|
گفت وگو با دكتر محمود احمدى پور داريانى استاد دانشگاه
كارآفرينى؛ الگوها و روش ها
بخش پايانى
|
|
|
گفت وگو: شمس الدين قائم مقامى
در بخش هاى قبلى گفت و گو با دكتر محمود احمدى پور داريانى استاد دانشگاه به موضوع موانع توسعه كارآفرينى در ايران پرداخته شد. بخش پايانى اين گفت و گو در پى مى آيد:
به نظرشما براى افرادى كه ايده هايى براى كارآفرينى دارند ولى با مشكلى مثل نبود سرمايه روبه رو هستند چه بايدكرد؟ البته فعاليت هايى مثل دادن وام از سوى سازمان هاى دولتى صورت مى گيرد. ولى به نظرمى رسد اين كارها كافى نيست يا با دقت و كيفيت لازم صورت نمى گيرد. همينطور كه شما اشاره كرديد، درايران سازمان هاى حامى كارآفرينان درحال ايجاد هستند. پارك هاى فناورى و انكوباتورها و مراكز كارآفرينى با حمايت هاى مالى صندوق حمايت از فرصت هاى شغلى وجوددارد ولى اين حمايت ها هنوز ضعيف است. بايد مراكزى باشد كه به اين افراد كمك كنند. چندنوع حمايت بايد ازسوى دولت انجام گيرد تا حمايت صورت گيرد و ايده ها به فعل درآيند. يكى از آنها حمايت مالى است. برخى از دانشگاههاى آمريكا به هردانشجو ۳هزاردلارمى دهند تا ايده اش را به فعل درآورد. بانك ها بايد پايگاههايى ايجادكنند كه به اين افراد وام بدهند تا كار كنند. دومين حمايت، پشتيبانى اطلاعاتى است يعنى بسترهايى فراهم شود كه ازطريق كتابخانه ها، اينترنت، دانشگاه، مدارس و رسانه ها و... اطلاعات لازم به افراد صاحب فكر و خلاق داده شود. سومين نوع حمايت، حمايت هاى تكنولوژيك است. چهارمين مورد از حمايت ها عبارت است از وضع قوانين براى بسترسازى كارآفرينى و حمايت ازكارآفرينانى كه ورشكست مى شوند. پنجم حمايت هاى بازاريابى، اطلاعات درمورد بازاركار است به اين معنى كه ببينيم براى هر كسب و كار چه فضايى براى كسب و درآمد وجوددارد. سليقه مشترى چگونه است، شيوه تبليغات چطور است، تعيين قيمت چطور صورت مى گيرد و... ششمين نوع حمايت، همكارى هاى تأمينى است يعنى مردم آب، برق، تلفن، جاده و...مى خواهند كه بايد دراختيارشان قرارگيرد. توسعه كسب و كار در همين حمايت ها تبلور مى يابد. اين حمايت ها مى تواند ازطريق دولت و سازمان هاى غيردولتى صورت گيرد. بانك ها در ايران معمولاً به اشخاص حقيقى يا حقوقى كه سرمايه هاى كلانى دراختيار دارند، وام مى دهند چرا كه يك شرط مهم گرفتن وام هاى كلان، داشتن وثيقه هاى سنگين است. بانك هاى ما فقط متخصص حمايت از يك گروه شركت هاى خاص و بزرگ هستند. نبايد با افراد متقاضى وام در سنين و وضعيت هاى مختلف به يك شكل رفتاركرد. بايد براى افراد جوان صاحب ايده صندوق هاى خاص حمايت از كارآفرينان ايجادشود. حتى طرحش را سازمان صنايع كوچك نوشته و به مجلس شوراى اسلامى ارائه داده است. البته جامعه هم نقش مهمى دارد. در ايران پدرها و مادرها خيلى بتوانند به فرزندشان كمك كنند درحد خريد خانه و جهيزيه است. بايد به اصطلاح به فرزندان ماهيگيرى ياد داد نه اينكه ماهى داد. بايد كمك كرد بچه ها شركت بزنند، كسب و كار راه بيندازند. پس حمايت هاى مالى فقط ازطريق بانك نيست، خانواده هم مهم است. تقاضاى مردم درمورد كالاها و خدمات چه تأثيرى برفرايند كارآفرينى دارد؟ مردم فرصت ها را يا از نمونه مشابه خارجى مى گيرند، يا از روى عادت هايى كه داشتند. كالاهايى كه مردم مى بينند و انتظاراتشان را بالا مى برد براى جامعه خوب است. ولى به شرط آنكه درجامعه بسترهاى توليدش فراهم باشد. بنابراين به اعتقاد من حضور رقيب، حضور نمونه هاى جديد در كشور و آزادى انتخاب بايد باشد. ولى از آن طرف هم بايد حمايت شود. بسترسازى ها بايد بشود. مثلاً درمورد طراحى لباس، تقاضا وجوددارد، درست است ولى اين منوط به آن است كه وقتى مشابه خارجى اش را مى بينيم بياييم داخلى اش را بسازيم. كشورهاى كمى وجوددارند كه نوآور هستند. فقط دو يا سه كشور هستند كه در نوآورى پيشگام هستند. مثل آمريكا و انگليس. حتى ژاپنى ها هم از آنها تقليد مى كنند. نوآورى كار سختى است. فرد بايد باور داشته باشد كه امروزش بايد بهتر از ديروزش باشد. بايد قبول كند عيد هرروز است. نوگرايى هر روز است. ما در دعاى سال تحويل هم مى خوانيم يا محول الحول والاحوال... تغيير در ما به وجود نمى آيد مگر اينكه خودمان بخواهيم. اگر بخواهيم ايران آباد اسلامى داشته باشيم بايد بپذيريم همه تغييركنيم، همه بايد كار و تلاش كنند. چرا در برخى زمينه هاى خاص مثل صنايع غذايى مثل لبنيات و... كارآفرينى زياد صورت مى گيرد ولى در بعضى از محصولات تغييرى ايجادنشده است؟ دلايل زيادى وجوددارد. مثلاً در صنايع غذايى تكنولوژى حاكم است ولى تغيير زياد نيست. مثلاً در نساجى نمى توانستيم در توليد پارچه تغيير زيادى ايجادكنيم. پس صنايع مختلف زمينه هاى كارآفرينى متفاوت دارند. تفاوت افراد هم بسيارمتفاوت است. براى تغيير بايد افراد خوبى هم داشته باشيم. سرمايه هم مهم است. مثلاً سرمايه گذارى براى تغيير تكنولوژى ساخت موتوسيكلت با نوشابه سازى خيلى فرق مى كند. بازار هم فاكتور مهمى است. قدرت خريد مردم بسيار مهم است. در يك جمله، جامعه، شركت، فرد، مدير، بازار، تكنولوژى و صنعت مداخله گر است. شما چقدر با اين حرف موافق هستيد كه فارغ التحصيلان دانشگاههاى ما از رشته هايى كه در آنها تخصص نسبى هم پيدامى كنند نمى توانند درآمد كسب كنند؟ دانشگاهها و كل نظام آموزشى همه را دانشگرا بارمى آورد. دانش را به افراد ياد مى دهيم ولى كارآفرينى و كسب و كار را ياد نمى دهيم. دانشجويان كسب و كارگرا بارنمى آيند. در يك تحقيق ازمديران سؤال شده كه وقتى فارغ التحصيل شديد چه ضعف هايى داشتيد؟ پاسخ داده اند مديريت، بازاريابى، كامپيوتر و زبان خارجى نمى فهميديم. دانشجويان بايد اين پنج مهارت را حين تحصيل در مدرسه و دانشگاه ياد بگيرند. در ضمن بچه هاى ما كارآفرينى، خلاقيت و نوآورى را هم نمى دانند. درمتون درسى مدرسه و دانشگاه هم بايد كارآفرينى و كسب و كار هم گنجانده شود تا بچه ها اين كارها رايادبگيرند. دانشجو بايد يادبگيرد يك راه، كارمندشدن يا علم گرا شدن است و يك راه هم اين است كه خودش كسب و كار انجام دهد. كشورهاى موفق در زمينه كارآفرينى چه كارهايى كرده اند كه ما بايد از آنها الگو بگيريم؟ اولين مسأله مهم ازنظر سياستگذارى اين است كه آزادى و رقابت كامل براى كسب و كار باشد. يعنى مردم فضاى مشوقانه اى برايشان وجودداشته باشد كه بيايند دنبال كسب و كار، كسب و كار ارزش محسوب شود. آنها اين كار را انجام دادند پس براى كسانى كه مى خواستند ايده ها و استعدادهايشان را ارائه دهند و يا حتى شركت ايجاد كنند تسهيلات قايل شدند و حمايت كردند. يعنى مردم را تشويق كردند براى كسب و كار و اين مسأله بسيارمهم است. نكته دوم نظامات حمايتى است كه اين كشورها درست كردند. حمايت هاى رسانه ها، مدارس، دانشگاهها، حمايت هاى مؤثر بوده اند. بايد فضاى خوبى براى كسب و كار ايجاد شود. در ايران خيلى كار انجام مى شود. مثلاً در عسلويه بوشهر جوان هاى ايرانى بسيار درحال كار هستند. در فاز دو و سه آن فرانسوى ها باورشان نمى شد كه اين جوان ها فارغ التحصيل دانشگاههاى ايران هستند كه به اين خوبى كارمى كنند. در ايران كارهاى زيادى مى شود صورت داد. ايرانى ها استحقاق رشد بيشترى دارند. بايد شرايطى فراهم كنيم كه كسب و كار ارزش محسوب شود. دركشور ما ايجاد شركت هنوز به يك كار ارزشمند تبديل نشده است. بايد ايجاد همه نوع شركت اعم از شركت خانگى، فاميلى، اينترنتى و... ارزش محسوب شود. نكته مهم در پيشرفت كشورهاى صنعتى يا پيشرفته تر ازما اين است كه درآن كشورها كسب و كار را توسعه داده اند. توسعه كسب و كار الزاماتى دارد، كه يكى از آنها سرمايه گذارى است. ديگرى فضاى امن است، بعدى ايجاد محيط آكنده از عدالت وبرابرى در دستيابى به امكانات و فرصت هاست يعنى اينكه فرصت ها به طور مساوى دردسترس هم باشد. به اين معنى كه مثلاً بتوانند وام بگيرند و... شما حتماً تحقيقاتى درمورد كارآفرينان ايرانى انجام داده ايد. اگر ممكن است به عوامل موفقيت كارآفرينان ايرانى اشاره كنيد. تحقيقى درمورد ۳۰۰ كارآفرين موفق ايرانى صورت گرفته است ازجمله نتايج اين تحقيق اين بوده است كه اكثريت كارآفرينان از صفر شروع كرده اند. يعنى هيچ امكاناتى نداشته اند و به همين دليل زحمات بسيارى كشيده اند. اكثر آنها سختكوش بوده اند وروحيه تغيير و تحول گرا داشته اند. بسيارى از آنها تحصيلكرده بوده اند. ازميان اين ۳۰۰ كارآفرين ۲۰۰ نفر آنها در زمينه صنايع فعال بوده و ۱۰۰ تن از آنها درحوزه IT مشغول به كار بوده اند. اينها كه اشاره شد ويژگى هاى مشترك كارآفرينان موردتحقيق ما بوده اند. به عنوان آخرين سؤال چشم انداز آينده را ازجهت توسعه كسب و كار يا كارآفرينى، چگونه مى بينيد؟ كشور ما همواره ازنظر اقتصادى، سياسى و اجتماعى درحال رشد بوده است. هردولتى اعم از راست، چپ و هر برسركارآمده است وضعيت ازقبل بهتر شده ولى مهم سرعت رشد اقتصادى ماست كه بايد افزايش يابد. اين نكته را نبايد از ياد ببريم كه وجود پول نفت هميشه به عنوان يك موتور قوى قدرت توسعه كشور ما را داشته است. يعنى بستر اوليه وجوددارد و بقيه عوامل مثل مديريت، خلاقيت، نظم و... است كه وضعيت كشور را بهبود مى دهد. اميدوارم با همه محدوديت ها اوضاع بهتر شود.
|