حوالى اقيانوس آرام، جايى كه دوغول بزرگ آسيا خفته اند ايرانيها طرح يك دوستى وهمكارى بلند مدت را مى ريزند؛دوستى با كشورى كه به عنوان يكى ازنمونه هاى موفق توسعه شهرت گرفته است.ساكنان حوزه پاسيفيك وخاور دور جملگى درحلقه شركاى ايران وارد شده اند اما دوستى با مالزى آهنگ ديگرى دارد.تهران و كوالالامپور با شتابى زايدالوصف در جاده توسعه روابط گام برمى دارند.
حجم وابعادمبادلات اين دو يار آسيايى كه يكى كشورى جوان وديگرى عضوى كهنسال درجغرافياى جهانى است با هيچ كشور ديگرى قابل قياس نيست.منحنى روابط آنها اكنون در نقطه اى قراردارد كه اطلاق مفهوم «دوستى استراتژيك»براى اين دو واحد آسيايى - اسلامى گزاف نخواهد بود.
آنها براستى به سوى يك ائتلاف خيز برمى دارند، يا دست كم همه سازوكار يك جبهه ائتلافى را در مراوداتشان فراهم كرده اند.اينكه همگرايى تهران و كوالا لامپور يك انتخاب وگزينه در دستگاه ديپلماسى دو كشور است يا ناشى از جبر والزام شرايط بين المللى ، بحث ديگرى است اما آنچه پيدا است خط همكارى كاملاً تازه اى اكنون جلوى ديد ما بين جنوب غرب وشرق آسيا رسم شده است.
چنين خط تماسى راايرانيها حتى با دو شريك ديرين خود در چند قدمى مالزى يعنى چين وژاپن ندارند.تهران وكوالالامپورهمكارى خود را از مبادلات اقتصادى شروع كردنداما اكنون تعامل آنها از سطح مالى وسياسى فراتر رفته و به سوى يارگيريهاى استراتژيك كشيده شده است.كافى است به آنچه در جلسات رايزنى ديپلماتهاى دوطرف برسر ماجراى هسته اى مى گذرد نگاه افكنيد.سفيران مالزى درجايگاه رئيسان گروه غيرمتعهدها چنان سپر دفاعى دربرابر تهديدات جناح غرب عليه ايران مى گيرند كه گويى حريم امنيتى خود آنان درمخاطره افتاده است.
شايد درمقطع كنونى براى نشان دادن ردپاى دوستى استراتژيك درروابط دو كشوربرهانى قاطع تر ازاين نباشد كه آمد ورفت سه دولت د ر ايران با نگرشهاى گوناگون هيچ نوسانى در بستر مناسبات دوكشور پديد نياورد.در اين مدت مناسبات ايران حتى باهمسايگان دور ونزديك مالزى دچار افت وخيز شد اما همسويى با كوالالامپور بركنار ازموجهاى مناقشه انگيز سياست ايران به راه خود ادامه داد.گويى اجماعى قاطع درميان رجال ايرانى حول دوستى با مالايايى ها به وجود آمده است كه سياست خارجى احمدى نژاد همان اندازه به دنبال گسترش همكارى با كوالالامپور است كه ديپلماسى هاشمى وخاتمى بود.
به هر حال تهران وكوالالامپور با سفر تازه رئيس جمهور ايران فصل تازه اى ازگفت وگو وتلاش براى تكميل بناى دوستى را مى گشايند.محمود احمدى نژاد درشرايطى متفاوت ازگذشته با دوستان آسيايى اش به مذاكره نشسته است.اين فضاى متفاوت را جبهه غرب با حوادث جنجالى در دو محور پرونده هسته اى ايران وتعرض به مقدسات مسلمانان پديدآورده است.بر پايه اين شرايط است كه آنها لاجرم ثقل روابط ورايزنى خود رابر عرصه سياسى بايد استوار كنند ودرجايگاه دو عضو كليدى سازمان كنفرانس اسلامى وجنبش غيرمتعهدها براى موج تهديدات غرب چاره انديشى كنند.
با اين همه پرسشهايى جدى پيش روى ناظران ايرانى درتحليل افقهاى روابط دو كشور وجود دارد، ازجمله اينكه ظرفيت مالزيايى ها براى تحقق انتظارات ايران از رياست گروه غير متعهدها چه قدر است واين شريك آسيايى تا كجا امكان همراهى با تهران را در برابر موج تهديدات گروه غرب دارد.
براى دست يافتن به دورنمايى روشن از آينده روابط دو كشور ناگزير بايددر زمينه ها وريشه هاى دوستى دوكشور تأمل كرد وآنچه در بستر علايق سياسى، اقتصادى وفرهنگى دوكشور گذشته است راازنگاه گذراند.
شالوده دوستى بر پايه انديشه هاى ماهاتير
درحكومت نوپاى مالزى ،ماهاتير محمد نه تنها معمارتوسعه اين سرزمين شناخته مى شود بلكه پايه گذارتفكر دوستى با ايران نيز هست.تئورى توسعه رهبرى مالزى به احياى غرور خرد شده ملتهاى آسيا نظر داردوبرآن است تا محوريت دانش وتكنولوژى رااز غرب خارج كندوجهان شرق وملتهاى جنوب را به سوى« توازن تمدنى» سوق دهد . دراين تئورى از تمام المانهاو نمادهاى اسلامى وشرقى براى احياى حس اقتدار وتيز كردن اراده آسيايى ها بهره گرفته مى شود و رجال مالزى به هر طرح وايده نوگرايانه دولتمردان شرق آغوش استقبال مى گشايند . گرايش رهبران مالزى به انديشه سياسى ايرانيها نيز در اين راستا صورت گرفت .ماهاتير در نقش يكى از چهره هاى كاريزماى جهان سوم توانست خون همگرايى درميان ملل شرق به گردش درآورد.او در تعقيب اين انديشه خود رجال سياسى ايران را زوجى مطمئن يافت.بر همين اساس رهبرى مالزى در عين پرهيز از افراطى گرى دوشادوش ايرانيها به گشودن جبهه وسيع نقد سياست جارى غرب همت گماشت.
«ماهاتير محمد» دراين راستا بسيارى از شخصيت هاى سياسى، فرهنگى و رؤساى سازمان هاى دولتى و غيردولتى را از سراسر جهان در كوالالامپور گردآوردو با برشمردن اشتباهات سياست ورزان غرب بويژه آمريكا، بكارگيرى استانداردهاى دوگانه در برخورد باكشورهاى اسلامى و جمهورى اسلامى ايران را به چالش كشاند.
وى بيشترين مخالفت راباتعرضات بوش به خاورميانه به عمل آوردواعلام كرد آمريكا با تجاوز به عراق اين حق را براى خود قائل شده است تا به هر كشورى كه مى خواهد حمله كند. انديشه انتقادى ماهاتير را جانشينان او دنبال كردند.احمد بداوى شخصى كه دست راست ماهاتير دراجراى ديپلماسى اتحاد شرق او بود در دوران صدارت خويش حلقه هاى همكارى با شرق بويژه ايران را تثبيت كرد.او به تأسى از سياست استقلال طلبانه ايران به انتقاد از آمريكا در بكارگيرى هنجارهاى دوگانه در روابط بين الملل پرداخت .
ناظران سياسى بارها اين سخن معروف ماهاتير رااززبان بداوى شنيدندكه مى گفت: وقتى رئيس جمهورى اسلامى ايران از جنايات اسرائيل سخن مى گويد، غرب و در رأس آن آمريكا عليه ايران موضع مى گيرند اما وقتى كه اسرائيل حق مردم فلسطين را از بين مى برد، با سكوت قدرتهاى دنيا مواجه مى شود. همين بينش باعث شد كوالالامپور به انجام تحولى گسترده در روابط خويش با ايران دست زندبا نگاه به تقويم همكارى دوكشور به وضوح مى توان اين ايده وعزم را لمس كرد. اولين فصل اين تحول را بايد در سه دور ديدار سيد « محمد خاتمى» رئيس جمهورى پيشين كشورمان و چهار ديدار نخست وزير سابق و كنونى مالزى از ايران جست وجو كرد.
رئيس جمهورى پيشين ايران اواخر تير ماه ۱۳۸۱به مالزى سفر كرد كه حاصل اين ديدار ، امضاى هشت سند همكارى ميان دو كشور بود.
اين يادداشت تفاهم ها و سندهاى همكارى در زمينه هاى تشويق و حمايت متقابل از سرمايه گذاريها ، گردشگرى ، امور زنان و خانواده ، مركز توسعه صادرات ايران و سازمان توسعه تجارت خارجى ، مخابرات ، همكارى اتاقهاى بازرگانى دو كشور و تشكيل شوراى تجارى ايران و مالزى بود.
شركت رئيس جمهورى پيشين ايران در دو نشست سران جنبش غيرمتعهد در اسفند ماه ( ۱۳۸۱ ۲۳تا ۲۵فوريه ۲۰۰۳ ) و سازمان كنفرانس اسلامى در اواخر مهرماه (۱۳۸۲ ۱۷و ۱۸اكتبر ۲۰۰۳ )و ديدار مقامات بلندپايه دو كشور در حاشيه اين اجلاسها در راستاى گسترش مناسبات دو جانبه و چند جانبه قابل ارزيابى است. «ماهاتير محمد» و «عبدالله احمد بداوى» نخست وزيران سابق و كنونى مالزى نيز هر كدام طى ۱۰سال گذشته دو بار از ايران ديدن كرده اند.
نخست وزير كنونى مالزى كه از اوايل آبان ۱۳۸۳(آخر اكتبر ۲۰۰۳ ) زمام امور را در مالزى بدست گرفته است ، اواخر بهمن ماه ۱۳۸۲در نشست سران عضو توسعه ۸در تهران شركت كرد. وى همچنين در ارديبهشت سال جارى براى ديدارى دوجانبه و گشايش نمايشگاه اصفهان به ايران سفر كرد و در اين ديدار بود كه با حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى ملاقات كرد.
مناسبات سياسى و ديپلماتيك ايران و مالزى با پيش درآمد مذاكرات رهبران دو كشور در آستانه تشكيل دولت نهم مهياى يك جهش شد. «عبدالله احمد بداوى» نخست وزير مالزى از جمله نخستين رهبران كشورهاى آسيايى بود كه انتخاب «محمود احمدى نژاد» به عنوان رئيس جمهورى اسلامى ايران در يك انتخابات آزاد را به وى تبريك گفت. نخست وزير مالزى با تبريك اين انتخاب تأكيد كرد: روابط گرم كوالالامپور و تهران تحت تأثير هيچ رويدادى قرار نخواهد گرفت.
رياست مالزى بر كنفرانس اسلامى بزرگترين فرصت همكارى را براى طرفين فراهم كرد .مالزيايى ها براى دفاع از حقوق شريك هسته اى خود دركريدورهاى سازمانهاى بين المللى ومنافع مسلمانان سنگ تمام گذاشتند واكنون محمود احمدى نژاد بر بستر اين همكارى سنگ بناى جديد دوستى را مى نهد.
پيش به سوى اعتلاى فرهنگ آسيايى
مالزى در نقش يك قدرت اقتصادى در عرصه جهانى قد بر افراشت اما اين قدرت نو ظهور اقتصادى ، بزودى قدرت تكنولوژى خود را در جهت ورود به جمع مدعيان عرصه ارتباطات به كار بست.كوالالامپورنه تنها دروازه كشور رابه سوى ارتباطات فرهنگى گشود بلكه كوشيد خود را چهارراه تعاملات فكرى جهان اسلام نشان دهد.
از اين منظر بود كه مالزياييها كم كم حوزه مراودات خود با ايران را از اقتصاد به سوى فرهنگ وفناورى سوق دادند. از نگاه آنان مكتوم نبود كه ايرانيها بر ذخاير غنى فرهنگ وتمدن تكيه زده اند لذا سهمى شايان براى ترويج زبان فارسى قائل شدند در همين راستا است كه در حوزه فرهنگ و آموزش راه اندازى كرسى زبان فارسى در دانشگاه دولتى «پوترا مالزى» كه با استقبال نسبتاً خوب دانشجويان مالايى مواجه شده ، يكى از برنامه هاى رو به رشد فرهنگى و آموزشى مالزى و ايران بوده است. برپايه توافق بين وزارتخانه هاى علوم ، تحقيقات و فناورى ايران با آموزش (آموزش عالى) مالزى ، اساتيد زبان فارسى از ايران از زمان داير شدن اين كرسى به مالزى اعزام شده اند.
شركت محققان و پژوهشگران دو كشور در اجلاسها و همايشهاى متقابل ، از جمله شركت انديشمندان و صاحب نظران مالزى در كنگره سالانه خليج فارس ، كنفرانس درياى خزر ، همايش جهان اسلام ، كنگره ابوعلى سينا ، همايش اسلام و ژاپن و حضور انديشمندان ايرانى در كنفرانسهاى فقرزدايى ، بهداشت و جمعيت در آسيا ، تنوع زيستى ، اجلاس رسانه اى آسيا و زبان شناسى و گفتمان اسلام و غرب در اين راستا بوده است.
روند ورود دانشجويان در مقاطع مختلف تحصيلى به مالزى به ويژه در مقطع كارشناسى با شتاب بسيار ادامه دارد. در حالى كه در سالهاى ۸۰تا ۸۱شمار دانشجويان ايرانى در مالزى از مرز ۵۰تن تجاوز نمى كرد، اينك اين رقم از يك هزار و ۴۰۰نفرنيز فراتر رفته است.
جريان فزاينده مراودات اقتصادى
اما رشد علايق سياسى و فرهنگى ميان ايران ومالزى عرصه را براى مناسبات اقتصادى تنگ نكرد.جريان صادرات ايران به سوى اين نقطه جنوب شرق آسيا تداوم يافت ودرهمان حال بازار ايران همچنان موقعيت خود را در جلب نگاه مالزياييها حفظ كرد.
آمارهاى رسمى نشانگر آن است كه حجم صادرات ايران به مالزى در سال ۱۳۷۶ ، ۳۶/۵ميليون دلار بود كه اين ميزان در سال ۱۳۸۳تا رقم ۲۵۸ميليون دلار افزايش داشته است كه خود اين رقم نيز در مقايسه با سال قبل از آن با بيش از ۱۶۰درصد افزايش روبرو بوده است. رشد چشمگير ۴۰درصدى ارزش مبادلات تجارى دو كشور در سال ۲۰۰۴نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۰۳نشانه بارزى از تمايل تهران و كوالالامپور براى گسترش روابط تجارى و اقتصادى بشمار مى رود. در مجموع ، حجم مبادلات تجارى ميان دو كشور كه در سال ۱۳۷۶به ۱۰۱ ميليون دلار بالغ مى شد ، با حدود ۶۰۰درصد افزايش به ۷۳۰ميليون دلار در سال ۲۰۰۵رسيده است. تحول عمده اى كه در روابط تجارى دو كشور براى نخستين بار پديدار شده، تراز تجارى بين دو كشور است كه در سال ۲۰۰۵به نفع ايران تغيير يافت.
عمده اقلام اصلى صادراتى ايران به مالزى بجز نفت ، شامل ماشين آلات ، محصولات شيميايى ، مواد غذايى ، خشكبار ، مصالح ساختمانى ، كالاهاى صنعتى و پيش ساخته مى شود. ايران بطور عمده روغن نخل ، محصولات شيميايى ، كائوچو ، كالاهاى صنعتى ، چوب الوار و مواد غذايى از مالزى وارد مى كند. حجم مبادلات تجارى ايران و مالزى در سال ۲۰۰۵به رقم ۷۳۰ميليون دلار رسيد كه بالاترين رقم در طول تاريخ روابط دو كشور بوده و بدينسان جايگاه ايران در ميان شركاى اقتصادى مالزى در منطقه غرب آسيا ، به رديف سوم ارتقا يافته است.
پيامهاى آخرين ديدار
ملاقات سران دو شريك آسيايى در وضعيتى انجام مى شود كه فضاى بين المللى بيش از هر زمان رنگ چالش گرفته و بلوك سياسى غرب به تلاشى گسترده براى نهادينه كردن ارزشها و استانداردهاى خود دست زده است.دراين ميان تهران وكوالالامپور در صف رهبران دول اسلامى خود رابا مسؤوليتى سنگين مواجه مى بينند.
مردان سياسى مالزى در شرايط كنونى با نوعى احساس هم سرنوشتى پاى مذاكره با رئيس جمهور ايران حاضر شده اند.توفيق وناكامى ايران در آزمون سختى كه در پيش دارد براى مالزيايى ها و اعضاى گروه عدم تعهد مفهومى روشن دربر دارد .بر همين اساس سران تهران وكوالالامپور اميدوارند اين ديدار به پايان انفعال وآغاز حركتى جمعى ازسوى سياستمداران شرق در دفع تهديدات غرب انجامد.