دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Mar 6, 2006
گزارش
۳۴۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
پرسش هاى بى شمار درباره ارواح
آنها واقعاً اطرافمان
پرسه مى زنند؟!
250020.jpg
وفا شمس
«با اين شيوه مى توانيد از روح خود عكس بگيريد.» تعجب نكنيد! جمله فوق مربوط به گزارش امروز نيست. چندى پيش يكى از نشريات داخلى كشور آن را تيتر اول خود كرد و در كنارش نيز عكسى تاريك و مبهم از چيزى به چاپ رسانيده بود كه توجه اكثر عابران را به خود جلب مى كرد. پرداختن به چگونگى اطلاع رسانى اين نشريات از حوصله اين گزارش خارج است، اما نكته مهمى در كنار آن وجود دارد كه بايد تحليل شود. طبق آمار سازمان ملى جوانان ۷۰ درصد جمعيت كشور را جوانان زير ۲۹ سال تشكيل مى دهند كه بسيارى از آنان با كنجكاوى اين اخبار را دنبال مى كنند. در چند ماه گذشته «احضار روح» موضوع مورد توجه نشريات عامه پسند بود و تأثير مستقيمى نيز بر جامعه گذاشت. به نوشته يكى از روزنامه هاى داخلى چندى پيش يك خوابگاه دانشجويى به خاطر وحشت از احضار روح تعطيل شد. درحالى كه كتابها، فيلمهاى مستند و تعدادى از روزنامه ها و نشريات موضوع «روح» را محور اصلى مورد بحث خود قرار مى دهند كه اين از كنجكاوى و علاقه مندى جوانان نمى كاهد. اصولاً مسائل ماورايى هميشه جذابيت خاصى دارند. آگاهى نداشتن از چيزى آزمندى دانستن را افزايش مى دهد. حيات پس از مرگ و اينكه جسم در زمين حبس مى شود و روح آزاد به گردش در مى آيد و اينكه روح با تجمع عده اى در يك مكان تاريك و خواندن وردهاى مختلف و تكان شىء و شنيدن صدايى مبهم، خود را ظاهر مى كند، تبديل به مسأله اى بسيار طبيعى شده است. از آنجا كه بشر هميشه در حال جست و جو و كشف ناشناخته هاى جهان است، كنجكاوى در مورد «روح» نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
در مورد مسأله «روح» ديدگاهها و پرسشهاى مختلفى وجود دارد، چرا كه وقتى به مرگ مى انديشيم و پايان زندگى خود را تصور مى كنيم، سؤالهاى بيشمارى ذهنمان را پر مى كند، همه مى خواهيم بدانيم مرگ با انسان چه مى كند و بعد از مرگ چه وضعى خواهيم داشت. مرحوم استاد محمدتقى فلسفى در كتاب «گفتار فلسفى» نظريه دو گروه از فلاسفه را مورد بررسى قرار داده است. يكى نظريه فلاسفه مادى و منكرين ماوراى طبيعت و آن ديگر، نظريه گروهى از فلاسفه الهى كه طرفدار بقاى روح و معتقد به حيات پس از مرگ هستند. گروه ديگر از فلاسفه الهى كه بقاى روح را تأييد نمى كنند، ادامه طرفداران آن نظريه را قانع كننده نمى دانند و سرانجام به جهان بينى مكتب انبيا و تعاليم پيامبران الهى برخورد مى كنيم كه با قاطعيت از راه وحى به مردم اعلام كرده اند روح پس از مرگ، به عالم ديگر منتقل مى شود و همچنان زنده و پايدار مى ماند. همچنين امام صادق (ع) مى فرمايد: «آدمى از شأن دنيا و شأن آخرت آفريده شده است. موقعى كه خداوند اين دو شأن را با هم جمع مى كند، زمينه زندگى انسان در كره خاكى فراهم مى آيد. چه شأن سماويش به دنيا نازل شده است، موقعى كه اين دو شأن از هم جدا مى شوند، مرگ فرا مى رسد و شأن اخروى به آسمان برگشت داده مى شود. به اين ترتيب روح و نور را به قدس اولى عودت مى دهند و جسد كه از شأن دنياست در كره خاكى رها و در خاك متفرق مى شود و مى پوسد و مواد آن به مخازن طبيعت مى پيوندد، اما روح همچنان متحرك و پايدار است.»
چهارده قرن قبل، قرآن شريف درباره روح سخن گفته و آن را از امور مربوط به خداوند معرفى كرده و صريحاً خاطرنشان ساخته آگاهى و اطلاع بيشتر نسبت به اين راز نهفته و حقيقت ناشناخته و مجهول، كم و ناچيز است.» «ويسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما اوتيتم من العلم الا قليلا (اى رسول گرامى كسانى از تو درباره روح پرسش مى كنند، در پاسخ به آنان بگو، روح از امر خداوند است و به شما در اين باره جز علم كمى اعطا نشده است.» همچنين در برخى آيات حالت پس از مرگ به حالت خواب رفتن انسانها تشبيه شده است: «الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها فيمسك التى قضى عليها الموت و يرسل الاخرى الى اجل مسمى، ان فى ذالك لايت لقوم يتفكرون.»
مدعيان تسخير ارواح!
اشخاص فراوانى در سراسر جهان وجود دارند كه ادعا مى كنند مى توانند با ارواح مردگان ارتباط پيدا كنند و آنان را از جسمى به جسم ديگر منتقل و يا آنان را در زمين محبوس كنند. حتى برخى پا را فراتر نهاده و مدعى هستند، مى توانند روح انسانهاى زنده را به دوردستها بفرستند و هزاران روش ديگر براى تسخير ارواح!!! حجت الاسلام سيد ابراهيم بحرينى مدرس حوزه علميه مى گويد: قرائت اسلام در مورد روح تنها يك چيز است و آن اينكه بعد از مرگ جسم به عالم خاك بر مى گردد و روح به عالم ملكوت بازگشت داده مى شود! احضار روح بعد از مردن افراد مردود است. مخصوصاً ارواح بزرگان، انبياء و معصومين كه به هيچ وجه در دسترس انسانها قرار نمى گيرد و كسانى كه مبادرت به اين امر مى كنند، تنها بازيگران صحنه سازى خود هستند. حقيقت روح هرچه باشد و فلاسفه مادى و الهى در نفى و اثبات آن با هر بيان سخن بگويند، اثرى در جهان بينى مكتب پيامبران نمى گذارد، زيرا تمامى انبياى الهى در طول قرنهاى متمادى به استناد وحى باريتعالى، به مردم اعلام كرده اند كه مرگ پايان زندگى بشر نيست، بلكه انتقال از عالمى به عالم ديگر است و روحش در عالم غيب و جهانى كه نمى شناسيم، باقى و جاودان است.» در دنياى پيشرفته امروز وضع دانشمندان از نظر شناخت عمق و ماهيت روح تغيير چندانى نكرده است. دكتر اوستاس چسر پزشك و روانشناس انگليسى مى گويد: «در سال هاى اخير بسيارى از متفكران و دانشمندان سعى كرده اند اينگونه مسائل را مورد بررسى قرار دهند، اما از آنجا كه مسأله روح بسيار پيچيده و مبهم است، آن را كنار گذارده و تنها درباره ذهن يا روان يعنى مجموعه احساسات و عقايد و افكار به كنجكاوى و مطالعه مى پردازند.» اين در حالى است كه دكتر كارل، دانشمند معروف در حدود نيم قرن قبل در كتاب خود نوشته: «تا امروز هيچ دليل علمى براى بقاى بعد از مرگ وجود ندارد، ولى هيچ كس نمى تواند ادعا كند در آتيه چنين علمى به وجود نخواهد آمد. مطالعه مرتب كيفيات متاپسيشيك، بلاشك در شناخت خصايص روانى به ما كمك خواهد كرد. همان طور كه تحقيق آثار مرضى سبب شده است كه بهتر فيزيولوژى دستگاه عصبى را بشناسيم.»
پاسخى كاذب براى نيازهاى واقعى!
در كشور ما نيز مسائلى نظير «احضار روح» يا «تسخير ارواح مردگان» مورد بحث و بررسى قرار گرفته. دكتر ناصر قاسمزاد، روانشناس معتقد است، اينگونه مسائل به فرهنگ و اعتقادات يك جامعه بستگى دارد: «دو عامل در فرهنگ كشور ما تأثيرگذار است. اولين عامل مربوط به مسائل اعتقادى و مذهبى مردم است و ديگرى تأثير فرهنگ غرب به واسطه نبود الگوهاى كارآمد و متناسب با عرف جامعه است. بسيارى از بزرگان دينى و مراجع تقليد به نوعى مخالفت خود را با چنين مواردى نظير احضار ارواح، كف بينى، رمالى و... اعلام داشته اند.» دكتر قاسمزاد معتقد است، دشمنان دين براى زير سؤال بردن باورهاى اصيل مردمى شبهات زيادى در اين مسأله به وجود آورده اند: «به نظر من بسيارى از غربى ها به دليل روزمرگى و زيستن در هيجانات كاذب و داشتن خلأهاى هويتى به اينگونه مسائل روى مى آورند و در كشور ما مردم به دلايل زيادى از جمله مسائل اقتصادى و مالى كه عامل اصلى فقر فرهنگى است به مسائل توجه نشان مى دهند. اما اين تنها يك سوى سكه است. از آنجا كه حدود ۵۰ ميليون نفر جوان در كشور وجود دارد، نمى توان كنجكاوى و خلاقيت و پويايى آنها را ناديده گرفت. تخيلات و خواسته هايى كه تمام نشدنى است. اين پويايى و آزمندى در غرب نمود بيشترى دارد. در ايران و كشورهاى در حال توسعه كه با اين قبيل مسائل روبروست، مردم براى يافتن پاسخى (كاذب) به نيازهاى خود به اين كارها روى مى آورند، اما فراموش نكنيم بسيارى از خرافات را چاشنى دين كرده اند تا از ارزش دين بكاهند.»
قاسمزاد مى افزايد: «اما از لحاظ علمى اين مسأله به صورتى ديگر بررسى شده. قريب به دو دهه است، پاراسايكولوژى (فرا روانشناسى) در غرب اسكانديناوى، روس و سوئد مورد بررسى قرار گرفته، اما تا علم به محيط آزمايش وارد نشود، نمى تواند نتيجه درستى ارائه دهد. در آنجا بعضى از افراد انرژى هاى خاصى دارند كه مى توانند كارهاى خاصى انجام دهند. دانشمندان به اين شيوه TM يا مراقبه ذهنى معتقد هستند. فرد با اين روش قادر است ۲۰ دقيقه مانع ورود افكار مزاحم در ذهنش شود و به آرامش بالا برسد. اين موضوع را اولين بار «ماهارشى» هندى تبار به صورت مراسمى انجام داد. همچنين TM مى تواند در درازمدت موجب تغييراتى در بيوشيمى خون شود كه اضطراب را كاهش دهد و زمينه هاى سلامتى را به وجود آورد. اما علم پيش از اين (يوگا، TM) پاى خود را فراتر نگذاشته، چرا كه همانطور كه قبلاً اشاره كردم، در محيط آزمايشگاهى نيامده است.»
شايد كتاب «غرق در نور» بتى جى ايدى را خوانده باشيد. بسيارى معتقدند اين كتاب تنها داستان مردن بتى جى به هنگام عمل جراحى و بازگشت او به زندگى نيست. بلكه در واقع سفرى است به «درون» معنى اين جهان. دكتر ملوين موريس، پزشك مسؤول مراقبت هاى ويژه بيمارستان سياتل واشنگتن در مورد داستان بتى مى گويد: «به ياد دارم پسرى را كه بعد از جان به در بردن از يك سكته قلبى به والدينش گفته بود: «راز عجيبى دارم كه بايد به شما بگويم، از پلكانى بالا مى رفتم كه به بهشت مى رسيد.» آن پسر جوانتر از آن بود كه بتواند منظورش را توضيح دهد. كتاب بتى حاوى همان راز عجيب است. اين راز درباره زندگانى بعد از مرگ نيست، بلكه رازى است در مورد خود زندگى. بتى بعد از بازگشت از مرگ بالينى، درباره تأسيس يك كليساى جديد يا علاج فورى بيمارى ها حرف هاى بزرگ نمى زند. فقط خيلى ساده از عشق صحبت مى كند.
هنوز رمز و رازهاى زيادى وجود دارد. پيشرفت هاى علمى همچون تاريخ نيست كه نتوان دقيقاً آن را بررسى كرد. هر چند نمى توانيم منكر پيشرفت اين رشته نيز باشيم. اما دنياى اطراف ما علم را انتخاب مى كند، نه براى آنكه به ما بگويد چگونه بوديم، بلكه براى آنكه به ما بياموزد چگونه هستيم و چگونه مى توانيم باشيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |