دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Mar 6, 2006
جوان
۳۴۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
جوانان و رضايتمندى
جوانان و رضايتمندى
دلخوشى هاى كوچك زندگى
249987.jpg
Minoozabetian84@yahoo.com  مينو ضابطيان
دختر جوان با اشتياق و هيجان فراوان از برنامه اى كه براى ايام نوروز و تعطيلات بهارى اش در نظر گرفته بود سخن مى گفت، برنامه اى كه با دقت و مهارت و بسيار هدفمند چيده شده بود و به او امكان مى داد در كنار كسانى كه دوستشان دارد از روزهاى شروع سال بهترين استفاده را ببرد!...
... هنوز در نيمه راه مسير و حرف هايى درمورد روزهاى آينده بود كه دوستش با حسرت حرف هاى او را قطع كرد و گفت:
«خوش به حال آدم هاى پولدار و مرفه اى كه از چند ماه قبل سفر خارجى خوشان را تعيين كرده و هتل ۵ ستاره اى را هم رزرو كردند و ... ! اما ما چى؟! خيلى هنر كنيم يك هتل پرستاره زير سقف آسمان داخل يك آبادى و روستا داشته باشيم و با غذاى ساده اى سرخودمان را گرم كنيم و به ديدن ۴ تا درخت و رودخانه و آثار باستانى دل خوش كنيم!»
... سكوتى كرد و به فكر فرورفت. پس چرا براى من اين برنامه ريزى تا اين حد لذتبخش و خوشايند به نظر رسيده است!؟ چرا من تا به حال خودم را با چنين افرادى مقايسه نكرده ام و چرا از كوچكترين اتفاق و موفقيت و نظم زندگى ام لذت مى برم؟! راستى تعريف خوشبختى، رضايتمندى، شادكامى و سعادت چيست؟!
رسيدن به خرسندى و خوشبختى چه حالى دارد؟
« خوشبختى» و «سعادتمندى» رسيدن به وضعيتى است كه در آن جسم و روح آسوده و آرام هستند،رسيدن به نوعى آرامش درونى كه با خرسندى و رضايتى حقيقى همراه است. شادى و رضايتى كه در بسيارى مواقع عامل علاقه و عشق به زندگى مى شود و درحالى كه شايد عده زيادى از اين افراد شادكام و خوشبخت چندان وضعيت  مالى خوبى نداشته باشند اما از بسيارى از افراد مرفه بيشتر لذت مى برند و از لحظه لحظه عمرشان بهره بيشترى مى گيرند.
تا به حال از خودتان پرسيده ايد چرا بعضى از دوستان و اطرافيان با وجود داشتن امكانات ظاهرى بسيار خوب، هميشه از زندگى گله دارند؟ چرا دوست جوانتان با داشتن همسرى مناسب، وضعيت مالى نسبتاً خوب و كارى پردرآمد، همچنان حسرت مى خورد و به ظاهر زندگى ديگران نگاه مى كند و از همه امتيازاتى كه خود دارد غافل است؟!
علل آن آرامش و اين آشفتگى روحى چيست؟
يكى از دلايل نارضايتى ها خصوصاً در جوانان نرسيدن به آرزوهايى است كه به آنها دل بسته اند.
اگر هر لحظه به چيزى دل ببنديم و با ديدن زندگى ديگران هر روز و هر لحظه آرزوى داشتن چيزهاى رنگارنگ و متفاوتى را داشته باشيم و به قول معروف از اين شاخه به آن شاخه بپريم با نرسيدن به آنها دائماً سرخورده شده و محرك و انگيزه  لازم براى رضايت از زندگى را از دست مى دهيم، درحالى كه اگر با دقت و برنامه ريزى هدف هايى را براى زندگى خود معين كرده و سپس با ارزيابى شرايط موجود براى رسيدن به آنها تلاش كنيم. همين تلاش و فعاليت نيز، احساس خوشبختى و شادكامى را ايجاد خواهد كرد و مهمتر از همه به شما اين امكان را خواهد داد كه در اوج فعاليت  و مشغله كارى به فكر خوشبختى و رضايت سايرين هم باشيد.
چند راه ساده براى رسيدن به آرامش درونى
۱- عوض فكر كردن به آنچه نداريد و مقايسه دائم زندگى خود با ديگران، به آنچه داريد فكر كنيد و بدانيد تنها شخصى كه مى تواند به شما كمك كند تا اين آرامش را تجربه كنيد خودتان هستيد و اگر قرار است مقايسه اى انجام دهيد سعى كنيد اين كار عاقلانه باشد، يعنى خود را با افرادى كه وضعيت نامناسب ترى نسبت به شما دارند مقايسه كنيد.
۲- ياد خدا آرامش بخش است خوشى وناراحتى را با ياد خالق مهربان سپرى كنيد.
۳- شاد زيستن را با خود تمرين و تكرار كنيد:
همه مى دانيم كه تكرار و تمرين در يادگيرى آنچه آموخته ايم كمك بزرگى است به روزى كه كاملاً و از درون احساس خوشبختى داشته ايد فكر كنيد و آن روز را بطور دائم با خود مرور كنيد تا ضمير ناخودآگاه شما به خوبى با آن آشنا شود و احساس رضايت درونى به مجموعه عادات شما اضافه شود. احساس رضايت و خوشبختى نوعى مهارت است، مهارتى شبيه نواختن پيانو، پرتاب توپ بسكتبال در حلقه و نوشتن و... . هرچه بيشتر روى آن كار كنيد خرسندتر خواهيدشد. پس زمانى را به تمرين براى فكركردن به تمام نعمات و چيزهاى خوبى كه داريد بگذرانيد تا آنها ملكه ذهنتان شوند.
۴- يك لبخند ساده گاهى وقت ها بسيار كارساز است. نقشى كه يك لبخند درچهره ما ايجاد مى كند به خودمان و ديگران خاطرنشان مى كند كه زندگى در كنار سختى ها و ناملايمت هايش روزهاى خوب، خاطره انگيز و رضايت بخشى هم دارد.
۵- حتى در شرايط سخت و ناخوشايند هم به روزهاى خوش زندگى فكر كنيد و در ناراحتى ديگران با روحيه اى خوب به آنها كمك كنيم. همدردى با يك دوست به معناى آن نيست كه همراه او زانوى غم بغل گيريم و از اين يكدلى خود احساس رضايت داشته باشيم. بلكه بهتر است هوشيارانه براى رفع غم از وجود او تلاش كنيم.
۶- خوش بينى را فراموش نكنيد. ديدن نيمه پر ليوان بسيار جذاب تر و اميدواركننده تر از نيمه خالى آن است. از نگرانى هاى بى موردى كه راه رضايت، خوشبختى و خرسندى را سد مى كنند پرهيز كنيد چون تحقيقات نشان داده اند، نگرانى دشمن شماره يك خوشبختى است.
۷- خوشبختى را در لابه لاى پول و ثروت و مقام و... جست و جو نكنيد. بهتر است به بسيارى از افراد ثروتمند و مرفه اى فكر كنيد كه از مهمترين نياز انسانى يعنى داشتن كسى كه از صميم قلب و تنها به خاطر خودشان، دوستشان داشته باشد محروم هستند، خواهيد ديد پول گره گشا نيست.
۸- خود و ديگران را دوست داشته باشيد. عشق ورزيدن به خود و مردم نوعى آرامش و لذت درونى را ايجاد خواهدكرد كه تا تجربه نكنيد، درك آن مشكل است.
۹- احساس خوشبختى موفقيت بزرگ زندگى است.
مى توان در برخى از جنبه هاى زندگى شكست خورد و موفق نبود اما اگر آنقدر عاقل باشيم كه دراحساس خرسندى موفقيت به دست آوريم. به كمك آن موفقيت هاى بعدى هم حاصل مى شود.
۱۰- به جسم و روح خود استراحت دهيد: فرار از روتين زندگى يا به قول خودمان تكرار مكررات براى چندروز، بسيار انرژى بخش است و باعث مى شود بعد از گذشت اين چند روز قلباً و با آمادگى بيشتر پذيراى شكل معمول زندگى باشيم و به عبارتى از آن لذت بيشترى ببريم.
۱۱- همه ما روزانه درمورد موضوعات مختلفى چون شغل، درآمد، ورزش، مشكلات مختلف اجتماعى و اقتصادى و... با هم صحبت مى كنيم. اما در ارتباط با موضوع خوشبختى و حس سعادتمندى كه رسيدن به آن براى همه مردم هدف است (كه البته هركس خوشبختى را درگرو رسيدن به هدف يا اهدافى خاص مى داند) كمتر صحبت مى كنيم. اگر به شيوه تبليغات و كارهاى تبليغاتى توجه كنيد متوجه خواهيدشد كه تكرار يك موضوع تا چه حد آن را در باور و عادات ما جايگزين مى كند و باورهاى قبلى را ازبين مى برد.
براى مثال:
زمانى كه قصد كردند اتومبيل «شورلت» را به مردم معرفى كنند دائماً با تبليغات مختلف به مردم گفتند كه «شورلت بهترين اتومبيل دنيا را مى سازد!» و اينگونه شد كه خريداران و مصرف كنندگان هم به اين باور رسيدند.
آيا كار سختى است كه با خود مرور كنيم من خوشبختم و امكانات و شرايطى دارم كه عامل موفقتيم خواهدبود؟!
دنباله چه مى گردى؟
Donchemig@yahoo.com
249996.jpg
دنبال يكى از دوستانم در همدان مى گردم. مرتضى بختيارى كه دانشجوى دانشگاه آزاد بود. او مدتى هم در تهران كار مى كرد. اگر كسى او را مى شناسد به من اطلاع بدهد.
سعيد زمانى
Zamani-ssa@yahoo.com
من علاقه مند به يادگيرى مجسمه سازى هستم. در شهر ما خرم آباد كسى را نمى شناسم كه بتواند به من آموزش بدهد. لطفاً به من كمك كنيد.
اميد پناهى
Panahiomi@hatma.com
براى برگزارى نمايشگاه نقاشى در تهران احتياج به راهنمايى دارم. من سه سال است كه نقاشى مى كشم اما نمايشگاه نداشته ام. لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
سميرا غياثى
Spring2714@yahoo.com
مى خواهم براى تبليغ صلح و دوستى با دوچرخه به تمام كشورهاى اروپايى بروم. اگر كسى مى تواند به من كمك كند، با من تماس بگيرد.
Shaman1358@yahoo.com
دنبال دوستانم حميد رضايى، جلال تبرك و عليرضا شيخى مى گردم.
سياوش صالحى
Salehi-siah11@yahoo.com
يك پيشنهاد
250011.jpg
سلاخ خانه شماره پنج
«كورت ونه گات جونيور» يكى از مشهورترين داستان نويس هاى معاصر جهان است. سبك منحصر به فرد او در تشريح وقايع و دراماتيزه كردن ماجراها، در محافل فرهنگى و ادبى دنيا، بسيار موردتوجه قرار گرفته است. رمان سلاخ خانه شماره پنج يكى از شاهكارهاى اوست كه تاكنون بارها تجديد چاپ شده. ماجراى سلاخ خانه شماره پنج، بمباران شهر درسدن آلمان توسط آمريكايى ها در زمان جنگ جهانى دوم است كه طى آن حدود سى و چهار هزار نفر جانشان را از دست دادند. بعد از اين حمله وحشتناك، زندانيانى كه جان سالم به در برده بودند، مأمور جمع آورى جنازه ها شدند.
ونه گات يكى از شاهدان اين ماجرا بوده و در اين رمان با دقت فراوان جزئيات اين ماجرا را بيان كرده. البته رمان داستان يك خط و سرراستى ندارد. اگر اهل خواندن داستان هاى پيچيده با راويان عجيب و غريب هستيد، سلاخ خانه شماره پنج را از دست ندهيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |