهران تهيه شده است مغايرت هاى بسيارى وجود دارد. مثلاً نقشه هايى كه مربوط به «برزين» نقشه بردار روس است - كه نخستين نقشه مدرن و امروزى را از تهران در دوره محمدشاه قاجار از تهران تهيه كرده است - با نقشه اى كه چندين سال بعد در خود تهران و در دوره ناصرالدين شاه تهيه شده است تفاوت هاى آشكارى دارد. * اين نقشه ظاهراً در سال ۱۲۷۵ قمرى تهيه شده است ؟ - بله. توسط موسيو «كرشش» و چند نفر از دستياران ايرانى اش تهيه شده است. باز در سال ۱۳۰۹ قمرى و در حدود ۳۵ سال بعد نقشه ديگرى توسط نجم الدوله يا نجم الملك تهيه شده است كه اين نقشه هم با نقشه هاى قبلى تفاوت هاى آشكارى دارد و البته نقشه هاى بعدى. در اين نقشه ها و حتى نقشه هاى امروزى كه توسط مؤسساتى چون « گيتا شناسى » يا « سحاب» و حتى سازمان جغرافيايى ارتش تهيه شده است هنوز برخى از اشكالات رايج در نقشه هاى قبلى موجود است و همين نقشه ها هم با يكديگر مغايرتهاى بسيارى دارند كه من در همين بررسى باغها به آنها برخورده ام. به اين مؤسسات مراجعه كردم و اين موضوع را با آنها در ميان گذاشتم كه متأسفانه چندان توجهى نكردند. * اين موضوع را با افراد مطرحى چون دكتر گنجى جغرافى دان برجسته ايرانى مطرح نكرده ايد ؟ - متأسفانه من دسترسى چندانى به ايشان نداشته ام. البته با افرادى نظير دكتر «عبدالله انوار» كه از نوشته ها و مقالاتشان بسيار بهره برده ام موضوع را طرح كردم اما متأسفانه ايشان هم دچار كسالت و بيمارى بودند و نشد زياد در خدمتشان باشم. بر حسب عشقى كه به موضوع مورد تحقيقم داشتم به اين عزيزان و مؤسسات مذكور هم مراجعه كردم ولى هيچ كدام آنها هنوز پيگير اين قضيه نشده اند. * شما گفتيد كه نزديك هزار باغ را در تهران شناسايى كرده ايد. از اين هزار باغ چندتايش مانده است؟ - بعضى از باغها مثل باغ «فيشر آباد» هنوز هم هست. اين باغ الان هم هست و بالاى ميدان فردوسى قرار دارد و در اصل متعلق به كامران ميرزا پسر ناصر الدين شاه بوده است و علت نام گذارى آن به فيشر هم اين است كه او باغبانى داشته كه اروپايى بوده و نامش فيشر بوده است و اين باغ به نام او معروف شده و چون فيشر اين باغ را آباد كرده است نام «فيشر آباد »را بر روى آن گذاشته اند. اين باغ بعدها تبديل به پادگان شد و خوشبختانه در چند سال گذشته آنرا از پادگان به پارك تبديل كرده اند كه خانه هنرمندان هم در آنجا قرار دارد. * ظاهراً سفر ناصرالدين شاه به اروپا فتح بابى مى شود براى باغ و باغدارى در ايران ؟ - دقيقاً. البته ايرانى ها در مسأله باغ و باغدارى صاحب نام و آوازه بوده و هستند و در ايرانيان باستان مبدع باغ هاى بى نظيرى بوده اند. ولى باغدارى در دوره ناصر الدين شاه در ايران و پس از مواجهه با سبكهاى غربى دچار تحول جدى مى شود و پس از سفر ناصر الدين شاه به فرنگ بحث باغدارى ميان اعيان و اشراف تهرانى و ايرانى باب مى شود و برخى از شاهزادگان و حتى خود ناصرالدين شاه مبادرت به استخدام باغبانها و باغداران فرنگى مى كنند و از طرف ديگر با تأسيس سفارتخانه هاى فرنگى در تهران نظير سفارت انگليس و فرانسه و ايتاليا رقابت جدى بين باغداران ايرانى و فرنگى در طراحى هر چه زيباتر باغ ها صورت مى گيرد كه ماحصل آن ساخت و پرداخت باغهاى كم نظيرى نظير باغ سفارت انگليس و پارك ظل السلطان و پارك امين الدوله كه به نام پارك معروف شدند و اصلاً كلمه پارك در همين دوره در فرهنگ محاوره ما به وجود مى آيد. در همين دوره است كه طراحى و معمارى باغهاى ايرانى دچار تحول مى شود و يك سرى از گياهان و گل هاى جديد در همين دوره است كه وارد باغچه هاى ايرانى مى شود. * مثل كدام گياهان؟ - گياهانى نظير آناناس در همين دوره وارد باغچه هاى تهران و ايران مى شود. جالب است بدانيد در آن دوره ما در تهران آناناس پرورش مى داديم و على رغم اختلافات شديد آب و هوايى تهران با مناطقى چون تايلند و سنگاپور باغبانهاى ايرانى تحت شرايط خاصى در همين دوره آناناس پرورش مى داده اند. ما در اسامى ميوه هايى كه در ميهمانى هاى مجلل و با شكوه شاهزادگان قجرى براى ميهمانان فرنگى سرو مى شده است نام ميوه هايى نظير آناناس را مى بينيم. * از مواردى كه در فرهنگ جامع تهران طرح كرده ايد بگوييد. - اين موارد ديگر شامل حصار هاى تهران مى شود كه شروع حصارش از حصار صفوى هست كه در سال ۹۶۱ قمرى ساختش آغاز شد و بعد در دوره ناصر الدين شاه اين حصار خراب شد و حصار ناصرى به وجود آمد. بحث ديگرى كه در اين كتاب به آن پرداخته شده نقشه هايى است كه از تهران تهيه شده كه نقشه ها خيلى به نظر من جاى بحث و گفت و گو دقت دارد و من هم شايد به تنهايى قادر نباشم كه بتوانم تمام اين موضوع را طرح كنم. موضوع ديگر نهرها و چشمه هاست. ما در تهران در طول دويست سال گذشته چون گسترش جمعيت را داشته ايم دائماً نياز به آب داشته ايم و مجبور بوده ايم كه آب را از اطراف تهران به شهر برسانيم و اين نياز بخصوص در دوره فتحعلى شاه و محمد شاه بيشتر حس شده است، در همين دوره است كه ميرزا آقاسى، صدر اعظم آن دوره اين كار را در تهران شروع كرد و البته موفق نشد و در دوره اميركبير باز بخش ديگرى از فرآيند آبرسانى به تهران انجام شد و خود اين كار يعنى شناسايى نهرهاى تهران در طول تاريخ اهميت بسيارى براى شهر و مقوله شهرسازى دارد كه متأسفانه چندان از سوى مسؤولين امر جدى گرفته نمى شود. * به قنات ها هم پرداخته ايد ؟ - البته. در مورد قنات ها بايد به اين نكته اشاره كنم هنوز بسيارى از اين قنات ها همچنان زنده اند و با اندكى هزينه و بازسازى حتى مى توان از آنها براى تأمين آب مصرفى شهروندان استفاده كرد. * چند مورد را عنوان كنيد، مثلاً الان در كدام مناطق تهران اين قنات ها موجود است ؟ - الان به عنوان مثال قنات « حاج على رضا » در محله سرچشمه زنده است. يا مثلاً قنات « فرمان فرما » ست كه همچنان زنده است. در مورد قنات ها بايد به اين موضوع اشاره كنم كه بر خلاف تصور رايج منابع آب زير زمينى تهران نه تنها كم نشده است بلكه در طول ساليان گذشته بيشتر هم شده است. علتش هم اين است كه از زمان پهلوى به بعد آب تهران نه از طريق منابع آبى خود تهران كه از طريق منابع آبى اطراف و اكناف آن تهيه مى شود و از مناطقى چون سد لار، سد لتيان و سد اميركبير آب تهران تأمين مى شود. در صورتيكه تا پيش از آن آب تهران از طريق منابعى نظير رودخانه دركه تأمين مى شده است و همين قنات هايى كه من به آنها در فرهنگ جامع تهران پرداخته ام. الان در تهران قنات ها خيلى هم پرآب هستند و براى تأمين آب مصرفى شهر مى توان از آنها استفاده كرد. با اين همه متأسفانه در روند گسترش تهران و ساختمان سازى و شهرسازى آن اصلاً به پديده اى مثل قنات ها توجه نشده است و اين قنات ها به دليل ساخت و سازهاى كلان و ايجاد ديواره هاى مصنوعى در دل زمين مثل ديوار ساختمانهاى بلند مرتبه و مترو و. . . رو به نابودى هستند و گاه مى توانند براى مردم و ساكنين تهران خطر ساز باشند. * خاطرم هست چندى پيش به دليل ريزش يكى از همين قنات ها در يكى از خيابان هاى تهران كلى دردسر براى مردم درست شد. - البته به همان دلايلى كه گفتم متأسفانه نه تنها اين قنات ها مورد استفاده قرار نمى گيرند بلكه اغلب در حال كور شدن هستند. گرچه قنات هايى هم هستند كه توسط مسؤولين امر شناسايى و بازسازى شده اند و براى نمونه مى توان به قنات « عباس آباد » اشاره كرد كه از جمله قنات هايى است كه همچنان مورد استفاده قرار مى گيرد. راجع به اين قنات هم بايد بگويم كه اين قنات را « ميرزا آقاسى » ساخته و چون اسمش عباس بوده اصلاً تپه هاى عباس آباد منسوب به وى است و به دليل تلاشى كه براى آبادانى اين تپه ها داشت اين تپه ها به « عباس آباد» معروف شدند. الان هم وقتى از كنار اتوبان مدرس رد شويد متوجه مى شويد كه تمام درختان اين منطقه را شهردارى با استفاد از آب فراوان همين قنات سيراب مى كند. اين قنات ازجمله اصلى ترين قنات هاى تهران است كه از گذشته تا به امروز مورد استفاده قرار مى گيرد.
|