دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Mar 6, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
احمدرضا دالوند
نگارخانه ها در نگاه شهر
احمدرضا دالوند
نگارخانه هفت ثمر
نمايشگاه نقاشى هنرمند معاصر
استاد ناصر آراسته
250059.jpg
ناصر آراسته، نقاش و استاديار دانشگاه در سال ۱۳۷۹ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نشان دكترا دريافت كرد. آراسته در سال ۱۳۴۴ از هنرستان نقاشى هنرهاى زيباى پسران و در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاى زيبا با درجه ممتاز فارغ التحصيل شد.وى هم اكنون مدرس دانشگاه هاى تربيت معلم، تهران، الزهرا و آزاد است و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸ عضو هيأت علمى و مدير گروه نقاشى دانشكده هنر دانشگاه الزهرا بوده است. ناصر آراسته، متخصص خبره شوراى ارزيابى هنرمندان كشور در رشته هاى «تاكسيدرمى»، «ديوراماسازى» و «هنرهاى تجسمى» است.آراسته از سال ۱۳۵۲ تا سال ۱۳۵۶ مدير آتليه نقاشى سازمان حفاظت محيط زيست در قسمت «ديوراماسازى» بوده است.آراسته در طول زندگى هنرمندانه اش بيش از ۲۰۰۰ تابلوى نقاشى رنگ روغن، آبرنگ و پاستل در سبك هاى مختلف خلق كرده است و به مدت حدود ۴۰ سال مديريت آموزشگاه آزاد هنرى «پل» را به عهده داشته است. وى سالها نيز در بخش دكورسازى و صحنه آرايى تلويزيون فعاليت داشته است.بيش از ۷۰ نمايشگاه انفرادى و گروهى از سال ۱۳۴۳ تاكنون در كشورهاى مختلف جهان، نگهدارى آثار نقاشى در گنجينه موزه هنرهاى معاصر - موزه امام على(ع) - موزه تاريخ طبيعى و شهردارى تهران و... برنده اول مسابقات نقاشى دانشگاه ها و بورس تحصيلى به كشورهاى فرانسه و ايتاليا در سال ،۱۳۴۵ برنده اول مسابقات نقاشى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران و جايزه مخصوص رياست دانشگاه در سال ،۱۳۴۹ برنده ديپلم افتخار مسابقات نقاشى نمايشگاه گل و گياه سال ،۱۳۷۱ استاد راهنماى بيش از يكصد رساله و پروژه نهايى با دانشجويان رشته نقاشى...
زمان برگزارى: جمعه ۱۲ اسفند تا ۱۷ اسفند ۱۳۸۴
ساعات بازديد: ۴ تا ۸ بعدازظهر
نشانى: خيابان مطهرى، خيابان كوه نور، كوچه پنجم، شماره ،۲۵ تلفن: ۸۸۷۳۱۴۰۳
مدير نگارخانه: لى لا ثمرى
250065.jpg
گالرى گلستان
نمايشگاه نقاشى پشت شيشه ناهيد آرين
زمان برگزارى: ۱۲ تا ۱۸ اسفند ۸۴
ساعات بازديد: ۴ تا ۸ بعدازظهر
نشانى: دروس - خيابان شهيد كماسايى - شماره ۴۲
تلفن: ۲۲۵۴۱۵۸۹
مدير گالرى: لى لى گلستان
گالرى هما
نمايشگاه زيورآلات صبا منوچهرى (اهور) يك روايت از سيمرغ Atale of phoenix
صبا منوچهرى متولد ۱۳۴۵ تهران، ليسانس هنرهاى زيبا از دانشگاه تافتس ماساچوست - آمريكا. صبا منوچهرى گواهينامه انستيتو موزه هنرهاى زيباى بوستون و ديپلم انستيتو موزه هنرهاى زيباى بوستون (آمريكا) را اخذ كرده است.
دست ساخته هاى صبا منوچهرى در تمامى مراحل، بيننده را به ياد زيورآلات و مجسمه هاى باستانى ايران مى اندازد. او يك جواهرساز نيست، مجسمه سازى است كه ترجيح مى دهد مجسمه هايش به آدمها آويخته شود. با ديدن آثار او بر پيكر آدمها، تصديق خواهيم كرد كه زيورهاى ايرانى، قرنها مجسمه هاى آويختنى زنان ايران بوده اند. در آثار صبا منوچهرى، الفتى زنانه مستتر است كه انسان را به تملك آنها وا مى دارد، حتى پيش از آنكه مالك يكى از آنها شده باشى. اگر تجانسى ميان زن و زيور نباشد، اين عدم تجانس زود به چشم مى آيد، تا آنجا كه بعضى زيورها را بعضى از انسانها هيچگاه نمى توانند بياويزند. مجموعه سيمرغ صبا منوچهرى،تجربه اى است استه تيك بر موضوع سى پيكر از سى پرنده با عنوان «يك روايت از سيمرغ».
زمان برگزارى: ۱۲ تا ۲۳ اسفند ۸۴
ساعات بازديد: ۱۰ تا ۱۳ و ۱۶ تا ۲۰ - جمعه ها و ايام تعطيل:
۱۶ تا ۲۰ (از همراه آوردن كودكان زير ۱۰ سال خوددارى فرماييد).
نشانى: خيابان ولى عصر بالاتر از نيايش - خيابان چهرازى (رحيمى )، شماره ۲۷ - تلفن: ۲۲۰۵۵۶۲۹
مدير نگارخانه: هنگامه معمرى - مدير روابط عمومى: سحر شهامى پور
نمايشگاه مشترك گالرى درياى نور و گالرى شبنم
گزيده سنگهاى قيمتى و نيمه قيمتى، سنگ و كريستالهاى مخصوص سنگ درمانى _ انواع زيورآلات با سنگ و نقره.
مهندس نادر صنعانى فوق ليسانس معمارى از وين (اتريش) به همراه گروه اش نزديك به ۱۵سال به جمع آورى حدود ۳۰۰۰ نوع سنگ از سراسر جهان مشغول بوده اند. صنعانى تاكنون در: كاخ جهان نما، موزه سعدآباد و موزه دفينه نمايشگاههايى از آثارش را بر پا كرده است.
زمان برگزارى: ۱۱ تا ۱۸اسفند۸۴
ساعت بازديد: ۱۱ تا ۹شب
نشانى: اتوبان كردستان، خيابان ايران شناسى _ ۶۴مترى غربى، برجهاى آ.اس.پ _ همكف تجارى‎/ ادارى شماره ۴۱۸
گالرى شبنم. تلفكس: ۷۷۸۰۹۵۴۳
نگارخانه آريا
نمايشگاه زيورآلات ابوالفضل رهبريان و كامران آراسته
زمان برگزارى: ۱۳ تا ۱۸ اسفند۸۴
ساعات بازديد: ۴ تا ۸ بعدازظهر (ساير روزها ۳ تا ۷)
نشانى: خيابان وليعصر _ بالاتر از سه راه دكتر بهشتى، كوچه زرين _ پلاك۱۱ _ تلفكس: ۸۸۷۱۶۴۰۱
مدير نگارخانه: آريا اقبال
گالرى سيحون
طراحى هاى محسن احمدوند
در اين نمايشگاه ۳۹اثر طراحى از محسن احمدوند به نمايش گذاشته شده است. اين آثار با قلم فلزى و مركب به تصوير كشيده شده اند. احمدوند متولد۱۳۶۰ و فارغ التحصيل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران است.
زمان برگزارى: ۱۴ تا ۱۹اسفند۸۴
ساعات بازديد: ۱۰صبح تا ۶بعدازظهر
نشانى: وزرا _ كوچه چهارم، پلاك۳۰ _ تلفن: ۸۸۷۱۱۳۰۵
مدير نگارخانه: معصومه سيحون
نگارخانه زنگار
نمايشگاه گروهى آثار تجربى تايپوگرافى از بسم الله
زمان برگزارى: ۱۹ تا ۲۲ اسفند ۱۳۸۴
ساعات بازديد: ۱۶ تا ۲۱
(ورود براى عموم آزاد است)
نشانى: خيابان آفريقا (جردن)، بالاتر از ميرداماد، بلوار مينا، پلاك ،۱۹ طبقه اول، واحد ۵
تلفن: در كارت نمايشگاه، شماره تلفن نگارخانه درج نشده است.
مدير نگارخانه: مرمر عباسيان




انجمن هنرمندان نقاش ايران (كميته نمايشگاهها):
به ياد مرتضى مميز
(۱۳ تا ۲۴ اسفند ۱۳۸۴)


كميته نمايشگاههاى انجمن هنرمندان نقاش ايران، به ياد مرتضى مميز اقدام به برپايى نمايشگاهى از آثار هنرمندان معاصر ايران كرده است. شركت كنندگان: مرتضى مميز و محمد احصايى، مينو اسعدى، احمد اسفنديارى، پروانه اعتمادى، آيدين آغداشلو، هانيبال الخاص، رضا بانگيز، ژازه طباطبايى، صادق تبريزى، محمدعلى ترقى جاه، محمد ابراهيم جعفرى، مهدى حسينى، منصوره حسينى، حسينعلى ذابحى، حسين زنده رودى، جلال شباهنگى، سعيد شهلاپور،كوروش شيشه گران، على اكبر صادقى، منوچهر صفرزاده، مسعود عربشاهى، طليعه كامران، پرويز كلانترى، ماركوگريگوريان، پريوش گنجى، بهمن محصص، منوچهر معتبر، سيراك ملكونيان، غلامحسين نامى، گيزلا وارگاسينائى...اين نمايشگاه به همت انجمن هنرمندان نقاش ايران در روز شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸۴ از ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهر در سالن شهيد آوينى دانشكده هنرهاى زيبا، دانشگاه تهران، به منظور بزرگداشت و از ساعت ۷ تا ۹ بعدازظهر در نگارخانه تهران، به منظور افتتاحيه،برگزارمى شود. نمايشگاه تا ۲۴ اسفند ۸۴ ادامه خواهدداشت.
مكان برگزارى: نگارخانه تهران، خيابان انقلاب، خيابان قدس (آناتول فرانس)، ضلع شرقى دانشگاه تهران _ تلفن: ۶۶۴۱۰۹۵۹ (نمايشگاه با هميارى مؤسسه فرهنگى پژوهشى چاپ و نشر نظر برگزارمى شود.)
مسؤول كميته نمايشگاههاى انجمن هنرمندان نقاش ايران: رزيتا شرف جهان
250047.jpg
فرهنگسراى بهمن (گالرى شماره۱)
نخستين نمايشگاه نقاشى
«جمشيد امينى فر» در زير سقف

جمشيد امينى فر، با نام كوچك اش «جمشيد» درحوالى خيابانهاى اطراف دانشگاه تهران، چهره اى آشناست.او كه بر بساط موقت خود در كنج پياده روى تقاطع خيابان فلسطين و انقلاب نام «آتليه سرگردان» گذاشته است، اخيراً با يارى سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران وفرهنگسراى بهمن و حمايت گروه رخ و كامپيوتر آريا موفق به برپايى نخستين نمايشگاه اش در زير سقف (نه در خيابان و در زيرآسمان)، شده است.
زمان برگزارى: ۱۴ تا ۲۵ اسفند ۸۴
ساعات بازديد: ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر
نشانى: فرهنگسراى بهمن _ ميدان راه آهن، ميدان بهمن. تلفن: ۵۵۳۱۲۱۸۰
شاهكارهايى
كه هرگز اكران نشدند
249981.jpg
گاردين
ترجمه: اميررضا نورى زاده
هاليوود اعتبار خود در صحنه فيلمسازى را مديون استعدادهاى درخشان فيلمسازى در دهه هاى مختلف است. اما هر زمانى كه ايده هاى كارگردانان كارآزموده را برخلاف مصلحت ها و منافع خود تلقى كرده، مانع ساخت فيلم هايى شده كه از اين ويژگى  ها برخوردار بوده اند. نشريه گاردين در گزارشى به بررسى برخى از اين پروژه هاى ناتمام پرداخته كه در صورت مشاركت استوديوهاى فيلمسازى هاليوود ممكن بود به بهترين فيلم هاى تاريخ سينما بدل شوند.
ملكه كلى از اريك فون اشتروهايم
در سال ۱۹۲۸ اريك فون اشتروهايم يكى از بزرگترين كارگردانان سينماى صامت كار را به روى فيلم ۵ ساعته خود تحت عنوان «ملكه كلى» با بازى گلوريا سوانسون _ از مشهورترين هنرپيشگان سينماى صامت _ آغاز كرد.
اين فيلم كه ممكن بود از درخشان ترين كارهاى سينماى صامت باشد به فيلم ناقص تبديل شد. فون اشتروهايم فيلم را با كمك هاى مالى شركت تازه تأسيس سوانسون مى ساخت چرا كه از دخالت هاى بى مورد شركت يونيورسال در فيلم «حرص» تجربه بسيار بدى داشت. فيلم داستان زندگى پرافت و خيز شاهزاده وافرام (Wafram) و ملكه رجيناى پنجم بود و اشتروهايم آن را بهترين وسيله براى اثبات خلاقيت هايش و رهايى از سيستم استبدادى استوديوها مى دانست ولى با گذشت سه ماه از فيلمبردارى و در حالى كه فقط يك سوم كار پيش رفته بود، سوانسون از كار كنار كشيد، چرا كه نگران تأخيرهاى ايجاد شده و در نتيجه افزايش چشمگير هزينه ها بود. در اواسط دهه ۱۹۸۰ فيلم بازسازى شد و گرچه كامل نبود، اما نمونه خوبى از شخصيت پردازى هاى پيچيده و ديد بصرى بديع اشتروهايم به شمار مى آمد. به قول يكى از منتقدان در اين فيلم مى توان «اشتروهايم سانسور نشده» و «آزاد» را ديد.شكست «ملكه كلى» نقطه پايانى بر فعاليت اشتروهايم بود و سرآغاز افول گلورياسوانسون هم محسوب مى شد اما اين دو بيست سال بعد در فيلم سانست بولوار ساخته بيلى وايلدر كه هجويه اى راجع به اعمال نظر استوديوها بر استعدادهاى سينمايى بود، همكارى داشتند.
زنده باد مكزيك از سرگئى آيزنشتاين
در دهه ۱۹۲۰ آيزنشتاين فيلمساز پيشرو شوروى با رزمناو پوتمكين و تئورى هاى جديدش در تدوين، چهره سينما را دگرگون ساخت ولى به اعتقاد بسيارى، اگر او موفق به ساخت فيلم زنده باد مكزيك مى شد، شايد اين دگرگونى معنايى تازه مى يافت. حامى مالى آيزنشتاين براى اين فيلم آپتون سنيكر، نويسنده آمريكايى بود كه البته توليد فيلم را قبل از تكميل آن متوقف كرد. دليل اين مسأله تأخيرهاى متعدد در فيلمبردارى، افزايش هزينه ها به دليل شرايط بد جوى در مكزيك و توجه بيش از حد آيزنشتاين به تفسيرهاى اسطوره اى از تاريخ مكزيك بر مى گشت ولى گفته مى شد كه يك تلگراف از سوى شخص استالين كه آيزنشتاين را خائن به شوروى مى دانست نيز در توقف آن بى تأثير نبوده است. با توقف اين پروژه، آيزنشتاين مجبور به بازگشت به شوروى شد و گرچه سنيكر به او قول داد فيلم ناتمام را برايش ارسال كند، دولت شوروى او را از اين كار برحذر داشت. «زنده باد مكزيك» نگاه آزاد و بداهه پردازانه آيزنشتاين به تاريخ، فرهنگ و هنر مكزيك است. او در باقى عمرش هرگز نتوانست فرصتى اين چنين به دست آورد. تا به حال چند نسخه ناقص از اين اثر او ارائه شده است و تأثير اين فيلم را مى توان در آثار كارگردانانى چون لوئيس برنوئل، جالا هيوستون و اورسون ولز مشاهده كرد.
دن كيشوت از اورسون ولز
گرچه اورسون ولز در طول پنجاه سال فعاليت سينمايى چندين پروژه ناتمام داشت اما «دن كيشوت» بى شك بزرگترين آنها به شمار مى آيد. فيلمبردارى اين اثر در سال ۱۹۵۵ آغاز شد و در طول چندين دهه! در اسپانيا، مكزيك و ايتاليا ادامه يافت. او هر زمان كه مى توانست بخشى از هزينه هاى فيلم را تأمين كند، بازيگران و كادر فنى را دور خود جمع مى كرد و دقايقى از فيلم را فيلمبردارى مى كرد. اورسون ولز تا چند ماه قبل از مرگش در سال ۱۹۸۵ همچنان از تكميل اين فيلم سخن مى گفت. ولز در گفت وگويى درباره علاقه بى  حد و حصرش به داستان دن كيشوت گفت: «در دوره اى كه تمامى منطق ها بى معنى به نظر مى رسند و ارزش ها مطلق نيستند، وجود قهرمانانى چون شواليه ها هنوز مى تواند به ما دلگرمى دهد. دن كيشوت يك قهرمان بى زمان است كه به مبارزه با ارزش هاى مدرن مى رود.» فيلم ولز چندين بار دچار وقفه شد ولى او هرگز نااميد نشد پس از مرگ او جسى فرانكو در سال ۱۹۹۲ تلاش كرد تا فيلمى قابل قبول از نگاتيوهاى باقى مانده عرضه كند، ولى موفق نبود. هر چند كه بازى درخشان فرانسيسكو ريگوئرا در نقش دن كيشوت كاملاً به چشم مى آمد. ولز حتى در طول دوران كار حرفه اى اش ساخت چندين پروژه را به اين دليل پذيرفت كه بتواند هزينه هاى اين فيلم را تأمين كند و حتى پس از پايان فيلمبردارى، «نشانى از سر» با عجله به مكزيك رفت تا بخشى از دن كيشوت را فيلمبردارى كند و مديران استوديو يونيورسال از اين غفلت او سوء استفاده كرده و با ديدگاهى غيرحرفه اى شاهكار نوآر او را تدوين مجدد كردند.
Kaleidoscope از آلفرد هيچكاك
در اواسط دهه ۱۹۶۰ دو فيلم ناموفق «مارنى» و «پرده پاره» هيچكاك را از نظر اعتبار تجارى زير سؤال برده بود، اما او بدون توجه به اين شرايط به پروژه جديدى فكر مى كرد كه ممكن بود اثرى راديكال در پرونده درخشان سينمايى اش باشد. اين فيلم داستان يك قاتل زنجيره اى بود كه يكى از قربانيانش يك پليس زن است و يك صحنه قتل با چاقو به شيوه فيلم روانى نيز در فيلمنامه آن به چشم مى خورد.
هيچكاك همچنين قصد داشت از جزئيات چند پرونده واقعى قتل در لندن _ از جمله حمام اسيد و قتل با آمپول هوا _ در اين فيلم استفاده كند. اين پروژه ممكن بود تيره ترين فيلم هيچكاك باشد و حتى خود هيچكاك هم در مورد واكنش مثبت تماشاگران به فيلم دچار ترديد بود. او حتى تصميم داشت كه قصه فيلم را از ديد قاتل روايت كند و در برخى سكانس ها از نور طبيعى و فيلمبردارى به شيوه دوربين روى دست استفاده كند، اما استوديو ام.سى.اى اين پروژه را رد كرد و دليل آن را تيره بودن بيش از حد داستان عنوان كرد.
آنچه از اين فيلم باقى ماند، يك نسخه مات يك ساعته است كه در آرشيو شخصى خود هيچكاك قرار دارد.
ناپلئون از استنلى كوبريك
در سال ۱۹۶۸ كوبريك تصميم به ساخت فيلمى بر اساس شخصيت ناپلئون بناپارت با بازى جك نيكلسون گرفت. او مى خواست اين فيلم را با حفظ تمام ابعاد تاريخى اش بسازد و به دليل نبود جلوه هاى ويژه كنونى، دست كم به پنجاه هزار سرباز نياز داشت. او دو سال روى خاطرات ناپلئون و منابع تحقيقاتى ديگر كار كرد و حتى پيشنهاد كرد با لنزهاى ارزان قيمت كار كند و لباس سياهى لشكرها هم از كاغذ باشد و حتى موافقت ارتش رومانى را هم براى بكارگيرى ده ها هزار سرباز رومانيايى در ميدان جنگ جلب كرد، ولى استوديو متروگلدوين ماير با وجود اين صرفه جويى ها در سال ۱۹۶۹ اين پروژه را رد كرد و كوبريك نيز به همين دليل به وارنر كوچ كرد، اما در آنجا هم على رغم موفقيت فيلم هايى چون برى ليندون و Shining هرگز نتوانست مسؤولان آن استوديو را راضى به ساخت ناپلئون كند.
يك پنجره
ناصر صفاريان
Nasser@saffarian.ws
۱
آن طور كه گفته مى شود و كم و بيش هم قطعى است، چند فيلم كمدى براى اكران نوروزى انتخاب شده. به شيوه اين چند سال و به سنت سال هاى دور سينما البته. اين كه نوروز است و به هر حال روزهاى خنده و شادى است درست، ولى تنوع را فراموش نكنيم. جنس بايد جور باشد. اين راز موفقيت درهمه جاست. سينما هم نبايد از اين نكته غافل بماند. پس تا دير نشده دست اندركاران به فكر جورى جنس باشند.
۲
هميشه فكر مى كردم چرا دو سريال ديدنى «هزاردستان» و «كوچك جنگلى» وارد شبكه ويديويى كشور نمى شود. آن هم وقتى اين همه مجموعه تلويزيونى نازل كه فقط به درد خوراك آنتن مى خورد و ارزش دوباره ديدن هم ندارد چه رسد به آرشيو كردن و داشتن، يكى يكى در قالب ويدئو عرضه مى شود.
به تازگى فهميدم «هزار دستان» مدتى است به صورت ويديويى عرضه شده. البته با حذف هايى نسبت به آنچه پيش از اين از تلويزيون پخش شده بود. تعجب از اين بخش بماند براى بعد؛ تعجب كنونى ام از بى سروصدا عرضه كردن اين محصول ماندگار است.
وقتى مجموعه اى مانند «دردسر والدين» و يا سريالى در حد واندازه «خوش ركاب» قرار است وارد بازار ويديويى شود، تمام شبكه هاى تلويزيونى از بام تا شام در ميان _ تقريباً _ همه بخش هاى پيام هاى بازرگانى به تبليغ آن مشغول مى شوند و اطلاع رسانى مى كنند. ولى حالا در مورد اين اثر ارزنده، چرا نه سرى و نه صدايى؟ جالب است كه همه اينها از توليدات خود تلويزيون است و هيچ كدام محصول بخش خصوصى نيست. پس چرا تبعيض در مورد پخش آگهى فيلم هاى روى پرده سينما _ كه به آن عادت داده شده ايم _ در مورد محصولات خود سازمان هم وجود دارد؟!
۳
اقتباس از داستان هاى نويسندگان معاصر براى ساخت فيلم سينمايى _ به خودى خود _ خبر خوبى است. اگر هم در سينماى ايران اتفاق بيفتد كه مهمترين مشكل _ و اشكال _ اش همچنان فيلمنامه است، اين خبر خوب، بسيار خوب تر جلوه مى كند. آن طور كه اعلام شده، «عادت مى كنيم» زويا پيرزاد، «استخوان خوك و دستهاى جذامى» مصطفى مستور و «دكتر نون، زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد» نوشته شهرام رحيميان با حمايت بنياد سينمايى فارابى ساخته خواهد شد _ توسط بخش خصوصى البته.
ظاهراً شيوه كار اينگونه است كه ابتدا همه كارها انجام مى شود و بعد تازه مى روند سراغ نويسنده تا موافقتش را جلب كنند! مسؤول دفتر سينماى اقتباسى در بنياد فارابى گفته: «اين دفتر بعد از مطالعه و تصويب آنها از نقطه نظر تطبيقى و سينمايى، موافقت خود را با توليد و حمايت از پديدآورندگان اعلام كرده است. «دكتر نون، زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد» مورد تأييد قرار گرفته ودر حال مذاكره با نويسنده و فيلمنامه نويسان هستيم. ضمناً در خصوص رمان «عادت مى كنيم» نيز به زودى مذاكره خودرا با زويا پيرزاد براى خريد اثر انجام مى دهيم.
۴
اين هم از كتاب دهم «تأملات» ماركوس اورليوس _ كه بعدها بيشتر درباره اش خواهم گفت:
مگذار كسى را ياراى آن باشد كه به راستى گويد تو ساده يا نيك نيستى. اگر كسى درباره ات چنين انديشد، بگذار دروغزن باشد و اين به تمامى در توان توست. چه كسى است كه تو را از نيكى و سادگى بازدارد؟ سر آن دار كه ديگر زنده نباشى جز آنكه چنان باشى. چه اگر نيك و ساده نباشى، خرد نگذاردت تا زنده باشى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |