- ابوالفضل خطيبى، متولد ۱۳۳۹ گرمسار
- محقق زبان و ادب فارسى، شاهنامه پژوه
- ليسانس رشته تاريخ از دانشگاه شيراز
- فوق ليسانس رشته فرهنگ و زبان هاى باستانى از پژوهشگاه علوم انسانى
- عضو هيأت علمى فرهنگستان زبان و ادب فارسى
- معاون سردبير «نامه ايران باستان»: مجله بين المللى مطالعات ايرانى
- نويسنده و ويراستار علمى گروه تاريخ دايرة المعارف بزرگ اسلامى (۱۳۶۹-۱۳۷۵)
- عضو شوراى تخصصى گروه علوم انسانى مركز نشر دانشگاهى
- معاون گروه فرهنگ نويسى فرهنگستان زبان و ادب فارسى زير نظر دكتر على اشرف صادقى
- شاگردى در محضر اساتيدى چون دكتر كتايون مزداپور، دكتر محمد تقى راشد محصل، دكتر مهشيد ميرفخرايى، دكتر زرشناس، دكتر صادق سجادى، دكتر زرياب خويى، دكتر على اشرف صادقى
- دريافت جايزه حاميان نسخ خطى به خاطر مقاله «اصالت كهن ترين نسخه شاهنامه: فلورانس ۶۱۴ هـ . ق»
- نگارنده بيش از صد مقاله علمى به ويژه درباره شاهنامه در دانشنامه ها و مجلات تخصصى ادبى
- همكارى در تصحيح شاهنامه با دكتر جلال خالقى مطلق در جلد هفتم
- از مقالات او مى توان:
سرگذشت سيرالملوك ابن مقفع، يكى نامه بود از گه باستا، داستان بهرام گوروآزاده، دنياى پر رمز و راز مهر، نگاهى به فرهنگ هاى شاهنامه از آغاز تا امروز و ...
- كارهاى در دست چاپ:
تصحيح و شرح ابيات دفتر هفتم شاهنامه، ترجمه كتابى با عنوان تقدير باورى در شاهنامه و ويس ورامين از هلمر رينگرن، گزيده مقاله هاى نشر دانش درباره شاهنامه و ...
|
|
|
زهرا طهماسبى:شاهنامه هويت فرهنگى ماست. آنچه فردوسى بزرگ به ثمر رساند، اينك بعد از گذشت حدود هزارسال به يكى از مهمترين اسناد در بررسى تاريخ و فرهنگ ما بدل شده و آن گونه كه چاپ هاى متعدد آن پژوهش پژوهشگران مختلف ايرانى و خارجى نشان مى دهد، اين اثر عظيم غير از نقش ويژه اش در ادبيات فارسى، مركز پژوهش هاى ايران شناسى نيز شده است. اما با وجود تحقيقات پژوهشگران ايرانى و خارجى همچنان نكات فراوان بسيارى در مورد انديشه هاى فردوسى و جايگاه رفيع شاهنامه ناگفته مانده و در بسيارى از موارد، برداشت هاى نادرست پژوهشگران و همچنين الحاقات گوناگون سبب بروز مشكلات بى شمار در فهم شاهنامه و قضاوت درباره آن شده است. در اين شرايط تنها راه نزديك شدن به شاهنامه واقعى خواندن نتيجه تحقيقات پژوهشگران است كه با خود پيمان بسته اند هيچگاه از بررسى علمى اين اثر جاويد دست نكشند. ابوالفضل خطيبى يكى از اين چهره هاست گرچه جوانتر از بسيارى پژوهندگان كهنه كار فردوسى است اما پژوهش بى وقفه اش در زمينه شاهنامه و چاپ مقاله هاى او در سالهاى اخير راهگشاى رسيدن به انديشه هاى فردوسى و نزديك شدن به اين اثر مهم بوده است.
ابوالفضل خطيبى، پژوهشگر ادبى، در يكى از روستاهاى حاشيه كوير گرمسار به دنيا آمده، تحصيلات ابتدايى را در همان روستا و دوره هاى راهنمايى و دبيرستان را در بخش آرادان گذرانده است، ميل به دانستن در او سبب شد تا رشته تاريخ را انتخاب كند و در تمام دوران تحصيل اين انگيزه او را برآن داشت تا مطالعه و كتابخوانى، يكى از تفريحات جدى اش باشد و از اين تفريح هميشه لذت ببرد. بين سالهاى ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۳ كه دوران تحصيل او در رشته تاريخ بود، او همواره به اين مى انديشيد كه در محيطى پژوهشى و علمى قرار بگيرد تا بتواند آرزوى ديرينه اش كه همانا پژوهش بود را برآورده كند. به خاطر وقفه اى كه در اتمام تحصيلات كارشناسى اش - تعطيلى دانشگاهها - رخ داد، او سرانجام در سال ۱۳۶۳ توانست در رشته تاريخ فار غ التحصيل شود.
بعد از آن به خدمت وظيفه رفت و در همان دوران به پيشنهاد يكى از دوستانش در دايره المعارف بزرگ اسلامى به صورت نيمه وقت به همكارى مشغول شد. اين همكارى سرآغازى براى تكوين و ساخت زندگى علمى او شد و حضور استادانى چون دكتر زرياب خويى، استاد مسلم تاريخ در پرورش شخصيت و زندگى علمى او بسيار مؤثر افتاد. عشق و علاقه به كار تحقيقى و تشويق استادان باعث شد خطيبى در كارش تبحرى خاص يابد تا جايى كه همپا با ديگر اساتيد در تأليف مهمترين مقالات دايره المعارف شركت مى جست و آثارى جدى در اين زمينه تأليف كرد كه مى توان از ميان آنها به مدخل هاى ابوسعيد بهادر، بيژن و منيژه، ابوسهل زوزنى، اسدى طوسى، اتابكان آذربايجان و ... اشاره كرد.
هنگامى كه مقاله «ابوسعيد بهادر» در يكى از مجلدهاى دايره المعارف بزرگ اسلامى در كنار مقاله دكتر زرياب خويى با نام «ابوسعيد گوركان» به چاپ رسيد، استاد زرياب خويى با تشويق و محبت هايش او را شديداً مورد لطف قرار داد و اسباب جديت و تمركز او را بيش از پيش فراهم كرد. پيش از آن زمان خطيبى به بخش تاريخ دايره المعارف بزرگ اسلامى منتقل شده بود و زير نظر دكتر صادق سجادى، در زمينه تاريخ فعاليت مى كرد. حاصل پژوهش او در اين بخش تأليف بيش از ۴۰ مقاله و مدخل است.
خطيبى به پيشنهاد دكتر فتح الله مجتبايى، رئيس گروه ادبيات فارسى، مقاله ابوعلى بلخى و اسدى طوسى را نوشت كه در ابتداى راه، براى او كه جوانى تازه كار بود كارى صعب وسخت به نظر مى آمد اما او مانند هميشه از عهده اش به خوبى برآمد و مقاله هاى شايسته از خود به جا گذاشت، علاقه وافر خطيبى به ادبيات حماسى او را بر آن داشت تا در زمينه فرهنگ وزبان هاى باستانى ادامه تحصيل دهد. در سال ۱۳۷۲ در رشته فرهنگ و زبان هاى باستانى پژوهشگاه علوم انسانى رتبه دوم را از آن خود كرد و همين امر سبب شد تا بتواند با آگاهى از فرهنگ و زبان هاى باستانى ايران بعدها به خوبى در زمينه شاهنامه آثار مؤثرى از خود عرضه كند، چرا كه بديهى است يك محقق رشته ادبيات حماسى بدون آگاهى از فرهنگ و زبان هاى باستانى نمى تواند موفق باشد.
|
|
|
ابوالفضل خطيبى از حضور استادانى چون دكتر كتايون مزداپور، دكتر محمدتقى راشد محصل، دكتر مهشيد ميرفخرايى، دكتر زرشناس بهره جسته و از زنده ياد دكتر احمد تفضلى نيز بهره ها اندوخته است. او در سال ۱۳۷۵ توانست مدرك فوق ليسانس خود را دريافت كند. موضوع پايان نامه اش «بررسى آثار اسدى طوسى و ارتباط آنها با فرهنگ زبان هاى باستانى» بود كه او در اين رابطه توانست با بررسى سه اثر مهم و تأثيرگذار اسدى طوسى كه اول سرودن گرشاسبنامه دوم لغت فرس اسدى سوم سرودن پنج مناظره مهم و بديع است، ارتباط گرشاسبنامه را متون پهلوى، اوستايى و ديگر زبان هاى ايران باستان مشخص كند و تطبيق دهد، براى مثال گرشاسبنامه در اوستا چه نقشى دارد و يا در متون پهلوى چه نقشى داشته و تفاوت آنها چه بوده است و ...
گرشاسبنامه بعد از شاهنامه يكى از مهمترين و بزرگترين منظومه هاى حماسى محسوب مى شود و لغت فرس نيز نخستين فرهنگ فارسى است كه امروزه به دست ما رسيده است و مناظرات اسدى طبعاً براساس يك سنت ادبى كه در ابيات پهلوى - درخت آسوريك - وجود داشته سروده شده و از معروف ترين آثار ادبى در پهنه تاريخ ادبيات محسوب مى شود.
خطيبى بعد از اتمام كارشناسى ارشد به عنوان عضو هيأت علمى فرهنگستان زبان و ادب فارسى، درگروه فرهنگ نويسى زير نظر دكتر على اشرف صادقى مشغول به كار شد.
دكتر على اشرف صادقى كه بنا به نظر ابوالفضل خطيبى از نوابغ دوران ما محسوب مى شود در رشته هاى زبان شناسى و ادب فارسى استادى كم نظير است.
ابوالفضل خطيبى نيز با استفاده از راهنمايى ها و صحبت هاى على اشرف صادقى توانسته در مدت زمانى كه با واحد فرهنگ نويسى همكارى دارد، آثار در خور توجهى از خود به جا بگذارد.
علاقه او به شاهنامه و متون كهن باعث شد او با خود عهد ببندد تا تحقيق در زمينه شاهنامه را تا پايان عمر ادامه دهد و شرايطى فراهم آمد تا او بتواند به عهد خود وفادار باشد. زيرا در حدود ۵ سال پيش با دريافت نامه اى از دكتر جلال خالقى مطلق از هامبورگ - شاهنامه پژوه نامى - فصلى ديگر در زمينه پژوهش شاهنامه در زندگى اش ورق خورد. او توانست در تصحيح شاهنامه به دكتر جلال خالقى مطلق كمك كند و طى ۵ سال گذشته تاكنون همواره تمام توان و همت خود را در تصحيح جلد هفتم اين شاهنامه به كار بسته است و در كنار جلدهاى ديگر كه دكتر جلال خالقى مطلق (جلدهاى يكم تا پنجم و هشتم) و دكتر اميد سالار (جلد ششم) تصحيح كرده اند در سالهاى آينده حاصل زحمات او نيز به بازار كتاب عرضه خواهد شد و دوستداران شاهنامه مى توانند از آن استفاده كنند. مهمترين ويژگى هاى اين تصحيح جديد كه متنهاى مصححان قبلى فاقد آنها بود، به قرار ذيل است:
۱- بررسى و ارزيابى بيش از ۴۵ دستنويس شاهنامه و انتشار نتايج اين بررسى ها در مقاله هاى متعدد و سرانجام، گزينش ۱۵ دستنويس از كهن ترين و معتبرترين آنها براى تصحيح.
۲- انتخاب كهن ترين و معتبرترين دستنويس نويافته، يعنى دستنويس فلورانس (مورخ ۶۱۴ هـ .ق مشتمل بر نيمه نخست شاهنامه) به عنوان دستنويس اساس.
۳- به كار گيرى اصول علمى تصحيح متن به ويژه اصل «ضبط دشوارتر برتر است» خالقى با بهره گيرى عينى و محتاطانه از اين اصل برخلاف برخى مصصحان پيشين از دستنويس اساس كوركورانه پيروى نكرده است.
۴- استفاده از ترجمه عربى بندارى از شاهنامه (از دفتر دوم به بعد به طور كامل)
۵ - پيروى از شيوه اى علمى و ساده در ثبت نسخه بدل ها، چنان كه خواننده با نگاهى به زير صفحات به آسانى مى تواند نه تنها به ناهمخوانى ضبط ها، كه به همخوانى آنها نيز پى ببرد.
۶- اتخاذ «روش تحقيقى» و استفاده منطقى از منابع جنبى در تصحيح متن.
از ديگر فعاليت هاى ابوالفضل خطيبى، همكارى در تدوين فرهنگ جامع زبان فارسى به عنوان معاون گروه فرهنگ نويسى در فرهنگستان زبان و ادب فارسى، زير نظر دكتر على اشرف صادقى است كه كارى بس عظيم و قابل ستايش است. او با حضور و همكارى مستمرش در گروه فرهنگ نويسى به فرهنگ ايران و ادبيات خدمت شايانى مى كند. از مقالات او در زمينه شاهنامه كه بيش از صد عنوان مقاله است مى توان به:
راوى و روايت مرگ جهان پهلوان در شاهنامه، نگاهى به فرهنگ شاهنامه، اسفنديار در برزخ، در دفاع از فردوسى (ترجمه)، جدل هاى جديد درباره شاهنامه از منظر ادبيات تطبيقى، باز هم ضحاك مار به دوش، اصالت كهن ترين نسخه شاهنامه فلورانس، ۶۱۴ هـ . ق، كاتب خوش ذوق و دردسر مصحح و ... اشاره كرد.
در مقاله «اصالت كهن ترين نسخه شاهنامه فلورانس، ۶۱۴ هـ .ق» كه امسال جايزه ويژه حاميان نسخ خطى را نيز از آن خود كرد، مى خوانيم:
«نسخه فلورانس، كهن ترين و معتبرترين نسخه شناخته شده شاهنامه است و در نيمه نخست شاهنامه، در تصحيح خالقى، به درستى، اساس تصحيح قرار گرفته است. افزون براين، اين نسخه راهنماى بسيار خوبى است براى ارزيابى نسخه هاى ديگر، به ويژه اقدم نسخ كامل شاهنامه در نيمه دوم.
نسخه فلورانس در ميان نسخه هاى امهات متون زبان فارسى، سرگذشت غمبارى داشته است و جفايى كه بر آن رفته بر هيچ يك از نسخ خطى فارسى نرفته است.
در مقاله «بيت هاى زن ستيزانه در شاهنامه» نيز خطيبى نوشته است: «در شاهنامه بيت هاى بسيارى در توصيف و ستايش ويژگى هاى ظاهرى و معنوى نيكوى زنان آمده است. توصيف هايى از اين دست فراوان به چشم مى خورد: آراسته همچون بهار، آرايش روزگار، پرى چهره، سروسهى، ناسفته گوهر، آرام دل، بهشتى روى ماه ديدار.
ولى در شاهكار فردوسى بيت هايى نيز هست كه زن ستيزانه است و در آن عقايد منفى نسبت به زن ابراز شده است كه معروفترين آنها الحاقى اند.
به نظر ابوالفضل خطيبى ابهاماتى كه تاكنون درباره ديدگاههاى فردوسى در مورد مسائل مختلف از جمله مسأله زن پديد آمده غالباً از سه جا سرچشمه گرفته است: اول نشناختن منبع شاهنامه دوم تميز ندادن بيت هاى الحاقى از اصلى و سوم جدا كردن بيت هايى از شاهنامه و بررسى آنها، بى آنكه به متن و بافت داستانهايى توجه شود كه بيت ها را در بردارد.
از ديگر آثار ابوالفضل خطيبى شرحى است كه برجلد هفتم شاهنامه خالقى خواهد نوشت. اين كتاب تحقيقى شرح ابيات شاهنامه و از ويژگى هاى خاصى برخوردار است.
«فرهنگ جامع شاهنامه» نيزا ز ديگر آثار آينده ابوالفضل خطيبى است كه از لحاظ علمى جانشين فرهنگ ولف - فرهنگ جامع شاهنامه - خواهد شد. در اين فرهنگ كه براساس تصحيح خالقى انجام خواهد شد، نگارنده سعى برآن دارد تا همه لغات، اعلام و بسامد واژه ها را مد نظر قرار دهده تا خواننده با مراجعه به واژه بتواند بسامد آن را نيز به دست آورد.
از ديگر تأليفات او مى توان به ترجمه كتابى با عنوان «تقدير باورى در شاهنامه و ويس و رامين» از هلمر رينگرن اشاره كرد كه مركز نشر دانشگاهى سال آينده آن را منتشر خواهد كرد.
ابوالفضل خطيبى تاكنون بيش از صد مقاله و نقد كتاب در مجلات نشر دانش، نامه فرهنگستان، نامه ايران باستان و دانشنامه ها و مجموعه هاى مختلف به چاپ رسانده است كه بسيارى از آنها، با شاهنامه مرتبط بوده اند...
و اما صفحه مهرگان امروز روزنامه ايران، جشن نامه همه استادان ابوالفضل خطيبى را منتشر كرده است؛ دكتر على اشرف صادقى، دكتر كتايون مزداپور، دكتر محمدتقى راشد محصل، دكتر جلال خالقى مطلق و ... و خطيبى گرچه جوانتر از آن است كه در صفحه مهرگان و براساس روال تقدير از بزرگان در اين صفحه قرار گيرد، اما جوانى او مانع از ناديده انگاشتن توانمندى ها و استعداد او نيست و چه بسا برانگيختن شوقى در او با به يادآوردن توانايى هايش، در راه درازى كه براى تأليف و خلق آثار تازه در پيش دارد، خدمتى باشد به فرهنگ و ادب ايران زمين...