شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴ -
Sat, Feb 25, 2006
ديپلماتيك
۳۴۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
منبع: روزنامه ديلى تلگراف ـ برگردان: پوراندخت مجلس
آغازفرآيند دموكراسى در عراق
248865.jpg
ترجمه : ب . اوليايى
مبارزه مسلحانه در راه استقلال كشور، با ترور و آدم كشى تفاوت دارد. حزب كمونيست عراق حاضر است با نيروهايى كه واقعاً با اشغالگران مى جنگند اما از ترور و كشتن شهروندان غير نظامى پرهيز مى كنند به گفت وگو بنشيند. گرچه، به نظر ما آنها، يعنى اسلامگرايان افراطى و طرفداران رژيم سابق، نيروى قابل توجهى نيستند.
حزب كمونيست عراق در نامه سرگشاده اى خطاب به احزاب و سازمان هاى جهان به تحليل اوضاع داخل عراق تحت اشغال آمريكا و كشورهاى هم پيمان آمريكا در عراق پرداخته و ديدگاه هاى خود را در زمينه ضرورت مبارزه و فعاليت علنى، اتحاد نيروها و آينده تحولات در اين كشور تشريح كرده است. در اين نامه، مسأله مبارزه مسلحانه به عنوان شكلى از اشكال مبارزه از عمليات تروريستى در عراق تفكيك شده و ضمن برشمارى ديگر اشكال ممكن و موجود براى فعاليت و مبارزه در عراق، ياد آور شده كه مبارزه مسلحانه آخرين راه حل است، اما هنوز امكانات و راه حل هاى ديگرى براى پايان بخشيدن به اشغال كشور موجود است. در اين نامه آمده است:
وضع بى سابقه
وضع پديد آمده در عراق پس از جنگ و فروپاشى رژيم ديكتاتورى با ويژگى و پيچيدگى هاى تقريباً بى سابقه مشخص مى شود. اين وضع با نمونه هاى تاريخى اشغال كشورها در پيوند با جنگ هاى استعمارى و اشغال اروپا توسط نازى ها در دهه هاى پيشين متفاوت است. اينجا است كه سرچشمه اشتباه و اختلاف در ارزيابى از وضع موجود كه از همخوانى برون از زمينه تاريخى، بدون در نظر گرفتن شرايط مشخص در عراق استنتاج شده است، روشن مى شود. مورد ارزيابى قرار دادن وضع به اين گونه كه عراق كشورى است اشغال شده و در نتيجه حمايت از مبارزه آزادى بخش ملى خلق اين كشور با هدف بيرون راندن اشغالگران و كسب استقلال، ضرورتى است انكارناپذير، منجر به كم بها دادن و بى توجهى به عوامل مهم ديگرى كه بايد آنها را در نظر گرفت، شده است. چنين ارزيابى اى، نه تنها مسؤوليت رژيم ديكتاتورى را در ايجاد شرايطى كه مداخله خارجى را تسهيل كرد به فراموشى مى سپارد بلكه رويكرد اكثريت عظيم مردم عراق را كه از فروپاشى رژيم استقبال كردند اما به متجاوزين با گل خوش آمد نگفتند را نيز فراموش مى كند. بالاتر از همه، چنين تحليلى از پيامدهاى سقوط همه جانبه دولت عراق كه از يكسو به خلأ نهادهاى رسمى و امنيتى و از سوى ديگر نبود مداخله فعالانه مردم عراق در تمام اشكال اجتماعى و سياسى خود در صحنه سياسى منجر شد، درك روشنى نمى دهد. از اين جهت، بدون در نظر گرفتن الزامات شرايط داخلى و مبارزه موجود در مورد شكل و محتواى روند بازسازى دولت عراق و نهادهاى مدنى ممكن نيست كه به مسأله پايان دادن به اشغال و احياى استقلال كامل ملى كه هدف عمده مرحله كنونى است، پرداخت. هدف ما اين است كه ملى و دموكراتيك بودن چنين دولتى هم از نظر سياسى و هم اجتماعى تضمين شود.
درباره جدل هاى مداخله خارجى و توانايى آن در برقرارى دموكراسى، مايليم به سند حزبى خود كه اعلام موضع حزب در زمان پيش از و بويژه در آستانه جنگ است رجوع كنيم. ما در آن زمان جنگ را به عنوان وسيله اى براى دگرگونى نفى كرديم و آن را بدترين گزينش تشخيص داديم. ما بطور مكرر تأكيد كرديم كه جنگ، دخالت نظامى و اشغال به منزله شيوه هاى رهايى از رژيم ديكتاتورى غير قابل پذيرش اند. ما به اين نكته اشاره كرديم كه گزينش جنگى ما را به دموكراسى واقعى رهنمون نمى كند، زيرا چنين راهى خطرات بسيار و واكنش هاى پرمخاطره و غيرقابل پيش بينى با خود دارد. آزمون عراق از زمان سقوط ديكتاتورى دلايل زيادى در اين زمينه بدست داده است.
ما كاملاً از اين امر كه دموكراسى، فرآيندى تاريخى چند سويه با ابعاد سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى است آگاهيم. ترديدى نيست كه همه پيش شرط هاى ساختارى براى دموكراسى در جامعه عراق هنوز به رسايى و بالندگى كامل نرسيده اند. اما نهادينه كردن دموكراسى در تمامى جنبه هاى آن، فرآيندى طولانى و درهم پيچيده اى است. ما بر اين باوريم كه اين فرآيند هم اكنون در عراق آغاز شده است و هيچگونه توهمى در سير تكامل و كاستى هاى آن نداريم. ما در راه تشكيل گسترده ترين وحدت ممكن بين اين نيروها براى پيگيرى اين فرآيند و تكميل و آماده سازى شرايط موفقيتش مبارزه مى كنيم. چنين روندى مى تواند در شرايط اشغال نيز آغاز گردد، كه در حقيقت آغاز شده است، اما نمى تواند به همه الزامات آن بدون بازگرفتن استقلال ملى كه يگانه سرچشمه آن اراده آزادانه مردم است دست يابد. بنابراين، درست نيست كه تمام دستاوردهاى اين روند را به سبب حضور نيروهاى خارجى بى ارزش بپنداريم. برعكس، پيكار براى تحكيم دموكراسى با تمام وسايل سازنده آن، نه تنها با پايان اشغال در اين فرآيند درهم آميخته است، بلكه اهرمى براى كسب آن نيز به شمار مى رود.
پس از اشغال
جنگ در شرايطى به وقوع پيوست كه آمريكا براى تأمين منافع خود و به هدف استقرار برترى در منطقه و در سراسر جهان يك استراتژى جهانى را دنبال مى كرد. دكترين «جنگ هاى پيشگيرانه» مظهر واقعى اين استراتژى است. هدف از به راه انداختن اين جنگ، تغيير نقشه سياسى منطقه در ارتباط با طرح خاورميانه بزرگ بود. حزب ما به خوبى بر همه اين نكات واقف است و ديد روشنى نسبت به اين موضوع دارد و بر همين اساس هم با جنگ مخالف بود.
اما پس از وقوع جنگ و در پى سقوط رژيم و دولت عراق، عناصر تازه اى در اوضاع داخلى پديد آمدند كه حزب ما مى بايست نسبت به آنها موضعگيرى كند و با هدف بهره گيرى از آنها به نفع برنامه دموكراتيك ملى اش بر آنها تأثير بگذارد. با توجه به اين وضع بود كه در نخستين ماه هاى پس از سقوط رژيم، ما تلاش زيادى كرديم كه نيروهاى ميهنى عراق را براى پر كردن خلأ سياسى بوجود آمده بسيج كنيم و بهترين توازن ممكن را در بين نيروهاى ملى در رويارويى با نيروهاى اشغالگر بوجود آوريم تا از اين طريق بتوانيم خواست ملى مردم را بر جريان رويداد ها تحميل كنيم. اما به دلايل گوناگون اين هدف حاصل نشد. زمانى كه از ما خواسته شد كه در شوراى حكومتى و به طور كلى در فرايند سياسى شركت كنيم، ما پس از مطالعه دقيق اوضاع و مشورت با كادرها و اعضاى حزب در سطحى گسترده، تصميم گرفتيم كه وارد شورا شويم. در عين حال ما بر لزوم آميختن مبارزه ميان ارگان هاى تازه شكل گرفته با مبارزه جارى در بيرون از اين ارگان ها، در زمينه هاى گوناگون اقدام هاى جمعى، تأكيد داشتيم.
ارزيابى ما در آن زمان، كه امروز هم به قوت و صحت خود باقى است، اين بود كه با توجه به شرايط حاكم و توازن نيروها در عراق، هيچ گزينه ديگرى وجود ندارد كه بتواند چشم انداز سياسى اعاده امنيت و نظم در كشور را ترسيم كند و كشور را در مسير بازسازى و رشد بيندازد. توسل به اقدام نظامى مى تواند برخى جنبه هاى فرايند سياسى را كُند و سد كند، موجب مشقت براى مردم شود، و برگ برنده اى براى تأمين موقعيت برتر و كسب منافع بيشتر براى كسانى باشد كه چنين اقدامى را به كار مى گيرند. اما اين حركت نظامى هيچ چشم انداز سياسى براى حل مسائل كشور، چه پايان دادن به اشغال و چه بازسازى دولت در بر ندارد، چه برسد به اين كه بخواهد دموكراسى را برقرار كند. پيشرفت فرايندهاى سياسى و برگزارى انتخابات عمومى در ژانويه ۲۰۰۵ نشان داد كه اقدام نظامى فاقد يك چشم انداز سياسى است.
فرايند سياسى در كشور با دو گونه تناقض يا تضاد رو به روست. اول، تضاد بين مؤلفه هاى اين فرايند در كل از يك سو و نيروهاى مخالف آن، بويژه طرفداران رژيم ساقط شده و اسلامگراهاى افراطى از سوى ديگر. دوم، تضاد و تناقض در ميان جريان ها و نيروهاى سياسى تشكيل دهنده كه ديدگاه ها و نقشه ها و برنامه هاى اجتماعى متفاوت و شايد متناقضى دارند. چگونگى تغيير رژيم، و تغييراتى كه در دنيا در حال وقوع است، نيروهايى سياسى و اجتماعى متعهد به برنامه هاى دموكراتيك ملى نه تنها در بهترين موقعيت ممكن قرار ندارند، بلكه نسبت به نيروهاى قومى، فرقه اى و مذهبى در موقعيت ضعيف ترى نيز قرار دارند. نيروهاى اخير به اندازه سازمان هاى مدنى و نيروهاى دموكراتيك از استبداد و سركوب لطمه نديدند. آنها حتى از اين وضع سود بردند كه اماكن مذهبى، مأمن و محل تحصن مردم بودند و مى شد از آنها به عنوان محملى براى تبليغ و بسيج سياسى استفاده كرد. اما وضع به همين منوال هم باقى نمى ماند. آمريكا و متحدانش نقشى عمده در رويدادهاى جارى عراق دارند. با وجود اين، اشتباه است اگر نقش عوامل داخلى و بازيگران عراقى ناديده گرفته شود. حوادث و رويدادهاى عراق نشان مى دهند كه نيروهاى داخلى مى توانند تأثير تعيين كننده اى در جهت گيرى، مضمون و سرعت رشد تحولات سياسى كشور داشته باشند. هرچه نيروهاى عراقى صفوف شان را متحدتر و براى دستيابى به اهداف ملى مورد توافق شان كار مشترك بيشترى كنند، اين تأثير قوى تر خواهد بود. بنابراين، ما تحولات و سير آنها را نتيجه مبارزه مى دانيم، نه صرفاً حاصل اجراى يك برنامه طراحى شده توسط نيروهاى اشغالگر. شكى نيست كه اين نيروها برنامه ها و نقشه هاى خودشان را دارند، اما نيروهاى عراقى مى توانند همه آنها را تغيير دهند يا نقش بر آب كنند. ما فرايند سياسى را يك صحنه مبارزه مى بينيم و مى خواهيم جهت آن را به سوى برنامه دموكراتيك ملى نزديك تر كنيم.
مقاومت حق مردم است
مقاومت عليه يك نيروى متجاوز ، حق مسلمى است كه مورد پذيرش جهانى است. اما به نظر ما، اشتباه است اگر مقاومت را صرفاً در مبارزه مسلحانه خلاصه كنيم. اين مبارزه تنها يك شكل از اشكال مبارزه است كه در شرايطى به كار گرفته مى شود كه ديگر اشكال همه امتحان شده باشند، يا امكان پذير نباشند. از زمان سقوط رژيم در عراق، اشكال بسيار گوناگونى از مبارزه سياسى وجود داشته اند و در آينده قابل پيش بينى هم وجود خواهند داشت. ما، و به طور كلى همه نيروهاى سياسى، به هيچ وجه هنوز تمامى راه هاى سياسى را امتحان نكرده ايم، بويژه در عرصه هاى مبارزه مردمى، جنبش سنديكايى، سازمان هاى مدنى و غيره. از سوى ديگر، برخلاف ديگر مواردى كه از گذشته مى شناسيم، در عراق نيروهايى كه مدعى مقاومت مسلحانه عليه اشغالگران هستند، تاكنون هيچ برنامه اجتماعى و سياسى اى ارائه نداده اند و نمايندگان سياسى خودشان را معرفى و مطرح نكرده اند. در واقع، نقشه آنها يك نقشه به شدت ضد دموكراتيك و مستبدانه است. اگرچه ما معتقديم كه توسل به اسلحه در شرايط كنونى عراق زيانبار است، اما حاضريم با نيروهايى كه واقعاً با اشغالگران مى جنگند اما از ترور و مورد هدف قرار دادن شهروندان غير نظامى و ساختارهاى كشورى پرهيز مى كنند به گفت وگو بنشينيم. اگرچه ما وجود چنين نيروهايى را انكار نمى كنيم، اما به نظر ما آنها عنصر قابل توجهى در عمليات مسلحانه كنونى نيستند، كه در مجموع نيروهاى اسلامگراى افراطى و طرفداران رژيم سابق در آنها غالب اند.
خروج نيروهاى نظامى خارجى
ما براى ايجاد شرايط براى خروج هر چه زودتر نيروهاى نظامى خارجى مبارزه مى كنيم. با وجود اين، به نظر ما خواست خروج فورى اين نيروها، قطبى شدن سريع كنونى كشور، موجوديت سازمان هاى پارلمانى، و عدم آمادگى كافى نيروهاى انتظامى - امنيتى عراق را در نظر نمى گيرد. به همين دليل است كه ما خواهان تعيين يك جدول زمانى براى خروج اين نيروها، همراه با تشديد تلاش ها در راه تأمين شرايط داخلى سياسى، سازمانى و انتظامى - امنيتى براى تحقق امر خروج اين نيروها هستيم. همان گونه كه در بيانيه كنفرانس وفاق ملى در قاهره در نوامبر گذشته آمده است، عراقى ها درباره تعيين جدول زمانى خروج براى جلوگيرى از هرج و مرج و لطمات و صدمات بيشتر اتفاق نظر دارند. اين برنامه واقع گرايانه و در مدتى نسبتاً كوتاه قابل اجراست.
ما اميدواريم كه نيروهاى ضد جنگ پيچيدگى هاى اوضاع در عراق را در نظر بگيرند. در همين حال، ما به حق تمامى احزاب و سازمان ها در كشورهايى كه نيرو به عراق فرستاده اند احترام مى گذاريم كه خواهان بيرون كشيدن سريع نيروهايشان از عراق هستند. اين امر داخلى خودشان است. ما هم اين حق را براى خودمان قائليم كه موضع خودمان را مطابق با آنچه به نفع كشورمان تشخيص مى دهيم تعيين كنيم. اين رويكرد مى تواند اساسى عملى و مؤثر براى عمل مشتركى باشد كه در خدمت امر خطير صلح جهانى و مبارزه براى آزادى، دموكراسى، حقوق بشر و پيشرفت اجتماعى است.
ما از اين امر استقبال مى كنيم كه سازمان ملل متحد، نقش بزرگترى در اين دوره انتقالى براى دست يافتن به استقلال كامل ملى، پايان دادن هر چه زودتر به حضور نيروهاى نظامى خارجى، و حمايت از بازسازى كشور داشته باشد. ما همچنين خواهان اين هستيم كه سازمان ملل متحد در كمك به عراق و مردم ما براى تكميل كردن فرايند سياسى و ساختن ارگان هاى قانونى دموكراتيك، به روى كار آوردن يك دولت انتخابى كاملاً برحق، و تضمين يك روند انتخاباتى شفاف، عادلانه و آزاد نقش فعالترى به عهده بگيرد.
همبستگى بين المللى
با كمال تأسف بايد بگوييم كه نيروهاى دموكراتيك عراق در مبارزه دشوارشان، مورد همبستگى و پشتيبانى چشمگير و مؤثرى از سوى نيروهاى بين المللى چپ قرار نگرفتند. در نتيجه، بيشتر نيروهاى بين المللى متأسفانه تماشاگر رويدادها بوده اند تا اين كه تأثير و نقشى مثبت در مبارزه جارى حول مسير آتى تحولات در عراق به عهده بگيرند، بويژه در حمايت از مبارزه براى حصول يك چشم انداز دموكراتيك، آن هم در زمانى كه نيروهاى ميهن دوست و دموكراتيك عراقى نياز عاجل به چنين همبستگى و حمايت محكم و چند جانبه اى دارند.
* چاپ اين مطلب صرفاَ به منظور آشنايى خوانندگان گرامى با ديدگاههاى يك سازمان سياسى درعراق انجام گرفته است.
نشانه هايى از ادامه نامحدود اشغال عراق
منبع: روزنامه ديلى تلگراف ـ برگردان: پوراندخت مجلس
پايگاه هوايى «الاسد» بزرگترين اردوى تفنگداران دريايى در غرب ناحيه «الانبار» است. اين پايگاه در كانون شورشى ترين ناحيه عراق قرار دارد؛ جايى كه سال گذشته هزاران شورشى در يك رشته عمليات كشته شده اند. ولى اگر از «حصار»ها عبور كنيم، اين گوشه از بيابان بيشتر به بخشى از حومه شهرهاى آمريكا شباهت پيدامى كند تا خط مقدم در يك منطقه جنگى.
دراين مكان رستوران، ساندويچ فروشى، پيتزافروشى، قهوه خانه (كافى شاپ) و غيره ايجاد شده است. يك زمين فوتبال و حتى يك استخر شنا را هم به اين مجموعه اضافه كنيد.
يك سالن سينما، تازه ترين فيلمهاى آمريكا را نشان مى دهد و مركز تفريحى اردوى اصلى به راه است.
حتى محلى براى كرايه اتومبيل درست شده است كه اتومبيل هاى بزرگ با شيشه هاى ضدگلوله اى را دراختيار كسانى قرارمى دهد كه مى خواهند در اين پايگاه با اتومبيل هايى راحت تر از ماشين هاى ارتشى رفت و آمد كنند.
در اين روزها كه خبرها حاكى از آن است كه واشنگتن توجه خود را بر خروج نيروهايش از عراق معطوف كرده است، ارتش آمريكا با هزينه سنگينى شروع به اجراى مرحله بعدى سياست خود در عراق كرده است كه احتمالاً كسانى را كه اميدوارند نيروهاى خارجى به زودى عراق را ترك كنند، نوميد و مأيوس خواهدكرد.
تابستان گذشته، گزارش هايى درباره برنامه اى كه طبق آن قرار است در ۴ پايگاه، اردوهاى بسياربزرگى ايجاد شود كه دهها هزار سرباز آمريكايى را درخود جاى دهد و داراى وسعت و امكاناتى شبيه ساير پايگاههاى آمريكا درجهان باشد، درزكرده بود. هدف اين است كه ارتش تازه تعليم ديده و مجهز عراق به تدريج عمليات جنگى بيشترى را به عهده بگيرد تا امكان بازگشت بخشى از ۱۳۸ هزار سرباز آمريكايى كه در عراقند فراهم آيد و آنهايى كه باقى مى مانند، از مركز جديدشان به عنوان نيروى پشتيبانى درموقع لزوم به عمليات بپيوندند.
اين نقل و انتقال ها پيش از اين با ۱۲ پايگاه كوچك تر در هفته گذشته انجام گرفته است. قرار است كه امسال در مجموع يكصد پايگاه به عراقى ها انتقال يابد.
اگرچه محل احداث پايگاههاى عظيم تر رسماً موردتأييد قرارنخواهدگرفت.
درالاسد، نشانه ها حاكى از آن است كه پايگاه موردنظر قرار است درآنجا ايجاد شود.
طبق برنامه اى، گزارشگران اجازه دارند از وسايل رفاهى ارتشى ديداركنند، ولى ازهرگونه اشاره به محل اين پايگاه، بزرگى آن و تعداد سربازان آن ممنوع شده اند. فكرمى كنم نقض مقررات نباشد، اگر بگويم اين محل آنقدر عظيم است كه دو خط اتوبوس در آن به رفت و آمد و دادن سرويس به كار گرفته شده اند و فراوان ديده مى شوند كارگرانى كه به ساختن مسكن هاى بيشترى براى سربازان مشغولند.
ماه گذشته، علامت هاى ايست (stop) قرمز رنگ _ علامت هاى متداول خيابان هاى آمريكا _ در تمام تقاطع ها نصب شد. افراد ارشد حزب حاكم شيعه، اين كار را گواه بر يك اشغال نامحدود دانستند. اتهامى كه مقامات آمريكايى آن را انكار مى كنند و اصرار دارند احداث اين پايگاهها، گام ديگرى براى عقب نشينى آينده است، ولى حتى تفنگداران دريايى مستقر در الاسد درباره اين كه اين عقب نشينى به اين زودى انجام خواهدشد، مشكوكند.
تصور مى رود ارتش عراق «دست كم» يكسال از اين كه بتواند با شورشيان بجنگد، فاصله دارد. مقامات ارشد خاطرنشان مى كنند كه وقتى پايگاه اصلى ارتش در نزديكى «تكريت» به عراقى ها تحويل داده شود، نقل و انتقال، انجام خواهدشد كه اين امر گواهى خواهدبود بر رشد توانايى عراقى ها براى اين كه به تنهايى مقاومت كنند و عراقى ها هم كه قرار بوده است اين نظر را تأييد كنند، درهفته هاى اخير آن را تكرار مى كنند.
از همه اينها مهمتر، برپايه تجربه هاى ناگوار، اين پيش بينى كه در عراق، درآينده اى نزديك، چه پيش خواهدآمد، هميشه اشتباه درآمده است.
اخيراً از سرهنگ «اچ ار مك مستر» فرمانده نيروهاى «تل عفر» و افسر ارشد آمريكايى كه تاكتيك هاى ضدشورشى او در آمريكا و انگليس موردتحسين قرارگرفته است، سؤال شد فكر مى كند در ۱۲ ماه آينده براى عراقى ها چه پيش خواهدآمد؟ او از حدس زدن دراين باره خوددارى كرد و پاسخ داد: «هيچكس نمى تواند ادعاكند كه مى داند درعراق چه اتفاقى خواهدافتاد» در اين ميان، نظاميان با اطمينان پيش بينى مى كنند كه دست كم يك دهه به اين پايگاه رفت و برگشت خواهندداشت.ى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |